بازارسال شده از گروه آموزشوپرورش و فنیوحرفهای مرکز پژوهشهای مجلس
۸:۵۷
بازارسال شده از پایگاه خبری تشکیلاتی بُعثنا
┄┅═☫ @boesna_news ☫═┅┄
۴:۳۲
در سوگ جگرگوشههای میناب
شهرام رامشت
موشک باران مدرسهای در شهرستان #میناب در روز اول #جنگ_رمضان اتفاق عجیبی بود که باعث شهادت بیش از ۱۶۵ دانشآموز و معلم شد و بهت جامعه جهانی را برانگیخت. بعد از این حادثه تلخ، هر که اندک وجدانی در شاکله وجودیاش باقی بود، از این حادثه به رنج آمده و دهان به دادخواهی گشود (۱). در همین راستا، کنشهای مختلفی در داخل توسط افراد مختلف سیاسی و دانشگاهی انجام شد.
#وزیر محترم آموزش و پرورش نامههایی به سلیم المالک؛ مدیرکل سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی جهان اسلام (#آیسسکو)، خالد العنانی؛ مدیر کل #یونسکو و کاترین راسل؛ مدیر اجرایی #یونیسف ارسال کردند و ضمن گزارش جنایات صورت گرفته از آنها درخواست کردند تا این عمل دشمنان خونخوار #انسانیت را #محکوم کنند (۲).
علاوه بر ایشان، دبیرکل کمیسیون ملی #یونسکو در ایران، در نامهای به دبیران کل کمیسیونهای ملی کشورهای عضو یونسکو، نسبت به حملات اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران #ابراز_نگرانی شدید کرده (!) و از کمیسیونهای ملی یونسکو خواسته است با فعالسازی دیپلماسی علمی و فرهنگی، در گسترش صلح و پاسداشت میراث مشترک بشری و حقوق بینالملل نقش مؤثر ایفا کنند.
جمعی از اساتید #علوم_تربیتی دانشگاههای مختلف کشور نیز با تنظیم و ارسال نامهای به دبیر کل سازمان ملل، کشتار کودکانمان در میناب را #محکوم کردند. که به زعم ایشان، این پیگیری منجر به صدور بیانیهای صریح توسط یونسکو در #محکومیت جنایت تجاوز به مدرسه میناب شده است. (۳)
اینکه #منفعل نباشیم و نسبت به این جنایت، حرف و کنشی داشته باشیم، فی نفسه بد نیست؛ اما این رویکرد نیز انفعالی ضمنی در خود دارد که باعث میشود این کنشها به اندازه کافی راهگشا نباشند.
پیشنهاد میکنم #وزیر محترم، به عنوان نماینده تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران، نامهای به تمام وزرای تربیت در جهان نوشته و ضمن شرح جنایات صورت گرفته، به آنها هشدار دهند که داعیه داران #صلح و #برابری در سازمانهای جهانیِ صهیونیستی، هیچ ابایی از کشتار #دانش_آموزان بیگناه در کشورهای شما ندارند کما اینکه اخیراً در غزه و ایران این را اثبات کردهاند. بود و نبود این نهادها نفعی به حال شما ندارد؛ جز اینکه هر از چندی همه اعضا را با اسناد بالادستی صهیونیستی مورد تحکم قرار میدهند. وقت آن رسیده که جملگی از این نهادها خارج شویم که از #ابراز_نگرانی و #محکومیت آنها آبی برای شما گرم نمیشود (۴). حتی شاید خوب باشد که وزیر محترم ابتکار عمل را در دست گرفته و پیشنهاد تأسیس یک سازمان جدید فرهنگی را به جهانیان بدهند و #سیاست_کلان تربیتی ایران را در سپهر انقلاب اسلامی در فضای بینالمللی دنبال کنند.
پینوشت:(۱) از عدهای بگذریم که حتی پس از تأیید مقامات آمریکایی به نقل از رویترز (نه بسیج نیوز) هنوز میگویند موشکهای میناب کار خودشان است تا مظلوم نمایی کنند! خدا همه ما را هدایت کند...(۲) متن نامهها در این صفحه قابل رؤیت است.(۳) نکاتی درباره این کنش اساتیدم دارم که اگر سایر اساتید نفرمودند، ادا میکنم؛ إنشاءالله.(۴) واقعاً از این ابراز نگرانیها و محکومیتها چه منفعتی به ما میرسد؟ مگر در همین جنگ رمضان، دبیر کل سازمان ملل ابراز نگرانی نکرده؟ چه نفعی برای مردم ما دارد و خواهد داشت؟ دوران سازمانهای بینالمللی پساجنگ جهانی دوم و نظمی که ایجاد کردند، به سر آمده. هر چه زیر بار ظلم آنها رفتیم کافیست؛ در طلیعه نظم جدیدی هستیم و طرحی نو میخواهیم...
#سیاست_تربیتی #خطمشی_تربیتی #تربیت_انقلابی🧭 @education_policy
موشک باران مدرسهای در شهرستان #میناب در روز اول #جنگ_رمضان اتفاق عجیبی بود که باعث شهادت بیش از ۱۶۵ دانشآموز و معلم شد و بهت جامعه جهانی را برانگیخت. بعد از این حادثه تلخ، هر که اندک وجدانی در شاکله وجودیاش باقی بود، از این حادثه به رنج آمده و دهان به دادخواهی گشود (۱). در همین راستا، کنشهای مختلفی در داخل توسط افراد مختلف سیاسی و دانشگاهی انجام شد.
#وزیر محترم آموزش و پرورش نامههایی به سلیم المالک؛ مدیرکل سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی جهان اسلام (#آیسسکو)، خالد العنانی؛ مدیر کل #یونسکو و کاترین راسل؛ مدیر اجرایی #یونیسف ارسال کردند و ضمن گزارش جنایات صورت گرفته از آنها درخواست کردند تا این عمل دشمنان خونخوار #انسانیت را #محکوم کنند (۲).
علاوه بر ایشان، دبیرکل کمیسیون ملی #یونسکو در ایران، در نامهای به دبیران کل کمیسیونهای ملی کشورهای عضو یونسکو، نسبت به حملات اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران #ابراز_نگرانی شدید کرده (!) و از کمیسیونهای ملی یونسکو خواسته است با فعالسازی دیپلماسی علمی و فرهنگی، در گسترش صلح و پاسداشت میراث مشترک بشری و حقوق بینالملل نقش مؤثر ایفا کنند.
جمعی از اساتید #علوم_تربیتی دانشگاههای مختلف کشور نیز با تنظیم و ارسال نامهای به دبیر کل سازمان ملل، کشتار کودکانمان در میناب را #محکوم کردند. که به زعم ایشان، این پیگیری منجر به صدور بیانیهای صریح توسط یونسکو در #محکومیت جنایت تجاوز به مدرسه میناب شده است. (۳)
اینکه #منفعل نباشیم و نسبت به این جنایت، حرف و کنشی داشته باشیم، فی نفسه بد نیست؛ اما این رویکرد نیز انفعالی ضمنی در خود دارد که باعث میشود این کنشها به اندازه کافی راهگشا نباشند.
پیشنهاد میکنم #وزیر محترم، به عنوان نماینده تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران، نامهای به تمام وزرای تربیت در جهان نوشته و ضمن شرح جنایات صورت گرفته، به آنها هشدار دهند که داعیه داران #صلح و #برابری در سازمانهای جهانیِ صهیونیستی، هیچ ابایی از کشتار #دانش_آموزان بیگناه در کشورهای شما ندارند کما اینکه اخیراً در غزه و ایران این را اثبات کردهاند. بود و نبود این نهادها نفعی به حال شما ندارد؛ جز اینکه هر از چندی همه اعضا را با اسناد بالادستی صهیونیستی مورد تحکم قرار میدهند. وقت آن رسیده که جملگی از این نهادها خارج شویم که از #ابراز_نگرانی و #محکومیت آنها آبی برای شما گرم نمیشود (۴). حتی شاید خوب باشد که وزیر محترم ابتکار عمل را در دست گرفته و پیشنهاد تأسیس یک سازمان جدید فرهنگی را به جهانیان بدهند و #سیاست_کلان تربیتی ایران را در سپهر انقلاب اسلامی در فضای بینالمللی دنبال کنند.
پینوشت:(۱) از عدهای بگذریم که حتی پس از تأیید مقامات آمریکایی به نقل از رویترز (نه بسیج نیوز) هنوز میگویند موشکهای میناب کار خودشان است تا مظلوم نمایی کنند! خدا همه ما را هدایت کند...(۲) متن نامهها در این صفحه قابل رؤیت است.(۳) نکاتی درباره این کنش اساتیدم دارم که اگر سایر اساتید نفرمودند، ادا میکنم؛ إنشاءالله.(۴) واقعاً از این ابراز نگرانیها و محکومیتها چه منفعتی به ما میرسد؟ مگر در همین جنگ رمضان، دبیر کل سازمان ملل ابراز نگرانی نکرده؟ چه نفعی برای مردم ما دارد و خواهد داشت؟ دوران سازمانهای بینالمللی پساجنگ جهانی دوم و نظمی که ایجاد کردند، به سر آمده. هر چه زیر بار ظلم آنها رفتیم کافیست؛ در طلیعه نظم جدیدی هستیم و طرحی نو میخواهیم...
۷:۳۳
نظامات بیتربیتی در حاکمیت اسلامی
شهرام رامشت
اگر بپذیریم که #هدف تشکیل حکومت اسلامی، و علت اهتمام و توجه اسلام به حکومت و سیاست به این دلیل است که تمام شرایط را در خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت در آورد (۱)، آنگاه تمامی #نظامات_اجتماعی آن حکومت باید در خدمت این هدف باشد. در نتیجه اگر هر یک از این نظامات با هدف تربیت انسان کامل و متعالی ناسازوار باشد، #نقض_غرض از تشکیل حکومت اسلامی است.
ما بر این باوریم که نظام تربیتی، #امام سایر نظامات اجتماعی است و به یک معنا بار اصلی تربیت و البته حرکت بقیه نظامات بر دوش این نظام است که خود جلوهگاههای مختلفی در مدرسه، خانواده، مسجد، رسانه و ... دارد. هر چند این مهم بدین معنی نیست که سایر نظامات نقش تربیتی ندارند.
اگرچه نظامهای تربیت رسمی و غیررسمی، بازیگران اول #تربیت_انسان_تراز یا تحققبخش آرمانهای حکومت اسلامی هستند، لیکن در برخی موقعیتها، سایر نظامات، تأثیری به مراتب ماندگارتر از تربیت به شیوه معمول آن دارند؛ چرا که تأثیرشان #آنی و #عینی توسط متربیان حس میشود. یکی از این موقعیتها، #جنگ است.
فرض کنید در #کتاب_درسی (تربیت رسمی) از فضائل مقاومت در برابر دشمن گفتهشده، #مساجد و #پایگاهها نیز بر آن تأکید دارند، #خانواده نیز بر آن باور دارد، #رسانه های رسمی از این فضیلت حمایت میکنند و قس علی هذا. حال از قرار روزگار در حکومت اسلامی جنگی میان کفار و مسلمین رخ داده است.
دانشآموزان کودک و نوجوان، دست در دست اولیاء خود در حمایت از رزمندگان و در راستای مقامت در برابر دشمن، هر شب در خیابانها بر علیه دشمنان شعار داده و خواستار جنگ تا پیروزی هستند. به یک معنا دانشآموزان در حال درس پس دادن در میدان عمل و عمیقکردن دانستههای خود در عمل هستند و به یک معنا، در حال #تربیت شدن هستند.
در این میانه پرشور حماسه، #نظام_سیاسی کشور به یکباره بانگ بر میآورد که #آتش_بس (اعلام پیروزی!) کنیم و تمام! دشمن هر چقدر باید ادب میشده، شده و بیش از این جنگیدن، خسارت است؛ بلاتشبیه به آنچه در جام زهر قطعنامه ۵۹۸ یا آتشبس در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد!
حالِ این دانشآموز ما الان چگونه است؟ احساس نمیکنید او به شدت سرد و گرم شده و احتمالاً #ترَک برداشته؟ چطور از یکطرف اینگونه در نظام تربیتی، مقاومت در برابر دشمن مطلوب شمرده شده و میدانی آن را تعمیق کرده، و از طرفی دیگر، در #عمل_سیاسی اینگونه نتیجه عکس میگیرد. انگار یک سکته در تربیت او ایجاد شده که نه، ببین، یکجاهایی هست که باید مذاکره کرد و آتش بس داد، ولو پشت خیمه معاویه باشیم! (۲)
تصور کنید در طول دوران نوجوانی دانشآموز ما، این فرایند معیوب چندبار تکرار شود و هِی در میانه آتش بر کفار، نظام سیاسی بانگ #مذاکره و #آتشبس بر بیاورد. دانشآموز تربیتشده ما چه ویژگیهایی پیدا میکند؟ آیا با توجه به نتیجه عینی و آنی نظام سیاسی، آنچه در نظام تربیت رسمی و غیررسمی آموخته را در #میدان_عمل کَشک نمیپندارد؟ آیا مشروعیت نظام تربیتی رسمی و غیررسمی متزلزل نمیشود؟ آیا دانشآموزان به سمت #وادادگی و #تساهل میل پیدا نمیکنند؟ آیا چنین ویژگیهایی باید در انسان تراز حکومت اسلامی باشد؟ آیا نقض غرض از تشکیل حکومت اسلامی ...
و هزاران «آیا» و «چرا»ی دیگر که متفکران علوم انسانی را به اندیشیدن به آنها دعوت میکنم؛ نگران انسان تربیت شده در این #موقعیت هستم و بیم دارم که این فرصت عظیم تربیتی را که این روزها شاهد آن در کوچه و خیابان هستیم، به ثمن بخس بفروشیم و تا سالها حسرت آن را بخوریم...
پینوشت:(۱) امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۳(۲) اگر خواننده محترم نیز چنین عقیدهای دارد، استغفار ۷۰بندی امیرالمؤمنین را برای توبه توصیه میکنم!
#خطمشی_تربیتی #تربیت_انقلابی #نظام_تربیتی #نظام_سیاسی #حکومت_اسلامی🧭 @education_policy
اگر بپذیریم که #هدف تشکیل حکومت اسلامی، و علت اهتمام و توجه اسلام به حکومت و سیاست به این دلیل است که تمام شرایط را در خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت در آورد (۱)، آنگاه تمامی #نظامات_اجتماعی آن حکومت باید در خدمت این هدف باشد. در نتیجه اگر هر یک از این نظامات با هدف تربیت انسان کامل و متعالی ناسازوار باشد، #نقض_غرض از تشکیل حکومت اسلامی است.
ما بر این باوریم که نظام تربیتی، #امام سایر نظامات اجتماعی است و به یک معنا بار اصلی تربیت و البته حرکت بقیه نظامات بر دوش این نظام است که خود جلوهگاههای مختلفی در مدرسه، خانواده، مسجد، رسانه و ... دارد. هر چند این مهم بدین معنی نیست که سایر نظامات نقش تربیتی ندارند.
اگرچه نظامهای تربیت رسمی و غیررسمی، بازیگران اول #تربیت_انسان_تراز یا تحققبخش آرمانهای حکومت اسلامی هستند، لیکن در برخی موقعیتها، سایر نظامات، تأثیری به مراتب ماندگارتر از تربیت به شیوه معمول آن دارند؛ چرا که تأثیرشان #آنی و #عینی توسط متربیان حس میشود. یکی از این موقعیتها، #جنگ است.
فرض کنید در #کتاب_درسی (تربیت رسمی) از فضائل مقاومت در برابر دشمن گفتهشده، #مساجد و #پایگاهها نیز بر آن تأکید دارند، #خانواده نیز بر آن باور دارد، #رسانه های رسمی از این فضیلت حمایت میکنند و قس علی هذا. حال از قرار روزگار در حکومت اسلامی جنگی میان کفار و مسلمین رخ داده است.
دانشآموزان کودک و نوجوان، دست در دست اولیاء خود در حمایت از رزمندگان و در راستای مقامت در برابر دشمن، هر شب در خیابانها بر علیه دشمنان شعار داده و خواستار جنگ تا پیروزی هستند. به یک معنا دانشآموزان در حال درس پس دادن در میدان عمل و عمیقکردن دانستههای خود در عمل هستند و به یک معنا، در حال #تربیت شدن هستند.
در این میانه پرشور حماسه، #نظام_سیاسی کشور به یکباره بانگ بر میآورد که #آتش_بس (اعلام پیروزی!) کنیم و تمام! دشمن هر چقدر باید ادب میشده، شده و بیش از این جنگیدن، خسارت است؛ بلاتشبیه به آنچه در جام زهر قطعنامه ۵۹۸ یا آتشبس در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد!
حالِ این دانشآموز ما الان چگونه است؟ احساس نمیکنید او به شدت سرد و گرم شده و احتمالاً #ترَک برداشته؟ چطور از یکطرف اینگونه در نظام تربیتی، مقاومت در برابر دشمن مطلوب شمرده شده و میدانی آن را تعمیق کرده، و از طرفی دیگر، در #عمل_سیاسی اینگونه نتیجه عکس میگیرد. انگار یک سکته در تربیت او ایجاد شده که نه، ببین، یکجاهایی هست که باید مذاکره کرد و آتش بس داد، ولو پشت خیمه معاویه باشیم! (۲)
تصور کنید در طول دوران نوجوانی دانشآموز ما، این فرایند معیوب چندبار تکرار شود و هِی در میانه آتش بر کفار، نظام سیاسی بانگ #مذاکره و #آتشبس بر بیاورد. دانشآموز تربیتشده ما چه ویژگیهایی پیدا میکند؟ آیا با توجه به نتیجه عینی و آنی نظام سیاسی، آنچه در نظام تربیت رسمی و غیررسمی آموخته را در #میدان_عمل کَشک نمیپندارد؟ آیا مشروعیت نظام تربیتی رسمی و غیررسمی متزلزل نمیشود؟ آیا دانشآموزان به سمت #وادادگی و #تساهل میل پیدا نمیکنند؟ آیا چنین ویژگیهایی باید در انسان تراز حکومت اسلامی باشد؟ آیا نقض غرض از تشکیل حکومت اسلامی ...
و هزاران «آیا» و «چرا»ی دیگر که متفکران علوم انسانی را به اندیشیدن به آنها دعوت میکنم؛ نگران انسان تربیت شده در این #موقعیت هستم و بیم دارم که این فرصت عظیم تربیتی را که این روزها شاهد آن در کوچه و خیابان هستیم، به ثمن بخس بفروشیم و تا سالها حسرت آن را بخوریم...
پینوشت:(۱) امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۳(۲) اگر خواننده محترم نیز چنین عقیدهای دارد، استغفار ۷۰بندی امیرالمؤمنین را برای توبه توصیه میکنم!
۱۰:۴۴
بازگشایی مدارسچند کلامی با همکاران عزیزم در وزارتخانه
شهرام رامشت
سلامالحمدلله که هستید و هستیم و بچهها هم هستند. خداقوت بابت همه زحمتهایی که از اول این جنگ برای دانشآموزان کشیدید. حتی ممنون از اینکه در بعضی موارد زحمت نکشیدید! چون اگر ورود میکردید شاید مدخل کنش مردم بسته میشد و وضعیت مردمی فعلی بهم میخورد؛ هرچند در مواردی هم جایتان واقعا خالی بود.
باری؛ موضوع بحث این کلام کوتاه ستایش #انفعال ستاد تا صف آموزش و پرورش در #جنگ نیست. این از آن موضوعاتی است که إنشاءالله بعد از جنگ باید پروندهاش باز شود؛ فعلاً در دسته مگوست.
مضمون پیام وزارتخانه برای ادامه سال تحصیلی این بود که #آموزش در سراسر کشور تا پایان جنگ به صورت #غیرحضوری برگزار میشود. از قرائن بر میآید که #جنگ_رمضان حداقل تا پایان سال تحصیلی جاری به طول خواهد انجامید و این بدان معناست که امسال را غیرحضوری به پایان خواهیم رساند.
در این تصمیم، من محل مشورت نبودم و از نزدیک اقتضائات شما را لمس نکردم. اما همینطور که از دور نگاه میکنم، نکاتی درباره این تصمیم به نظرم میآید:
۱) در حال حاضر استانهایی داریم که نیمی از حملات جنگ در آنجاست (مثل #تهران )، استانهایی هم داریم که بویی از جنگ به مشامشان نخورده (مانند #خراسان_جنوبی یا دیگر استانهای شرقی). برخی استانها هم در میانه هستند، بعضی روزها جنگ بوده و بعضی روزها نه. آیا شرایط این استانها اقتضای متفاوتی در #آموزش آنها ایجاد نمیکند؟
۲) حدود سی تا چهل درصد جمعیت کشور در #روستا زندگی میکنند و این جنگ، جز در موارد معدود وارد روستاها نشده. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش آنها ایجاد نمیکند؟
۳) کیفیت اینترنت در همهجای کشور یکسان نیست، برخی استانهایی که درگیر جنگ هم نیستند، به دلایل زیرساختی، اینترنت پایداری ندارند. زیرساخت #شاد و روزی دو ساعت آموزش در آن هم که خودش قصه پر غصهای است. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش بچهها ایجاد نمیکند؟
۴) مگر بین خودمان، اصل بر این نبود که آموزش #حضوری باشد و در شرایط اضطرار آموزش، #ترکیبی شود؟ حالا که اضطرار همه شهرها و روستاهای ایران #یکسان نیست. آیا این موضوع اقتضای متفاوتی در #آموزش بچهها ایجاد نمیکند؟
#ایران کشور پهناوری با اقتضائات متنوع است و این جنگ هم در این تنوع ضرب شده. اتخاذ یک #خطمشی_سراسری برای چنین کشوری با چنین اقتضائاتی، اگر چه از بیتصمیمی بهتر است (!) اما لزوماً بهترین تصمیم نیست (۱). راستش را بخواهید با توجه به آگاهی قبلی شما در وزارتخانه از وقوع احتمالی جنگ، و حتی پس از شروع جنگ در اسفندماه، انتظار اتخاذ سادهترین راه در این شرایط را نداشتم. هرچند شاید چیزهایی هم هست که ما از آن اطلاع نداریم. الله اعلم.
إنشاءالله که وعده نصرت الهی شامل حالمان شود و این جنگ نیز هر چه سریعتر با پیروزی اسلام و مسلمین ختم بخیر شود.
پینوشت:(۱) در نکوهش خطمشیهای سراسری در ایران، پیشتر اینجا به فراخور نکاتی گفته بودم و إنشاءالله بیشتر هم خواهم گفت.
#خطمشی_تربیتی #انفعال #آمورش_حضوری #آموزش_ترکیبی #خطمشی_اختصاصی #جنگ_رمضان #خطمشی_سراسری
🧭 @education_policy
سلامالحمدلله که هستید و هستیم و بچهها هم هستند. خداقوت بابت همه زحمتهایی که از اول این جنگ برای دانشآموزان کشیدید. حتی ممنون از اینکه در بعضی موارد زحمت نکشیدید! چون اگر ورود میکردید شاید مدخل کنش مردم بسته میشد و وضعیت مردمی فعلی بهم میخورد؛ هرچند در مواردی هم جایتان واقعا خالی بود.
باری؛ موضوع بحث این کلام کوتاه ستایش #انفعال ستاد تا صف آموزش و پرورش در #جنگ نیست. این از آن موضوعاتی است که إنشاءالله بعد از جنگ باید پروندهاش باز شود؛ فعلاً در دسته مگوست.
مضمون پیام وزارتخانه برای ادامه سال تحصیلی این بود که #آموزش در سراسر کشور تا پایان جنگ به صورت #غیرحضوری برگزار میشود. از قرائن بر میآید که #جنگ_رمضان حداقل تا پایان سال تحصیلی جاری به طول خواهد انجامید و این بدان معناست که امسال را غیرحضوری به پایان خواهیم رساند.
در این تصمیم، من محل مشورت نبودم و از نزدیک اقتضائات شما را لمس نکردم. اما همینطور که از دور نگاه میکنم، نکاتی درباره این تصمیم به نظرم میآید:
۱) در حال حاضر استانهایی داریم که نیمی از حملات جنگ در آنجاست (مثل #تهران )، استانهایی هم داریم که بویی از جنگ به مشامشان نخورده (مانند #خراسان_جنوبی یا دیگر استانهای شرقی). برخی استانها هم در میانه هستند، بعضی روزها جنگ بوده و بعضی روزها نه. آیا شرایط این استانها اقتضای متفاوتی در #آموزش آنها ایجاد نمیکند؟
۲) حدود سی تا چهل درصد جمعیت کشور در #روستا زندگی میکنند و این جنگ، جز در موارد معدود وارد روستاها نشده. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش آنها ایجاد نمیکند؟
۳) کیفیت اینترنت در همهجای کشور یکسان نیست، برخی استانهایی که درگیر جنگ هم نیستند، به دلایل زیرساختی، اینترنت پایداری ندارند. زیرساخت #شاد و روزی دو ساعت آموزش در آن هم که خودش قصه پر غصهای است. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش بچهها ایجاد نمیکند؟
۴) مگر بین خودمان، اصل بر این نبود که آموزش #حضوری باشد و در شرایط اضطرار آموزش، #ترکیبی شود؟ حالا که اضطرار همه شهرها و روستاهای ایران #یکسان نیست. آیا این موضوع اقتضای متفاوتی در #آموزش بچهها ایجاد نمیکند؟
#ایران کشور پهناوری با اقتضائات متنوع است و این جنگ هم در این تنوع ضرب شده. اتخاذ یک #خطمشی_سراسری برای چنین کشوری با چنین اقتضائاتی، اگر چه از بیتصمیمی بهتر است (!) اما لزوماً بهترین تصمیم نیست (۱). راستش را بخواهید با توجه به آگاهی قبلی شما در وزارتخانه از وقوع احتمالی جنگ، و حتی پس از شروع جنگ در اسفندماه، انتظار اتخاذ سادهترین راه در این شرایط را نداشتم. هرچند شاید چیزهایی هم هست که ما از آن اطلاع نداریم. الله اعلم.
إنشاءالله که وعده نصرت الهی شامل حالمان شود و این جنگ نیز هر چه سریعتر با پیروزی اسلام و مسلمین ختم بخیر شود.
پینوشت:(۱) در نکوهش خطمشیهای سراسری در ایران، پیشتر اینجا به فراخور نکاتی گفته بودم و إنشاءالله بیشتر هم خواهم گفت.
🧭 @education_policy
۹:۵۲
بازارسال شده از روایتِ مدرسه
این روزها بسیاری از معلمان و والدین از شرایط آموزش مجازی آشفته و ناراضی هستند. احتمالا اگر از مسئولین وزارتخانه هم بپرسیم، آنها هم از این وضعیت ناراضی هستند و دلایل مختلفی برای وضعیت پیش آمده دارند. از همه عجیبتر سکوت رسانهها در برابر تعطیلی طولانی مدت مدارس است. هر چند شاید خیلیها ترجیح دهند از عنوان آموزش مجازی برای این شرایط استفاده کنند، اما تنها بررسی دستاوردهای آموزشی و تحصیلی و تربیتی دانشآموزان است که مشخص میکند آموزش و تربیت ادامه داشته یا تفاوت چندانی با تعطیلی نداشته است.
تا کنون نه یک برنامه تحلیلی در صداوسیما و رسانهها درباره رسیدگی و اعتراض به این وضعیت دیدهام، نه یک متن تحلیلی در خبرگزاریهای جریان اصلی کشور و نه حتی یک بیانیه از سمت بسیج و تشکلهای دانشجویی که در هر شرایطی اعتراض خود را اعلام میکردند! واقعا این حجم از سکوت و بیتوجهی به صدای معلمان و فرهنگیان و والدین عجیب است.
شاید هم خیلیها این را در ذهن داشته باشند که یک ماه پیش رو هم میگذرد و برای سال آینده برنامه درستی در تابستان خواهیم داشت. اما اگر شرایط جنگ در سال تحصیلی آتی هم ادامه داشته باشد چطور؟ خاطرم هست در پاییز ۱۴۰۳ و در میانه جنگ لبنان، هم با برخی مسئولین آموزش و پرورش و هم با تشکلهای دانشجویی و معلمی در این زمینه گفتگوهای مفصلی داشتم که اگر جنگ به ایران بکشد چه خواهیم کرد؟ - آیا برنامه ای برای آموزش در بحران داریم؟ - آیا برنامهای برای استانهای مرزی که امکان ورود و نفوذ ذشمن دارند را داریم؟ - آیا برنامه تربیتی مشخصی برای دانشآموزان در زمینه مقاومت داریم؟ - آیا برنامهای برای بسیج مردمی از طریق مدارس و پشتیبانی از نیروهای نظامی کشور داریم؟ برداشتم این هست که آن زمان کسی به فکر جنگ در داخل مرز ایران نبود. کسی فکر نمیکرد چندین ماه یا شاید یک سال تحصیلی دانشآموزان در شاد سپری شود! که اگر کسی به فکر بود زیرساختهایش را برای دو سال آینده تامین میکرد و شاد را بدون سرورهای لازم رها نمیکرد، ضبط برنامه مدرسه ایران را برای شرایط اضطرار جنگ خارج از تهران نمیگذاشت!
اکنون اما پرسشها متفاوت است:
- اگر جنگ ۴ سال به طول انجامد برنامه ریزی لازم برای منطقهبندی کشور از نظر آموزشی را انجام دادهایم؟ - اگر جنگ، ترکیبی از بمباران شهرهای اصلی و ورود نیروهای زمینی به جنوب باشد، برای این مناطق و برای سایر مناطق که درگیر جنگ نیستند چه برنامه آموزشی داریم؟ - اگر زیرساختهای شبکه شاد بمباران شود چه میکنیم؟!!!! - اگر زیرساختهای برق و اینترنت ملی فقط در برخی مناطق هدف قرار گیرد کلاس مجازی آن مناطق را چه میکنیم؟ - اگر دشمن مناطق محدودی از جنوب کشور را به صورت زمینی محاصره کند و دسترسی مستقیم به دانشآموزان و مدارس تحت محاصره طی چند ماه نداشته باشیم چه میکنیم؟ - ...
جنگ سناریوهای مختلف دارد؛ وزارتخانه و معاونتها برای هر سناریو چه برنامه مشخصی دارند؟
۸:۰۵
پنجره فرصت اداره مردمی جامعه
پرونده مردمیسازی
شهرام رامشت
❃ بعد از جنگ هشتساله و پایان جهاد سازندگی، حضور #مردم در عرصه اداره جامعه به یک حضور غیرمستقیم از طریق نمایندهها تقلیل پیدا کرد. یعنی کاری که مردم باید انجام میدادند فقط #رأی دادن بود و سپس نمایندگان آنها اعم از رئیسجمهور، نماینده مجلس، نماینده شورای شهر و... بجای آنها تصمیمگرفته و اقداماتی انجام میدادند.
❃ در چنین وضعیتی، مسئولین در طول زمان عادت کردند که بدون اطلاع مردم و البته به اتکای رأی آنها تصمیم بگیرند و اقدام کنند و نهایتاً گزارش بدهند یا ندهند! مردم هم عادت کردند که بیشترین کنش آنها همین شرکت در #انتخابات است.
❃ #دموکراسی یا #مردمسالاری یا هر چیز دیگری که اسمش را میگذاریم، اگر بر پایه #نمایندگی به این شیوه باشد، آفتهای بسیاری دارد که برخی از آنها را لمس کردهایم. خصوصاً اینکه در #ایران ما، حتی #نظارت_مردم نیز از فرایندهای تصمیمگیری و اقدام مسئولان حذف شده است!
❃ خب، حالا #جنگ_رمضان شده، مردم مبعوث شدهاند، حدود پنجاه شب است که در میدان نقش آفرینی میکنند، خودشان را بازیگر و کنشگر میدانی تأثیرگذار میبینند و نه یک تماشاگر ساده اعمال مسئولین.
❃ آیا زمین بازی اداره کشور عوض شده است؟فعلاً نه! اما میتواند عوض شود؛ بستگی دارد به اینکه طرفین -مسئولین و مردم- چقدر میتوانند #مقاومت کنند و #قدرت خودشان را به طرف مقابل دیکته کنند.
❃ کنش مستقیم مردم در اداره جامعه، امری مطلوب در ادبیات دینی ما به حساب میآید و در حال حاضر پنجره این فرصت مجدداً پس از حدود چهل سال دیوانسالاری مفرط در ایران باز شده است. امید که بتوانیم از آن استفاده کنیم.
سؤالی که وجود دارد این است که آیا ما -مسئولین و مردم- #اداره_مردمی را بلدیم؟
#خطمشی_گذاری #مردمی_سازی
🧭 @education_policy
پرونده مردمیسازی
❃ بعد از جنگ هشتساله و پایان جهاد سازندگی، حضور #مردم در عرصه اداره جامعه به یک حضور غیرمستقیم از طریق نمایندهها تقلیل پیدا کرد. یعنی کاری که مردم باید انجام میدادند فقط #رأی دادن بود و سپس نمایندگان آنها اعم از رئیسجمهور، نماینده مجلس، نماینده شورای شهر و... بجای آنها تصمیمگرفته و اقداماتی انجام میدادند.
❃ در چنین وضعیتی، مسئولین در طول زمان عادت کردند که بدون اطلاع مردم و البته به اتکای رأی آنها تصمیم بگیرند و اقدام کنند و نهایتاً گزارش بدهند یا ندهند! مردم هم عادت کردند که بیشترین کنش آنها همین شرکت در #انتخابات است.
❃ #دموکراسی یا #مردمسالاری یا هر چیز دیگری که اسمش را میگذاریم، اگر بر پایه #نمایندگی به این شیوه باشد، آفتهای بسیاری دارد که برخی از آنها را لمس کردهایم. خصوصاً اینکه در #ایران ما، حتی #نظارت_مردم نیز از فرایندهای تصمیمگیری و اقدام مسئولان حذف شده است!
❃ خب، حالا #جنگ_رمضان شده، مردم مبعوث شدهاند، حدود پنجاه شب است که در میدان نقش آفرینی میکنند، خودشان را بازیگر و کنشگر میدانی تأثیرگذار میبینند و نه یک تماشاگر ساده اعمال مسئولین.
❃ آیا زمین بازی اداره کشور عوض شده است؟فعلاً نه! اما میتواند عوض شود؛ بستگی دارد به اینکه طرفین -مسئولین و مردم- چقدر میتوانند #مقاومت کنند و #قدرت خودشان را به طرف مقابل دیکته کنند.
❃ کنش مستقیم مردم در اداره جامعه، امری مطلوب در ادبیات دینی ما به حساب میآید و در حال حاضر پنجره این فرصت مجدداً پس از حدود چهل سال دیوانسالاری مفرط در ایران باز شده است. امید که بتوانیم از آن استفاده کنیم.
🧭 @education_policy
۶:۳۰
آیا ما اداره مردمی را بلدیم؟ (۱)پرونده مردمیسازی
شهرام رامشت
❃ در پاسخ به این سؤال که آیا ما اداره مردمی بلدیم؟ باید گفت: نه خیلی! اقلاً رفتار ما در این روزها نشان میدهد که هر دو سر این قضیه آنچنان که باید با قواعد بازی آشنا نیستند، یا بنا به دلایلی در چارچوب بازی نمیکنند. نحوه کنش این دو بازیگر نیاز به تحلیل دارد.
❃ اول از #مسئولین شروع کنیم. قشری که در طول دوران خدمت، خودشان بروکراسی مفرط را یاد گرفته و بخشی از تاروپود آن بودهاند. در این سالها یادگرفتهاند که اگر مسئول شدند، شبیه مسئولین بالادستشان، نماینده مردم هستند و میتوانند بجای آنها #تصمیم بگیرند و #عمل کنند. از این منظر مردم قرار نیست در تصمیمسازی، تصمیمگیری، اجرا یا نظارت بر کارهای مسئول نقشی داشته باشند (۱). #مشارکت_مردم در این شئون، گویی دست و پای مسئول را میبندد! انگار یک مزاحم یا شریکی پیدا شده که مدام سرک میکشد و در همه امور دخالت میکند. شاید چیز زیادی هم از موضوع سر در نیاورد اما وای به روزی که بتواند جمعیتی را با خود همراه کند و #فشار_اجتماعی درست کند...
❃ اما #مردم چطور؟ عمری دستشان از اداره کشور کوتاه بوده و صرفاً در انتخابات شرکت کردند. عادت کردند که کناری بنشینند و #دولت به مثابه خدمتگزار برای آنها کار انجام دهد. نه حوصله پیگیری اقدامات مسئولین را دارد و نه روی خوشی از آنها در برخورد دیدهاند. به همین خاطر نتیجه اعمال مسئولین را در اخبار دنبال میکنند و نهایتاً اگر با طبعشان سازگار نبود، نفرین میکنند و اگر سازگار بود، لبخندی به نشانه رضایت میزنند.
❃ مثالی را باهم مرور کنیم؛ مذاکرات #برجام را خاطرتان هست؟عدهای رأی گرفتند و مسئول شدند با این ایده که #مذاکره کنند. بعد از رأی آوردن اما، #مردم به کلی کنار رفتند. مسئولین رفتند و آمدند، حاصل آن چند صفحه متنی شد که خودشان هم در زمان امضاء نخوانده بودند (۲) چه برسد به مردم! این از مسئولین. اما مردم چه؟ مردم هم پس از امضاء برجام به نشانه رضایت، در خیابان رقصیدند! هر چند با طبع برخی مردم سازگار نبود و امضا کنندگان را نفرین میکردند...
خب، این از مذاکرات برجام! خبری از بعثت مردم نبود و پنجره فرصت اداره مردمی باز نشده بود؛ حالا که شرایط فرق کرده، مذاکرات اسلامآباد هم از همین دریچه سابق قابل تحلیل است؟
ادامه دارد؛ إنشاءالله...
پینوشت:(۱) برخی اصطلاح ارباب-رعیتی را بهکار میگیرند که من نمیپسندم. کدام رعیتی، اربابش را انتخاب میکند؟! اینجا رابطه دوسویه ناقص است. یعنی بعد از انتخاب مسئول، دیگر رابطه مستقیمی با مردم برقرار نمیشود.(۲) شاهد مثال، کلمه ساسپند در متن برجام که توسط مسئولین انکار میشد!
#خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم
🧭 @education_policy
❃ در پاسخ به این سؤال که آیا ما اداره مردمی بلدیم؟ باید گفت: نه خیلی! اقلاً رفتار ما در این روزها نشان میدهد که هر دو سر این قضیه آنچنان که باید با قواعد بازی آشنا نیستند، یا بنا به دلایلی در چارچوب بازی نمیکنند. نحوه کنش این دو بازیگر نیاز به تحلیل دارد.
❃ اول از #مسئولین شروع کنیم. قشری که در طول دوران خدمت، خودشان بروکراسی مفرط را یاد گرفته و بخشی از تاروپود آن بودهاند. در این سالها یادگرفتهاند که اگر مسئول شدند، شبیه مسئولین بالادستشان، نماینده مردم هستند و میتوانند بجای آنها #تصمیم بگیرند و #عمل کنند. از این منظر مردم قرار نیست در تصمیمسازی، تصمیمگیری، اجرا یا نظارت بر کارهای مسئول نقشی داشته باشند (۱). #مشارکت_مردم در این شئون، گویی دست و پای مسئول را میبندد! انگار یک مزاحم یا شریکی پیدا شده که مدام سرک میکشد و در همه امور دخالت میکند. شاید چیز زیادی هم از موضوع سر در نیاورد اما وای به روزی که بتواند جمعیتی را با خود همراه کند و #فشار_اجتماعی درست کند...
❃ اما #مردم چطور؟ عمری دستشان از اداره کشور کوتاه بوده و صرفاً در انتخابات شرکت کردند. عادت کردند که کناری بنشینند و #دولت به مثابه خدمتگزار برای آنها کار انجام دهد. نه حوصله پیگیری اقدامات مسئولین را دارد و نه روی خوشی از آنها در برخورد دیدهاند. به همین خاطر نتیجه اعمال مسئولین را در اخبار دنبال میکنند و نهایتاً اگر با طبعشان سازگار نبود، نفرین میکنند و اگر سازگار بود، لبخندی به نشانه رضایت میزنند.
❃ مثالی را باهم مرور کنیم؛ مذاکرات #برجام را خاطرتان هست؟عدهای رأی گرفتند و مسئول شدند با این ایده که #مذاکره کنند. بعد از رأی آوردن اما، #مردم به کلی کنار رفتند. مسئولین رفتند و آمدند، حاصل آن چند صفحه متنی شد که خودشان هم در زمان امضاء نخوانده بودند (۲) چه برسد به مردم! این از مسئولین. اما مردم چه؟ مردم هم پس از امضاء برجام به نشانه رضایت، در خیابان رقصیدند! هر چند با طبع برخی مردم سازگار نبود و امضا کنندگان را نفرین میکردند...
خب، این از مذاکرات برجام! خبری از بعثت مردم نبود و پنجره فرصت اداره مردمی باز نشده بود؛ حالا که شرایط فرق کرده، مذاکرات اسلامآباد هم از همین دریچه سابق قابل تحلیل است؟
ادامه دارد؛ إنشاءالله...
پینوشت:(۱) برخی اصطلاح ارباب-رعیتی را بهکار میگیرند که من نمیپسندم. کدام رعیتی، اربابش را انتخاب میکند؟! اینجا رابطه دوسویه ناقص است. یعنی بعد از انتخاب مسئول، دیگر رابطه مستقیمی با مردم برقرار نمیشود.(۲) شاهد مثال، کلمه ساسپند در متن برجام که توسط مسئولین انکار میشد!
🧭 @education_policy
۱۱:۰۳
آیا ما اداره مردمی را بلدیم؟ (۲)پرونده مردمیسازی
شهرام رامشت
❃ در مذاکرات #اسلام_آباد، مسئولان سیاست خارجه بجز چند نفر تقریباً همان ترکیب #برجام بودند. پس این مذاکرات هم میتوانست مانند برجام در پشت دربهای بسته صورت گیرد و در نهایت چند صفحه به عنوان خروجی بیرون بیاید و تمام شود. حالا یا توانسته بودیم طرف مقابل را راضی کنیم یا نه. مسئولین، #نماینده_مردم بودند و اختیار این کار را داشتند.
❃ اما در این مذاکرات نوع مواجهه هر دو طرف؛ مسئولین و مردم، با آن متفاوت بود. هر چند این تفاوت ربط چندانی با ترکیب هیأت مذاکره کننده ندارد و #بعثت_مردم دلیل آن است.
❃ پیش و پس از مذاکرات اخیر، مسئولین به تبع گذشته، دلیلی برای توضیح به مردم نمیدیدند و فرایند را مانند قبل پیش بردند. #مردم اما دیگر حاضر به پذیرش چنین رفتاری از سوی مسئولین نبودند. پس انواع کنشگریها در راستای مداخله برای تصمیمسازی را با کارزار، شبنامه و شعارهای شبانه گرفته تا نظارت بر عملکرد تا مطالبه برای شفافیت جزء به جزء #مذاکرات تا نفرین و لعن مذاکرهکنندگان انجام دادند.
❃ عدم اعتماد، زیادهخواهی، کنش نامنظم و بعضاً غیرفنی مردم در این زمینه باعث شد تا حدی دست مسئولین برای برخی کارها مانند رجزخوانی و فضاسازی پیش و پس از مذاکرات در مقابل #دشمن بسته شود. هر چند همین کنشها از طرف دیگر، مسئولین را بر آن داشت که دست از #سکوت برداشته و خود را هر چند محدود در مقام #پاسخگویی ببینند و اقلاً قدری شأن نظارتی برای مردم قائل شوند.
❃ در این میانه مردمِ مبعوث، برای خود #نقش حداکثری تعریف کرده و میخواهند در هر سه شأن تصمیمسازی، تصمیمگیری و نظارت #بازیگر_کلیدی باشند و خواسته آنها بر صدر باشد و مسئولین به صورت #شفاف در همه این مراحل گزارش دهند و اگر چون نکنند احتمالاً پستترین جنبندگان روی زمینند و در حال دسیسه با غرب.
❃ به عبارتی مردم صبر نکردند تا از سمت مسئولین پنجرهای برای همکاری باز شود. خودشان دست بهکار شده و کنشگری حداکثری خود را انجام دادند(۱). این کار اگرچه در برخی موارد زیادهروی بود، اما هر چه بود یکی از در بستهترین دستگاههای دولتی یعنی وزارتخارجه را به واکنش -هرچند دیرهنگام- واداشت.
❃ در شرایط فعلی، معتقدم فرصت و پنجرهای برای #مردمیسازی باز شده است که در آن بازیگری مردم بعضاً بیضابطه خواهد بود و ممکن است بسیاری از نیروها در این مسیر مستهلک شوند. راه حل چیست؟ #نخبگان یا حتی #مردم نقاط اتصالی برای مردم در مسائل هر حوزه تعبیه یا پیشنهاد دهند تا با رفت و برگشتهایی در عمل، مردم نقش خود را به درستی پیدا کنند (۲). در غیر این صورت، این فرصت نیز با کنشهای حداقلی و محدود از دست خواهد رفت و مجدداً برگرداندن مردم در فضای به شدت دیوانسالارانهای مثل آموزش و پرورش دشوار خواهد بود.
آیا در حال حاضر آموزش و پرورش نیز مانند برخی دیگر از حوزهها، فضای مناسبی برای مردمیسازی دارد؟
پینوشت:(۱) که اگر صبر کرده بودند، از مسئولین هیچ آبی گرم نمیشد! البته یکی از دلایل آن هم تعارض منافع است.(۲) البته این به این معنا نیست که دستگاههای دولتی فرش قرمز برای مردم پهن کردهاند و اگر نقاط اتصال پیدا شد، تازه اول مقاومت دستگاهها است.
#خطمشی_گذاری #مردمی_سازی
🧭 @education_policy
❃ در مذاکرات #اسلام_آباد، مسئولان سیاست خارجه بجز چند نفر تقریباً همان ترکیب #برجام بودند. پس این مذاکرات هم میتوانست مانند برجام در پشت دربهای بسته صورت گیرد و در نهایت چند صفحه به عنوان خروجی بیرون بیاید و تمام شود. حالا یا توانسته بودیم طرف مقابل را راضی کنیم یا نه. مسئولین، #نماینده_مردم بودند و اختیار این کار را داشتند.
❃ اما در این مذاکرات نوع مواجهه هر دو طرف؛ مسئولین و مردم، با آن متفاوت بود. هر چند این تفاوت ربط چندانی با ترکیب هیأت مذاکره کننده ندارد و #بعثت_مردم دلیل آن است.
❃ پیش و پس از مذاکرات اخیر، مسئولین به تبع گذشته، دلیلی برای توضیح به مردم نمیدیدند و فرایند را مانند قبل پیش بردند. #مردم اما دیگر حاضر به پذیرش چنین رفتاری از سوی مسئولین نبودند. پس انواع کنشگریها در راستای مداخله برای تصمیمسازی را با کارزار، شبنامه و شعارهای شبانه گرفته تا نظارت بر عملکرد تا مطالبه برای شفافیت جزء به جزء #مذاکرات تا نفرین و لعن مذاکرهکنندگان انجام دادند.
❃ عدم اعتماد، زیادهخواهی، کنش نامنظم و بعضاً غیرفنی مردم در این زمینه باعث شد تا حدی دست مسئولین برای برخی کارها مانند رجزخوانی و فضاسازی پیش و پس از مذاکرات در مقابل #دشمن بسته شود. هر چند همین کنشها از طرف دیگر، مسئولین را بر آن داشت که دست از #سکوت برداشته و خود را هر چند محدود در مقام #پاسخگویی ببینند و اقلاً قدری شأن نظارتی برای مردم قائل شوند.
❃ در این میانه مردمِ مبعوث، برای خود #نقش حداکثری تعریف کرده و میخواهند در هر سه شأن تصمیمسازی، تصمیمگیری و نظارت #بازیگر_کلیدی باشند و خواسته آنها بر صدر باشد و مسئولین به صورت #شفاف در همه این مراحل گزارش دهند و اگر چون نکنند احتمالاً پستترین جنبندگان روی زمینند و در حال دسیسه با غرب.
❃ به عبارتی مردم صبر نکردند تا از سمت مسئولین پنجرهای برای همکاری باز شود. خودشان دست بهکار شده و کنشگری حداکثری خود را انجام دادند(۱). این کار اگرچه در برخی موارد زیادهروی بود، اما هر چه بود یکی از در بستهترین دستگاههای دولتی یعنی وزارتخارجه را به واکنش -هرچند دیرهنگام- واداشت.
❃ در شرایط فعلی، معتقدم فرصت و پنجرهای برای #مردمیسازی باز شده است که در آن بازیگری مردم بعضاً بیضابطه خواهد بود و ممکن است بسیاری از نیروها در این مسیر مستهلک شوند. راه حل چیست؟ #نخبگان یا حتی #مردم نقاط اتصالی برای مردم در مسائل هر حوزه تعبیه یا پیشنهاد دهند تا با رفت و برگشتهایی در عمل، مردم نقش خود را به درستی پیدا کنند (۲). در غیر این صورت، این فرصت نیز با کنشهای حداقلی و محدود از دست خواهد رفت و مجدداً برگرداندن مردم در فضای به شدت دیوانسالارانهای مثل آموزش و پرورش دشوار خواهد بود.
آیا در حال حاضر آموزش و پرورش نیز مانند برخی دیگر از حوزهها، فضای مناسبی برای مردمیسازی دارد؟
پینوشت:(۱) که اگر صبر کرده بودند، از مسئولین هیچ آبی گرم نمیشد! البته یکی از دلایل آن هم تعارض منافع است.(۲) البته این به این معنا نیست که دستگاههای دولتی فرش قرمز برای مردم پهن کردهاند و اگر نقاط اتصال پیدا شد، تازه اول مقاومت دستگاهها است.
🧭 @education_policy
۱۸:۰۱
بازارسال شده از اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
آموزش و پرورش در نقطه عطف تاریخ ایران
۱۵:۵۲
مردمیسازی در آموزش و پرورش (۱)پرونده مردمیسازی
شهرام رامشت
❃ برخی مردمیسازی را #مشارکت_مردم در تصمیمسازی (در مقام مشورت)، تصمیمگیری، اجرا و نظارت میدانند که تعریف عملیاتی خوبی است. با این تعریف که حوزههای مختلف آن مشخص است باید در آموزش و پرورش برویم و بررسی کنیم که مردم در کدامیک از این حوزهها میتوانند #نقش ایفا کنند.
❃ یکی از رویکردهای اصلی در دولت #شهید_رئیسی ، مردمیسازی بود و به تبع آن در آموزش و پرورش نیز باید مابهازایی پیدا میکرد. در آن سالهای کوتاه تلاشهای بسیاری برای اشاعه این رویکرد در آموزش و پرورش انجام شد که لزوماً همه آنها موفق نبود. بهتر بگویم، بجز یکی دو مورد، بقیه یا به سرانجام نرسیدند یا نتیجه آنها تالی فاسد داشت و ایرادات دیگری به بار آوردند. در نتیجه تلاشها و برخی ابتکارات #ستاد_تحول_دولت برای ابلاغ و پیگیری این رویکرد به صورت بالا به پایین هم ناکام ماند.
❃ دلایل مختلفی برای این اتفاق وجود داشت، اما به نظر دو مورد از بقیه بیشتر تأثیرگذار بودند. اول اینکه #مردم به حسب عادتی که پس از جنگ تحمیلی هشت ساله کرده بودند، کار را به دولت سپرده و پیمانکار تربیت فرزندانشان را #مدرسه میدانستند. البته آموزش و پرورش هم در این زمینه کم نگذاشته بود و عادت آنها را با جلسات اولیاء و مربیان صوری و کمفایده، و البته مشارکت اختیاری (!) آنها در پرداخت شهریه استحکام بخشیده بود. به عبارت دیگر، مردم اصلاً احساس تکلیفی نسبت به مشارکت در اداره امور آموزش و پرورش، حتی در نظارت نداشتند؛ هرچند برخورد سلبی آموزش و پرورش در این زمینه نیز بیتأثیر نبوده و نیست.
❃ دوم اینکه طرح مشخصی برای اتصال مردم به هیچکدام از شئون اداره در آن زمان وجود نداشت. موضوع تازه مطرح شده بود (۱)، برخی اصلاً به آن باور نداشتند و برخی جوانترها که به تازگی هم مسئول شده بودند بعضاً به دنبال مبانی نظری آن بودند تا بتوانند از دل آن طرحی نو در اندازند. اما همانطور که میتوان حدس زد، نتیجه آنچنان دلچسب نبود و در اکثر حوزهها حتی یک طرح عملیاتی برای این کار روی میز نیامد. کثرت مشغلههای اجرایی مسئولان، ضعف دانشی نسبت به اصل مسأله، نبود نیروی فکری کارامد و مستقل مانند اندیشکدهها برای پشتیبانی فکری در این زمینه و... از عواملی بودند که باعث شدند طرح و ایده مشخص و مثمرثمری مطرح نشود.
❃ حالا که مردم #مبعوث شدند، به نظر، وضعیت بهتری برای #مردمیسازی در آموزش و پرورش داریم؛ هرچند برخی مشکلات همچنان پابرجاست. در ادامه برخی ابعاد و پیچیدگیهای #بعثت_مردم در چارچوب آموزش و پرورش را خواهم گفت؛ إنشاءالله...
پینوشت:(۱) از عجایب جمهوری اسلامی است که چطور از مردم به دولت چرخش کرد و بعد از ۴۰ سال، ایده جدی خاصی برای مردمیسازی آموزش و پرورش نداشتیم... در این سه سال دولت شهید رئیسی به اندازه سیسال به این موضوع فکر شد و ممکن است حالا بتوان ثمرات آن را استفاده کرد.
#خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم #بعثت_مردم
🧭 @education_policy
❃ برخی مردمیسازی را #مشارکت_مردم در تصمیمسازی (در مقام مشورت)، تصمیمگیری، اجرا و نظارت میدانند که تعریف عملیاتی خوبی است. با این تعریف که حوزههای مختلف آن مشخص است باید در آموزش و پرورش برویم و بررسی کنیم که مردم در کدامیک از این حوزهها میتوانند #نقش ایفا کنند.
❃ یکی از رویکردهای اصلی در دولت #شهید_رئیسی ، مردمیسازی بود و به تبع آن در آموزش و پرورش نیز باید مابهازایی پیدا میکرد. در آن سالهای کوتاه تلاشهای بسیاری برای اشاعه این رویکرد در آموزش و پرورش انجام شد که لزوماً همه آنها موفق نبود. بهتر بگویم، بجز یکی دو مورد، بقیه یا به سرانجام نرسیدند یا نتیجه آنها تالی فاسد داشت و ایرادات دیگری به بار آوردند. در نتیجه تلاشها و برخی ابتکارات #ستاد_تحول_دولت برای ابلاغ و پیگیری این رویکرد به صورت بالا به پایین هم ناکام ماند.
❃ دلایل مختلفی برای این اتفاق وجود داشت، اما به نظر دو مورد از بقیه بیشتر تأثیرگذار بودند. اول اینکه #مردم به حسب عادتی که پس از جنگ تحمیلی هشت ساله کرده بودند، کار را به دولت سپرده و پیمانکار تربیت فرزندانشان را #مدرسه میدانستند. البته آموزش و پرورش هم در این زمینه کم نگذاشته بود و عادت آنها را با جلسات اولیاء و مربیان صوری و کمفایده، و البته مشارکت اختیاری (!) آنها در پرداخت شهریه استحکام بخشیده بود. به عبارت دیگر، مردم اصلاً احساس تکلیفی نسبت به مشارکت در اداره امور آموزش و پرورش، حتی در نظارت نداشتند؛ هرچند برخورد سلبی آموزش و پرورش در این زمینه نیز بیتأثیر نبوده و نیست.
❃ دوم اینکه طرح مشخصی برای اتصال مردم به هیچکدام از شئون اداره در آن زمان وجود نداشت. موضوع تازه مطرح شده بود (۱)، برخی اصلاً به آن باور نداشتند و برخی جوانترها که به تازگی هم مسئول شده بودند بعضاً به دنبال مبانی نظری آن بودند تا بتوانند از دل آن طرحی نو در اندازند. اما همانطور که میتوان حدس زد، نتیجه آنچنان دلچسب نبود و در اکثر حوزهها حتی یک طرح عملیاتی برای این کار روی میز نیامد. کثرت مشغلههای اجرایی مسئولان، ضعف دانشی نسبت به اصل مسأله، نبود نیروی فکری کارامد و مستقل مانند اندیشکدهها برای پشتیبانی فکری در این زمینه و... از عواملی بودند که باعث شدند طرح و ایده مشخص و مثمرثمری مطرح نشود.
❃ حالا که مردم #مبعوث شدند، به نظر، وضعیت بهتری برای #مردمیسازی در آموزش و پرورش داریم؛ هرچند برخی مشکلات همچنان پابرجاست. در ادامه برخی ابعاد و پیچیدگیهای #بعثت_مردم در چارچوب آموزش و پرورش را خواهم گفت؛ إنشاءالله...
پینوشت:(۱) از عجایب جمهوری اسلامی است که چطور از مردم به دولت چرخش کرد و بعد از ۴۰ سال، ایده جدی خاصی برای مردمیسازی آموزش و پرورش نداشتیم... در این سه سال دولت شهید رئیسی به اندازه سیسال به این موضوع فکر شد و ممکن است حالا بتوان ثمرات آن را استفاده کرد.
🧭 @education_policy
۷:۴۱
مردمیسازی در آموزش و پرورش (۲)پرونده مردمیسازی
شهرام رامشت
❃ بر خلاف ظاهر غلطاندازش از بیرون، آموزش و پرورش یک نهاد ساده برای اداره #مدرسه ، نیست. بلکه شاید پیچیدهترین و دیوانسالارانهترین ساختار دولتی در #ایران باشد که از جهات مختلف منحصر به فرد است. دستگاهی با بیشترین کارمند در دولت، نزدیک به ۱۳۰ هزار واحد عملیاتی #صف (مدرسه)، بیش از ۷۳۰ منطقه و ناحیه آموزشی و ۳۲ واحد استانی که تقریباً بهصورت #متمرکز و سلسلهمراتبی اداره میشود.
❃ اما بجز این حجم عملیات و گستردگی، ویژگیهای دیگری نیز وجود دارد که اتصال #مردم را به آموزش و پرورش #دشوار میکند:۱. فرهنگ سازمانیآموزش و پرورش از جمله نهادهایی است که به شدت #غریبکش است! به این معنی که نظر یک کارشناس در آن نسبت به یک استاد تمام علوم تربیتی، ارجح است. یک #برچسب هم برای آن وجود دارد، میگویند آن استاد تمام، آموزش و پرورشی نیست و نظرات بیرونیها کارشناسی نیست!
۲. ساختار بستهقواعد و چارچوبهای آموزش و پرورش، بخصوص در بخش جذب و استخدام، به گونهای است که مورد قبل را تأیید و #بازتولید میکند. به یک معنا همه در آموزش و پرورش #معلم هستند! دیگر مهم نیست معاون برنامهریزی هستید یا فناوری یا مالی یا ... شما باید #معلم باشید تا بتوانید در این پستها قرار بگیرید (۱).
۳. قوانین و مقرراتآموزش و پرورش دارای قوانین و مقررات بالادستی بسیاری است که دچار #انباشت هستند و بعضاً دچار تناقض شدهاند. در کنار اینها، سالانه حجم زیادی #بخشنامه از وزارتخانه، استان و منطقه ارسال میشود که اینها هم بعضاً با همدیگر و با قوانین و مقررات بالادستی #تعارض دارند! سر درآوردن از این حجم قانون و مقررات برای افراد داخلی که دارای تجربه انباشته هستند، به خودی خود دشوار است، برای بیرونیها که جای خود دارد.
۴. اداره سلسله مراتبی و متمرکزشیوه اداره آموزش و پرورش هم متمرکز است و هم سلسلهمراتبی. با توجه به حجم بالای دیوانسالاری، کوچکترین تصمیماتی که منجر به تغییر نظم فعلی میشوند، اگر با جواب منفی روبرو نشوند، حتماً مخاطب را دچار #فرسودگی میکنند. طبیعتاً ارتباط مردم نیز از این قاعده مستثنی نیست.
❃ حال پس از سالها عدم ارتباط یا ارتباط حداقلی در حد پرداخت کمک به مدرسه به صورت اختیاری (!) در زمان ثبتنام و اخذ کارنامه، و همچنین تجربه نهچندان موفق از سایر ارتباطها و برخورد سرد آموزش و پرورش، آیا مردم مبعوث شده، انگیزه #مشارکت در آموزش و پرورش را دارند؟
پینوشت:(۱) البته استثنائاتی هم در اینباره هست که بیان خاطرات برخی از آنان، موجبات شادی را فراهم میآورد!
#خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم
🧭 @education_policy
❃ بر خلاف ظاهر غلطاندازش از بیرون، آموزش و پرورش یک نهاد ساده برای اداره #مدرسه ، نیست. بلکه شاید پیچیدهترین و دیوانسالارانهترین ساختار دولتی در #ایران باشد که از جهات مختلف منحصر به فرد است. دستگاهی با بیشترین کارمند در دولت، نزدیک به ۱۳۰ هزار واحد عملیاتی #صف (مدرسه)، بیش از ۷۳۰ منطقه و ناحیه آموزشی و ۳۲ واحد استانی که تقریباً بهصورت #متمرکز و سلسلهمراتبی اداره میشود.
❃ اما بجز این حجم عملیات و گستردگی، ویژگیهای دیگری نیز وجود دارد که اتصال #مردم را به آموزش و پرورش #دشوار میکند:۱. فرهنگ سازمانیآموزش و پرورش از جمله نهادهایی است که به شدت #غریبکش است! به این معنی که نظر یک کارشناس در آن نسبت به یک استاد تمام علوم تربیتی، ارجح است. یک #برچسب هم برای آن وجود دارد، میگویند آن استاد تمام، آموزش و پرورشی نیست و نظرات بیرونیها کارشناسی نیست!
۲. ساختار بستهقواعد و چارچوبهای آموزش و پرورش، بخصوص در بخش جذب و استخدام، به گونهای است که مورد قبل را تأیید و #بازتولید میکند. به یک معنا همه در آموزش و پرورش #معلم هستند! دیگر مهم نیست معاون برنامهریزی هستید یا فناوری یا مالی یا ... شما باید #معلم باشید تا بتوانید در این پستها قرار بگیرید (۱).
۳. قوانین و مقرراتآموزش و پرورش دارای قوانین و مقررات بالادستی بسیاری است که دچار #انباشت هستند و بعضاً دچار تناقض شدهاند. در کنار اینها، سالانه حجم زیادی #بخشنامه از وزارتخانه، استان و منطقه ارسال میشود که اینها هم بعضاً با همدیگر و با قوانین و مقررات بالادستی #تعارض دارند! سر درآوردن از این حجم قانون و مقررات برای افراد داخلی که دارای تجربه انباشته هستند، به خودی خود دشوار است، برای بیرونیها که جای خود دارد.
۴. اداره سلسله مراتبی و متمرکزشیوه اداره آموزش و پرورش هم متمرکز است و هم سلسلهمراتبی. با توجه به حجم بالای دیوانسالاری، کوچکترین تصمیماتی که منجر به تغییر نظم فعلی میشوند، اگر با جواب منفی روبرو نشوند، حتماً مخاطب را دچار #فرسودگی میکنند. طبیعتاً ارتباط مردم نیز از این قاعده مستثنی نیست.
❃ حال پس از سالها عدم ارتباط یا ارتباط حداقلی در حد پرداخت کمک به مدرسه به صورت اختیاری (!) در زمان ثبتنام و اخذ کارنامه، و همچنین تجربه نهچندان موفق از سایر ارتباطها و برخورد سرد آموزش و پرورش، آیا مردم مبعوث شده، انگیزه #مشارکت در آموزش و پرورش را دارند؟
پینوشت:(۱) البته استثنائاتی هم در اینباره هست که بیان خاطرات برخی از آنان، موجبات شادی را فراهم میآورد!
🧭 @education_policy
۱۸:۲۵
مردمیسازی در آموزش و پرورش (۳)
پرونده مردمیسازی
شهرام رامشت
❃ پیش از اینکه به انگیزه مردم برای #مشارکت در اداره آموزش و پرورش بپردازیم، شاید نیاز باشد یکی از پیچیدگیهای نه ساختاری، بلکه ذاتی آموزش عمومی در عصر مدرن را بیشتر باز کنیم.
❃ #آموزش_عمومی در عصر مدرن در #مدارس متجلی میشود و متولی آن #دولت ها هستند. دلایل مختلفی در چرایی تولیگری #حاکمیت در آموزش عمومی وجود دارد که از جمله مهمترین آنها، تربیت انسان مطلوب حاکمیت است. در چنین شرایطی و با چنین هدفی، آموزش و پرورش یک پدیده حاکمیتی است که اهداف اصلی آن را، هر چه که هست، حاکمیت تعیین میکند. و این یعنی اول مناقشهای که آیا کسی که هدف را تعیین میکند، مسیر، چگونگی و تصدی اجرا را هم به عهده میگیرد یا خیر.
❃ بحث در این باره بسیار است؛ هم در ادبیات جهانی و هم در #ایران. بخصوص این موارد در سهسال دولت #شهید_رئیسی جان تازهای گرفته بود. یکطرف طیف؛ موافقان #تصدیگری حاکمیت (دولت)، بر این باورند که اگر کار را به غیر بسپاریم، معلوم نیست خروجی مورد نظر حاصل و اهداف محقق شوند؛ لذا باید کار را از دولت خارج نکنیم. طرف دیگر طیف، موافقان #برونسپاری آموزش هستند. ایشان بر این باورند که حاکمیت (دولت) میتواند اهداف را تعیین کند و اجرا را برونسپاری کرده و البته بر حسن انجام آن نظارت کند و نگذارد انحرافی در تحقق اهداف رخ دهد (۱) (۲).
❃ در این یادداشت، قصد قضاوت هر یک از دو سر این طیف را نداریم و وارد پیچدگیهای آن نمیشویم، چون از موضوع بحث فعلی قدری دور است. اما خوب است توجه را به برخی فرمایشات #رهبر_شهید انقلاب جلب کنیم. ایشان که به معنای واقعی کلمه به #مردمیسازی باور داشتند و در حوزههای فرهنگی حتی دستور آتشبهاختیار نیروهای مردمی را هم داده بودند، نظرات کاملاً متفاوتی در آموزش و پرورش داشتند. به نحوی که به این مضامین فرمودند، آموزش و پرورش امری حاکمیتی است و آتش به اختیار در آن معنایی ندارد!
❃ از طرفی در دیدار خصوصی ایشان با فعالان مردمی (غیردولتی) تعلیم و تربیت، ایشان در پاسخ به #فرادولتی شدن آموزش و پرورش فرموده بودند، آموزش و پرورش باید ذیل دولت باشد و شما نیز بروید به دولت کمک کنید. من اینطور برداشت کردم که به دنبال ایجاد دکّان دیگری نباشید!
❃ حال اینکه آیا میتوان از این دو نقل قول اینطور برداشت کرد که اجرا در آموزش و پرورش باید تماماً در دست دولت باشد یا نه، خود قصه مفصلی است. به نظر میرسد برای پاسخگویی به این سوال، نیاز به تحلیل عمیقتر همه بیانات و اندیشه رهبر شهید انقلاب است؛ بلکه بتوان در وسط طیف، با تفکیک برخی شئون آموزش و پرورش، برای حاکمیت چارهای اندیشید (۳). البته مسألهای این وسط است که قدری کار را دشوار میکند؛ تجربه #خصوصیسازی آموزش!
پینوشت:(۱) دیگر بماند که این دسته همواره مورد لعن دسته اول بوده و هستند و برچسبی را هم یدک میکشند که شاید بالاترین جرم آموزش و پرورش باشد؛ #حاکمیتزدایی.(۲) هر چند در میان این دو طیف، حرفهای دقیقتر و تفکیکهای موشکافانهتری نیز هست که انشاءالله در وقتش به آنها نیز خواهیم پرداخت. (۳) این همانجایی است که کار نکرده بسیار داریم و تا رسیدن به یک نظریه قابل آزمون در آموزش و پرورش راه بسیار است.
#خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم
🧭 @education_policy
پرونده مردمیسازی
❃ پیش از اینکه به انگیزه مردم برای #مشارکت در اداره آموزش و پرورش بپردازیم، شاید نیاز باشد یکی از پیچیدگیهای نه ساختاری، بلکه ذاتی آموزش عمومی در عصر مدرن را بیشتر باز کنیم.
❃ #آموزش_عمومی در عصر مدرن در #مدارس متجلی میشود و متولی آن #دولت ها هستند. دلایل مختلفی در چرایی تولیگری #حاکمیت در آموزش عمومی وجود دارد که از جمله مهمترین آنها، تربیت انسان مطلوب حاکمیت است. در چنین شرایطی و با چنین هدفی، آموزش و پرورش یک پدیده حاکمیتی است که اهداف اصلی آن را، هر چه که هست، حاکمیت تعیین میکند. و این یعنی اول مناقشهای که آیا کسی که هدف را تعیین میکند، مسیر، چگونگی و تصدی اجرا را هم به عهده میگیرد یا خیر.
❃ بحث در این باره بسیار است؛ هم در ادبیات جهانی و هم در #ایران. بخصوص این موارد در سهسال دولت #شهید_رئیسی جان تازهای گرفته بود. یکطرف طیف؛ موافقان #تصدیگری حاکمیت (دولت)، بر این باورند که اگر کار را به غیر بسپاریم، معلوم نیست خروجی مورد نظر حاصل و اهداف محقق شوند؛ لذا باید کار را از دولت خارج نکنیم. طرف دیگر طیف، موافقان #برونسپاری آموزش هستند. ایشان بر این باورند که حاکمیت (دولت) میتواند اهداف را تعیین کند و اجرا را برونسپاری کرده و البته بر حسن انجام آن نظارت کند و نگذارد انحرافی در تحقق اهداف رخ دهد (۱) (۲).
❃ در این یادداشت، قصد قضاوت هر یک از دو سر این طیف را نداریم و وارد پیچدگیهای آن نمیشویم، چون از موضوع بحث فعلی قدری دور است. اما خوب است توجه را به برخی فرمایشات #رهبر_شهید انقلاب جلب کنیم. ایشان که به معنای واقعی کلمه به #مردمیسازی باور داشتند و در حوزههای فرهنگی حتی دستور آتشبهاختیار نیروهای مردمی را هم داده بودند، نظرات کاملاً متفاوتی در آموزش و پرورش داشتند. به نحوی که به این مضامین فرمودند، آموزش و پرورش امری حاکمیتی است و آتش به اختیار در آن معنایی ندارد!
❃ از طرفی در دیدار خصوصی ایشان با فعالان مردمی (غیردولتی) تعلیم و تربیت، ایشان در پاسخ به #فرادولتی شدن آموزش و پرورش فرموده بودند، آموزش و پرورش باید ذیل دولت باشد و شما نیز بروید به دولت کمک کنید. من اینطور برداشت کردم که به دنبال ایجاد دکّان دیگری نباشید!
❃ حال اینکه آیا میتوان از این دو نقل قول اینطور برداشت کرد که اجرا در آموزش و پرورش باید تماماً در دست دولت باشد یا نه، خود قصه مفصلی است. به نظر میرسد برای پاسخگویی به این سوال، نیاز به تحلیل عمیقتر همه بیانات و اندیشه رهبر شهید انقلاب است؛ بلکه بتوان در وسط طیف، با تفکیک برخی شئون آموزش و پرورش، برای حاکمیت چارهای اندیشید (۳). البته مسألهای این وسط است که قدری کار را دشوار میکند؛ تجربه #خصوصیسازی آموزش!
پینوشت:(۱) دیگر بماند که این دسته همواره مورد لعن دسته اول بوده و هستند و برچسبی را هم یدک میکشند که شاید بالاترین جرم آموزش و پرورش باشد؛ #حاکمیتزدایی.(۲) هر چند در میان این دو طیف، حرفهای دقیقتر و تفکیکهای موشکافانهتری نیز هست که انشاءالله در وقتش به آنها نیز خواهیم پرداخت. (۳) این همانجایی است که کار نکرده بسیار داریم و تا رسیدن به یک نظریه قابل آزمون در آموزش و پرورش راه بسیار است.
🧭 @education_policy
۱۷:۰۶
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم.pdf
۳۵۱.۷۸ کیلوبایت
۱۷:۱۵
پیام روز معلم ۱۴۰۵
خط رهبری (۱)
شهرام رامشت
❃ از دیشب تا الان که این متن را مینویسم، چند بار متن پیام #امام_خامنهای به مناسبت روز معلم را خواندم. نکات بسیاری در این پیام وجود دارد که به لحاظ #خطمشیگذاری در آموزش و پرورش قابل طرح است. کم و بیش پیامهایی که توسط فعالان این حوزه هم نگاشته شده، این را نشان میدهد. پرتکرارترین کلیدواژه در تحلیل ایشان از این پیام، لزوم #مردمیسازی در آموزش و پرورش است که به آن و تحلیلهای دیگر إنشاءالله بعداً خواهم پرداخت. اما چیزی که در کنار این محتوا برای من از اولین مرتبه خواندن متن تا الان بیشترین طنین را داشت، این عبارت بود:
«اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل و هفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحلهی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.»
❃ ما در حوزه #فرهنگ و #تربیت کجا ایستادهایم؟ چند میلیون متر از خاک فرهنگیمان را به دشمن دادهایم؟ چطور میشود در حوزه تربیت #دشمن را ناامید کرد؟ چطور میتوان خاک فرهنگیمان را پس بگیریم و دشمن را شکست دهیم؟ و هزار سؤالی که برایم ذیل هر کدام از اینها پیش آمد...
❃ با خودم که فکر میکنم، میگویم اگر قرار است در جنگ فرهنگ و تربیت هم دشمن را شکست بدهیم، اول از هر چیز باید بدانیم در جنگیم؛ بعد بدانیم چه خسارتهایی و از کجا خوردیم؛ بعد از آن فرماندهانی در این میدان باشند که پیش بروند و معلمان که افسران این عرصه هستند را سازماندهی کنند.
❃ بدون لکنت و تعارف میگویم. در این مدت کمی که در حوزه تعلیم و تربیت بودم، مدرسه، منطقه، استان و ستاد را دیدم. دانشگاهیها و سیاستگذاران را دیدم. دولتیها و غیردولتیها را دیدم و با اطلاع عرض میکنم، فرماندهی که در قواره حاج قاسمها و طهرانیمقدمها باشد در فرهنگ و تربیت ندیدم.
❃ افراد باسواد موضوعی یا باتجربه کم نیستند، لیکن به زعم من کافی نیست. حوزه فرهنگ و تربیت را بسیار عمیقتر از حوزه نظامی میدانم. فرماندهان ما باید هم به لحاظ دانشی در سطح عالی باشند و هم در عمل میدان را تجربه کرده باشند و خوب شناخته باشند و صد البته جهتگیری درستی داشته باشند. افرادی که میشناسیم عمدتاً یکی از دو را دارند یا هر دو را ناقص در اختیار دارند. به نظرم در فرهنگ و تربیت، نیاز به چندین نسخه مختلف از #شهید_مطهری یا حتی #رهبر_شهید مان داریم. ما کجای کاریم؟
❃ این را نگفتم که اساتید و فعالان مخلص فرهنگ و تربیت را شماتت کنم یا زحمت ایشان را ضایع کنم؛ إنشاءالله نزد خدا مأجور هستند و هستیم. حتماً در این مسیر استعدادهای بسیاری هستند و مخلصانه در حال خدمت که من توفیق آشنایی با آنها را نداشتم. اما میخواهم بگویم این راه #حاج_قاسم و #طهرانی_مقدم میخواهد. هر کدام از ما هر جا که هستیم، تصمیم بگیریم برای این امر تلاشی کنیم. به چیزی که هستیم قانع نباشیم. کمک کنیم در کنار هم رشد کنیم. کما اینکه فرماندهان ما پس از جنگ تحمیلی هشت ساله در کنار هم رشد کردند و اینگونه در قله افتخار ایستادند.
بسم الله...
#خط_مشی_گذاری #خط_رهبری #نبرد_تربیتی
🧭 @education_policy
خط رهبری (۱)
❃ از دیشب تا الان که این متن را مینویسم، چند بار متن پیام #امام_خامنهای به مناسبت روز معلم را خواندم. نکات بسیاری در این پیام وجود دارد که به لحاظ #خطمشیگذاری در آموزش و پرورش قابل طرح است. کم و بیش پیامهایی که توسط فعالان این حوزه هم نگاشته شده، این را نشان میدهد. پرتکرارترین کلیدواژه در تحلیل ایشان از این پیام، لزوم #مردمیسازی در آموزش و پرورش است که به آن و تحلیلهای دیگر إنشاءالله بعداً خواهم پرداخت. اما چیزی که در کنار این محتوا برای من از اولین مرتبه خواندن متن تا الان بیشترین طنین را داشت، این عبارت بود:
«اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل و هفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحلهی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.»
❃ ما در حوزه #فرهنگ و #تربیت کجا ایستادهایم؟ چند میلیون متر از خاک فرهنگیمان را به دشمن دادهایم؟ چطور میشود در حوزه تربیت #دشمن را ناامید کرد؟ چطور میتوان خاک فرهنگیمان را پس بگیریم و دشمن را شکست دهیم؟ و هزار سؤالی که برایم ذیل هر کدام از اینها پیش آمد...
❃ با خودم که فکر میکنم، میگویم اگر قرار است در جنگ فرهنگ و تربیت هم دشمن را شکست بدهیم، اول از هر چیز باید بدانیم در جنگیم؛ بعد بدانیم چه خسارتهایی و از کجا خوردیم؛ بعد از آن فرماندهانی در این میدان باشند که پیش بروند و معلمان که افسران این عرصه هستند را سازماندهی کنند.
❃ بدون لکنت و تعارف میگویم. در این مدت کمی که در حوزه تعلیم و تربیت بودم، مدرسه، منطقه، استان و ستاد را دیدم. دانشگاهیها و سیاستگذاران را دیدم. دولتیها و غیردولتیها را دیدم و با اطلاع عرض میکنم، فرماندهی که در قواره حاج قاسمها و طهرانیمقدمها باشد در فرهنگ و تربیت ندیدم.
❃ افراد باسواد موضوعی یا باتجربه کم نیستند، لیکن به زعم من کافی نیست. حوزه فرهنگ و تربیت را بسیار عمیقتر از حوزه نظامی میدانم. فرماندهان ما باید هم به لحاظ دانشی در سطح عالی باشند و هم در عمل میدان را تجربه کرده باشند و خوب شناخته باشند و صد البته جهتگیری درستی داشته باشند. افرادی که میشناسیم عمدتاً یکی از دو را دارند یا هر دو را ناقص در اختیار دارند. به نظرم در فرهنگ و تربیت، نیاز به چندین نسخه مختلف از #شهید_مطهری یا حتی #رهبر_شهید مان داریم. ما کجای کاریم؟
❃ این را نگفتم که اساتید و فعالان مخلص فرهنگ و تربیت را شماتت کنم یا زحمت ایشان را ضایع کنم؛ إنشاءالله نزد خدا مأجور هستند و هستیم. حتماً در این مسیر استعدادهای بسیاری هستند و مخلصانه در حال خدمت که من توفیق آشنایی با آنها را نداشتم. اما میخواهم بگویم این راه #حاج_قاسم و #طهرانی_مقدم میخواهد. هر کدام از ما هر جا که هستیم، تصمیم بگیریم برای این امر تلاشی کنیم. به چیزی که هستیم قانع نباشیم. کمک کنیم در کنار هم رشد کنیم. کما اینکه فرماندهان ما پس از جنگ تحمیلی هشت ساله در کنار هم رشد کردند و اینگونه در قله افتخار ایستادند.
بسم الله...
🧭 @education_policy
۱۰:۴۲
بازارسال شده از اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
#پرونده_نقشه_راه
❃ امروز دومین سالگرد تصویب #نقشه_راه اجرای سند تحول بنیادین است. سندی که آخرین مصوبه فرهنگی #شهید_جمهور در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. سندی که باید از زمان تصویب #سند_تحول بنیادین آموزش و پرورش وجود میداشت، لیکن بعد از ۱۳ سال از تصویب آن، نگاشته و تصویب شد. سندی که لزوم آن بارها توسط #رهبر_شهید مورد تأکید قرار گرفته بود و در راستای لبیک به فرمان ایشان و پاسخ به این نیاز واقعی نگاشته شد. سندی که برای اولین بار از سال ۹۰ موجبات رضایت رهبر شهید را از فعالیتهای وزارتخانه حول سند تحول به همراه داشت.
«ما در گذشته، چند سال این سند تحوّل را گذاشتیم در کشو، درش را هم بستیم! هیچ تحرّکی انجام نگرفت، [لذا] ضرر کردیم. آن چند سالی که سند تحوّل جدّی گرفته نشد، پیشرفتی پیدا نکرد، ضرر کردیم. خب حالا بحمدالله […] «نقشه راه» برای اجرای آن آماده شده، که اینها همه مهم است. بخصوص این نقشهی راه برای اجرای سند خیلی مهم است؛ بدانیم این سند را چه جوری بایستی عمل کنیم که در تمام سطوح آموزشوپرورش اثر خودش را ببخشد؛ این خبر خوبی است. نگذارید وقفه ایجاد بشود و کار را به طور جدّی پیش ببرید. » (۱۴۰۳۰۲۱۲)
❃ اگر بخواهیم خیلی کوتاه بگوییم نقشه راه اجرای سند تحول چیست؛ باید بگوییم این سند ...
۱۱:۰۶
بازارسال شده از شفا | تأملاتی در باب تعلیم و تربیت
ویراستینوشت - ۱۴۰۵۰۲۱۵نقشه تحول با کدام منطق؟
پانوشت ۱: ۵ بهمن ۱۳۹۹، شورای عالی آموزش و پرورش مصوب کرد که نسخه ترمیم و بهروزرسانی شده سند تحول بنیادین را طی چهار ماه آماده نماید. فرآیند ترمیم ۱۳ برابر زمان تعیین شده طول کشید که چرایی این تطویل بسیار بسیار زیاد در هنگامه تحولات سریع و مهم، در جای خودش باید مورد تأمل و بررسی قرار گیرد. اکنون نسخه این فرآیند به مرحله تصویب نهایی رسیده است. پیشنویسهای منتشر شده نشان میدهد که تغییرات شکلی و بعضاً محتوایی خوبی در سند انجام شده، اما به نظر میرسد که ایرادات اصلی «عدم تحقق تحول بنیادین» در آن همچنان پابرجاست. از این رو، پیشبینی میشود که حتی با تصویب این سند و تخصیص منابع لازم (بهانه همیشگی عدم اجرای سند تحول)، نظام آموزش و پرورش تحول نیابد.پانوشت ۲: یکی از بزنگاههای بسیار مهمی که کشورها به فکر تغییر اساسی در نظام آموزشی خود میافتند، بحرانهای بزرگ و به ویژه جنگهاست که ضعفهای بخشهای مختلف رخ مینماید. نمونه بارز آن، پیگیری طرح «ملت در خطر» در آمریکا در دهه ۱۹۷۰ میلادی است.آیا نسخه جدید سند تحول هم به تحولات کلان کشور توجه کرده است؟ یا همچنان «بیموقعیت (لامکان و لازمان)» به دنبال ایدههایی برای اصلاح برخی از نقش و نگارهای نظام آموزشی است؟پانوشت ۳: رهبر سوم انقلاب اسلامی در پیامشان به مناسب روز معلم، رسماً در حوزه تعلیم و تربیت اعلام «شرایط جنگی» کردند. حواسمان هست؟! شوراهای سیاستگذار (شوعاف و شوآپ) و وزارت آموزش و پرورش و ... حواسشان هست؟ دانشکدههای علوم تربیتی و اندیشکدهها چطور؟ برای معماری نظام آموزشی متناسب با شرایط نبرد فرهنگی، اقتصادی و نظامی و در «عصر جدید» و با «نظم جدید» چه ایدههای اصلی باید حاکم شود؟ چه ملاحظاتی باید تدبیر شود؟ این ملاحظات است که محک و ملاک ارزیابی نسخه ترمیمیافته خواهد بود. مثلاً به فرمایش رهبری باید نقشآفرینی مردم را زمینهسازی کنیم (حکمرانی مردمپایه). آیا سند تحول سوای ادبیات «مشارکت» با سبک خصوصیسازی، این روح را دارد؟
@sheffa_jo
پانوشت ۱: ۵ بهمن ۱۳۹۹، شورای عالی آموزش و پرورش مصوب کرد که نسخه ترمیم و بهروزرسانی شده سند تحول بنیادین را طی چهار ماه آماده نماید. فرآیند ترمیم ۱۳ برابر زمان تعیین شده طول کشید که چرایی این تطویل بسیار بسیار زیاد در هنگامه تحولات سریع و مهم، در جای خودش باید مورد تأمل و بررسی قرار گیرد. اکنون نسخه این فرآیند به مرحله تصویب نهایی رسیده است. پیشنویسهای منتشر شده نشان میدهد که تغییرات شکلی و بعضاً محتوایی خوبی در سند انجام شده، اما به نظر میرسد که ایرادات اصلی «عدم تحقق تحول بنیادین» در آن همچنان پابرجاست. از این رو، پیشبینی میشود که حتی با تصویب این سند و تخصیص منابع لازم (بهانه همیشگی عدم اجرای سند تحول)، نظام آموزش و پرورش تحول نیابد.پانوشت ۲: یکی از بزنگاههای بسیار مهمی که کشورها به فکر تغییر اساسی در نظام آموزشی خود میافتند، بحرانهای بزرگ و به ویژه جنگهاست که ضعفهای بخشهای مختلف رخ مینماید. نمونه بارز آن، پیگیری طرح «ملت در خطر» در آمریکا در دهه ۱۹۷۰ میلادی است.آیا نسخه جدید سند تحول هم به تحولات کلان کشور توجه کرده است؟ یا همچنان «بیموقعیت (لامکان و لازمان)» به دنبال ایدههایی برای اصلاح برخی از نقش و نگارهای نظام آموزشی است؟پانوشت ۳: رهبر سوم انقلاب اسلامی در پیامشان به مناسب روز معلم، رسماً در حوزه تعلیم و تربیت اعلام «شرایط جنگی» کردند. حواسمان هست؟! شوراهای سیاستگذار (شوعاف و شوآپ) و وزارت آموزش و پرورش و ... حواسشان هست؟ دانشکدههای علوم تربیتی و اندیشکدهها چطور؟ برای معماری نظام آموزشی متناسب با شرایط نبرد فرهنگی، اقتصادی و نظامی و در «عصر جدید» و با «نظم جدید» چه ایدههای اصلی باید حاکم شود؟ چه ملاحظاتی باید تدبیر شود؟ این ملاحظات است که محک و ملاک ارزیابی نسخه ترمیمیافته خواهد بود. مثلاً به فرمایش رهبری باید نقشآفرینی مردم را زمینهسازی کنیم (حکمرانی مردمپایه). آیا سند تحول سوای ادبیات «مشارکت» با سبک خصوصیسازی، این روح را دارد؟
@sheffa_jo
۸:۵۳
خطمشیگذاری تربیتی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم.pdf
نقش معلمخط رهبری (۲)
شهرام رامشت
❃ در یکی از فقرات پیام #امام_خامنهای میخوانیم: معلمان مؤثرترین حلقه در #نبرد_فرهنگی […] خواهند بود؛ بهطوریکه میتوان ادعا کرد که […] به منزلهی ستون فقرات عرصهی فرهنگ […] هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل -که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت میشود- بخوبی واقف باشند.
❃ از این بخش، دلالتهای مختلفی قابل استخراج است که به نظر این چند مورد خطمشیگذاری آموزش و پرورش اهمیت بیشتری دارند: ۱. جذب معلم و دانشجو معلم ۲. برنامه درسی کلان دانشگاه فرهنگیان و دورههای بدو خدمت ماده ۲۸ ۳. گفتمان محوری وزارت آموزش و پرورش
❃ #سیاستگذاران ما باید در آموزش و پرورش خطمشیهای خودشان را در این سه محور با این پیام تنظیم کنند. برای این کار باید به سؤالاتی از این دست پاسخ دهند:
آیا در جذب #معلم و #دانشجو_معلم، افرادی را جذب میکنیم که نگاه اقتصادی و صرف دریافت یک حقوق ثابت با ساعت نسبتاً کم دارند؟ (۱) یا نه، افرادی که دلباخته خدمت و جهاد در نبرد فرهنگی با هر سختی است؟
آیا بعد از جذب آنها، برنامه درسی ما، دانشجویان را به نحوی تربیت میکنند، که خود را در نبرد فرهنگی ببینند و صد البته مؤثرترین حلقه در آن نبرد؟ همچنین، آیا این برنامه واجد شایستگیهای لازم برای این مأموریت است؟ آیا اساتید #دانشگاه_فرهنگیان توانایی اجرای این برنامه را دارند؟ آیا محیط دانشگاه فرهنگیان بستر مناسبی برای اجرای این برنامه است؟دورههای بدو و ضمن خدمت چطور؟ سیاست پیروزی در نبرد فرهنگی و آمادهسازی فرهنگیان متناسب با آن و نقش آفرینی به عنوان مؤثرینترین حلقه این نبرد در دستور کار دورهها قرار دارد؟
آیا #گفتمان محوری آموزش و پرورش، نبرد فرهنگی است؟ برای اینکه این گفتمان غالب شود، چه خطمشیهایی در بدنه آموزش و پرورش بخصوص مرکز برنامهریزی منابع انسانی و معاونتهای آموزشی دنبال میشود؟ مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارتخانه چه گفتمانی را در این نبرد ترویج میکند؟ آیا با این نبرد همخوانی دارد؟
آیا معاونت برنامهریزی و توسعه منابع، سیاست حمایت از فرهنگیان به منظور ایفای این مسئولیت خطیر را در دستور دارد؟ حقوق، مزایا، مواهب و اختیارات آنها برای تحقق این هدف در نبرد فرهنگی کفایت میکند؟
❃ این سؤالات و مشابه آنها تنها بخشی از پرسشهایی است که از این سه سرفصل کلان در راستای اجرای منویات امام جامعه قابل پاسخگویی است. اگر بگوییم همین الان همراستا هستیم که دیگر نیاز به شکست دشمن در فرهنگ نداریم و تحصیل حاصل است! پس معلوم است که جا یا جاهایی از سیاستهای ما در این نبرد فرهنگی میلنگد.
❃ نقش ما چیست؟ به آسیبشناسی خطمشیها در این حوزهها کمک کنیم و گزینههای سیاستی برای اصلاح پیشنهاد کنیم. جمعیت ۱,۰۰۰,۰۰۰ نفری فرهنگیان را برای مطالبه دست کم نگیریم. پیگیر باشیم و مطالبه کنیم. اگر عزمی هم در دستگاه نباشد، که هست، با مطالبه ایجاد میشود؛ إنشاءالله.
پینوشت:(۱) وقتی با دانشجو معلمان این پیام را مرور میکردیم، عمده بچهها از ضعفهای مالی و پشتیبانی گلایه داشتند؛ هرچند برخی هم از برنامه درسی، اساتید و فضای دانشگاه.
#خط_رهبری #بعثت_مردم #خطمشیگذاری #نبرد_فرهنگی
🧭 @education_policy
❃ در یکی از فقرات پیام #امام_خامنهای میخوانیم: معلمان مؤثرترین حلقه در #نبرد_فرهنگی […] خواهند بود؛ بهطوریکه میتوان ادعا کرد که […] به منزلهی ستون فقرات عرصهی فرهنگ […] هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل -که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت میشود- بخوبی واقف باشند.
❃ از این بخش، دلالتهای مختلفی قابل استخراج است که به نظر این چند مورد خطمشیگذاری آموزش و پرورش اهمیت بیشتری دارند: ۱. جذب معلم و دانشجو معلم ۲. برنامه درسی کلان دانشگاه فرهنگیان و دورههای بدو خدمت ماده ۲۸ ۳. گفتمان محوری وزارت آموزش و پرورش
❃ #سیاستگذاران ما باید در آموزش و پرورش خطمشیهای خودشان را در این سه محور با این پیام تنظیم کنند. برای این کار باید به سؤالاتی از این دست پاسخ دهند:
❃ این سؤالات و مشابه آنها تنها بخشی از پرسشهایی است که از این سه سرفصل کلان در راستای اجرای منویات امام جامعه قابل پاسخگویی است. اگر بگوییم همین الان همراستا هستیم که دیگر نیاز به شکست دشمن در فرهنگ نداریم و تحصیل حاصل است! پس معلوم است که جا یا جاهایی از سیاستهای ما در این نبرد فرهنگی میلنگد.
❃ نقش ما چیست؟ به آسیبشناسی خطمشیها در این حوزهها کمک کنیم و گزینههای سیاستی برای اصلاح پیشنهاد کنیم. جمعیت ۱,۰۰۰,۰۰۰ نفری فرهنگیان را برای مطالبه دست کم نگیریم. پیگیر باشیم و مطالبه کنیم. اگر عزمی هم در دستگاه نباشد، که هست، با مطالبه ایجاد میشود؛ إنشاءالله.
پینوشت:(۱) وقتی با دانشجو معلمان این پیام را مرور میکردیم، عمده بچهها از ضعفهای مالی و پشتیبانی گلایه داشتند؛ هرچند برخی هم از برنامه درسی، اساتید و فضای دانشگاه.
🧭 @education_policy
۱۲:۵۴
چرا نسخه ترمیمیافتهی «سند تحول»، نیاز به «تحول بنیادین» دارد؟ (۱)
شهرام رامشت
❃ ما چرا #سند مینویسیم؟ احتمالاً اهدافی داریم که میخواهیم در سندهایمان به آنها اشاره کنیم و مسیرهایی برای تحقق آنها با توجه به وضعیت موجود و آینده مطلوب مشخص کنیم و از بازیگران بخواهیم که حول آن اراده مشترکی شکل دهند و همه به سوی اهداف حرکت کنند و آنها را محقق کنند تا وضع مطلوب حاصل شود.
❃ حال اگر راه رسیدن به هدف، متناسب با وضع موجود و آینده مطلوب نباشد چه میشود؟ احتمالاً هر چه بیشتر پیش میرویم، از اهداف دورتر میشویم و در نهایت مجبور میشویم از اهداف عدول کنیم و بگوییم هدفگذاری ما آرمانی بوده است. ما آرزوهایمان را وارد سند کردیم و همان حرفهای همیشگی که شنیدهایم.
❃ در چنین فرضی، کسی #وضع_موجود را متهم نمیکند. کسی نمیگوید که ما اگر به اهداف نمیرسیم، برای این است که در زمان تدوین سند، وضع موجود را خوب ندیدهایم. نقطه شروع ما، امکانات ما، بضاعت ما، تهدیدهای ما، بازیگران بالفعل ما و... در زمان تدوین چه بوده؟ آیا همه آنها را دیدهایم؟ آیا توانستیم نظام خوبی متناسب با تحلیل وضع موجود ایجاد کنیم که بتواند چگونگی تحقق اهداف را برای ما مشخص کند؟ یا بدون لحاظ کردن وضع موجود، راهکارهایی که به اقتضائات و امکانات ما وصل نمیشوند ارائه کردیم؟
❃ حال برگردیم به نسخه ترمیمیافته سند تحول؛ کار ترمیم از چه زمانی شروع شده؟ احتمالاً سال ۱۳۹۹ بهترین پاسخ به این سوال است که پس از آن عزم جدیتری برای ترمیم در شورای عالی آموزش و پرورش شکل گرفت. سؤالی که بنده دارم این است که وضع موجود ما از ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۵ یکسان است؟ حتماً خیر. برای من که از نسخه ترمیم سوم در سال ۱۴۰۱ در جریان ترمیم هستم، میتوانم بگویم این سند «لا زمان» است. یعنی در وضع موجود ما زندگی نمیکند. در این سالها هر چه گذشت و نسخههای بعدی و بعدی آمد، تنها یکسری راهکارها توسط گروههای قدرت و ذینفعان حذف یا اضافه میشد.
❃ همه تلاشهای مفیدی که برای اصلاح این سند انجام شده، نتوانسته آن را به زمان حساس کند. و سندی که در زمانهاش زندگی نمیکند، هنوز به زمین نیامده بازی را باخته...
خب، حالا بگذاریم این سند با همه زحماتی که داشته تصویب شود و سالها صبر کنیم که نسخه ترمیمیافته را بعد از تصویب، ترمیم کنیم یا حالا که آب از سر گذشته و بجای سال ۱۳۹۵ داریم ۱۴۰۵ سند را ترمیم میکنیم، قدری دیرتر چون کنیم و نسخهای متناسب با اقتضائات وضع موجود ارائه کنیم؟
#خطمشی_گذاری #سند_تحول #نسخه_ترمیمی #تحول_بنیادین
🧭 @education_policy
❃ ما چرا #سند مینویسیم؟ احتمالاً اهدافی داریم که میخواهیم در سندهایمان به آنها اشاره کنیم و مسیرهایی برای تحقق آنها با توجه به وضعیت موجود و آینده مطلوب مشخص کنیم و از بازیگران بخواهیم که حول آن اراده مشترکی شکل دهند و همه به سوی اهداف حرکت کنند و آنها را محقق کنند تا وضع مطلوب حاصل شود.
❃ حال اگر راه رسیدن به هدف، متناسب با وضع موجود و آینده مطلوب نباشد چه میشود؟ احتمالاً هر چه بیشتر پیش میرویم، از اهداف دورتر میشویم و در نهایت مجبور میشویم از اهداف عدول کنیم و بگوییم هدفگذاری ما آرمانی بوده است. ما آرزوهایمان را وارد سند کردیم و همان حرفهای همیشگی که شنیدهایم.
❃ در چنین فرضی، کسی #وضع_موجود را متهم نمیکند. کسی نمیگوید که ما اگر به اهداف نمیرسیم، برای این است که در زمان تدوین سند، وضع موجود را خوب ندیدهایم. نقطه شروع ما، امکانات ما، بضاعت ما، تهدیدهای ما، بازیگران بالفعل ما و... در زمان تدوین چه بوده؟ آیا همه آنها را دیدهایم؟ آیا توانستیم نظام خوبی متناسب با تحلیل وضع موجود ایجاد کنیم که بتواند چگونگی تحقق اهداف را برای ما مشخص کند؟ یا بدون لحاظ کردن وضع موجود، راهکارهایی که به اقتضائات و امکانات ما وصل نمیشوند ارائه کردیم؟
❃ حال برگردیم به نسخه ترمیمیافته سند تحول؛ کار ترمیم از چه زمانی شروع شده؟ احتمالاً سال ۱۳۹۹ بهترین پاسخ به این سوال است که پس از آن عزم جدیتری برای ترمیم در شورای عالی آموزش و پرورش شکل گرفت. سؤالی که بنده دارم این است که وضع موجود ما از ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۵ یکسان است؟ حتماً خیر. برای من که از نسخه ترمیم سوم در سال ۱۴۰۱ در جریان ترمیم هستم، میتوانم بگویم این سند «لا زمان» است. یعنی در وضع موجود ما زندگی نمیکند. در این سالها هر چه گذشت و نسخههای بعدی و بعدی آمد، تنها یکسری راهکارها توسط گروههای قدرت و ذینفعان حذف یا اضافه میشد.
❃ همه تلاشهای مفیدی که برای اصلاح این سند انجام شده، نتوانسته آن را به زمان حساس کند. و سندی که در زمانهاش زندگی نمیکند، هنوز به زمین نیامده بازی را باخته...
🧭 @education_policy
۱۴:۱۳
خطمشیگذاری تربیتی
نظامات بیتربیتی در حاکمیت اسلامی
شهرام رامشت اگر بپذیریم که #هدف تشکیل حکومت اسلامی، و علت اهتمام و توجه اسلام به حکومت و سیاست به این دلیل است که تمام شرایط را در خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت در آورد (۱)، آنگاه تمامی #نظامات_اجتماعی آن حکومت باید در خدمت این هدف باشد. در نتیجه اگر هر یک از این نظامات با هدف تربیت انسان کامل و متعالی ناسازوار باشد، #نقض_غرض از تشکیل حکومت اسلامی است. ما بر این باوریم که نظام تربیتی، #امام سایر نظامات اجتماعی است و به یک معنا بار اصلی تربیت و البته حرکت بقیه نظامات بر دوش این نظام است که خود جلوهگاههای مختلفی در مدرسه، خانواده، مسجد، رسانه و ... دارد. هر چند این مهم بدین معنی نیست که سایر نظامات نقش تربیتی ندارند. اگرچه نظامهای تربیت رسمی و غیررسمی، بازیگران اول #تربیت_انسان_تراز یا تحققبخش آرمانهای حکومت اسلامی هستند، لیکن در برخی موقعیتها، سایر نظامات، تأثیری به مراتب ماندگارتر از تربیت به شیوه معمول آن دارند؛ چرا که تأثیرشان #آنی و #عینی توسط متربیان حس میشود. یکی از این موقعیتها، #جنگ است. فرض کنید در #کتاب_درسی (تربیت رسمی) از فضائل مقاومت در برابر دشمن گفتهشده، #مساجد و #پایگاهها نیز بر آن تأکید دارند، #خانواده نیز بر آن باور دارد، #رسانه های رسمی از این فضیلت حمایت میکنند و قس علی هذا. حال از قرار روزگار در حکومت اسلامی جنگی میان کفار و مسلمین رخ داده است. دانشآموزان کودک و نوجوان، دست در دست اولیاء خود در حمایت از رزمندگان و در راستای مقامت در برابر دشمن، هر شب در خیابانها بر علیه دشمنان شعار داده و خواستار جنگ تا پیروزی هستند. به یک معنا دانشآموزان در حال درس پس دادن در میدان عمل و عمیقکردن دانستههای خود در عمل هستند و به یک معنا، در حال #تربیت شدن هستند. در این میانه پرشور حماسه، #نظام_سیاسی کشور به یکباره بانگ بر میآورد که #آتش_بس (اعلام پیروزی!) کنیم و تمام! دشمن هر چقدر باید ادب میشده، شده و بیش از این جنگیدن، خسارت است؛ بلاتشبیه به آنچه در جام زهر قطعنامه ۵۹۸ یا آتشبس در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد! حالِ این دانشآموز ما الان چگونه است؟ احساس نمیکنید او به شدت سرد و گرم شده و احتمالاً #ترَک برداشته؟ چطور از یکطرف اینگونه در نظام تربیتی، مقاومت در برابر دشمن مطلوب شمرده شده و میدانی آن را تعمیق کرده، و از طرفی دیگر، در #عمل_سیاسی اینگونه نتیجه عکس میگیرد. انگار یک سکته در تربیت او ایجاد شده که نه، ببین، یکجاهایی هست که باید مذاکره کرد و آتش بس داد، ولو پشت خیمه معاویه باشیم! (۲) تصور کنید در طول دوران نوجوانی دانشآموز ما، این فرایند معیوب چندبار تکرار شود و هِی در میانه آتش بر کفار، نظام سیاسی بانگ #مذاکره و #آتشبس بر بیاورد. دانشآموز تربیتشده ما چه ویژگیهایی پیدا میکند؟ آیا با توجه به نتیجه عینی و آنی نظام سیاسی، آنچه در نظام تربیت رسمی و غیررسمی آموخته را در #میدان_عمل کَشک نمیپندارد؟ آیا مشروعیت نظام تربیتی رسمی و غیررسمی متزلزل نمیشود؟ آیا دانشآموزان به سمت #وادادگی و #تساهل میل پیدا نمیکنند؟ آیا چنین ویژگیهایی باید در انسان تراز حکومت اسلامی باشد؟ آیا نقض غرض از تشکیل حکومت اسلامی ... و هزاران «آیا» و «چرا»ی دیگر که متفکران علوم انسانی را به اندیشیدن به آنها دعوت میکنم؛ نگران انسان تربیت شده در این #موقعیت هستم و بیم دارم که این فرصت عظیم تربیتی را که این روزها شاهد آن در کوچه و خیابان هستیم، به ثمن بخس بفروشیم و تا سالها حسرت آن را بخوریم... پینوشت: (۱) امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۳ (۲) اگر خواننده محترم نیز چنین عقیدهای دارد، استغفار ۷۰بندی امیرالمؤمنین را برای توبه توصیه میکنم!
#خطمشی_تربیتی #تربیت_انقلابی #نظام_تربیتی #نظام_سیاسی #حکومت_اسلامی 🧭 @education_policy
ما و نظامات بیتربیتی
هر چه میخواهیم از ارزش #کار و #تولید در نظام #تربیتی صحبت کنیم. #ایران خودرو با یک فراخوان #فروش فوری برای تثبیت قیمتهای گرانِ جدیدش همهی رشتههایمان را پنبه میکند.
یک پژو 207 به قیمت یک میلیارد بخر، در عرض سه ماه، یک میلیارد سود بخاطر اختلاف قیمت کارخانه و بازار، ببر!
دانشآموز یک دو دوتا چهارتای ساده میکند و متوجه میشود که دلالی از تولید پر سودتر است.
و اینگونه ارزشهای تربیتی ما توسط نظامهای بیتربیتی اقتصادی به حاشیه میرود.
چه باید کرد؟!
پینوشت:
یک میلیارد تومان، حدود 5 سال حقوق معلم آن دانش آموز است. پیدا کنید پرتقال فروش را...
#معلم #ایران_خودرو #فروش_فوری
@education_policy
هر چه میخواهیم از ارزش #کار و #تولید در نظام #تربیتی صحبت کنیم. #ایران خودرو با یک فراخوان #فروش فوری برای تثبیت قیمتهای گرانِ جدیدش همهی رشتههایمان را پنبه میکند.
یک پژو 207 به قیمت یک میلیارد بخر، در عرض سه ماه، یک میلیارد سود بخاطر اختلاف قیمت کارخانه و بازار، ببر!
دانشآموز یک دو دوتا چهارتای ساده میکند و متوجه میشود که دلالی از تولید پر سودتر است.
و اینگونه ارزشهای تربیتی ما توسط نظامهای بیتربیتی اقتصادی به حاشیه میرود.
چه باید کرد؟!
پینوشت:
یک میلیارد تومان، حدود 5 سال حقوق معلم آن دانش آموز است. پیدا کنید پرتقال فروش را...
#معلم #ایران_خودرو #فروش_فوری
۷:۱۵