چرایی چند یادداشت اخیر در باب خطمشیهای اختصاصی کار این کانال را با پرداختن به موضوع #تمرکزگرایی و #تمرکززدایی در آموزش و پرورش مجدداً پی گرفته و پس از چند یادداشت درباره اصل این موضوع، از آن گذشته و وارد بحث #خطمشیهای_اختصاصی شدم. شاید برای برخی این سؤال پیش آمده باشد که چرا این اتفاق رخ داده و چرا در دل #پرونده_تمرکززدایی به #خطمشیهای_اختصاصی پرداختم. در ادامه به دو نکته درباره این چرخش میپردازم. در یادداشتهای اول اشاره داشتم که یکی از دلایل اقبال به #تمرکززدایی در ایران، بهرهوری پایین#خطمشیهای_سراسری بهدلیل عدم توجه به #اقتضائات خاص هر منطقه است. یکی از دلایلی که یادداشتهای #خطمشی_اختصاصی را نگاشتم، پاسخ به مسئله بهرهوری پایین#خطمشیهای_سراسری در بومهای متخلف بود. در واقع، مدعا این است که تا حد زیادی میتوان #تمرکز را حفظ نموده و با #خطمشیهای_اختصاصی بهرهوری را در بومها و مسائل متخلف افزایش داد. از طرف دیگر، همانطور که پیشتر عرض کرده بودم، ادبیات#تمرکززدایی در ایران تنک و نحیف است. لذا تا جای ممکن و تا زمان پختگی لازم و بومینشدن دانش و تجربیات در این حوزه، میبایست از هر گونه اقدام هیجانی ناشی از #شاهکلید پنداشتن این نوع از #حکمرانی ، خصوصاً در حوزه #تربیت ، اجتناب کرد. لذا از این باب نیز #خطمشیهای_اختصاصی ، بهعنوان #بدیلیکممخاطرهتر از #تمرکززدایی که میتوانند با در نظر گرفتن #اقتضائات موجب افزایش بهرهوری شوند، حائز اهمیت هستند. در ادامه، مجدداً به ادبیات #تمرکزگرایی و #تمرکززدایی در آموزش و پرورش بازمیگردیم. ان شاءالله.