۹:۳۴
گفت ایاز ای مِهتران نامْوَرامر شَه بهتر به قیمت یا گهر؟! امر سلطان بِه بوَد پیش شما؟یا که این نیکو گهر بهر خدا؟بیگهر جانی که رنگین سنگ را برگزیند پس نَهد شاهِ مرا سر فرو انداختند آن مهترانعذرجویان گشته زآن نِسيان به جان کرد اشارت شه به جلّاد کهُنکه ز صَدْرم این خَسان را دور کناین خسان چون لایق صدر مناند؟ کز پی سنگ امر ما را بشکنند؟امر ما پیش چنین اهل فسادبهرِ رنگینْ سنگ شد خوار و کساد
۲۱:۰۱
صحیفه امام، ج13، ص3341359/08/14
۱۱:۲۸
۱۱:۲۹
۱:۴۰
روز عيد است و من امروز در اين تدبيرم كه دهَم حاصلِ سىروزه و ساغر گيرم من به خلوت ننشينم پس از اين ور به مَثل زاهدِ صومعه بر پاى نهد زنجيرم پند پيرانه دهد واعظ شهرم ليكن من نه آنم كه دگر پند كسى بپْذيرم
#عشقال
۴:۴۵
۱۲:۱۳
۱۰:۱۱
۱۷:۳۸
۹:۴۶
۸:۱۸
«درافتادن» به روی یکدِگر دور است از آگاهیز مژگان هم اگر این اتفاق افتد به خواب افتد!
#عشقال
۱۳:۱۴
گفت گر چه هر سعادت از خداستدر میانِ ما و تو بَس فرقهاستسرْ بلندم من دو چشمِ من بلندبینشِ عالی امان است از گزندتو ز ضعفِ چشمْ بینی پیشِ پاتو ضعیف و هم ضعیفت پیشوادیگر آن که چشم من روشنتر استدیگر آن که خلقت من أطهر استچشم اشتر زان بود بس نوربارکو خورَد از بهر نور چشم، خارنیست آن «یَنْظُر به نور الله» گزافنورِ ربّانی بوَد گردونْ شِکافنیست اندر چشم تو آن نورْ روهستی اندر حسِّ حیوانی گِرو
#عشقال
۱۱:۵۱
۸:۴۹
خلوص یا وحدت؟؟؟.mp3
۰۲:۰۳-۱.۸۹ مگابایت
۱۸:۳۶
بازارسال شده از عقال
*
۱۴:۱۲
سادهلوحانی که دارند از جهانْ «راحتْ» طمعدامْ بهرِ صید در بَحر سراب افکندهاند
#عشقال
۹:۰۶
۵:۲۱
۷:۰۰
پا مَنِه بیرون ز حدِّ خویش تا بینا شوینیست حاجت با عصا در خانۀ خودْ کور را
#عشقال
۱۰:۵۸