بله | کانال عقال
عکس پروفایل عقالع

عقال

۶ عضو
thumbnail
undefinedundefinedدر آستانه شب‌های مبارک قدر و در شرایطی که حضور در خیابان‌ها نیز یک ضرورت جنگی به حساب می‌آید، این صحبت‌های حاج قاسم سلیمانی قابل تأمل است:
undefined«جنگ ما یک‌ گنج بود که بیت‌الله الحرام و طواف حجاج در مقابل آن کم است؛ عرفات بود؛ به این دلیل امام در پیام حج‌شان فرمودند: ای #نشستگان در مقابل خانه خدا! به #ایستادگان در برابر دشمنان خدا دعا کنید!»
undefined@eghaal

۹:۳۴

undefinedامرِ شَه بهتر به قیمت یا گُهر؟!
undefinedفرمانروا گوهری را به دست گرفته و نظر نزدیکان خود را درباره ارزش و قیمت آن جویا می‌شود؛ یکی از حاضران نگاهی به آن گوهر می‌اندازد و از زیبایی و بهای فوق‌العاده آن سخن‌سرایی می‌کند؛ در همین لحظه فرمانروا دستور می‌دهد که آن را شکسته و خرد کند؛ آن شخص از این کار امتناع ورزیده و خیرخواهی خود را دلیل بر این نافرمانی بیان می‌کند؛ فرمانروا از این خیرخواهی تشکر کرده و گوهر را به شخص دیگری واگذار می‌کند؛ همین قضیه برای دیگر حاضران نیز تکرار می‌شود و هر کدام از آن‌ها به بهانه‌های مختلف از اجرای این دستور سر باز می‌زنند؛ نوبت به یکی از ملازمان صادق فرمانروا که اَیاز نام دارد می‌رسد؛ ایاز قیمت گوهر را فراتر از حد تصور دانسته و معتقد است که چنین گوهری را تابه‌حال نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده‌ است؛
undefinedدر همین‌ حال فرمانروا درخواست خود را مبنی بر شکستن گوهر تکرار می‌کند؛ ایاز بی‌معطلی گوهر را به زمین کوبیده و آن را تکه‌تکه می‌کند! دیگر همراهان فرمانروا از این اقدام ایاز برآشفته گشته و به سرزنش او می‌پردازند؛ آن‌ها مدعی می‌شوند که این دستور، نظر واقعی فرمانروا نبوده و اساسا چطور ممکن است که ایشان دستور به خرد کردن چنین گوهر باارزشی را بدهد؟ از آنجایی که این افراد خود را جزو ملازمان فرمانروا جا زده‌اند نمی‌توانند به صورت عیان و مستقیم در برابر دستورات او بایستند لذا با این توجیه که این دستورات بر فرمانروا تحمیل شده است سرپوشی بر سرپیچی خود می‌گذارند؛ آن‌ها حتی پا را فراتر گذاشته و مدعی می‌شوند که باید دیگران را نیز علیه این دستور فرمانروا شوراند تا نظر واقعی(!) ایشان آشکار شود! البته چندان هم روشن نیست که چگونه آنان به نظر واقعی فرمانروا دست یافته‌اند!
undefinedایاز اما از نگاه سطحی و مبتذل این جماعت به دستورات فرمانروا ناراحت بوده و در پاسخ به تأویل‌های تهوع‌آور آنان چنین می‌گوید:
گفت ایاز ای مِهتران نامْوَرامر شَه بهتر به قیمت یا گهر؟! امر سلطان بِه بوَد پیش شما؟یا که این نیکو گهر بهر خدا؟بی‌گهر جانی که رنگین سنگ را برگزیند پس نَهد شاهِ مرا سر فرو انداختند آن مهترانعذرجویان گشته زآن نِسيان به جان کرد اشارت شه به جلّاد کهُنکه ز صَدْرم این خَسان را دور کناین خسان چون لایق صدر من‌اند؟ کز پی سنگ امر ما را بشکنند؟امر ما پیش چنین اهل فسادبهرِ رنگینْ سنگ شد خوار و کساد
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۲۱:۰۱

undefinedundefinedمایی که از مسائل نظامی اطلاع نداریم، نباید دخالت کنیم؛ آخر شما چه مى‌دانيد كه تصمیم درست در مسائل جنگی چیست؟! آدمى كه كنار گود نشسته، خيلى حرف‌ها مى‌تواند بزند.
undefinedامام خمینی ره:
undefinedكسانى كه اطلاع نظامى ندارند، نبايد دخالت كنند در كار نظامى. اين مثل اين است كه ما بگوييم كه فلان سرهنگ يك وقت بيايد به ما بخواهد بگويد كه فقه اسلام اين طورى است. همين طورى كه مى‌بينيد بعضيها از قرآن يك آيه‌اى را برمى‌دارند مى‌خوانند و دنبال او يك مسائلى را مى‌گويند، در صورتى كه از قرآن هيچ اطلاعى ندارند و از اسلام هم هيچ اطلاعى ندارند. مايى كه از نظام اطلاع نداريم و از جنگ اطلاع نداريم، نبايد اظهار نظر بكنيم كه خوب است اين جورى بكنند. آخر شما چه مى‌دانيد كه خوب است اين جورى بكنند؟! من و شما اطلاع از اين نداريم. هى برنامه ندهد كسى كه ندارد يك اطلاعى را؛ نمى‌فهمد يك چيزى را، تضعيف نكند روحيۀ سربازهاى ما را كه با تمام قدرت، همۀ جناحهايشان دارند جانفشانى مى‌كنند و ضربتهاى زياد به آنها زده‌اند. شما كنار نشسته‌ايد و مى‌گوييد خوب است اين جورى بكنند! آدمى كه كنار گود نشسته، خيلى حرفها مى‌تواند بزند. بگذاريد كه آنها روى نقشه‌هايى كه دارند، طورى كه مى‌توانند، عمل بكنند و بحمد اللّٰه، مى‌توانند و ان شاء اللّٰه، عمل مى‌كنند.
صحیفه امام، ج13، ص3341359/08/14
undefined@eghaal

۱۱:۲۸

undefinedundefinedگویا افرادی که در سال‌های گذشته با عنوان «پدرخوانده» خطاب می‌شدند، مانع اصلی سلطه آمریکا و اسرائیل بوده و لذا یک به یک توسط دشمن شهید می‌شوند! با بازماندگان رفتار مناسب‌تری داشته باشیم تا بعدا برای توجیه مواضع ناآگاهانه خود دست و پا نزنیم؛ توبه و استغفار را به صورت عملی به نمایش بگذاریم.
undefined@eghaal

۱۱:۲۹

thumbnail
undefinedای مدعیان صف آخر دیدیداز اول مجلس شهدا را چیدند؟
undefinedسال ۱۳۹۱ شهید علی لاریجانی سخنران مراسم ۲۲بهمن در حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها بودند؛ در جریان این سخنرانی، عده‌ای به شهید لاریجانی حمله‌ور شده و با پرتاب مهر و کفش به سمت ایشان روز تلخی را رقم‌ می‌زنند.
undefinedرهبر شهید انقلاب در واکنش به این اقدامات به صراحت فرمودند: "من با این کارهایی که در قم اتفاق افتاد مخالفم! اگر کسانی که این کارها را می‌کنند واقعا حزب‌اللهی هستند خب نکنند" گفتنی است که شهید لاریجانی در حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها آرام خواهند گرفت. با بازماندگان از مسئولان رفتار مناسب‌تری داشته باشیم.
undefined@eghaal

۱:۴۰

undefinedبه عقب بازنمی‌گردیمundefined
undefinedرمضان عجیبی را پشت سر گذاشتیم؛ شروع جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شهادت جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و کارگزاران کشور، بمباران مدرسه میناب، حمله به ناو غیرمسلح دنا و بالأخره سنگین‌تر و جان‌کاه‌تر از همه این موارد شهادت امام امت که ملت ایران و امت اسلام و بلکه همه آزادیخواهان جهان را عزادار کرد؛ در کنار این حوادث تلخ اما انتخاب کسی که وارث نام و مرام شهید خامنه‌ای است مرهمی بر داغ مردم گشته و از شدت تلخی‌ها می‌کاست؛ همچنین بعثت معجزه‌گون مردم در خونخواهی از امام شهید و نیز حراست از امنیت ملی، از نقاط درخشان دیگری بود که در رمضان امسال خودنمایی می‌کرد.
undefinedدر این ماه عزیز بستری فراهم شد که علاوه بر نماز، روزه، تلاوت قرآن و... راه‌های دیگری نیز برای تقرب به خداوند گشوده شود؛ به یقین حضور در خیابان‌ها که همه روزه و با هدف مقابله با مزدوران دشمن جریان داشت -و دارد- اجر الهی را در پی داشته و ذخیره دنیا و آخرت شرکت‌کنندگان خواهد شد؛ این کار توسط مردمی صورت گرفت که به تعبیر رهبر معظم انقلاب به مقام امامت رسیده و در روزهایی که کشور فاقد فرمانده کل قوا بود میدان‌داری کردند؛ اینک اما سخن اصلی بر سر استقامت و استمرار همین مسیر و پرهیز از عقب‌گرد به ایام سابق است؛ باید بر همگان ثابت شود که نسخه ارتقایافته‌ای از جامعه ایرانی خلق شده و این ملت، دیگر ملت قبل از رمضان نخواهد بود.
undefinedحافظ شیرازی در غزلی که گویا به مناسبت عید فطر سروده است از مجاهدت‌ها و عبادت‌های سی‌روزه خود سخن به میان می‌آورد و به فکر دریافت اجر و پاداش الهی در قبال این کارها می‌باشد؛ وی مایل است که پس از پایان ماه مبارک رمضان نیز به این سبک از زندگی مومنانه ادامه داده و در زنجیر دنیازدگی گرفتار نشود؛ به باور حافظ وسوسه‌های ظاهرالصلاح دیگران نیز نخواهد توانست او را از ادامه راه بازدارد بلکه او مصمم است که محکم و استوار به مسیر خود تا رسیدن به قله ادامه دهد؛ حافظ چنین می‌سراید:
روز عيد است و من امروز در اين تدبيرم كه دهَم حاصلِ سى‌روزه و ساغر گيرم من به خلوت ننشينم پس از اين ور به مَثل زاهدِ صومعه بر پاى نهد زنجيرم پند پيرانه دهد واعظ شهرم ليكن من نه آنم كه دگر پند كسى بپْذيرم
#عشقال
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۴:۴۵

thumbnail
undefinedundefinedپس از حملات بی‌امان رژیم صهیونیستی به حزب‌الله در سال ۱۴۰۳ و همچنین سقوط سوریه در همان ایام، زمزمه‌هایی بلند شده بود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پشت هم‌پیمانان خود را خالی کرده‌اند! امام شهید ضمن رد این ادعا، مخالفت تلویحی خود را با حضور نیروهای مسلح در لبنان اعلام می‌کنند.
undefinedطبعا در پشت پرده، نکات و مسائل متعددی در این زمینه وجود دارد که فعالان مجازی از آن بی‌اطلاع بوده و تصمیمات نیز بر اساس همان اطلاعات اتخاذ می‌شود؛ بهتر است که به تصمیم نهادهای رسمی اعتماد کرده و به اسم "نقد و مطالبه‌گری" به تضعیف آنان نپرداخت!
undefined@eghaal

۱۲:۱۳

undefinedشبه‌کودتاundefined
undefinedهنگامی که قرار است از شجاعت یک شخص سخن گفته شود او را تشبیه به شیر کرده و مثلا گفته می‌شود: «علی مثل شیر است»؛ اگر غرض این باشد که شدت شجاعت شخص بیان شود، حتی واژه «مثل» نیز حذف شده و گفته می‌شود: «علی شیر است»؛ واضح است که وقتی علی به شیر تشبیه می‌شود یک صفت خاصی از شیر -شجاعت- مدنظر بوده و دیگر ویژگی‌های آن مقصود گوینده نمی‌باشد؛ همگان می‌دانند که علی یال و دُم نداشته و برخلاف شیر، روی دوپای خود راه می‌رود؛ لذا هیچکس انتظار ندارد که تمام خصوصیات شیر نیز در علی موجود باشد. بخوانید؛
undefinedامام شهید درباره فتنه دی ماه تعبیر «شبه‌کودتا» و «کودتا» را به کار بردند و سوگمندانه عده‌ای همین تعبیر را بهانه‌ای برای عقده‌گشایی علیه کارگزاران نظام اسلامی قرار داده‌اند؛ در حالی که خود امام شهید در بیانات خود علت تعبیر به «شبه کودتا» را توضیح داده و فرمودند: «یک خصوصیّت دیگر اینکه این فتنه شبیه کودتا بود؛ یعنی بعضی‌ها هم در دنیا از این فتنه‌ای که اتّفاق افتاد، تعبیر کردند به کودتا؛ گفتند در ایران کودتایی راه افتاد که البتّه سرکوب شد، امّا کودتا بود. یعنی چه کودتا بود؟ #یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در اداره‌ی کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند؛ این از جهت مادّی؛ به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند؛ این هم از جهت معنوی. آنچه کشور را اداره می‌کند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
undefinedنگارنده به هیچ‌وجه احتمال کودتا را نفی نکرده و اساساً صلاحیت و اطلاعاتی در نفی و یا اثبات این مساله ندارد اما این ادعا را می‌تواند به صورت قاطع بیان کند که با استفاده از یافته‌ها و بافته‌های مجازی نمی‌توان احدی از کارگزاران کشور را متهم به کودتا کرد؛ در واقع این نهادهای امنیتی هستند که مسئولیت پیگیری چنین مسائلی را داشته و در صورت نیاز، مردم را نیز برای سرکوب کودتا به یاری خواهند طلبید؛ شایسته است که هرکس بر تکالیف و وظایف خود متمرکز شود!
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۱۰:۱۱

thumbnail
undefinedundefinedبا توجه به این بیانات امام خمینی، کلاه خود را قاضی کرده و در این پرسش تأمل کنیم که آیا شخص خودمان یک عنصر انقلابی هستیم یا ضدانقلاب؟!
undefinedناگفته پیداست که با داد و بیداد علیه این مسئول سياسی و آن فرمانده نظامی، نمی‌توان از وظایف خود شانه خالی کرده و همه کارها را گردن دیگران انداخت؛ بلکه شایسته است که هرکسی تکالیف شخص خود را به درستی بشناسد و بدون سستی به آن عمل کند.
undefined@eghaal

۱۷:۳۸

undefinedتحمیل مذاکرات به رهبری؛ تهمت یا واقعیت؟!
undefinedچند وقتی است که هر حرکتی در دستگاه دیپلماسی کشور صورت می‌گیرد، برچسب «تحمیل به رهبری» را دریافت کرده و چنین وانمود می‌شود که رهبر انقلاب به واسطه فشار اطرافیان خود وادار به پذیرش فلان موضوع شده است! به نظر می‌رسد مرور تاریخچه‌ای از آن چه در دولت چهاردهم بین ایران و آمریکا در جریان بوده است، به فهم درست از این مسأله کمک شایانی خواهد کرد؛ بخوانید!
undefinedدر اوایل بهمن1403 ترامپ برای بار دوم رئیس‌جمهور آمریکا می‌شود و از همان ابتدا در بوق و کرنا می‌کند که می‌خواهد پرونده‌های متعددی -از جمله ایران- را در سریع‌ترین زمان ممکن به اتمام برساند! از طرف دیگر نیز بوق‌های تبلیغاتی در داخل و خارج کشور او را شخصیتی معامله‌گر معرفی کرده و مدام توصیه می‌کنند که جمهوری اسلامی باید از این فرصت(!) برای توافق با آمریکا استفاده کند! همه این موارد دست به دست هم داده و فشار افکارعمومی بر ایران مبنی بر لزوم مذاکره با آمریکا افزایش می‌یابد؛
undefinedرهبری اما در سخنرانی 19 بهمن 1403، مذاکره با آمریکا را با تکیه بر تجربه عینی ملت ایران، غیر شرافتمندانه و غیرعاقلانه خوانده و تا میزان قابل توجهی عملیات روانی ترامپ را خنثی می‌کنند؛ (منبع) با این وجود در اوایل سال1404 مجددا زمزمه مذاکرات بلند شده و 23فروردین1404 اولین دور از مذاکره غیر مستقیم ایران و آمریکا برگزار می‌شود؛ آغاز این مذاکرات کافی بود تا هجمه سنگینی به دولت و تیم دیپلماسی شکل گرفته و متهم به تحمیل مذاکرات به کشور و رهبری شوند!
undefinedدر چنین شرایطی است که رهبر شهید انقلاب در ۳۰اردیبهشت ۱۴۰۴، ضمن تمجید از صراحت و انقلابی‌گری شهید رئیسی در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجه، از جریان مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در دوران شهید رئیسی پرده برداشته و می‌فرمایند: «#البتّه مذاکرات غیر مستقیم #زمان_ایشان [شهید رئیسی] هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمی‌کنیم به نتیجه برسد؛ نمی‌دانیم چه خواهد شد.» (منبع)
undefined«تهمت تحمیل» به رئیس‌جمهوری با مختصات شهید رئیسی، تهمت نچسبی بود و احدی نمی‌توانست چنین اتهامی را نسبت به ایشان مطرح کند لذا این بیانات، حجم هجمه‌ها علیه دولت چهاردهم را نیز تا حدودی کاهش داد؛ اگرچه همچنان بودند افرادی که این اشاره رهبری -آن هم در آن مقطع خاص را- هضم نکرده و بر موضع خود پافشاری می‌کردند!
undefinedبالاخره در بهار1404، 5دور مذاکرات غیرمستقیم برگزار می‌شود و در میانه همین مذاکرات است که جنگ تحمیلی 12روزه رخ می‌دهد؛ دومرتبه عده‌ای نوک پیکان خود را به سمت دولت گرفته و بی‌توجه به نقش آمریکا و اسرائیل، دولت جمهوری اسلامی را به دلیل مذاکره با آمریکا عامل شروع جنگ معرفی می‌کنند! مصاحبه محسن رضایی در 30خرداد1404 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اما واقعیت دیگری را روشن می‌کند؛ وی می‌گوید: «از اسفند1403 [قبل از شروع مذاکرات] جمع‌بندی دوستان ما این بود که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ما قطعی است!»
undefinedبه عبارتی مشخص می‌شود که هدف از شروع مذاکرات غیرمستقیم، نه معامله و عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا که مدیریت و هدایت افکارعمومی جهان و حتی داخل کشور بود که ایران اسلامی را متهم به ماجراجویی و جنگ‌طلبی نکنند؛ بعدها شهید کمال خرازی در مصاحبه با رسانه رسمی امام شهید، پرده از این تدبیر نظام اسلامی برداشته و از حکمت مذاکرات قبل از جنگ 12روزه سخن می‌گویند. (منبع)
undefinedمذاکراتی که اگرچه شخص رهبری و عمده کارگزاران نظام، بیشتر از همه مردم نسبت به بی‌نتیجه بودن آن آگاه بودند ولی به خاطر مصالح بالاتری که گوشه‌ای از آن بعدها و در گذر زمان روشن شد حاضر به پذیرش آن شدند؛ بالاخره این واقعیت را باید پذیرفت که در دنیای سیاست، هزار نکته باریک‌تر از مو وجود دارد و به جز معدودی از این اخبار، دیگر اطلاعاتْ مُهر محرمانه می‌خورند و به فضای رسانه‌ها راه نمی‌یابند؛
undefinedدر پایان گفتنی است که اگرچه امکان تحمیل به رهبری، قابل خدشه نبوده و در طول تاریخ نیز بارها رخ داده است اما واضح است که «تشخیص تحمیل» با داده‌های فضای مجازی -خصوصا زمانی که دلایلی بر خلاف آن وجود داشته باشد- ممکن نیست؛ چه بسا بی آن که خود متوجه شویم کج‌فهمی‌ها، سطحی‌نگری‌ها و گسترش «ویروس بدبینی» در فضای کشور، خود منجر به تحمیل پاره‌ای از مسائل به رهبری شود!
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۹:۴۶

undefinedخیانت تردیدافکنیundefined
undefinedدر مقاطعی از تاریخ انقلاب اسلامی، افراد و جریان‌هایی بوده‌اند که نسبت به پای‌بندی نظام به آرمان‌های خود دچار تردید شده و چنین پنداشته‌اند که نظام اسلامی و سران آن از اهداف مقدس خویش عقب‌نشینی کرده‌اند؛ یکی از مواردی که به این شک و تردیدها دامن می‌زد -و همچنان می‌زند- تعریف و تمجید هدفمند دشمن از برخی کارگزاران کشور می‌باشد؛ این که هر از گاهی رئیس‌جمهور آمریکا یا برخی از عناصر و رسانه‌های بدنام داخلی به مدح برخی از مسئولان صادق و انقلابی کشور پرداخته و به نیکی از آن‌ها یاد می‌کنند، جملگی در راستای همین تردیدافکنی بین نیروهای انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد؛ جوان مخلص و پرشور اما بی‌خبر از نقشۀ پیچیدۀ دشمن، همین اظهارات را سر دست گرفته و با این استدلال که "حتما کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است!" به جان آن مسئولِ جان بر کف و حاضر در میدان می‌افتد! برخی جناح‌بازی‌ها و قبیله‌گرایی‌ها نیز به کمک این عملیات روانی دشمن می‌آید و عده‌ای با سکوت توأم با رضایت خود در مقابل این توطئه‌ها و به طمع این که بالأخره با این کار، رقیبی از رقبای سیاسی آنان از میان برداشته می‌شود یاریگر طرح دشمن می‌شوند!
undefinedامام شهید سال‌ها قبل، پرده از این نقشۀ شیطانی برداشته و می‌فرمایند: «در جبهۀ خودی، بعضاً به دلایلی در پای‌بندی نظام به حرف‌ها و آرمان‌های خودش تردید شد... گاهی احساس تردید در عنصر خودی بجا، ولی اکثراً بیجا بوده است. چون خودِ من در سطوح تصمیم‌گیری کشور بوده‌ام و با خیلی از جوانان و عناصر مردّد، ارتباطات عاطفی داشته‌ام غالباً می‌دیدم بیهوده دچار تردید شده‌اند و اصلاً جای تردید و نگرانی نبوده است. آنها بیهوده احساس نگرانی می‌کردند که «هان! چه شد!؟» مثلاً یک وقت می‌دیدیم که رسانه‌های دشمن، #حساب‌شده و روی مقاصدی، از یک شخص که در جمهوری اسلامی مسئولیتی داشت تعریف می‌کردند! این تعریف، ایجاد تردید می‌کرد که «هان! چه شد!؟ چرا تعریف می‌کنند!؟ نکند حادثه‌ای در شُرف تکوین است!؟» خوب؛ اگر افرادِ مردّد، #صبر می‌کردند، بعد از گذشت دو سه سال معلوم می‌شد که آن تعریف‌ها تبدیل به دشنام شده است! کما این‌ که امروز هم می‌بينيد از این کارها هست. منتها آن ضربه، کار خودش را می‌کرد.۱۳۷۳/۴/۲۲» طبعاً کسانی که پی به این نقشۀ دشمن می‌برند، وظیفه دارند که با موضع‌گیری صحیح، صریح و به‌موقع، به مقابله با آن پرداخته و حداقل اطرافیان خود را از کمک به این طرح دشمن برحذر بدارند!
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۸:۱۸

undefinedبه خواب نرویمundefined
undefined«جدال غیرأحسن» از جمله مواردی است که به طور مکرر در آیات و روایات معصومین علیهم‌السلام از آن نهی شده است؛ در روایتی از امام علی علیه‌السلام آمده است که ایشان فرمودند: «از مجادله و ستيزه كردن بپرهيزيد؛ زيرا اين دو كار دل‌ها را نسبت به برادران، بيمار مى‌كنند و نفاق مى‌رويانند.»^ بازتاب این نکته اخلاقی را در آیینه ادبیات فارسی نیز می‌توان یافت؛ به منظور بیان یک نمونه از این موارد، به ذکر مقدمه‌ای می‌پردازیم؛ روشن است که اگرچه انسان در منزل خود به خواب و استراحت می‌پردازد ولی در مقابل بیگانگان، پلک روی هم نگذاشته و وضعیت متفاوتی را از خود به نمایش می‌گذارد؛ بیدل دهلوی با استفاده از همین نکته و در یک بیان تمثیلی می‌گوید مُژه‌های انسان تنها در حالت خواب به روی یکدیگر می‌افتند و در هنگام بیداری با یکدیگر «درگیر» نمی‌شوند! به همین نسبت، «بحث و جدل» پیرامون مسائل اساسی کشور در جلسات خصوصی و تخصصی -همانند جلسات شورای امنیت ملی- امری ضروری و مغتنم بوده که باید قدر آن را دانست اما هیچ انسان عاقلی مباحث این جلسات را به عرصه رسانه -که اتفاقاً دشمن نیز در آن حضور دارد- نمی‌کشاند؛ چرا که منجر به نزاع و بگومگوهای مضر در سطح جامعه گشته و دشمن را به طمع خواهد انداخت! می‌توان گفت جماعتی که حضور دشمن را فراموش کرده و به جان یکدیگر می‌افتند، در حقیقت هوشیاری خود را از دست داده و به خواب رفته‌اند؛ باید مراقبت کرد که با لالایی -بخوانید اختلاف‌افکنی- دشمن به خواب نرویم! بیدل چنین می‌سراید:
«درافتادن» به روی یکدِگر دور است از آگاهیز مژگان هم اگر این اتفاق افتد به خواب افتد!
#عشقالundefinedundefinedundefinedundefinedundefined^کافی، ج۲، ص۳۰۰
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۱۳:۱۴

undefinedتوصیه‌های شتر به الاغundefined
undefinedشتر و الاغ اگرچه در یک مسیر حرکت می‌کنند و با حوادث مشترکی نیز روبرو می‌شوند اما میزان لغزش و سقوط الاغ از کوه‌ها و گردنه‌های مختلف بسیار بیشتر از شتر است؛ الاغ از این موضوع کلافه گشته و برای برطرف کردن مشکل به شتر پناه می‌برد؛ شتر دو تفاوت اساسی بین خود و الاغ را دلیل این مسأله قلمداد می‌کند؛ اولاً می‌گوید که گردن شتر بلند بوده و می‌تواند دوردست‌ها و عاقبت نهایی مسیر را مشاهده کند؛ حال آن که «افق دید» الاغ محدود است و به‌اصطلاح تا نوک بینی خود را می‌تواند ببیند؛ لذا به دلیل درگیری با مسائل پیش‌پا‌افتاده، مصالح أهم را فدا می‌کند و در نهایت با سر به زمین می‌خورد!
undefinedنکته دیگری که شتر به الاغ گوشزد می‌کند، نورانیت چشمان اوست؛ شتر می‌گوید که به سبب صبر بر سختی‌ها و مشکلات، صاحب چشمان پرنوری شده که می‌تواند راه را از بيراهه تشخیص دهد اما الاغ در حصار «چشمان حیوانی و تعصب‌آلود» گرفتار است و قادر به چنین امری نمی‌باشد؛ شتر علت کم‌لغزشی خود را چنین شرح می‌دهد:
گفت گر چه هر سعادت از خداستدر میانِ ما و تو بَس فرق‌هاستسرْ بلندم من دو چشمِ من بلندبینشِ عالی امان است از گزندتو ز ضعفِ چشمْ بینی پیشِ پاتو ضعیف و هم ضعیفت پیشوادیگر آن که چشم من روشن‌تر استدیگر آن که خلقت من أطهر استچشم اشتر زان بود بس نوربارکو خورَد از بهر نور چشم، خارنیست آن «یَنْظُر به نور الله» گزافنورِ ربّانی بوَد گردونْ شِکافنیست اندر چشم تو آن نورْ روهستی اندر حسِّ حیوانی گِرو
undefinedدر سال‌های اخیر افرادی بوده‌اند که بارها و بارها با موضع‌گیری‌های غلط و نابجای خود علاوه بر آن که خود را مفتضح و بی‌آبرو کرده‌اند، خساراتی نیز به نظام اسلامی وارد ساخته‌اند؛ به عنوان یک نمونه از هزاران، مواجهه این افراد را با شهدای شاخص سال‌های اخیر نگاه کنید؛ از حاج قاسم و شهید رئیسی و لاریجانی گرفته تا سردار باقری و سلامی و حاجی‌زاده‌ و...؛ قریب به اتفاق این شهدای عزیز و مظلوم، از گزند این جماعت در امان نبوده و تنها به دلیل سلیقه‌های سیاسی متفاوتی که داشتند، تحت شدیدترین هجمه‌های رسانه‌ای قرار می‌گرفتند؛ این افراد به دلیل افق دید محدودی که داشتند گمان می‌کردند با تخریب این و آن، قادر خواهند بود که برای سیاستمدار محبوب خود آبرو و وجاهتی دست و پا کنند! غافل از این که با این حملات ناجوانمردانه نه تنها خود را مفتضح و بی‌آبرو می‌کردند بلکه به سرمایه اجتماعی نظام اسلامی نیز ضربه می‌زدند! برای جلوگیری از تکرار چنین پدیده تلخ و خطرناکی می‌توان توصیه‌های شتر به الاغ را به کار گرفت؛
undefinedاگرچه الاغ نمی‌تواند این نواقص را برطرف کرده و به عنوان مثال گردن خود را درازتر و یا بصیرت و نورانیت چشمان خود را اضافه کند ولی انسانی که صاحب اختیار و اراده می‌باشد قادر است که خودش را از حصار تنگ جناح‌بازی و قبیله‌گرایی‌ آزاد کرده و با فاصله‌گیری از فضای رقابت‌های انتخاباتی، مصالح کلان‌ و نهایی کشور را در نظر بگیرد؛ همچنین شایسته است که سختی‌های مقاومت در برابر زخم‌زبان‌ها را به جان خریده و به تهذیب و تزکیه نفس بپردازد تا برخوردار از بصیرت و نور الهی شود وگرنه انسان به اسم تبیین و ایجاد بسط ید برای رهبری، انواع تهمت‌ها را به این و آن نثار کرده و ابایی هم از عواقب دنیوی و اخروی این کار نخواهد داشت! و بالأخره انسان مؤمنی که با نور خدا به پیرامون خود نظر می‌افکند و موضع‌گیری می‌کند به زمین نمی‌خورد!
#عشقال
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۱۱:۵۱

undefinedتماشاگران فوتبالundefined
undefinedاین مثال را برای اولین بار از دکتر سعید جلیلی شنیده‌ام که اداره کشور را به منزله یک بازی فوتبال دانسته و دولت را به مثابه بازیکنان داخل میدان قلمداد می‌کردند؛ ایشان با استناد به همین مثال بود که دلیل عدم پذیرش مسئولیت در دولت شهید رئیسی را تبیین می‌کردند و معتقد بودند لزومی به حضور همه افراد در دولت نیست؛ چرا که تماشاگران فوتبال نیز به نوبه خود وظایفی دارند که برای موفقیت تیم در رقابت‌های مختلف باید انجام دهند؛ اگرچه نقش مردم در نظام اسلامی بسیار فراتر از تماشاگران فوتبال است اما شاید بتوان اشتراکات مختصری را نیز بین آنان پیدا کرد؛ به همین منظور شماری از ویژگی‌های تماشاگران فوتبال در ادامه بیان می‌شود؛ ناگفته نماند که در این میان رهبر جامعه نیز به عنوان رئیس کادر فنی، راهبردهای کلان تیم را پی‌ریزی کرده و به حسب لیاقت و شایستگی‌ها، قسمتی از بار کادر فنی را نیز بر دوش افراد مختلف خواهد گذاشت؛ و اما ویژگی‌های تماشاگران فوتبال:
undefinedیک تماشاگر در فصل نقل و انتقالات، می‌تواند با راه‌اندازی پویش‌هایی تمام تلاش خود را برای خرید یا فروش یک بازیکن به کار گیرد اما پس از شروع فصل، به تشویق و حمایت از همان‌هایی می‌پردازد که چه بسا راضی به حضور آنان در تیم نبوده است!
undefinedاز اخبار پشت پرده باشگاه بی‌اطلاع بوده و از جزئیات ظرفیت‌ها و برنامه‌های تیم آگاهی ندارد؛ کادر فنی نیز از اظهار تمام و کمال وضعیت تیم خودداری می‌کنند؛ چرا که در صورت اظهار اخبار محرمانه تیم، متهم به «ارسال پالس ضعف» خواهند شد! لذا تماشاگر با لحاظ جمیع این شرایط به تدابیر کادر فنی اعتماد می‌کند.
undefinedنسبت به رخنه و نفوذ برخی #تماشاگرنماها که شعارها را به انحراف کشانده و بازیکنان خودی را هدف می‌گیرند حساس بوده و مانع آنان می‌شود؛ زیرا به خوبی می‌داند این کار، بازیکنان داخل میدان را سست و دلسرد کرده و مقدمات باخت تیم را فراهم می‌کند.
undefinedبه خوبی می‌داند که اگر از تفاوت های جزئی با دیگر تماشاگران صرف نظر نکرده و با تمرکز و تاکید بر این تفاوت‌ها با آنان درگیر شود، دود این کار به چشم تیم مورد علاقه خود رفته و جریمه شدن باشگاه را در پی خواهد داشت!
undefinedبه خوبی می‌داند عده‌ای هستند که او را فقط برای فحاشی و اهانت می‌خواهند! لذا در مقابل تحریکات مختلف آنان که مثلا «شما اینجا فقط برای تشویق کردن جمع نشده‌اید! شما فقط برای شنیدن شیپور جمع نشده‌اید! و...» ایستادگی می‌کند!
undefinedو اما ویژگی دیگر تماشاگر را از زبان امام شهیدمان بشنوید؛ اگرچه ایشان این بیانات را درباره موضوع دیگری فرموده‌اند ولی می‌توان یکی از ویژگی‌های تماشاگر را از آن دریافت کرد؛ ایشان می‌فرمایند: "اگر برخی‌ها همان‌قدر که به تیم قرمز و آبی یا رئال و فلان تیم فوتبال تعصب دارند، نسبت به تولید داخلی #تعصب داشته باشند، بسیاری از مشکلات ما حل خواهد شد." (منبع)
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۸:۴۹

خلوص یا وحدت؟؟؟.mp3

۰۲:۰۳-۱.۸۹ مگابایت
undefinedundefinedامام خامنه‌ای رحمةالله‌علیه:
undefinedبه نظر من هم خلوص و هم وحدت باید توأمان باشند؛ خلوص با دعوا، کشمکش و حرکت‌های تند و... به وجود نمی‌آید؛ چنین وظیفه‌ای هم نداریم.
undefinedاگر پیامبر در دوران صدر اسلام هرکسی را به اندک بهانه‌ای طرد می‌کرد و خالص‌سازی در پیش می‌گرفت، دیگر چه کسی می‌ماند؟! امروز هم همین طور است.
undefinedنمی‌شود به بهانه خالص کردن، انسان‌های ضعیف‌الایمان را از دایره خارج کرد.
undefined@eghaal

۱۸:۳۶

بازارسال شده از عقال
undefinedموش‌ها شیر می‌شوندundefined
undefinedانسان‌ها در ایام جنگ و به طور کلی در زمان خطر و بحران، به میزان قابل ملاحظه‌ای امکان خدعه و فریب را از دست داده و آنچه را که پیش از آن در باطن خود پنهان نگه داشته بودند، بیرون می‌ریزند؛ لذا این ایام بهترین فرصت برای شناخت منافقانی است که ظاهر و باطن آنان همخوانی نداشته و با انواع لطایف‌الحیل در صفوف خودی جا خوش کرده‌اند؛ [وجه نام‌گذاری "نفاق" راپیش از این در یادداشت [موش‌های صحرایی] بیان کرده‌ایم]
undefinedدر این یادداشت به یکی از نشانه‌های منافقان که در ایام جنگ و پس از آن بروز می‌کند اشاره می‌کنیم؛ از ویژگی‌های منافقین آن است که از هرگونه کمکی - اعم از جانی، مالی، زبانی و...- به مسلمانان خودداری کرده و نسبت به آنان بخل می‌ورزند؛ در حین جنگ همانند موش‌هایی هستند که از شدت ترس به لانه‌های خود خزیده‌اند و هیچ اثری از آنان دیده نمی‌شود؛ حتی از یک موضع‌گیری خشک و خالی هم هراس دارند و خفه‌خون می‌گیرند ولی همین منافقان پس از رفع خطر و زمانی که مسلمانان فاتح جنگ می‌شوند، به تدریج از لانه‌های خود بیرون آمده و این بار نه مثل موش که همانند شیر و نه عليه دشمنان که بر سر دوستان نعره بر‌می‌آورند و به کسانی که در خط مقدم جبهه قرار داشته‌اند زخم زبان می‌زنند؛ با پررویی و وقاحت تمام، خودشان را در دستاوردهای جنگ -که اعم از "پیروزی نظامی" و "شکل‌گیری وحدت ملی" است- سهیم دانسته و عجیب‌تر آن که برای ادامه مسیر، تعیین تکلیف می‌کنند!
undefinedهمین رفتار منافقان در جنگ خندق بود که منجر به نزول آیه ۱۹ سوره مبارکه احزاب شد؛ خداوند متعال در این آیه می‌فرمایند: «*[منافقان] در همه چیز نسبت به شما بخیلند؛ و هنگامی که ترس و بحرانی پیش آید، می‌بینی آنچنان به تو نگاه می‌کنند و چشمهایشان در حدقه می‌چرخد، که گویی از شدت ترس می‌خواهند جان دهند! امّا وقتی حالت خوف و ترس فرو نشست [و مسلمانان فاتح جنگ شدند]، زبان‌های تند و تیز خود را علیه شما به کار می‌گیرند [و طلبکار غنائم جنگی می‌شوند!] در حالی که در آن نیز حریص و بخیلند؛ آنها [هرگز] ایمان نیاورده‌اند، از این رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد؛ و این کار بر خدا آسان است.»
*undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۱۴:۱۲

undefinedماهی‌گیری در سراب دنیاundefined
undefinedدر روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت، تعابیر مختلفی برای توصیف «دنیا» به کار رفته است؛ امام علی علیه‌السلام در یکی از بیانات نورانی خود، دنیا را به «سراب ناپایداری» تشبیه می‌کنند که جوینده و دَونده به سمت آن، تشنه‌تر و خسته‌تر خواهد شد! چرا که همت و دغدغه خود را در مسأله‌ای صرف می‌کند که حتی با فرض دستیابی به آن، آش چندان دهن‌سوزی هم نصیب او نخواهد شد!
undefinedصائب تبریزی نیز با اقتباس از آموزه‌های دینی، ضمن تشبیه دنیا به سراب مدعی می‌شود که جستجوگران «راحتی» در دنیا همانند کسانی‌اند که سرگرم ماهی‌گیری در سراب می‌باشند! وی انتظار آسایش و آسودگی در دنیا را ناشی از سادگی انسان و بی‌اطلاعی او از خصوصیات دنیا می‌داند و معتقد است که اساسا دنیاطلبان روی آسایش و آرامش را نخواهند دید؛ تنها راه چاره، آن است که از قید و بند دنیاطلبی رها گشته و افق فکری خود را فراتر از دنیای مادی قرار داد؛ صائب تبریزی چنین می‌سراید:
ساده‌لوحانی که دارند از جهانْ «راحتْ» طمعدامْ بهرِ صید در بَحر سراب افکنده‌اند
#عشقال
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۹:۰۶

thumbnail
undefinedundefinedundefinedبرخی‌ها ادعا می‌کنند که "ما صرفا به‌ خاطر خدا، مصالح کشور و همچنین صیانت از شروط رهبری است که دعوا راه می‌اندازیم و به مسئولان حاضر در خط مقدم جنگ، طعنه و زخم زبان می‌زنیم!"
undefinedپاسخ امام خمینی رحمةالله‌علیه را به این گونه از ادعاها ببینید...
undefined@eghaal

۵:۲۱

undefinedرهبر ضعیف و تنهاundefined
undefinedدر جلسه‌ای که به مناسبت دومین سالگرد آقا مصطفی خمینی در سال۱۳۵۸ و با حضور امام خمینی رحمةالله‌علیه برگزار می‌شود، رهبر شهید انقلاب به عنوان سخنران آن جلسه بیاناتی را ایراد می‌کنند که مرور آن در این روزها بسیار راه‌گشاست؛ در آن جلسه ایشان به انتقاد از کسانی می‌پردازند که پشت نقاب انقلابی‌گری پنهان شده و با ترسیم چهره‌ای #ضعیف و #تنها از امام خمینی، خود را به عنوان منجی و قهرمانی که رهبری را از این مظلومیت و تنهایی(!) نجات می‌دهد معرفی می‌کنند! این جماعت که گویا سهم مورد انتظار خود را از قدرت نبرده و از حضور در مناصب سطح بالا محروم مانده‌اند، تلاش می‌کنند که کارگزاران و اطرافیان امام خمینی را با انواع ترفندها و تهمت‌ها از دُور ایشان پراکنده کرده و خود را جایگزین آنان کنند؛ رهبر شهید انقلاب در بخشی از بیانات خود، خطاب به این دسته از افراد ظاهرالصلاح می‌فرمایند:
undefined«این‌قدر انقلاب را نکوبید؛ این‌قدر این رهبر را در زیر نامش نکوبید؛ این‌قدر نگویید: «رهبر را ایزوله کردند!»؛ من آماده‌ام که این سخن در همین مجلس تخطئه بشود؛ من آماده‌ام که هرکس که می‌تواند ثابت کند که دُور امام یک جدار درست کرده‌اند؛ بیاید در این مجلس، من در حضور امام دارم می‌گویم، او هم در حضور امام بگوید و تخطئه کند حرف مرا؛ بهترین چهره‌ها، فداکارترین انسانها، دردمندترین دلها، دلسوزترین شخصیّت‌ها را این‌گونه از دُور و بر امام نَتارانید. می‌گویید: «امام تنها است!»؛ به خدا شما می‌خواهید امام را تنها کنید؛ شما می‌خواهید امام تنها بشود! امام تنها نیست؛ دل این امّت با امام است؛ دلسوزترین این انسانها با امامند؛ در اختیار امامند؛ امام تنها نیست؛ امام از روز اوّل مانند همه‌ رهبران، مانند همه‌ پیامبران، مانند همه‌ بندگان صالح خدا، یک تنه فریاد برآورد و دیگران به او گرویدند. امروز این گرایش کم نشده است؛ باز هم ملّت به فریاد امام دل بسته است.» (منبع)
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۷:۰۰

undefinedسرانجام خودفراموشیundefined
undefined«توهم دانایی» آفتی است که فضای مجازی با دامن زدن و همچنین تزریق آن به کاربران خود، جایگاه و رتبه واقعی افراد را به هم ریخته و آنان را دچار نوعی خودفراموشی کرده است؛ به موجب این آفت است که کمتر کسی به فکر تکلیف و وظیفه خود بوده و با چشم‌پوشی از خطاها و کوتاهی‌های خویش، صرفاً به دنبال حساب‌کشی از این و آن می‌باشد؛ هرکسی به خود اجازه می‌دهد که با اعتماد به نفس کامل، در امور تخصصی اظهار نظر کند و حتی تدابیر متخصصان آن حوزه را زیر سوال ببرد؛ فی‌المَثل به راحتیِ آب خوردن فرماندهان نظامی مملکت را متهم به انفعال و سستی کرده و به تعیین راهبرد برای آنان‌ می‌پردازد! این که باید حمله پیش‌دستانه بکنند یا نکنند! فلان نقطه در فلان کشور را بزنند یا نزنند! فلان تعداد از فلان نوع موشک را شلیک کنند یا نکنند! به جنگ ادامه دهند یا آتش‌بس کنند!
undefinedخلاصه بیشتر از آن که مشغول خود و وظیفه خود باشد، برای دیگران نسخه می‌پیچد و آنان را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد! اگر چه چنین شخصی این گونه از اظهارات خود را ناشی از انباشت علم و اطلاعات(!) می‌پندارد ولی صادقانه باید پذیرفت که از جهل خطرناکی رنج می‌برد؛ حضرت امیر در بخشی از خطبه16 نهج‌البلاغه می‌فرمایند که «در جهالت و نادانی انسان همین بس که جایگاه و اندازه خود را نشناسد.» شخصی که باید در ایام جنگ شانه‌های خود را زیر بار مسئولیت‌های مختلف و متناسب با خود قرار داده و به سهم خویش تلاش کند که میزان تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی را افزایش دهد، به سادگی از کنار این تکلیف عبور می‌کند و در عوض به دخالت در اموری می‌پردازد که هیچ -تاکید می‌شود هیچ- سررشته‌ای در آن نداشته و جز مشتی اخبار زرد چیز دیگری از آن مسائل نمی‌داند؛ اما سرنوشت چنین انسانی نیز عبرت‌انگیز است؛ امام علی علیه‌السلام در حکمت149 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «هرکسی که قدر و اندازه خویش را نشناسد هلاک می‌شود.»
undefinedصائب تبریزی عاقبت کسانی را که از حدود و اندازه خود تجاوز می‌کنند همانند عاقبت آن انسان کوری می‌داند که بی‌مبالات و بدون عصا به بیرون از خانه می‌رود؛ وی می‌گوید اگرچه انسان کور در داخل خانه و محدوده خود، بی‌نیاز از عصا هست و می‌تواند به نوعی گلیم خود را از آب بیرون بکشد ولی در بیرون از خانه خویش، محکوم به انواع صدمات و حتی هلاکت است؛ در موارد ضرورت نیز که انسان ناچار به خروج از محدوده خویش می‌باشد شایسته است که دست به عصا و در نهایت احتیاط حرکت کند؛ ناگفته نماند به میزانی که این شخص، بینایی خود را به دست می‌آورد می‌تواند محدوده امن خود را نیز گسترش داده و در آن مناطق قدم گذارد؛ و البته روشن است که این بینایی، با داده‌های فضای مجازی به دست نمی‌آید! سروده صائب تبریزی چنین است:
پا مَنِه بیرون ز حدِّ خویش تا بینا شوینیست حاجت با عصا در خانۀ خودْ کور را
#عشقال
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۱۰:۵۸