بله | کانال - 𝕰𝖌𝖑𝖆𝖋 -
عکس پروفایل - 𝕰𝖌𝖑𝖆𝖋 --

- 𝕰𝖌𝖑𝖆𝖋 -

۱۳۶عضو
آرامشی که در نهایت به بینهایت بی کران هستی می رسد و آنجاست می فهمی چقدر زندگی بدون آرامش پوچ بوده است...و حال از تو می پرسم آرامش تو چیست؟
#Artak

۲۲:۱۳

thumbnail

۲۲:۳۰

و شامگاه دل‌انگیز زیر نور خورشید آرام با صدای درخشش آسمان #Artak

۲۰:۱۷

thumbnail
#Artak

۸:۴۹

حس عقب نشینی و ناپدید شدن
#Artak

۲۰:۴۴

thumbnail
#Mini

۸:۲۰

بازارسال شده از 《دُخترِنتفلیـکسِ》
این است همان باریکه‌ی امّیدکه از نم نم‌ک کوچه تاریکی‌هابه درون همهء پوچی کالبدهامان، می‌ریزد
این است همان باریکه‌ی امّیدکه در خشم همه طوفان‌هابه دل خسته یک گل، که همه ریشه‌ی جانش خشک است، می‌ریزد
این است همان باریکه‌ی امّیدکه در غار وجود صدفیبه همان قطره‌ءآبی که در او می‌شود و می‌ماند، می‌ریزد
این است همان باریکه‌ی امّیدکه در وصف نبود وطنم، قلباندکی خونِ بهنجار به رگ‌های وجود و نفسم، می‌ریزد
این است همان باریکه‌ی امّیدکه در بُعد نبودن‌هامانقلمش سخت به گنجینه دنیای درون، می‌ریزد
این است همان باریکه‌ی امّیدو مایی که همه غرق در انبوه دد و بی‌جانیچشممان بسته به نور و به همه عشقگمان کرده که این است همان‌طور که گفتند، زندگانی
این است همان باریکه‌ی امّیدبه سمت جگر سوخته و ترمیمشکه دگر باره بیاندیشد و داند که چنین زیستنیجان را نیستو چنان است که ما برخیزیماندکی دست بگیریم و ببندیم به کاراندکی بیشتر و والا تر فکر کنیماندکی شعله عطوفتمان، به همان چیز که می‌نامند جهان، لبریز کنیماندکی بوده و مانیمبرای خود و بیگانه و دیوانه در این گعده مرسوم نفس
این است همان باریکه‌ء امّیداین است.
#مینی‌لوگ

۱۸:۵۶

thumbnail
#Mini

۱۸:۵۸

و خنده هایی که از سر ترس به گریه می افتند و آغوش هایی که نجات بخش شب های هولناک بچگی هستند #Artak

۱۳:۰۶

دلم برای اینجا تنگ شدهبرای مابرای خودمونبرای با هم بودنبرای خنده‌ها و گریه‌هامیشه دید روزی رو که دوباره شاد، کنار هم برگردیم به خونمون، به اینجا؟#Mini

۱۹:۲۶

بازارسال شده از 《دُخترِنتفلیـکسِ》
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع، ولی لب هایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
•فاضل نظری•

۱۶:۱۵

اولین روز یه‌سالگی اگلف مبارک :]♡

۱۷:۱۲

شاید فعلا یه کم خلوت شده ولی هنوز پر از خاطره است پس ارزشمنده ! تولدش مبارک؛

۱۹:۰۳

هیسلام! بیاین یه کم حرف بزنیم از حال و روزتون بگیداین مدت چه کردید زندگی چطور بود چه چیز جدیدی رو امتحان کردید آنچه گذشت ؟!اتاق شنوا
پ.ن: همونجا جواب می دم ! #Artak

۲۰:۰۳

فوت کردن گرد و غبار اینجا-خب سلام...خوبین؟چه‌خبرا؟همه‌چیز بر وفق مراده؟حدود شیش ماهی هست که اینجا رو خاک خاطرات شسته و دست‌نخورده گذاشته...و واقعیت... فکر نمی‌کنم که دیگه هیچوقت برگرده به اون خونه امن همموناما در هر حالهمچنان تو قلب حداقل مناینجا و شما ۱۴۳نفر واقعا ارزشمندین!و خلاصهخواستم یکم حرف بزنیم...توی کامنت...یا توی ناشناستا هر از چندگاهی از احوالات هم باخبر بشیم...
دوستون دارم!#Mini

۱۵:۰۵

اشک‌ها برای زندگی‌کردن ساخته‌شدندنه باریدن.#Mini

۱۷:۲۹

- 𝕰𝖌𝖑𝖆𝖋 -
اشک‌ها برای زندگی‌کردن ساخته‌شدند نه باریدن. #Mini
و ما تنها می‌باریمبی‌هیچ زندگانی...#Mini

۱۷:۳۰

خیلی دلم برای اینجا تنگ‌ شده...برای خودمون...#Mini

۱۷:۳۱

کاش‌ میشد که بشهولی نشدنخواستن که بشه.#Mini

۱۷:۳۵

شب زیر نور ماه . . . :)#Mini

۱۴:۳۵