آدمهایی که به حوزه میآیند چند دستهاند.
(بخش اول)
يك دسته از اول، ناپاك و ناخالص و آلوده هستند و براى بهدستآوردن فلان موقوفه و بَهمان مسروقه و حتى بالاتر و پايينتر از اين حرفها شروع مىكنند و از اول در جستوجوى طعمۀ خويشاند.
يك دسته هم فقط بهخاطر علم و فضل و عربى دانستن و خوب حرف زدن و جمله پراكندن و فضل فروختن، تحصيل كردهاند.
يك دسته هم بىهدف وارد گود شدهاند و با تحميل پدر و يا تززيق ملاى ده، اين راه را از سرگرفتهاند.
يك دسته هم از روى ناچارى و مجبورى و اضطرار به اين طرف كشيده شدهاند و همين كه مفرّى بيابند، راه خود را گز مىكنند و مىروند.
اما نفراتى هستند كه با شناخت وظيفه و با عشق و شوق شروع كردهاند و فهميدهاند كه از كجا بايد شروع كنند و از كجاها بايد بگذرند و به كجاها بايد برسند و مسائل روحانيت و گرفتارىهاى آن چيست و وظيفه و هدف كدام است... از زد و بندها و شهوترانىها و مريدسازى و مريدبازى طبعاً متنفرند و ذاتاً بيزارند و يا اينكه عقلاً خوددارند و شرعاً پرهيزگارند.
اگر از اين نفرات بگذاريم، خيلى آشكار است كه آن دستهها بر اثر نبودِ تفقه، چه اشكالهايى بر سر راه تبليغ سبز مىكنند و چه فسادهايى به بار مىآورند!

روحانیت و حوزه
با ما به دنیای عینصاد بیایید:@einsad
(بخش اول)
۶.۵K
۱۲:۴۱