انجمن علمی آموزش الهیات علامه امینی تبریز
#چهارشنبههایدرسآموز #شرحمختصرمبحثیازدروس
معجزه چیست؟ واژه معجزه از ریشه عربی «عَجَزَ» گرفته شده است. «اعجاز» یعنی دیگری را ناتوان و عاجز کردن؛ بنابراین معجزه در اصطلاح کلامی، عملی است که انسانهای دیگر از آوردن همانند آن ناتوان میشوند. در منابع اسلامی، واژههای «آیه» و «بیّنه» نیز برای نشانههای پیامبران بسیار به کار رفتهاند و «معجزه» بیشتر اصطلاح متکلمان است.
(محمدرضا مظفر، عقائد الإمامیة، بخش «عقیدتنا فی معجزة الأنبیاء»)
معجزه از دیدگاه علامه حلی علامه حلی در کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، در بحث نبوت و معجزه، معجزه را در چارچوب امر خارق عادت و نشانه صدق پیامبر بررسی میکند. نکته مهم در نگاه کلامی علامه حلی این است که معجزه صرفاً یک اتفاق عجیب نیست؛ بلکه ارزش آن در دلالتش بر صدق مدعی نبوت است. یعنی اگر فردی ادعای پیامبری کند و کاری خارق عادت به اذن خداوند انجام دهد که دیگران از آوردن آن عاجز باشند، این امر میتواند نشانه صدق ادعای او باشد.
(علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، صص. ۳۵۰–۳۵۳)
معجزه از نگاه محمدرضا مظفر شیخ محمدرضا مظفر در عقائد الإمامیة، معجزه را در بحث نبوت مطرح میکند؛ یعنی معجزه اساساً در ارتباط با اثبات پیامبری معنا پیدا میکند. از این منظر، خداوند برای اینکه پیامبر واقعی از مدعی دروغین شناخته شود، نشانهای در اختیار پیامبر قرار میدهد که دیگران توان مقابله با آن را ندارند. بنابراین میتوان ساختار دیدگاه مظفر را اینگونه خلاصه کرد: ادعای نبوت ← ارائه نشانه خارقالعاده ← ناتوانی دیگران از مقابله ← اثبات صدق پیامبر. 

( محمدرضا مظفر، عقائد الإمامیة، فصل دوم، بخشهای ۱۳ تا ۱۶، بهویژه «عقیدتنا فی معجزة الأنبیاء»)
معجزه از دیدگاه علامه طباطبایی دیدگاه علامه طباطبایی در المیزان از نظر فلسفی و تفسیری بسیار مهم است. ایشان تصریح میکند که قرآن اصل وجود آیت و امر خارق عادت را میپذیرد. اما یک نکته بسیار مهم دارد: معجزه به معنای نقض ضرورت عقلی نیست. یعنی معجزه قرار نیست قوانین عقل را باطل کند؛ بلکه امری است که خارق عادت طبیعی است و نشان میدهد در تحقق آن، عاملی فراتر از نظام عادی طبیعت دخالت کرده است.
(علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، بحث معجزه و اعجاز، ص. ۱۱۶ ترجمه فارسی.)
آیا معجزه قانون علیت را نقض میکند؟ اینجا یک نکته فلسفی بسیار مهم مطرح میشود. ممکن است گفته شود: «اگر هر چیزی علت دارد، پس چگونه پیامبر مرده را زنده میکند یا عصا را به اژدها تبدیل میکند؟ آیا معجزه قانون علیت را نابود نمیکند؟» در نگاه فلسفی و کلامی اسلامی، پاسخ خیر است. معجزه به معنای «بیعلت بودن» نیست؛ بلکه ممکن است علت و سازوکار آن برای ما ناشناخته باشد یا علت آن در سطحی فراتر از علل طبیعی معمول قرار داشته باشد. بنابراین: معجزه ≠ بیقانونی بلکه: معجزه = رخداد خارق عادت در چارچوب اراده و قدرت الهی. 

این نکته در بحثهای مربوط به معجزه در المیزان، کشف المراد و آثار فلسفی ملاصدرا مورد توجه قرار گرفته است.
معجزه از نگاه قرآن در تفسیر المیزان از دیدگاه علامه طباطبایی، قرآن خودش یکی از مهمترین نمونههای معجزه است. یکی از راههای اثبات اعجاز قرآن، تحدّی است. خداوند از مخالفان میخواهد اگر در الهی بودن قرآن تردید دارند، چیزی همانند آن بیاورند. برای نمونه: «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» یعنی اگر در آنچه بر بنده خود نازل کردهایم تردید دارید، سورهای همانند آن بیاورید.
علامه طباطبایی توضیح میدهد که تحدی قرآن محدود به یک جنبه خاص نیست؛ بنابراین اعجاز قرآن فقط در فصاحت و بلاغت خلاصه نمیشود. از نگاه ایشان، قرآن میتواند از جهات مختلفی مانند: بلاغت و فصاحت
معارف و آموزهها
حکمت
قوانین و نظام اجتماعی
اخبار غیبی
هماهنگی و انسجام درونی مورد بررسی قرار گیرد.
( علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، بحث اعجاز قرآن، صص. ۹۴–۹۵ ترجمه فارسی.)
دیدگاه شهید مطهری شهید مطهری نیز معجزه را در ارتباط با نبوت و اثبات ارتباط پیامبر با عالم غیب بررسی میکند. در این نگاه، پیامبر کسی است که مدعی دریافت پیام الهی است؛ بنابراین باید نشانهای وجود داشته باشد که صدق این ادعا را آشکار کند. پس معجزه در منطق نبوت، نوعی دلیل و نشانه صدق پیامبر است، نه صرفاً یک نمایش عجیب و شگفتانگیز.
(مرتضی مطهری، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، بحث نبوت، صص. ۱۷۹–۲۰۸)
انجمن علمی آموزش الهیات پردیس علامه امینی
@elahiat_society
تفاوت معجزه و سحریکی از اشتباهات مهم این است که هر امر خارقالعادهای را معجزه بدانیم.در منطق کلام اسلامی، سحر با معجزه یکی نیست.سحر، حتی اگر در مواردی واقعیتی داشته باشد، دلیل مستقیمی بر ارتباط شخص با خداوند و صدق ادعای نبوت نیست.اما معجزه در چارچوب نبوت، نقش نشانه و حجت الهی دارد.
۲۷
۹:۲۶