دفتر یادداشت صدرا امامی
در سیطرهٔ «علم» اقتصاد؛ دانشی برای داوریِ همهچیز؟ مقدمهای بر یادداشتِ «ایدئولوژی در ردای عینیت»
ما در دورانی زندگی میکنیم که در سیطرهٔ تام «علم اقتصاد» قرار دارد؛ دانشی که فراتر از مرزهای موضوعیاش گسترش یافته، ردای یک «فیزیک اجتماعیِ قطعی» را به تن کرده و خود را متر و معیار نهایی تمام علوم انسانی میداند. اقتصاد امروز برای تمام ابعاد زیست جمعی - از فرهنگ و اخلاق گرفته تا تصمیمهای فردی و سامان سیاسی - نسخه و ادعا دارد و همهچیز را با منطق مطلوبیت و هزینه و فایده یا همان عقلانیت ابزاری میسنجد؛ آنهم با اتکا به این تصویر که دانشی کاملاً خنثی، تجربی و پیراسته از ارزشهاست. 🧭 اما آیا این تصویر از علم اقتصاد با واقعیتِ درونی آن همخوانی دارد؟ آیا خودِ اقتصاددانان زمانی که به داوری گزارهها مینشینند، واقعاً فارغ از مرجعیتها و سوگیریهای فکری قضاوت میکنند؟ و مهمتر از آن: آیا میتوان با همان روشهای تجربیِ مورد قبول این رشته، نشان داد که قضاوتهای حرفهای چقدر به گرایشهای پنهان وابستهاند؟ در ادامه، ابتدا ویدیوی گفتوگو پیرامون یک پژوهش در این حوزه و متن کامل مقالهٔ انگلیسی آن ارائه میشود؛ سپس در یادداشتی تحلیلی، به قلب یافتهها و پیامدهای معرفتشناختی این پژوهش خواهیم رفت. ----- #معرفت_شناسی #فلسفه_علم #اقتصاد_سیاسی #نقد_اقتصاد #عینیت_علمی ----- 🧭 @emamisadra
همچنین برای مطالعهٔ دقیقِ مقاله، متن کامل مقالهٔ انگلیسی نیز در دسترس شماست:
۳۶
۱۴:۵۴