عکس پروفایل دفتر یادداشت صدرا امامید
۱۲ عضو

دفتر یادداشت صدرا امامی

کنجکاو روایت‌های «ایران»@sadraemami----لینک کانال در تلگرام:https://t.me/emamisadra
لینک دیده‌ها در آپارات:https://www.aparat.com/emamisadra
لینک ویرگول:http://virgool.io/@emamisadra
لینک به‌خوان:https://behkhaan.ir/profile/emamisadra
دفتر یادداشت صدرا امامی
ویدیوی اول: غروبِ «امنیتِ ارزان» گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی undefined با توجه به محدودیت حجم بارگذاری ویدیو در پیام‌رسان بله، فایل کامل این ویدیو در آپارات بارگذاری شده است و می‌توانید آن را از طریق پیوند زیر مشاهده کنید: undefined[تماشای ویدیوی غروب امنیت ارزان] ----- #ژئوپلتیک #ژئواکونومی ----- 🧭@emamisadra
undefined غروبِ «امنیتِ ارزان»
گذار به عصرِ مرکانتیلیسم امنیتی
[۱/۲]
undefined امنیت، روزگاری در بخش بزرگی از جهان، چیزی شبیه یک «کالای عمومی» تلقی می‌شد؛ حقی مفروض که واشینگتن در قالب چترهای امنیتی، تضمین‌های راهبردی و حضور نظامیِ بلندمدت توزیع می‌کرد. بسیاری نیز، بی‌آنکه درباره بهای پنهان آن سؤال کنند، آن را پذیرفته بودند. این «چتر امنیتی» شاید موفق‌ترین کالای صادراتیِ نظمِ پس از جنگ سرد بود. اما امروز، آن «امنیتِ ارزان» دیگر یک فرضِ پایدار نیست. تداوم جنگ اوکراین، تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی و فشارهای داخلی بر سیاست جهانی آمریکا نشان داده که مسئله از ابتدا فقط بازگشت یک رئیس‌جمهور نبود؛ بلکه شکافی ساختاری در معماری امنیتیِ پساجنگ سرد بود.
undefined بازگشت ترامپ یا تزلزل در ناتو، صرفاً رویدادهایی برای اخبار روزانه نیستند؛ نشانه‌های افولِ الگویی از هژمونی‌اند که در آن آمریکا می‌توانست امنیت را با هزینه‌ای قابل‌تحمل عرضه کند. ساختارِ هژمونی آمریکا دیگر نه می‌تواند و نه مایل است هزینه‌های بی‌قید و شرطِ نظمِ پیشین را بپردازد. ما وارد دورانی می‌شویم که در آن امنیت، نه یک حقِ مفروض، بلکه کالایی کمیاب، مشروط و به‌طرزی فزاینده پرهزینه است.
undefined پرونده اوکراین، آزمایشگاهِ این منطقِ جدید است. تجربه مذاکره مستقیم ترامپ با طالبان در سال ۲۰۲۰ که متحد محلی خود را کنار گذاشت، یک الگوی هشداردهنده است؛ سایه آن تجربه بر هرگونه «توافق سریع» سنگینی می‌کند. الگوی ترامپ روشن است: فشار هم‌زمان بر کی‌یف و مسکو برای انجمادِ خطوط نبرد. البته نباید به دامِ فروکاستنِ اوکراین به یک «ابژه» افتاد. عاملیتِ کی‌یف در حفظِ جبهه، استفاده از فناوری و بالا بردنِ هزینه سیاسیِ هرگونه توافق تحمیلی، عملاً دامنه‌ی انتخابِ ابرقدرت‌ها را محدود کرده است.
undefined پشتِ این منطقِ معامله، یک اولویتِ بزرگ‌تر قرار دارد: چرخشِ راهبردی آمریکا از امنیت اروپا به سمتِ رقابت با چین. ناتو در این قاب، نه میدانِ یک بحرانِ منطقه‌ای، بلکه بخشی از بازآراییِ بزرگ‌ترِ قدرتِ آمریکاست که می‌کوشد منابع خود را از تعهدات پرهزینه در اروپا به سمت مهار قدرت بزرگ‌تری در آسیا منتقل کند. اگر این اولویت‌بندیِ ساختاری دیده نشود، تحلیل به سطحِ نقدِ یک شخصیت تقلیل می‌یابد. ما در آستانه عصری هستیم که ائتلاف‌ها نه بر مبنای ارزش‌های کلی، بلکه بر اساس محاسبه سخت‌گیرانه منافع تعریف می‌شوند؛ اما اروپا در این گذار با بحران‌های عمیق‌تری دست‌به‌گریبان است.
-----
🧭@emamisadra

۷

۱۳:۴۷