نقدی تبارشناختی بر همافزایی اقتصاد سیاسی و گفتارهای روانشناختی بهروایت آرش حیدری [_بخش اول_] مقالۀ «روانشناسی، حکومتمندی و نولیبرالیسم» اثر آرش حیدری میکوشد پیوند میان دگرگونیهای اقتصاد سیاسیِ پس از جنگ تحمیلیِ هشتساله و گسترش زبان، نهادها و فناوریهای روانشناختی را بهمثابه مسئلهای واحد و ادغامشده بخواند. اهمیت مقاله در این است که رشد روزافزون روانشناسی، مشاوره، خودیاری و گفتار «سلامت روان» در ایران را نه پدیدهای صرفاً فرهنگی، علمی یا درمانی، بخشی از آرایش تازۀ قدرت، دانش و مناسبات بازار میفهمد. استدلال آغازین متن بر این پایه استوار است که الگوهای جدید حیات اقتصادی، سوژههای متناسب با خود را از خلال دانش روانشناسی تولید میکنند؛ چراکه بازارِ خودتنظیمگر - بهطور ساختاری - انسانِ خودتنظیمگر میطلبد. در این منطق، «انسان خودگردان» به معیار اصلیِ سلامت بدل میشود و بحرانهای ساختاریِ جامعه به مسائل فردی، خلقی و روحی فروکاسته میشوند. پیامد این جابهجایی، سیاستزدایی و اجتماعزدایی از رنج اجتماعی است؛ فرآیندی که در آن روانشناسیِ عامیانه نیز به یکی از ابزارهای اصلیِ همآواکردن مکانیسمهای روحی با مکانیسمهای بازار تبدیل میشود تا در نهایت، یوتوپیای نولیبرالِ «هر ایرانی یک شرکت تجاری» را محقق سازد. با اینهمه، برای پرهیز از کلیسازی، باید از همان آغاز مرز مداخلۀ این تحلیل روشن شود. خوانش تبارشناختیِ حاضر مدعیِ توصیفِ تمامعیارِ کل بدنۀ روانشناسی و اقتصادی یا انکار تنوع درونمیدانیِ آن در ایران نیست. از اساس، تبارشناسی با جریان غالبِ خوانش و چرایی و چگونگیِ این غلبه سروکار دارد. موضوع اصلیِ نقد در اینجا ائتلافِ کارکردیِ سه حوزۀ مشخص است: نخست، روانشناسیِ مثبتگرا بهمثابه فناوریِ سازگارسازی؛ دوم، بازارِ عامهپسندِ خودیاری بهمثابه صنعتِ کالاییسازیِ رنج؛ و سوم، نهادهای مختلف از جمله نهادهای حاکمیتی که از گفتار روانشناختی برای توجیه عقبنشینی از وظایف رفاهی و انتقال مسئولیت به فرد استفاده میکنند. به این معنا، مسئله صورتبندیِ مسلطی است که در آن گفتار روانشناختی با اقتصاد سیاسیِ نولیبرال مفصلبندی میشود. بنابراین میتوان پرسید این مفصلبندی دقیقاً چگونه عمل میکند و از چه مجاریای وارد حیات روزمره میشود؟ -----#روانشناسی#اقتصاد_سیاسی#نولیبرالیسم#حکومتمندی----- 🧭 @emamisadra