نه تحلیلگرم، نه کارشناس، نه هیچی. صرفا علاقهمند به حوزهی مطالعات راهبردی. و در همین حیطه هم مینویسم.
من اینطور میفهمم که این باور وجود داشت در صورت پاسخ ما به اسرائیل، آمریکا و اسرائیل عقبنشینی میکنن و ما دست برتر پیدا خواهیم کرد.در مقابل طرف دیگهای (به درستی) متوجه محدودیتهای ما در بحث نظامی و دست برتر مطلق حریف در این مساله بود و سعی میکرد کجدار و مریز کار رو تا جایی جلو ببره که فشار اقتصادی به دشمن، باعث بیخیال شدن بشه.اما خب نمایش مضحک دیروز در حمله به اسرائیل با نرخ موفقیت افتضاح خودش به نظر من تتمهی بازدارندگی ما رو هم از بین برد.حالا اسرائیل و آمریکا مطمئن شدن که ما در برد متوسط و بلند، هیچگونه تهدیدی براشون محسوب نمیشیم و به نظرم خروج بحث موشکی از مذاکرات به این دلیله که متوجه شدن تهدیدی نیست که بخوان بابتش امتیاز بدن :))در برد کوتاه هم که خب نه تو رو خدا بیا و توی ١٠٠ کیلومتری یه هدفی رو نزن!
نشانهی این قصه هم تهاجمیتر شدن ادبیات ترامپ در شب گذشته و حملات مجدد اسرائیل به جنوب لبنانه که جوابی از سمت حزبالله نداشت.مسالهی دیگه هم اعلام خبر بستن تنگهی بابالمندبه.تقریبا هیچ واکنش خاصی به این خبر نشون داده نشد.چرا؟چون آلردی بخش زیادی از حمل و نقل از مدیترانه صورت میگرفت (بعد از بستن قبلی بابالمندب) و زنجیرهی تامین خودش رو به حرکت از دماغهی امید نیک و افزایش زمان رسیدن محمولهها عادت داده.در کل ما چارهای جز جواب دادن به حملهی جنوب لبنان نداشتیم اما مشخصا به نظر میاد که اسرائیل ما رو در یک بازی دو سر باخت قرار داد.اگر جواب نمیدادیم، اسرائیل حمل بر ضعف کرده و ادامه میداد.حالا هم که این جواب داغون رو دادیم (که حقیقتا توانمون بیش از این نبود) اسرائیل و آمریکا مطمئن شدن که تهدیداتمون در برد متوسط و بلند، پوشالیه.لازم بود که این اتفاق بیفته و ما دستمون بیش از پیش تضعیف بشه تا "امت مبعوث" و نمایندگان سیاسیشون متوجه بشن که آتشبس و مذاکره نه یک انتخاب که یک امتیاز برای ما بود و هست.و احتمالا هرچیزی که بهمون بدن رو باید ماچ کنیم، بذاریم روی پیشونیمون و بگیم دست شما درد نکنه.