بله | کانال Easy English انگلیسی آسان
عکس پروفایل Easy English انگلیسی آسانE

Easy English انگلیسی آسان

۲۲۰عضو
سلام به همه دوستان عزیز! undefined
پس از مدتی دوباره برگشتیم! undefined مدت‌هاست که منتظر بودیم تا دوباره کنار شما باشیم و مسیر یادگیری زبان انگلیسی رو با هم ادامه بدیم.
ممکنه در این مدت کمی از هم دور شده باشیم، اما قول می‌دیم که با محتوای جدید و جذاب‌تر از قبل، شما رو شگفت‌زده کنیم. چه در ابتدای راه باشید، چه بخواید سطح خودتون رو بالاتر ببرید، ما اینجا هستیم تا همراه شما باشیم. undefined
برای هر کسی که مشتاق به یادگیری و پیشرفت در زبان انگلیسیه، ما برنامه داریم! به زودی مطالب مفید، چالش‌های جالب و فرصتی برای تمرین با هم خواهیم داشت. این فرصت رو از دست ندید! undefined
با هم دوباره شروع می‌کنیم و هر روز یک قدم به جلو می‌ریم! undefined
@engliishland

۷:۵۴

چطور همیشه از "Make" و "Do" درست استفاده کنیم؟ undefined
خیلی‌ها این دو رو با هم اشتباه می‌گیرن، اما تفاوت‌های مهمی دارن. اینجا یه توضیح ساده و کاربردی داریم که می‌تونه به همه کمک کنه:
1. "Make" (ساختن، درست کردن)
"Make" وقتی استفاده میشه که شما چیزی رو ایجاد می‌کنید یا تولید می‌کنید. مثلاً وقتی چیزی رو از ابتدا درست می‌کنید یا یه کار مشخص رو با دست خودتون انجام می‌دید.
مثال‌ها:
I made a cake. (من یه کیک درست کردم.)
She makes beautiful paintings. (او نقاشی‌های زیبایی می‌کشد.)
They made a decision. (آن‌ها تصمیمی گرفتند.)

2. "Do" (انجام دادن)
"Do" برای کارهایی به کار میره که نیاز به انجام دادن یک عمل یا فعالیت دارن، به خصوص وقتی چیزی رو برای تکمیل یه وظیفه یا کار خاص انجام می‌دید.
مثال‌ها:
I’m doing my homework. (من دارم تکلیفم رو انجام میدم.)
She does yoga every morning. (او هر صبح یوگا انجام می‌دهد.)
They did a great job. (آن‌ها کار عالی انجام دادند.)

چند ترکیب مهم:
Make a mistake (اشتباه کردن)
Make a phone call (تماس گرفتن)
Do the dishes (ظرف‌ها رو شستن)
Do your best (تمام تلاشتو بکن)
@engliishland

۷:۵۵

سلام! حالتون چطوره؟امیدوارم روز خوبی داشته باشید. undefinedامروز می‌خوایم یه مطلب جدید و کاربردی رو با هم یاد بگیریم — ساده، روان و به زبان خیلی راحت!بزن بریم! undefined
@engliishland

۱۲:۱۴

undefined گرامر ساده – Present Simple Tense (زمان حال ساده):
undefined کاربرد: برای صحبت درباره‌ی عادت‌ها، واقعیت‌ها و برنامه‌های روزمرهundefined فرمول:undefined فاعل + فعل ساده (در سوم شخص s می‌گیرد)مثال‌ها:
I go to school every day.
She plays the piano.
We don’t eat meat.
Does he like football?

undefined نکته: در سوم شخص مفرد (he, she, it) فعل “s” می‌گیرد.undefined برای منفی و سوالی شدن از do/does استفاده می‌کنیم.
@engliishland

۱۲:۱۵

undefined دیالوگ ساده – در رستوران
undefinedA: Excuse me, can I see the menu, please?B: Sure! Here you are.A: Thank you. What do you recommend?B: The chicken sandwich is very popular.A: Okay, I’ll take one. And a glass of water, please.B: Of course. Anything else?A: No, that’s all. Thanks!
undefined ترجمه: الف: ببخشید، می‌تونم منو رو ببینم؟ب: حتماً! بفرمایید.الف: ممنون. چی پیشنهاد می‌کنید؟ب: ساندویچ مرغ خیلی محبوبه.الف: باشه، یکی برام بیارید. و یه لیوان آب هم لطفاً.ب: حتماً. چیز دیگه‌ای؟الف: نه، همین. مرسی!
@engliishland

۱۲:۱۵

امروز می‌خوایم یه نکته خیلی مهم و کاربردی رو با هم یاد بگیریم؛ چیزی که خیلیا قاطی می‌کنن، ولی بعد از این پست دیگه یادت نمی‌ره! undefined

---
undefined تفاوت “say” و “tell” چیه؟!
بیا خیلی ساده و شفاف بگم:
undefined Say یعنی گفتن، بدون اینکه حتماً بگیم به کی گفتیم.
undefined فرمول: say + something
مثال‌ها:
She said “hello”.
He said it was cold.
Don’t say that!


---
undefined Tell یعنی گفتن، ولی به یه نفر. یعنی مخاطب مشخصه.
undefined فرمول: tell + someone + something
مثال‌ها:
She told me the story.
I told him to stop.
Tell your friend I’ll be late.


---
undefined اشتباه رایج:He said me the truth. ← غلطundefined He told me the truth. ← درسته

---
undefined تمرین برای تو:یه جمله با “say” و یه جمله با “tell” بساز
@engliishland

۱۲:۱۵

undefined فرق بین "some" و "any" در جملات مثبت، منفی و سوالی

---
undefined Some
وقتی مطمئنی یا انتظار داری چیزی وجود داشته باشه
در جملات مثبت و پیشنهاد/درخواستمثال:
I have some friends in New York.
Would you like some coffee?


---
undefined Any
در جملات منفی و سوالیمثال:
I don’t have any money.
Do you have any questions?


---
نکته حرفه‌ای:
در جملات سوالی وقتی انتظار جواب مثبت داری می‌تونی از some هم استفاده کنی:
Can I have some water, please?


---
undefined تمرین:یه جمله مثبت با some و یه جمله سوالی با any بنویس
@engliishland

۱۲:۱۵

یه نکته خفن گرامری داریم که کمتر کسی بلدشه ولی توی فیلم‌ها و صحبت بومی‌ها زیاد می‌شنویم:اسمش هست Emphatic Structures یا همون "ساختارهای تأکیدی".
یعنی چی؟ یعنی وقتی می‌خوای یه چیزی رو خیلی برجسته و پررنگ بگی، از این ساختارها استفاده می‌کنی.

---
undefined ساختار اول:
It is / It was … that / who …
undefined یه تیکه خاص از جمله رو با قدرت می‌بری جلو!
undefined جمله معمولی:I saw her at the party.undefined جمله تأکیدی:It was at the party that I saw her.
undefined جمله معمولی:Tom fixed the car.undefined تأکیدی:It was Tom who fixed the car.
undefined اینو بومی‌ها خیلی استفاده می‌کنن وقتی می‌خوان تأکید کنن "کی" یا "کجا" یا "چی" مهمه!

---
undefined ساختار دوم:
Do / Does / Did برای تأکید
undefined حتی تو جمله مثبت هم می‌تونی با اینا تأکید کنی.
undefined معمولی:She knows the answer.undefined تأکیدی:She does know the answer.
undefined معمولی:I liked the movie.undefined تأکیدی:I did like the movie!
undefined توی بحثا یا وقتی ناراحتی / می‌خوای حرفتو ثابت کنی خیلی بدرد می‌خوره.

---
undefined ساختار سوم:
What … is / was …
undefined می‌خوای کل تمرکز رو بیاری روی یه چیز خاص؟ این عالیه:
undefined معمولی:He needs a break.undefined تأکیدی:What he needs is a break.
undefined معمولی:I enjoy traveling.undefined تأکیدی:What I enjoy is traveling.

۱۵:۲۲

undefined جمع‌بندی آخر

۱۵:۲۲

undefined این ساختارها ساده‌ن ولی وقتی توی جمله استفاده می‌کنی، بهت یه تسلط زبانی می‌ده که خیلی‌ها ندارن!
undefined تمرین کن! یه جمله ساده بنویس و سعی کن با هر سه روش بالا تأکیدی‌ش کنی.
@engliishland

۱۵:۲۳

undefined سلام و به همه‌ی همراهان عزیز کانال انگلیسی آسان شبتون بخیر حالتون چطوره ؟؟امشب با چند تا اصطلاح خفن و کم‌تر شنیده‌شده‌ی انگلیسی همراهتون هستیم که خیلی جاها کاربرد دارن ولی خیلی‌ها نمی‌دونن دقیقاً یعنی چی!
@engliishland

۱۷:۴۹

بزن بریم آموزش رو شروع کنیم
@engliishland

۱۷:۴۹

🟡 1. To beat around the bush
undefined معنی: طفره رفتن – حاشیه رفتن به‌جای گفتن اصل مطلبundefined مثال:Stop beating around the bush and tell me the truth.undefined ترجمه: انقدر طفره نرو و حقیقت رو بهم بگو!
undefined وقتی کسی از گفتن یه چیز مهم یا سخت فرار می‌کنه، از این اصطلاح استفاده می‌کنیم.
@engliishland

۱۷:۴۹

🟡 2. To get cold feet
undefined معنی: جا زدن – دودل شدن درست لحظه‌ی آخرundefined مثال:She was going to move abroad, but she got cold feet.undefined ترجمه: می‌خواست بره خارج، ولی دقیقه‌ی آخر جا زد.
undefined این اصطلاح بیشتر توی موقعیت‌های مهم مثل ازدواج، مصاحبه، مهاجرت یا امتحان استفاده می‌شه.
@engliishland

۱۷:۴۹

🟡 3. A blessing in disguise
undefined معنی: نعمتی که اولش به‌نظر بد می‌اومد – خیر در باطنundefined مثال:Losing that job was a blessing in disguise.undefined ترجمه: از دست دادن اون کار، در ظاهر بد بود ولی در واقع برام خیلی خوب شد.
undefined وقتی یه اتفاق بد اولش ناراحت‌کننده‌س، ولی بعداً می‌فهمی به نفع‌ت بوده.
@engliishland

۱۷:۵۰

🟡 4. To throw someone under the bus
undefined معنی: انداختن تقصیر گردن کسی – فدا کردن کسی برای نجات خودundefined مثال:He threw his teammate under the bus to save his job.undefined ترجمه: هم‌تیمیش رو قربانی کرد تا خودش کارش رو حفظ کنه.
undefined اصطلاحیه برای آدمای فرصت‌طلب که دیگران رو خراب می‌کنن تا خودشون نجات پیدا کنن.
@engliishland

۱۷:۵۰

🟡 5. To hit the nail on the head
undefined معنی: درست گفتن – دقیقاً به نکته‌ی اصلی اشاره کردنundefined مثال:You really hit the nail on the head with your answer.undefined ترجمه: جواب‌ت دقیقاً درست بود، زدی به هدف!
undefined اینو وقتی می‌گیم که کسی دقیقاً اون چیزی رو بگه که باید.
@engliishland

۱۷:۵۰