فعل “Run” فقط معنی «دویدن» نمیده! این فعل توی مکالمه کلی کاربرد متفاوت داره که خیلی استفاده میشن run into معنی: اتفاقی کسی رو دیدن / به مشکل برخوردن مثالها: I ran into my old teacher at the mall. توی مرکز خرید معلم قدیمیمو دیدم. We ran into some problems. به یهسری مشکل برخوردیم. run out of معنی: تموم شدن چیزی مثالها: We ran out of milk. شیرمون تموم شد. I ran out of time. وقتم تموم شد.