در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
English انگلیسی
Important words & phrases (کلمات و اصطلاحات مهم): · Evolution – تکامل، روند تدریجی تغییر و توسعه · Extinct – منقرضشده، از بین رفته (برای کلمات یا جانداران) · Predict – پیشبینی کردن · Frequency – بسامد، میزان تکرار · Common everyday speech – زبان محاورهی روزمره · Predictor – پیشبینکننده، چیزی که به پیشبینی کمک میکند · Retained – حفظ شده، باقی مانده خلاصه فارسی: این فایل دربارهی تکامل زبان انگلیسی و نابودی تدریجی کلمات است. برخی کلمات مانند اعداد دو، سه، پنج و ضمیر «I» جزو قدیمیترین کلمات انگلیسی هستند. دانشمندان با استفاده از کامپیوتر پیشبینی میکنند که کلماتی مثل «dirty» ممکن است طی ۷۵۰ سال آینده منقرض شوند. معیار اصلی بقای کلمات، بسامد استفاده از آنها در گفتار روزمره است. @englishaudiobooks
پس از انجام تست جواب صحیح را اینجا
ببینید
۱۴:۴۸
Divorce; Why does it happen.mp3
۰۶:۴۹-۶.۲۸ مگابایت
این قسمت درباره دلایل طلاق و نحوه صحبت کردن درباره آن در کشورهای مختلف صحبت میکند. در این قسمت، داستان یک زن به نام مارینا را مرور میکند که در جوانی ازدواج کرده و بعد از تغییر شرایط زندگی، مشکلاتش با همسرش غیرقابل حل شده است. همچنین به راهکارهایی مثل دوره «خنک شدن» (cooling‑off period) در چین اشاره میشود که دولت برای کاهش طلاق اجباری کرده است. مجریان برنامه تأکید میکنند که عدم ارتباط مؤثر تقریباً همیشه دلیل اصلی جدایی است.
کلمات و اصطلاحات مهم stay‑at‑home mum مادری که خانهدار است و از کودکان مراقبت میکندchange your mind نظری را که قبلاً داشتید عوض کردنunresolvable غیرقابل حل (قابل رفع یا پایان دادن نبودن)cooling‑off period دورهٔ «خنک شدن» برای فرصت دادن به طرفین برای حل اختلاف پیش از اقدام بعدیintervene دخالت کردن (برای بهبود یک موقعیت دشوار)invariably همیشه، در همه موارد@englishaudiobooks
کلمات و اصطلاحات مهم stay‑at‑home mum مادری که خانهدار است و از کودکان مراقبت میکندchange your mind نظری را که قبلاً داشتید عوض کردنunresolvable غیرقابل حل (قابل رفع یا پایان دادن نبودن)cooling‑off period دورهٔ «خنک شدن» برای فرصت دادن به طرفین برای حل اختلاف پیش از اقدام بعدیintervene دخالت کردن (برای بهبود یک موقعیت دشوار)invariably همیشه، در همه موارد@englishaudiobooks
۱۷:۲۳
a-phrasal-verb-a-day-8-to-chip-in.mp3
۰۴:۴۲-۳.۱۶ مگابایت
فعل عبارتی “to chip in” در زبان انگلیسی چندین معنی اصلی دارد که همگی حول محور مشارکت، کمک یا اضافه کردن چیزی میچرخند.
معانی اصلی آن به شرح زیر است:
۱. کمک مالی (رایجترین معنی)
این رایجترین کاربرد است و به معنی پول روی هم گذاشتن یا مشارکت مالی برای خرید یک چیز مشترک، پرداخت هزینه یک مهمانی، یا کمک به یک نفر در شرایط سخت است.
مثال:
فارسی: “ما تصمیم گرفتیم برای خرید هدیه تولد برای سارا، همه با هم پول روی هم بگذاریم.”
انگلیسی: “We decided to chip in to buy a birthday present for Sarah.”
۲. کمک کردن (به طور کلی)
این معنی گستردهتر است و میتواند به معنای کمک کردن به یک کار یا پروژه با اضافه کردن تلاش، ایده، یا منابع خود باشد، نه لزوماً پول.
مثال:
فارسی: “هر کسی که میخواهد کمک کند، میتواند در این پروژه مشارکت کند.”
انگلیسی: “Anyone who wants to help can chip in on this project.”
۳. اظهار نظر یا مداخله در گفتگو
گاهی اوقات، “to chip in” به معنای وارد بحث شدن و اظهار نظر کردن است، به خصوص وقتی دیگران در حال صحبت هستند.
مثال:
فارسی: “قبل از اینکه او بتواند حرفش را تمام کند، همکارش وسط حرفش پرید و نظرش را گفت.”
انگلیسی: “Before he could finish his point, his colleague chipped in with his opinion.”@englishaudiobooks
معانی اصلی آن به شرح زیر است:
۱. کمک مالی (رایجترین معنی)
این رایجترین کاربرد است و به معنی پول روی هم گذاشتن یا مشارکت مالی برای خرید یک چیز مشترک، پرداخت هزینه یک مهمانی، یا کمک به یک نفر در شرایط سخت است.
مثال:
فارسی: “ما تصمیم گرفتیم برای خرید هدیه تولد برای سارا، همه با هم پول روی هم بگذاریم.”
انگلیسی: “We decided to chip in to buy a birthday present for Sarah.”
۲. کمک کردن (به طور کلی)
این معنی گستردهتر است و میتواند به معنای کمک کردن به یک کار یا پروژه با اضافه کردن تلاش، ایده، یا منابع خود باشد، نه لزوماً پول.
مثال:
فارسی: “هر کسی که میخواهد کمک کند، میتواند در این پروژه مشارکت کند.”
انگلیسی: “Anyone who wants to help can chip in on this project.”
۳. اظهار نظر یا مداخله در گفتگو
گاهی اوقات، “to chip in” به معنای وارد بحث شدن و اظهار نظر کردن است، به خصوص وقتی دیگران در حال صحبت هستند.
مثال:
فارسی: “قبل از اینکه او بتواند حرفش را تمام کند، همکارش وسط حرفش پرید و نظرش را گفت.”
انگلیسی: “Before he could finish his point, his colleague chipped in with his opinion.”@englishaudiobooks
۸:۵۹
این گروه مخصوص کسانیه که میخوان مکالمهی انگلیسیشون رو جدی تمرین کنن
هدفمون؟ تمرین واقعی مکالمه — بدون ترجمه، بدون ترس، فقط انگلیسی!
برای پیوستن، لطفاً یک ویس معرفی کوتاه به انگلیسی ارسال کنید (حدود ۳۰ ثانیه): مثلاً بگید
بعد از بررسی، لینک گروه برات ارسال میشه.
۱۹:۳۸
a-phrasal-verb-a-day-9-to-cough-up.mp3
۰۱:۳۵-۱.۰۷ مگابایت
فعل عبارتی to cough up چند معنی داره که بستگی به موقعیت جمله داره. برات ساده و کاربردی توضیح میدم 
معنی اصلی (فیزیکی)
سرفه کردن و چیزی را بیرون آوردن معمولاً خلط، خون یا یک جسم کوچک.
ساختار:
cough up + object
مثالها:- He coughed up some blood. او کمی خون بالا آورد.- She coughed up the pill by mistake. او به اشتباه قرص را با سرفه بیرون داد.
معنی غیررسمی (خیلی رایج
)
با اکراه پول دادن / مجبور شدن چیزی را پرداخت کردن این کاربرد خیلی رایجه و لحنش معمولاً غیررسمیه.
حس جمله: معمولاً طرف دلش نمیخواد پول بده
مثالها:- I had to cough up $200 for the repair. مجبور شدم ۲۰۰ دلار برای تعمیر بسلفم.- He finally coughed up the money he owed me. بالاخره پولی را که بدهکار بود سلفید.
معنی گستردهتر
با اکراه اطلاعات یا چیزی را تحویل دادن
مثال:- The suspect finally coughed up the truth. مظنون بالاخره حقیقت را گفت.- She refused to cough up any details. او از دادن هرگونه جزئیات خوداری کرد.@englishaudiobooks
ساختار:
cough up + object
مثالها:- He coughed up some blood. او کمی خون بالا آورد.- She coughed up the pill by mistake. او به اشتباه قرص را با سرفه بیرون داد.
حس جمله: معمولاً طرف دلش نمیخواد پول بده
مثالها:- I had to cough up $200 for the repair. مجبور شدم ۲۰۰ دلار برای تعمیر بسلفم.- He finally coughed up the money he owed me. بالاخره پولی را که بدهکار بود سلفید.
مثال:- The suspect finally coughed up the truth. مظنون بالاخره حقیقت را گفت.- She refused to cough up any details. او از دادن هرگونه جزئیات خوداری کرد.@englishaudiobooks
۱۶:۰۵
Talking at the table.mp3
۰۶:۱۰-۵.۸۵ مگابایت
این جلسه به بحث درباره رفتارها و تعاملات اجتماعی سر میز شام میپردازد. موضوعاتی مثل نقشهایی که افراد در خانواده پیدا میکنند (مثل آدم بامزه یا دانا)، تغییر نسلها در تربیت فرزندان، و تفاوتهای فرهنگی در نحوه صحبت کردن بچهها سر میز بررسی میشود. همچنین به رکورد جهانی چیدن سریع میز شام و اصطلاحات مرتبط با ارتباطات خانوادگی اشاره شده است.
کلمات و اصطلاحات
open up راحت حرف زدن (بهویژه درباره نگرانیها یا مشکلات)the ... one (e.g. the funny one, the wise one) برچسبی برای مشخص کردن ویژگی بارز یک فرد (مثل: آدم بامزه، آدم دانا)a pinch of salt با کمی شک و تردید چیزی را پذیرفتن؛ همه چیز را باور نکردنchildren should be seen and not heard بچهها باید دیده شوند نه شنیده (جمله قدیمی به معنای: بچهها ساکت و مؤدب باشند)a mixed bag موقعیتی که هم جنبههای مثبت دارد هم منفیculture shock شوک فرهنگی؛ احساس سردرگمی در محیط جدید و متفاوت
@englishaudiobooks
کلمات و اصطلاحات
open up راحت حرف زدن (بهویژه درباره نگرانیها یا مشکلات)the ... one (e.g. the funny one, the wise one) برچسبی برای مشخص کردن ویژگی بارز یک فرد (مثل: آدم بامزه، آدم دانا)a pinch of salt با کمی شک و تردید چیزی را پذیرفتن؛ همه چیز را باور نکردنchildren should be seen and not heard بچهها باید دیده شوند نه شنیده (جمله قدیمی به معنای: بچهها ساکت و مؤدب باشند)a mixed bag موقعیتی که هم جنبههای مثبت دارد هم منفیculture shock شوک فرهنگی؛ احساس سردرگمی در محیط جدید و متفاوت
@englishaudiobooks
۶:۴۰
English انگلیسی
English Speaking Practice Group (Intermediate–Advanced)
Welcome everyone! این گروه مخصوص کسانیه که میخوان مکالمهی انگلیسیشون رو جدی تمرین کنن
و حداقل در سطح Intermediate تا Advanced هستن. هدفمون؟ تمرین واقعی مکالمه — بدون ترجمه، بدون ترس، فقط انگلیسی! 
How It Works
هر هفته ۲ تا موضوع جذاب برای صحبت اعلام میشه.
هر عضو باید برای هر موضوع، حداقل یک ویس کوتاه به انگلیسی (۳۰ ثانیه تا ۲ دقیقه) بفرسته.
بقیه اعضا میتونن به انگلیسی جواب بدن، سؤال بپرسن یا نظر بدن (کوتاه و مرتبط با موضوع).
Group Rules (Read Carefully)
English Only - فارسی چه به صورت پیام، چه ویس، اکیداً ممنوعه. - تمام مکالمات باید به انگلیسی باشن. - هدفت اینه که ذهن و زبانت فقط در محیط انگلیسی فعال باشه!
Stay on Topic - فقط دربارهی موضوعهای همون هفته صحبت کنید. - چت شخصی، اسپم یا بحث غیرمرتبط حذف میشه.
Be Active - حداقل در هر دو موضوع هفتگی شرکت کنید. - عدم فعالیت = حذف از گروه. - تمرین منظم یعنی پیشرفت سریع
Respect & Support - تمسخر، قضاوت و بیاحترامی کاملاً ممنوعه. - اشتباه کردن یعنی یاد گرفتن
- با لحن دوستانه و مثبت حرف بزنیم.
No Ads / Irrelevant Content - تبلیغات، لینکهای غیرمرتبط یا موضوعات حساس (سیاسی، مذهبی، شخصی و …) ممنوعه. - اینجا فقط برای speaking practice هست.
Corrections Are Optional - اگر خواستی دیگران ویست رو اصلاح کنن، بنویس: `Please correct me.` - در غیر این صورت همه فقط گوش میدن و تشویق میکنن
How to Join برای پیوستن، لطفاً یک ویس معرفی کوتاه به انگلیسی ارسال کنید (حدود ۳۰ ثانیه): مثلاً بگید
> Hi! My name is … > I’m interested in joining your English speaking group. > My level is intermediate/advanced. > I’d like to improve my speaking fluency.
ویس رو بفرست به این آیدی:
@Eng_Cafe بعد از بررسی، لینک گروه برات ارسال میشه.
This Group Is For You If: -سطح زبانت Intermediate تا Advanced. - دنبال محیطی جدی ولی صمیمی برای تمرین مکالمهای. - میخوای بدون استفاده از فارسی، انگلیسی حرف بزنی و فکر کنی. - آمادهای با اشتباه کردن، بهتر شدن رو تجربه کنی
Let’s speak, make mistakes, learn and grow together!
@englishaudiobooks
دوستان برای پیوستن به گروه مکالمه لطفاً این
پست را به دقت بخوانید
۷:۰۱
a-phrasal-verb-a-day-10-to-crack-down.mp3
۰۱:۴۶-۱.۲۲ مگابایت
to crack down
معنی
- برخورد شدید کردن با- سختگیری کردن علیه- سرکوب کردن- محدود کردن با اقدامات جدی
بیشتر وقتی استفاده میشود که دولت، پلیس، مدرسه، شرکت، یا هر مرجع قدرتی بخواهد با یک رفتار یا مشکل، محکمتر و جدیتر مقابله کند.
ساختار رایج1) crack down on somethingیعنی: با چیزی شدید برخورد کردن
Examples:- The government is trying to *crack down on corruption.
دولت دارد سعی میکند با فساد بهشدت برخورد کند*.
- Police will crack down on illegal parking. پلیس با پارک غیرقانونی سختگیرانه برخورد خواهد کرد.
- The school is cracking down on cheating. مدرسه دارد با تقلب برخورد جدی میکند.
نکته معناییاین فعل معمولاً حسِ قدرت، کنترل، و افزایش سختگیری دارد. یعنی قبلاً شاید بیتفاوتی یا سهلگیری بوده، اما حالا تصمیم گرفتهاند جدیتر عمل کنند.
تفاوت با چند فعل مشابه- deal with = رسیدگی کردن به خنثیتر است.- punish = مجازات کردن بیشتر روی خودِ مجازات تأکید دارد.- crack down on = با شدت و سختگیری جلوی چیزی را گرفتن هم حس مجازات دارد، هم کنترل و اقدام جدی. چند مثال بیشتر- The company is cracking down on lateness. شرکت دارد با دیر رسیدن کارکنان سختگیرانه برخورد میکند.
- Authorities cracked down on fake products. مقامات با کالاهای تقلبی برخورد شدید کردند.
- Social media platforms are cracking down on spam accounts. پلتفرمهای شبکههای اجتماعی دارند با حسابهای اسپم شدیدتر برخورد میکنند.
فرمهای مختلف- crack down on- cracked down on = گذشته- is/are cracking down on = حال استمراری یک ترجمه طبیعی فارسیبسته به جمله میتواند اینها باشد:- سختگیری کردن علیه- برخورد شدید کردن با- قاطعانه مقابله کردن با- جلوی چیزی را محکم گرفتن@englishaudiobooks
معنی
- برخورد شدید کردن با- سختگیری کردن علیه- سرکوب کردن- محدود کردن با اقدامات جدی
بیشتر وقتی استفاده میشود که دولت، پلیس، مدرسه، شرکت، یا هر مرجع قدرتی بخواهد با یک رفتار یا مشکل، محکمتر و جدیتر مقابله کند.
ساختار رایج1) crack down on somethingیعنی: با چیزی شدید برخورد کردن
Examples:- The government is trying to *crack down on corruption.
دولت دارد سعی میکند با فساد بهشدت برخورد کند*.
- Police will crack down on illegal parking. پلیس با پارک غیرقانونی سختگیرانه برخورد خواهد کرد.
- The school is cracking down on cheating. مدرسه دارد با تقلب برخورد جدی میکند.
نکته معناییاین فعل معمولاً حسِ قدرت، کنترل، و افزایش سختگیری دارد. یعنی قبلاً شاید بیتفاوتی یا سهلگیری بوده، اما حالا تصمیم گرفتهاند جدیتر عمل کنند.
تفاوت با چند فعل مشابه- deal with = رسیدگی کردن به خنثیتر است.- punish = مجازات کردن بیشتر روی خودِ مجازات تأکید دارد.- crack down on = با شدت و سختگیری جلوی چیزی را گرفتن هم حس مجازات دارد، هم کنترل و اقدام جدی. چند مثال بیشتر- The company is cracking down on lateness. شرکت دارد با دیر رسیدن کارکنان سختگیرانه برخورد میکند.
- Authorities cracked down on fake products. مقامات با کالاهای تقلبی برخورد شدید کردند.
- Social media platforms are cracking down on spam accounts. پلتفرمهای شبکههای اجتماعی دارند با حسابهای اسپم شدیدتر برخورد میکنند.
فرمهای مختلف- crack down on- cracked down on = گذشته- is/are cracking down on = حال استمراری یک ترجمه طبیعی فارسیبسته به جمله میتواند اینها باشد:- سختگیری کردن علیه- برخورد شدید کردن با- قاطعانه مقابله کردن با- جلوی چیزی را محکم گرفتن@englishaudiobooks
۱۹:۲۷
بازارسال شده از English انگلیسی
لینکهای تمرین Shadowing:1
https://ble.ir/englishaudiobooks/8836097725373973057/1774815759434
2
https://ble.ir/englishaudiobooks/-4172520705695549938/1774891705595
3
https://ble.ir/englishaudiobooks/3667743464661919697/1774964522994
4
https://ble.ir/englishaudiobooks/-6091380069966829266/1774974307318
5
https://ble.ir/englishaudiobooks/3476266786458617184/1775080087290
6
https://ble.ir/englishaudiobooks/-71470727449489594/1775096818472
7
https://ble.ir/englishaudiobooks/-1558780829413316049/1775203096049
8
https://ble.ir/englishaudiobooks/2537013914179393964/1775299823605
9
https://ble.ir/englishaudiobooks/1712983356818634891/1775406677038
10
https://ble.ir/englishaudiobooks/-7815322766048092371/1775506295883
11
https://ble.ir/englishaudiobooks/-7815322766048092371/1775506295883
12
https://ble.ir/englishaudiobooks/-6690096942923797672/1775596852275
13
https://ble.ir/englishaudiobooks/-4902317435068157785/1775682662641
14
https://ble.ir/englishaudiobooks/5602463075453825677/1775805442913
15
https://ble.ir/englishaudiobooks/6758442646622597118/1775995504709
https://ble.ir/englishaudiobooks/8836097725373973057/1774815759434
2
https://ble.ir/englishaudiobooks/-4172520705695549938/1774891705595
3
https://ble.ir/englishaudiobooks/3667743464661919697/1774964522994
4
https://ble.ir/englishaudiobooks/-6091380069966829266/1774974307318
5
https://ble.ir/englishaudiobooks/3476266786458617184/1775080087290
6
https://ble.ir/englishaudiobooks/-71470727449489594/1775096818472
7
https://ble.ir/englishaudiobooks/-1558780829413316049/1775203096049
8
https://ble.ir/englishaudiobooks/2537013914179393964/1775299823605
9
https://ble.ir/englishaudiobooks/1712983356818634891/1775406677038
10
https://ble.ir/englishaudiobooks/-7815322766048092371/1775506295883
11
https://ble.ir/englishaudiobooks/-7815322766048092371/1775506295883
12
https://ble.ir/englishaudiobooks/-6690096942923797672/1775596852275
13
https://ble.ir/englishaudiobooks/-4902317435068157785/1775682662641
14
https://ble.ir/englishaudiobooks/5602463075453825677/1775805442913
15
https://ble.ir/englishaudiobooks/6758442646622597118/1775995504709
۱۴:۴۸
a-phrasal-verb-a-day-11-to-crack-up.mp3
۰۱:۴۷-۱.۲۱ مگابایت
عبارت Crack up معمولاً در دو معنای اصلی کاربرد دارد:
۱. خندیدن زیاد یا خنداندن: وقتی کسی یا چیزی باعث میشود به شدت بخندید. مثال: He told a joke and cracked me up.* (او یک جوک گفت و مرا از خنده رودهبر کرد.)
۲. فشار روانی و از پا افتادن: وقتی فردی به دلیل استرس یا فشار زیاد، توانایی کنترل خود را از دست میدهد یا از نظر روحی میشکند. مثال: She was working so hard that she almost cracked up.* (آنقدر سخت کار میکرد که داشت از نظر روحی کم میآورد/میشکست.)@englishaudiobooks
۱. خندیدن زیاد یا خنداندن: وقتی کسی یا چیزی باعث میشود به شدت بخندید. مثال: He told a joke and cracked me up.* (او یک جوک گفت و مرا از خنده رودهبر کرد.)
۲. فشار روانی و از پا افتادن: وقتی فردی به دلیل استرس یا فشار زیاد، توانایی کنترل خود را از دست میدهد یا از نظر روحی میشکند. مثال: She was working so hard that she almost cracked up.* (آنقدر سخت کار میکرد که داشت از نظر روحی کم میآورد/میشکست.)@englishaudiobooks
۱۵:۴۷
2008-12-31 - 6 Minute English - Warm hands, warm heart!.mp3
۰۵:۵۸-۲.۷۶ مگابایت
موضوع این اپیزود رابطه بین گرمی یا سردی دستها با شخصیت و رفتار افراد (مانند مهربانی، بخشندگی یا سردی عاطفی) است. تحقیقات نشان میدهد افرادی که دستهای گرمی دارند (مثلاً پس از گرفتن لیوان قهوه گرم)، در قضاوت درباره دیگران سخاوتمندتر هستند و بیشتر احتمال دارد به دیگران هدیه بدهند. این موضوع به احساسات و تجربیات دوران کودکی مرتبط است، اما محققان هشدار میدهند که همیشه نمیتوان از گرم یا سرد بودن دستها به خوب یا بد بودن کسی پی برد.
کلمات و عبارات مهم
generous in their judgements سخاوتمند در قضاوتهایشانvolunteers داوطلبانfull body contact in ice تماس تمام بدن با یخsofty آدم ضعیف / نازک نارنجی (کنایی)warm hands / warm heart دستهای گرم / قلب گرم (مهربان)cold person آدم سرد / بیعاطفهwarm person آدم گرم / مهربان و خوشبرخوردtaps into emotions به احساسات راه میبرد / آنها را برمیانگیزدdate back to childhood به دوران کودکی بازمیگرددphysically warm از نظر فیزیکی گرمbehaviour and feelings رفتار و احساساتgift هدیهpersonality شخصیتresearch team تیم تحقیقاتیpsychologists روانشناسان
@englishaudiobookssalesman فروشنده
کلمات و عبارات مهم
generous in their judgements سخاوتمند در قضاوتهایشانvolunteers داوطلبانfull body contact in ice تماس تمام بدن با یخsofty آدم ضعیف / نازک نارنجی (کنایی)warm hands / warm heart دستهای گرم / قلب گرم (مهربان)cold person آدم سرد / بیعاطفهwarm person آدم گرم / مهربان و خوشبرخوردtaps into emotions به احساسات راه میبرد / آنها را برمیانگیزدdate back to childhood به دوران کودکی بازمیگرددphysically warm از نظر فیزیکی گرمbehaviour and feelings رفتار و احساساتgift هدیهpersonality شخصیتresearch team تیم تحقیقاتیpsychologists روانشناسان
@englishaudiobookssalesman فروشنده
۱۴:۳۴
a-phrasal-verb-a-day-12-to-curl-up.mp3
۰۱:۱۸-۸۸۴.۰۲ کیلوبایت
to curl up چند معنی داره که بسته به موقعیت فرق میکنه
جمع کردن بدن / لوله شدن (معمولترین معنی)
وقتی کسی بدنش رو خم میکنه و جمع میکنه، معمولاً:- برای خوابیدن - وقتی سرده - وقتی ناراحته - یا وقتی احساس امنیت میخواد
مثال:- The cat curled up on the sofa. گربه روی مبل لوله شد.
- She curled up in bed with a book. او با یک کتاب در تخت جمع شد.
- He curled up in a ball because of the pain. او از شدت درد خودش را جمع کرد.
پیچ خوردن / فر شدن (برای مو یا چیزهای نازک)
وقتی چیزی حالت حلقهای یا پیچخورده پیدا میکنه.
مثال:- Her hair curled up in the humidity. موهایش در رطوبت فر شد.
- The paper curled up at the edges. لبههای کاغذ پیچ خورد.
به شکل حلقهای خوابیدن (برای حیوانات)
خیلی رایجه برای حیوانات، مخصوصاً گربه و سگ.
- The dog curled up at his feet. سگ کنار پاهایش حلقه شد.
تفاوت با "curl"
- curl (verb) = پیچیدن / فر شدن - curl up = جمع شدن کامل یا حلقه شدن (معمولاً بدن)
وقتی کسی بدنش رو خم میکنه و جمع میکنه، معمولاً:- برای خوابیدن - وقتی سرده - وقتی ناراحته - یا وقتی احساس امنیت میخواد
- She curled up in bed with a book. او با یک کتاب در تخت جمع شد.
- He curled up in a ball because of the pain. او از شدت درد خودش را جمع کرد.
وقتی چیزی حالت حلقهای یا پیچخورده پیدا میکنه.
- The paper curled up at the edges. لبههای کاغذ پیچ خورد.
خیلی رایجه برای حیوانات، مخصوصاً گربه و سگ.
- The dog curled up at his feet. سگ کنار پاهایش حلقه شد.
- curl (verb) = پیچیدن / فر شدن - curl up = جمع شدن کامل یا حلقه شدن (معمولاً بدن)
۱۶:۴۰
بازارسال شده از English انگلیسی
دوستان برای پیوستن به گروه مکالمه لطفاً این
پست را به دقت بخوانید
۸:۳۸
بازارسال شده از English انگلیسی
این گروه مخصوص کسانیه که میخوان مکالمهی انگلیسیشون رو جدی تمرین کنن
هدفمون؟ تمرین واقعی مکالمه — بدون ترجمه، بدون ترس، فقط انگلیسی!
برای پیوستن، لطفاً یک ویس معرفی کوتاه به انگلیسی ارسال کنید (حدود ۳۰ ثانیه): مثلاً بگید
بعد از بررسی، لینک گروه برات ارسال میشه.
۸:۳۹
2011-01-06 - 6 Minute English - Brains and politics.mp3
۰۶:۰۹-۴.۹۵ مگابایت
در این اپیزود، آلیس و راب درباره رابطه بین ساختار مغز و باورهای سیاسی افراد صحبت میکنند. دانشمندان کالج دانشگاهی لندن با استفاده از اسکنهای MRI دریافتند ضخامت ماده خاکستری در بخشهایی از مغز، مانند «قشر کمربندی قدامی» (anterior cingulate)، با گرایشهای سیاسی فرد مرتبط است. افرادی که خود را آزادیخواه (چپگرا) توصیف میکنند، ماده خاکستری ضخیمتری در این ناحیه دارند؛ در حالی که افراد محافظهکار (راستگرا) این ناحیه نازکتری دارند. همچنین اشاره میشود که حتی بازیهای کامپیوتری کوتاهمدت میتواند ضخامت ماده خاکستری را تغییر دهد، بنابراین ممکن است با تغییر باورها، ساختار مغز نیز تغییر کند. در پایان، سؤال برنامه درباره نام واقعی بخشهای مغز پاسخ داده میشود: «توماتوسنسوری کورتکس» واقعی نیست.
کلمات و اصطلاحات مهم :
· political beliefs: باورهای سیاسی· scanned: اسکن شد (تصویربرداری از مغز)· left‑wing: چپگرا (دارای دیدگاههای نزدیک به سوسیالیسم)· liberal: آزادیخواه (متحمل نسبت به باورها یا رفتارهای متفاوت)· right‑wing: راستگرا (طرفدار محافظهکاری و سرمایهداری)· conservative: محافظهکار (علاقهمند به حفظ سنتها و مقاوم در برابر تغییر)· MRI scans: اسکنهای MRI (دستگاهی برای تصویربرداری از مغز)· hypothesis: فرضیه (توضیح یا نظریهای که هنوز اثبات نشده)· grey matter: ماده خاکستری (بخشی از مغز)· neurons: نورونها (سلولهای حساس عصبی)· nerve cells: سلولهای عصبی (که اعصاب را میسازند)· hard‑wired: ذاتاً ثابت و تغییرناپذیر (در متن: غیرقابل تغییر در عقیده)
کلمات و اصطلاحات مهم :
· political beliefs: باورهای سیاسی· scanned: اسکن شد (تصویربرداری از مغز)· left‑wing: چپگرا (دارای دیدگاههای نزدیک به سوسیالیسم)· liberal: آزادیخواه (متحمل نسبت به باورها یا رفتارهای متفاوت)· right‑wing: راستگرا (طرفدار محافظهکاری و سرمایهداری)· conservative: محافظهکار (علاقهمند به حفظ سنتها و مقاوم در برابر تغییر)· MRI scans: اسکنهای MRI (دستگاهی برای تصویربرداری از مغز)· hypothesis: فرضیه (توضیح یا نظریهای که هنوز اثبات نشده)· grey matter: ماده خاکستری (بخشی از مغز)· neurons: نورونها (سلولهای حساس عصبی)· nerve cells: سلولهای عصبی (که اعصاب را میسازند)· hard‑wired: ذاتاً ثابت و تغییرناپذیر (در متن: غیرقابل تغییر در عقیده)
۱۴:۰۷