عکس پروفایل انسان مؤنث/ د. نفیسه مرادیا
۲۰۳ عضو

انسان مؤنث/ د. نفیسه مرادی

انسان مؤنث: روایت، تحلیل و نقد زن در گفتمان اسلامیبه قلم نفیسه مرادی: دکتری علوم قرآن و حدیث، مدرس دانشگاه، پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان، موسس و مدیر خانه قرآن و عترت سیده نفیسه علیهاالسلام.
انسان مؤنث/ د. نفیسه مرادی
#نامه_به_دخترانم ۱۲ ‌ محدثه جان و مطهره عزیزم! ‌ همان‌طور که در نامه پیشین نوشتم انسان برای رسیدن به فلاح چاره‌ای جز تجربه‌کردن چندین بار مرگ نفس، پیش از مرگ جسم ندارد. ‌ ابراهیم نبی دقیقا مصداق کسی است که چندین بار می‌میرد و بعد از هر مرگ، رشدیافته‌تر از پیش برمی‌خیزد و زندگی را به‌گونه دیگری زیست می‌کند. ‌ یک‌بار زمانی که به‌فرمان نمرود آتش بزرگی مهيا شده و او با منجنیق به ميان آن پرتاب می‌شود، ابراهیم مرگ را تجربه می‌کند. ‌ نور دیدگانم! برای درک بزرگی این واقعه لازم است از زاویه ابراهیم به آن نگاه کرد. او نمی‌داند قرار است این آتش، گلستان شده و زنده بماند. ‌ آنچه ابراهیم می‌بیند و با تمام جسم و روان و روحش تجربه می‌کند، پایان زندگی به شکل سوختن در آتش است. او برای مرگ جسم در برابر آتش ایستاده و نمی‌داند خدا می‌خواهد نفسش را بمیراند. ‌ مرگ دیگر ابراهیم موقعی اتفاق می‌افتد که او دل به تنها فرزند بسته است. حال مامور می‌شود همسر جوان و پسر خردسالش را در سرزمینی بی‌آب‌وعلف، تنها رها کند و بازگردد. او باید دل از همسروفرزند جدا کند. ‌ ‌ مرگ نفس دیگر او در کهنسالی زمانی که قرار است فرزند و نوردیده‌اش، پسری که پس از سال‌ها بی‌فرزندی به او عطا شده را با دستان خویش برای خدا ذبح کند. ‌ اینجا نیز ابراهیم مرگ بدتری از موارد پیش تجربه می‌کند. چون اینجا پای فرزند و مهر پدری در میان است. بعضا پدرومادرها حاضرند خودشان بمیرند؛ اما خاری به پای فرزندشان فرو نرود. حال چه رسد به اینکه او را با دست خویش سر ببرند. ‌ دختران نازنینم! اینجا نیز ابراهیم نمی‌داند قرار است پسرش زنده بماند. او دستور دارد اسماعیل را قربانی کند. کاردی تیز قرار است پوست نازک و عضلات گردن را بدرد. او باید در هر گامی که به سمت قتلگاه فرزند برمی‌دارد، با وسوسه‌های نفس و شیطان مبارزه کند و پیش از سربریدن پسر، مهر او را در دل ذبح نماید تا دستش به‌هنگام انجام ماموریت نلرزد و توان از کف ندهد. ‌ عزیزان دلم! از خدا می‌خواهم که همه ما را در مسير رسیدن به سعادت قرار دهد و در هر مرحله از تجربه مرگ نفس یاریمان نماید. undefined #نفیسه_مرادی چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ عید سعید قربان undefinedundefinedundefined undefined @ensanemoannas http://ble.ir/ensanemoannas
نامه_به_دخترانم ۱۳دختران نازنینم!در جهان هستی که عالم ماده است هر چیزی که خلق شده از نظر انسان "وحشی" خطاب می‌شود. یعنی تحت کنترل انسان نیست.گیاهان وحشی، کشت نمی‌شوند، حیوانات وحشی نگهداری نمی‌شوند.انسان‌ گیاهان و حیوانات وحشی را اول رام کرده بعد تکثیر و بهره‌برداری از آن‌ها را انجام داده است.نمونه‌ بارزش اسب‌ها هستند که هنوز هم نمونه وحشی آن‌ها در طبیعت وجود دارد و هم اهلی آن‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرند.محدثه و مطهره جانم!مقدمه فوق برای بیان این نکته بود که بگویم وقتی انسان وارد دنیا می‌شود، نفس او یک موجود طبیعی وحشی است که تحت کنترل انسان نیست؛ بلکه از بدو تولد این انسان است که از آن فرمانبری دارد.امیال مختلف همه خواسته‌های نفس هستند که برای زندگی در عالم مادی دنیا لازم و ضروریند.اما خداوند انسان را با مزیتی به اسم "عقل" بر سایر مخلوقات برتری داده که از آن به کرامت ذاتی انسان تعبیر می‌شود.پس می‌توان به‌جرأت گفت فقط انسان است که علاوه بر توانایی رام کردن سایر مخلوقات، قدرت رام کردن نفس خویش را نیز دارد.رام کردن نفس وحشی‌ای که کاملا طبیعی است، تربیت نام دارد.پس می‌توانم بگویم سطح اولیه انسان، انسان طبیعی است که بر اساس غرایز خود عمل می‌کند. این انسان را می‌توان انسان بدوی/وحشی هم نامید. چون از تمدن و فرهنگ و اخلاق چیزی نمی‌داند و اصطلاحا تربیت‌شده نیست.حال چرا انسان برای رشد و پرورش خویشتن تلاش می‌کند و این امر برایش مهم است؟چون درون او چیزی وجود دارد به‌اسم عقل که در ذهن انسان مدینه فاضله‌ای ترسیم می‌کند و او را به سمت آن سوق می‌دهد. لذا انسان به شرایط موجودش اکتفا نمی‌کند و حاضر است برای رشد خود رنج‌هایی را متحمل شود تا هر چه بیشتر به مدینه فاضله‌ ذهنش نزدیک‌تر شود.پرسش دیگر این است آیا تمدن، فرهنگ و اخلاق برای رام‌کردن نفس وحشی کفایت می‌کند؟در نامه بعد پاسخ آن را خواهم نگاشت.#نفیسه_مرادییکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵undefinedundefinedundefinedundefined @ensanemoannashttp://ble.ir/ensanemoannas
undefined۷

۱۱۰

۱۱:۴۶