زینب محمدحسینی تختی، پژوهشگر حوزه زنان
در واکاوی زنان الگو در قرآن و امتداد آن در تاریخ اسلام، علمداری هرکدام از این بانون در مبارزه با هژمونی طاغوت زمان خویش برجسته است. میتوان اینگونه تقریر نمود که علت نشان کردن این بانوان در قرآن صرفا شخصیت فردی والا و کرامت انسانی مثال زدنی ایشان نبوده بلکه خط تعلیق اصلی در پرداخت به شخصیت این بانوان؛ جلوههای مختلف مبارزه آنها با طواغیت زمان خود در ابتدا و به جلوه در آوردن عقلانیت زنانه در امتداد آن است. مساله مهم این است که رسیدن به این مرحله از مبارزه در گذر از خوف و نترسیدن از حوادث روزگار شکل میگیرد.
حضرت آسیه مبارزه را از درون کاخ فرعون در حالی شروع میکند که قوت و قدرت نظامی به دست ابرقدرتی چون فرعون است. فرعونی که پسران را با توهم جاودانگی تفرعن خویش به قتل میرساند و زنان را زنده نگه میداشت. در چنین خفقانی و در مواجهه نزدیک با دیکتاتوری چون فرعون، ایشان ایمان خویش را زنده نگه داشت و برای حفظ آن عمل صالح انجام میدهد. پیشنهاد حفظ موسی با تدبیری زنانه، عملی بود که منجر به فروپاشی کاخ فرعون شد. فرعونی که به دنبال پسران بیرون از کاخ خود بود با حرکت مخلصانه حضرت آسیه پایههای تفرعن او و ادعای خدا بودنش از درون کاخ خودش شروع به فروپاشی کرد. آسیه در بزنگاه نترسید و خداوند نیز به حرکت او نصرت رساند.
مادری که تمام دلبستگی او نوزاد تازه به دنیا آمده اوست. تسلیم وحی پروردگار میشود. و زمانی که نگران موسی نوزاد میشود او را به آب میسپارد و منتظر تحقق وعده الهی میگردد. نه تنها خداوند به وعده بازگشت او عمل میکند(انا رادوه الیک) بلکه با نصرت دیگری نیز مادر دل نگران را یاری کرده و میفرماید «حرمنا علیه المراضع» مانع پذیرش مرضعههای دیگر میشود و مادر و کودک را به هم میرساند. در داستان مادر موسی بارها پروردگار به او امر میکند که خوف و ترس را به خود راه مده و در این راه نیز قلب او را نگاه میدارد. مادر موسی از خوف رهانیده میشود و بشارت رسالت پسرش نیز به او اعطا میگردد.
بلقیس به عنوان تنها نمونه حکمرانی موفق در قرآن در مقامی که ملوک و ملا در قرآن جز با زیاده خواهی و استکبار و افساد بازنمایی نشدهاند بسیار نمونه قابل توجهی است. ایشان بر هژمونی استکباری عصر خویش با درایتی عقلانی به مبارزه پرداخته و با پیشنهاد آغاز جنگ با سلیمان توسط مشاوران خویش مقابله مینماید. همچنین در مقامی که غالب فرمانروایان به عصیان در برابر هر نیروی حقی برمیآمدند، ایشان نور ایمان را میپذیرد و بدون ترس تسلیم امر نبی خدا میگردد.
جریان یهود در دوره حضرت مریم با اسم دین و محوریت معابد به انحراف کشیده شده است. شکل گیری گروهی که به اسم دینداری حتی به معارضه با پیامبران الهی میپردازند. جریانی که بعدها حضرت عیسی را نیز متهم میکند. جریانی که خفتی چون کشتن انبیا را با خود به دوش کشیده است. عقلانیت این بانو اصالت معنویت به محاق رفته و اسیر شهوات شده را بازیابی میکند. در دورهای که معابد به محاق رفته است و زنان از مناسک حذف شدهاند، ایشان عبودیت حقیقی را به نمایش گذاشته و از ملامتها نترسید و در این مسیر به مقام تصدیق نائل میگردد.
پرچم این جریان مبارزه تاریخی و ایمان محور، در صدر اسلام به دست زنان با برکتی میرسد که تاریخ بشر را منقلب کردهاند. حضرت خدیجه در این میان علمدار تغییر مناسبات جاهلی به شمار میروند. ایشان در نسبتهایی چون مال و جایگاه اجتماعی و ازدواج و.. انقلابی را بنا میگذارند که شاید مهمترین تحولات در مساله زن در جامعه جاهلی را از نحوه کنشگری ایشان بتوان به دست آورد. در امتداد ایشان دخترشان حضرت صدیقه در حراست از ولایت طوفانی را تا قیامت ایجاد مینمایند و زینب کبری خط تحریف را با تحقیر دشمن و نمایش دادن تعالی عقلانیت زنانه تکمیل میکنند.
امروزه و در امتداد زنان قرآنی و شاخص در اسلام، شاهد شکل گیری مفهوم عینی و میدانی زن مقاومت و زن الگوی سوم هستیم بی آنکه از حیث نظری مختصات آن به صورت مدون صورتبندی شده باشد. جلوههای عملی زن مقاومت و فهم افق الگوی سوم امروز در میادین و در خط مقدم مبارزه با دشمن صهیونی مشغول تدارک و بسط عملی است و ساحت آکادمی و نظریه پردازی ما در این زمینه بسیار دورتر از آن واقعهای است که در کف خیابانهای غزه و لبنان و ایران شاهد جلوههای حماسه ساز زنانه آن هستیم. که در این مجال فرصت بسط اندیشه این زنان نیست. اما خط تعلیق اصلی، رها شدن از خوف و حزن است. نصرت الهی یکی از سنتهای قطعی پروردگار در یاری اهل ایمان است. همانگونه که خداوند مومنین را بواسطه لشگرهای نامرئی «جنودا لم تروها» یاری میکند. رها شدن از خوف مرهون ایمان و عمل است. به تعبیر رهبر انقالب ایمان تنها با عمل محقق میشود .
۱۴:۴۰