اکبر شهبازی، دانشجو دکتری دانش اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در تجربه اجتماعی امروز، معنا خیابان در حال دگرگونی است. خیابان دیگر تنها یک مسیر عبور یا صرفاً یک صحنه سیاسی نیست، بلکه به تدریج به عرصهای برای نوعی زیست جمعی تبدیل میشود.
در این فضا نوعی «کنش معطوف به محبت» شکل میگیرد. کنشی که در آن افراد نه صرفاً بر اساس منافع فردی بلکه با توجه به دیگری و با روحیه خدمت و همدلی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. رفتارهایی مانند پذیرایی از رهگذران، خدمترسانی داوطلبانه یا همراهی با دیگران، جلوههایی از همین کنش محبتآمیز هستند که به خیابان معنایی تازه میبخشند.
یکی از تجربههایی که چنین جهانی از روابط انسانی را بهطور گسترده پیش چشم جامعه قرار میدهد، آیین اربعین است. در این آیین، میلیونها نفر در فضایی حضور دارند که محور آن محبت، ایثار و خدمت به دیگری است. افراد بدون انتظار منفعت، امکانات خود را در اختیار دیگران میگذارند و نوعی جهان اجتماعی مبتنی بر مهماننوازی و فداکاری شکل میگیرد.
تجربه زیسته چنین فضایی تنها به همان مسیر زیارتی محدود نمیماند، بلکه به تدریج در تخیل اجتماعی و در رفتارهای روزمره نیز بازتاب پیدا میکند و الگوهایی از کنشهای محبتآمیز را در فضاهای عمومی تقویت میکند.
در چنین وضعیتی خیابان میتواند از یک فضای صرفاً عبوری فراتر رود و به نوعی مسکن اجتماعی تبدیل شود. مسکن در اینجا به معنای فضایی است که در آن احساس سکون و آرامش شکل میگیرد. همان معنایی که در مفهوم سکینه دیده میشود. وقتی روابط انسانی در خیابان با مراقبت و توجه همراه میشود، فضا حالتی نزدیک به فضای خانه پیدا میکند.
در این وضعیت میتوان نشانههایی از رفتار مادرانه را در فضای عمومی دید. رفتاری که بر مراقبت از دیگران، توجه به نیاز آنان و فراهم کردن آسایش برای ایشان استوار است. از دل این تجربه نوعی مادرانگی شهری پدید میآید که از مرزهای خانه فراتر میرود و در مقیاسی اجتماعی در خیابان ظهور پیدا میکند.
حول محور این مسئله زنان نقش مهمی در اجتماعی شدن تجربههای سوگ دارند. آنان با شکل دادن به آیینها و مناسک، سوگ را از یک تجربه فردی به تجربهای جمعی تبدیل میکنند. در این فرایند، سوگ تنها بیان اندوه نیست؛ بلکه میتواند به نوعی حماسه نیز تبدیل شود.
تجربه عاشورا نمونهای روشن از این وضعیت است. جایی که سوگ در قالب مناسک اجتماعی حفظ میشود و در حافظهی تاریخی جامعه تداوم پیدا میکند. تجربه جنگ نیز در بسیاری از موارد در همین چارچوب در حافظهی جمعی بازنمایی میشود.
در چنین بستری «فرهنگ شهادت» نیز شکل میگیرد؛ فرهنگی که مرگ را در نسبت با حفظ و تداوم زندگی جمعی معنا میکند. در این نگاه، شهادت تنها یک پایان نیست، بلکه پلی است که مرگ را به حیات اجتماعی پیوند میدهد. این معنا از طریق آیینها و مناسک اجتماعی در جامعه بازتولید میشود و در حافظه جمعی باقی میماند.
از همین رو خلق مناسک اهمیت پیدا میکند. مناسک امکان آن را فراهم میکنند که افراد در تجربهای مشترک کنار هم قرار بگیرند و پیوندهای اجتماعی خود را بازسازی کنند. خیابان در چنین شرایطی به یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری این مناسک مردمی تبدیل میشود. حضور جمعی در خیابان و انجام کنشهای محبتآمیز امکان شکلگیری نوعی همبستگی اجتماعی را فراهم میکند و اجازه نمیدهد جامعه به مجموعهای از افراد جدا از هم تبدیل شود.
در این وضعیت خیابان به صحنهای برای تجربهی مشترک زندگی اجتماعی بدل میشود. فضایی که در آن مناسک، محبت و حافظهی جمعی در کنار هم معنای تازهای به حیات اجتماعی میبخشند.
eqlimamag.ir
۱۰:۵۸