زهره حسنی خوشبخت ، پژوهشگر حوزه زنان و رسانه
اسفند ماه که از راه میرسد زن ایرانی مثل دانه جوانه زده در خاک میشکفد. پوسته کهنهاش را پاره میکند تا تمام ظرفیت وجودی خود را یک بار دیگر به رخ بکشد. زن سنتی ایرانی خانهتکانی میکند، رخت نو برای خود و خانواده تهیه میکند، سبزه میریزد، شیرینی میپزد و با تکتک اِلمانهای پیرامونش به خود و خانوادهاش یادآوری میکند، بهاری دیگر از راه رسیده است. اصلا بهار در خانه ای ایرانی که مادر ندارد وارد نمیشود.امسال ایران چهل و هشتمین بهار بعد از انقلاب باشکوه پنجاه و هفت را تجربه میکند. اگر سال 1404 هم مثل همه سالهای پیش گذشته بود، الان زنان ایرانی باید به یکی از کارهای معمول هرساله مشغول میبودند؛ اما ایران امسال زخمهای عمیقی به تن دارد. زخمهای روزهای داغ خرداد وتیر و روزهای سرد دی ماه هنوز التیام پیدا نکرده بود که ایران اسلامی، مهربانترین پدر روزگار را به تیغ خشم دشمنانش از دست داد. حالا این روح مشترک زن ایرانی است که باید برای حفظ خانه و خانوادهاش، یک باز دیگر فرزندانش را گرد خود جمع کند. این بار مادر ایرانی از جسم و ظاهر خانه و خانواده اش صرف نظر کرده و قدم به عرصه روح عزیزانش گذاشته است. نوروز، این مناسک باستانی ایران، منبع ارزشمندترین سمبلها برای زندگی جامعه ایرانی است. سمبل هایی که در مواجهه با فرهنگ های دیگر نه تنها حذف نشده، بلکه با قدرتی بیشتر، از سطح جهان مادی و خیالی با عالم معنا نیز پیوند خورده است. انسان اسطورهای ایرانی، که در نمادپردازانهترین شمایل ممکن، جانمایه فرهنگ خود یعنی مبارزه با تاریکی و دیوبندی، را در مناسک یلدا و نوروز به نمایش میگذاشت، در آمیختگی مقدس با اسلام و تشیع، ابلیس و جهل و ظلم و باطل را به جای دو و دَد نشاند.زن ایرانی، این اولین معلم فرهنگ جامعه، باز هم در مواجهه با ظلم و تاریکی روزگار خود به بنیان فرهنگ اسطورهای اش پناه برده است. به برکت ایمان به غیب و اعتقاد به گزاره یدالله فوق ایدیهم، ترس در جان زن ایرانی خاموش شده و چشمه شجاعت به جوشش در آمده و مثل آبی زلال بر وجود تک تک اعضای خانواده جاری شده است. ترس، همان سلاح اصلی ابلیس برای زمینگیر کردن انسان مسلمان در نبرد با این جریان تطهیر کننده از جامعه ایرانی شسته شده است. زن ایرانی برای حفاظت از انسان و انسانیت، پا به عرصه میدان نبرد گذاشته و زیر آتش باران دشمن، رجز میخواند.مادر ایرانی این چشمه زلال شجاعت را به جان خانواده و جامعه جاری کرده و آنها را از حریم خصوصی خانه به سپهر عمومی جامعه کشانده است تا این بار پلیدیها را نه از جسم خانه بلکه از جان عالم پاک کند. او میتواند در دل جامعه دانه امید سبز کند. میتواند آینه ای برای نشان دادن نور الهی بر طاقچه دل عزیزانش بنشاند. میتواند رخت نویی از دیبای هویت ایرانی اسلامی بدوزد و بر تن اطرافیانش بپوشاند و برای جهانی خالی از شیاطین جن و انس جشنی به زیبایی بهار بگیرد و کام عالم را با شیرینی ایمان تازه کند.
eqlimamag.ir
۱۲:۲۲