هاجر اخشیک، پژوهشگر اجتماعی
این روزها خیابان دیگر فقط معبر رفتوآمد نیست. خیابان، خود به میدانِ زیست بدل شده؛ میدانی که در آن، مردم نه تماشاگر، بلکه کنشگرند. شهر در لحظات سخت، از دل همین خیابانها دوباره جان میگیرد، و معنای مقاومت، نه در شعار، که در حرکتهای ریز و روزمرهی مردمان آشکار میشود. در این میدانِ زیست، سوژهای خاص در حرکت است؛ همان سوژهای که بر دوش او انقلاب اسلامی شد و از درون آن انقلاب زاده شد. این سوژه در جریان انقلاب بیدار شد، مسئولیت اجتماعی گرفت، به میدانهای اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی پا گذاشت و بار ساماندهی جامعه را بر دوش گرفت. نهادهایی مانند کمیتهی انقلاب، جهاد سازندگی، سپاه، کمیته امداد و بسیج زادهی همین حضور و همین منطق کنشگری بودند — صورتهای نهادمندِ عقلانیت تکلیفمدار در برابر منطق بوروکراتیکِ عقل ابزاری که از دنیای وبر به ارث رسیده است.
این حضور مداوم، صورت تازهای از عاملیت انسانی را آشکار کرده؛ مفهومی که میتوان آن را سوژهی انقلابی نامید. و در هیچکدام از نظریات جامعهشناختی، جایی برای سوژهای که از دل ایمان، تکلیف، و حضور روزمره برمیخیزد، وجود ندارد. سوژهی انقلابی اما دقیقاً در همین خلأ نظری ظهور میکند؛ نه تابع نظم بوروکراتیک است، نه محدود به عقلانیت ابزاری. سوژهی انقلابی در لحظهی ظهور خود نه صرفاً شوریده یا احساساتی است، بلکه عقلانیست در منطق خویش؛ عقلانیتی جهادی، وظیفهمحور و موقعیتسنج، که کنش را از فهم وظیفه میزاید نه از محاسبهی سود. این عقلانیت برخلاف عقلانیت ابزارگرای مدرن، به سمت انجام تکلیف و خلق معنا در عالم اطراف خود پیش میرود.
امروزه، تداوم این عقلانیت را میتوان در کنشگران جامعه مشاهده کرد؛ کسانی که در شرایط بحرانی و در مواجهه با تهدیدهای گوناگون، در بطن زندگی روزمره و در دل جامعه حضور دارند. ماندن، مقاومت در برابر سختیها و ادامهی زندگی، همگی از احساس تکلیف و تشخیص موقعیتسنجی این افراد نشأت میگیرد. این سوژه، برخلاف تصور رایج یا الگوهای مرسوم کنشگری که فرد را در صورت ترس از جنگ یا سختی، به پناهگاه یا ترک وطن سوق میدهد، ضد عقل نیست؛ بلکه دارای عقلانیت خاص خود است: عقلانیتی مبتنی بر تشخیص تکلیف در بحبوحهی بحران.به عنوان مثال، زنی که بر روی ویلچر، با پرچم ایران در میدان تجریش حاضر میشود، ضرورت حضور را مهمتر از راحتی جسمانی خود تشخیص داده است. زوج جوانی که با ون، چای و شیرینی برای رهگذران پخش میکنند، عملشان فراتر از فراهم کردن “رفاه عمومی”، کسب “سرمایه اجتماعی” یا “کنش خیریهای” در منطق جامعهشناسی است؛ این عمل، استمرار روح تکلیف را نشان میدهد، قلمرویی که نظریهی جامعهشناسی هنوز زبان دقیقی برای توصیف آن ندارد. خانوادهای چهار نفره پیاده در خیابان حضور خود را به نمایش میگذارند و فرزندانشان را در متن حضور جمعی تربیت میکنند. این عمل تبدیل به یک “عملی انقلابی” شده است؛ آموزش مسئولیت و زیستن در میدان، از سنین کودکی، بخشی از تکلیف انقلابی آنهاست. همچنین، زن نقاش کمحجابی که با جعبه آبرنگی در دست پرچم ایران را بر صورتها ترسیم میکند. همگی اینها، جلوههایی تازه از ظهور “سوژهی انقلابی” در میدان زیست معاصر هستند. حضورشان نه از میل به نمایش، بلکه از درک لحظهی مسئولیت نشأت میگیرد: عقلانیتی عملی که از ایمان و تشخیص موقعیت تغذیه میکند.(ادامه دارد...)
eqlimamag.ir
۱۹:۵۰