سحرقناعتی ملکی پژوهشگر دکترا روانشناس تربیتی -مدیر اندیشکده «رسما»
تاریخ معاصر ایران، به ویژه در بازههای سرنوشتسازی همچون «جنگ رمضان» و «جنگ دوازدهروزه»، تنها صحنه نبرد سختافزاری نبود؛ بلکه عرصهای برای تجلی قدرت نرم و مدیریت روانی خانوار توسط زنانی بود که استواریشان، ستون فقرات مقاومت ملی را تشکیل داد. از منظر روانشناسی تربیتی، نقش زنان در این دوران را میتوان در سه لایه حیاتی تحلیل کرد: مدیریت هیجانات، هویتبخشی نسل نو و الگوسازی تمدنی.
در شرایطی که جامعه با هجمه اخبار تلخ، صدای انفجار و سایه سنگین ناامنی مواجه است، مغز در وضعیت «بقا» قرار میگیرد. در این میان مادر به عنوان تنظیم کننده هیجانی در خانوادئه و فرزندان می تواند عمل کند و با تبدیل فضای متشنج منزل به فضای آرام و پناهگاه امن از وقوع استرس پس از سانحه پیشگیری کند.
در حقیقت میتواند با بازتعریف معنای ترس و تبدیل آن به »حذر هوشمندانه» و تغییر جهت دادن خشم به سوی مفهومی مثل اراده دفاع؛ اجازه ندهد هیجانات منفی به بن بلست روانی تبدیل شود.این مدیریت مدبرانه ، نه تنها سلامت روان خانواده را حفظ کرد،بلکه تاب آوری اجتماعی را دربرابر تکانه های شدید جنگ بیمه نمود.
فرزندانی که در میانه جنگ بزرگ میشوند، بیش از هر چیز نیازمند «معنا» هستند تا دچار پوچی نشوند. زنان ایرانی با بهرهگیری از نمادهای مذهبی و ملی، رنجِ جنگ را به «رنج معنادار» امروز به حماسههای عاشورایی و غیرت ایرانی، باعث شد تا هویت فردی کودک نه به عنوان یک قربانیِ جنگ، بلکه به عنوان یک «کنشگرِ مقاوم» شکل بگیرد. این هویتبخشی، از بروز بحرانهای شخصیتی در بزرگسالی جلوگیری کرده و نسلی را تربیت کرد که مفهوم «وطن» و «ایمان» برای او نه یک واژه انتزاعی، بلکه حقیقتی زیسته و ملموس است.
نقشآفرینی زنان در این دو مقطع، فراتر از مرزهای جغرافیایی، یک الگوی جدید از «زنِ مسلمانِ کنشگر» را به جهان مخابره کرد؛ الگویی که نه در انفعالِ سنتهای تحجری میماند و نه در استحاله مدرنیته غربی هضم میشود. این زنان نشان دادند که میتوان در اوجِ خشونتِ جنگ، لطافتِ مادری و صلابتِ رهبریِ معنوی را همزمان پیش برد. این مدل از مدیریتِ بحران، سنگبنای «تمدن نوین اسلامی» است؛ تمدنی که در آن خانواده، هسته مرکزی مقاومت و زن، معمارِ اصلیِ روحِ جمعی جامعه است.
در نهایت، باید تاکید کرد که امنیت روانی امروز و هویت مستحکم نسلهای آینده، وامدار بیداری و درایت زنانی است که در میدانِ نبردِ خانگی، با سلاحِ صبر و آگاهی، عطوفت و مهربانی و کلام ارامش بخش حماسهای بزرگتر از جنگهای نظامی آفریدند.
آنها ثابت کردند که اگر زن در جامعهای استوار بماند، آن جامعه هرگز شکست نخواهد خورد. این تجربه زیسته، اکنون به عنوان یک دکترین تربیتی، پیش روی تمام زنان آزاده جهان قرار دارد تا بدانند چگونه میتوان از دل ویرانههای جنگ، بنای عظیم یک تمدن را پیریزی کرد.
eqlimamag.ir
۱۲:۰۸