مهدی تکلو، مدیر دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
دو هفته از جنگ میگذرد. دو هفته از روزهایی که به زعم من «روزهای زینبی» است. چرا که اساساً حسب فهمی که از موقعیت و نسبتش با ظرفیتهای وجودی زن – خاصه زن ایرانی – دارم، بر این باورم که این برهۀ خاص را مثل تمام بزنگاههای قبلی باید در تعادل نیروی زنانه و مردانه پیش برد. در این موقعیت نیروی مردانه بنا به انباشت تجربۀ تاریخی و غنا نرمافزار فرهنگی، به سرعت جای خود را پیدا میکند و مؤثرترین نقشهای خود را درمییابد. اما بخش دیگر و بلکه بخش اساسیتر این ماجرا با زنان (آنهم نه هر زنی) است. این دو هفته آنقدر زن ایرانی (بهمعنای اصیلش) درخشیده که کمتر چشمی از تبلور نیروی او غافل مانده است اما هنوز راه بسیاری داریم تا بتوانیم درستترین شیوۀ نگرش و نحوۀ اتکا به ظرفیت زنان را روی مبنا قرار بدهیم.
این روزها روزهای زینبی است و این به معنای این است که اکنون بیش از وضعیت روزمره، جبهۀ ما بر اساس قواعد زنانه میتواند دست برتر و برگ برنده را رو کند. باید دربارۀ مختصات این موقعیت و اینکه چطور جابهجایش با ظرفیت انسان مؤنث ایرانی متناظر میشود بسیار سخن گفت. اما در یک ادبیاتپردازی کلی ما برای ادامه و توفیق در این مسیر به «حماسۀ گرم» احتیاج داریم که بیشتر کاری زنانه است. حماسۀ گرم نیروی حماسی و حرکتبخش خود را از محل آمیزهها و آموزههای معنوی، قلبی و عاطفی زنانه تأمین میکند. احتیاج جامعۀ ایرانی به حماسه گرم و وجه زنانۀ خود، بیش از هر چیزی در «معنای اجتماعیبخشیدن به جنگ» است. حماسۀ گرم زمانی ساخته میشود که زنان بگویند «جنگ رمضان» و اضلاع مختلف این برهه را چگونه میفهمند و به زبان میآورند و تا صحنۀ عینیت بسطش میدهند. در این صورت خواهیم فهمید دقیقاً چه نحوی از پایانبندی جنگ، چه سرنوشتی برای خون مطهر رهبر، چه برنامهای برای تثبیت موقعیت رهبر سوم و سایر مسائل اجتماعی، سیاسی و امنیتی باید در دستور کار قرار بگیرد. این غیر از تمجید و افتخار کردن صرف نسبت به حضور زنان در این میدان است.
حماسۀ گرم با نقشآفرینی خرد و درجۀ دوم زنان حاصل نمیشود. حماسۀ گرم با کنشگری صرفاً فیزیکی زنان بهدست نمیآید. حماسۀ گرم زمانی تولید میشود که زنان در «متافیزیک ایام» نقشی معناپردازانه ایفا کنند. در این متافیزیک است که مشخص میشود ما برای چه در خیابان هستیم؟ صرفاً برای دفع خطر آشوب؟ یا تثبیت قدرت معنوی-مردمی ایران اسلامی که بتواند با آن از مدیریت آشوب، پیشبرد جنگ، پیگیری غرامت و انتقام و چند مرحلۀ تاریخی دیگر پیگیری کند؟ حماسۀ گرم احتمالاً مسئلهاش را روی زمین نماندن خون رهبری بداند و پاسخش را دنیای بدون اسرائیل، نجات منطقه، امداد فلسطین و... معرفی کند. اگر در متافیزیک حماسۀ گرم بگویند خطر آشوب متنفی است، میگویند بسیار خب اما ما دلائل متعدد دیگری برای ترک نکردن خیابان داریم. چنانچه پیش از این گفتم زبان حماسۀ گرم نوحه است و در این حماسه است که سوگ به پروژه تبدیل میشود. حماسۀ گرم با نیروی دل برپا میشود و سپس تصمیم میگیرد این نیرو را در کدام مسئله و کدام مسیر خرج کند.
ورود معناپردازانۀ زنان جهان اجتماعی جنگ و خیابان را ویرایش میکند، از فرمها، از نظام تقسیمکارها، از راهبردها، از شعارها و مضامین، از افقها و رویاها و... و این شرط لازم و عنصر ذاتی موقعیتی است که من آن را «زینبی» میفهمم. ما به این مهم احتیاج داریم. در موقعیت زینبی زنان صرفاً نقش حاشیهای ندارند. ادبیات پشت و جلوی جبهه در این موقف بیمعناست. زنان در این موقعیت تنها جمعیتها را پر نمیکنند. عنصر ذاتی «موقعیت زینبی» معرفتشناسی و زبان زنانه است. حضرت زینب(س) جهان معناییای آفرید که نهتنها کربلای سال 61 بلکه از آن پس همۀ ما در جهان معنایی او تنفس میکنیم. ما هم امروز باید در جهان معنایی زن ایرانی شریک بشویم. و الا در سطح عینی هم با کمترین دقت روشن است که محیط خیابان را در همین دو هفته زنان گرم نگاه داشتهاند. اما زبان این عینیت چیست؟ تفسیرش چیست؟ پروژهاش چیست؟ از این رو باید سطح تخاطب و تعامل با زنان و تکیه بر نیروی آنها را تغییر داد. بگذاریم زنان خلاقانه میدانداری کنند تا زبان این نیروی قدرتمند فعالتر شود. همین چندین زنی که در این ایام شهید دادند و زینبگونه خطبه خواندند خبری از این میدهند که در درونجهان زنانه دریایی از معناست که کمتر فاهمۀ عمومی را تسخیر کرده است.
eqlimamag.ir
۱۲:۳۴