بله | کانال مجله اقلیما
عکس پروفایل مجله اقلیمام

مجله اقلیما

۹۰۲ عضو
عکس پروفایل مجله اقلیمام
۹۰۲ عضو

مجله اقلیما

مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.irgesostu.ir
ارتباط با ادمین: @eqlimamag_admin
undefinedپارادوکس حیرت و نشناختن زن ایرانی
فاطمه صادقی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
undefined️#یادداشت_اختصاصی
تحلیل کنشگری زن مسلمان ایرانی در بزنگاه‌های تاریخی و معاصر، پرده از یک انسداد گفتمانی در ساختارهای مدیریتی و کلان‌روایت‌های رسمی برمی‌دارد که می‌توان آن را «پارادوکسِ حیرت» نامید. این وضعیت، برآمده از نوعی لکنت پدیدارشناختی است که در آن، هر بار مواجهه با ایمان، اراده و هویت مستقل زنانه در میانه بحران‌ها، به‌مثابه پدیده‌ای نوظهور و شگفت‌آور بازنمایی می‌شود. یعنی کافی است زنی در موقعیتی حساس، از مرز انتظارهای کلیشه‌ای عبور کند تا ناگهان همه‌چیز رنگ تعجب بگیرد: از واکنش‌ها به سحر امامی گرفته تا حیرت از حضور گسترده‌تر زنان در تجمعات، یا حتی شگفتی از ایستادن زن‌ها در صحنه‌هایی که شب‌های تاریک و محله‌های پرخطر را با پرچم‌گردانی و ایستادگی معنا می‌کردند. این تعجبِ مدام، ریشه در یک پیش‌فرض دارد که زن را همواره در «حاشیه متن» تعریف کرده است؛ لذا هرگاه این حاشیه به متن یورش می‌برد و معادلات را تغییر می‌دهد، ساختارِ سنتی به‌جای تحلیل نظام‌مند این قدرت، به «ستایش حماسی» پناه می‌برد تا با منجمد کردن زن در ویترین تقدس، از اعتراف به ضرورت حضور مدیریتی او بگریزد.
برای درک عمیق‌تر این تحول، باید به تبارشناسی «کنشگری خاموش» زن ایرانی نگریست. تاریخ ایران سرشار از ابداعات تمدن‌سازانه‌ای است که به‌دلیل فقدان «رویت‌پذیری راهبردی»، در لایه‌های پنهان باقی مانده‌اند. زن ایرانی در طول تاریخ، همواره حاملِ بارِ سنگینِ حفظِ هویت و بقای ملی در برابر تلاطم‌ها بوده است، اما نکته‌ی تلخ آنجاست که در آن برهه‌ها، نه ساختار مدیریتی ظرفیت دیدن این عظمت را داشت و نه خودِ زن به‌دلیل غلبه گفتمان‌های حاشیه‌ساز، به خودآگاهی کامل از ابعاد تاریخی فعل خود دست یافته بود. زیربنای این حرکت‌های عظیم، ایمانی بود که در ساحتِ «پیروی از حق»، قلب را به منبع قدرت مبدل می‌ساخت. زن ایرانی با این پشتوانه‌ی ایمانی به میدان می‌آمد، بدون آنکه چشم‌داشتی به درج نامش در دیوان‌های رسمی قدرت داشته باشد. اما امروز، این «ایمانِ صحنه‌پرداز» باید از ساحتِ صرفاً فردی و اخلاقی، به ساحتِ نهادی و ساختاری منتقل شود.
مسئله بنیادین معاصر آن است که هنوز تمایز روشنی میان «زن به‌مثابه سوژه‌ای الهام‌بخش» و «زن به‌مثابه کنشگری تصمیم‌ساز» برقرار نشده است. الهام‌بخشی، هرچند ارزشمند، اگر به جایگاه تصمیم‌سازی نینجامد، نوعی «حاشیه‌نشینیِ پوشیده» است که زن را صرفاً در قامت نمادهای اخلاقی یا الگوهای مقاومت محصور می‌کند. پایداری زنی که در میانه‌ی دود و آتش، مسئولیت رسانه‌ای و اجتماعی خود را رها نمی‌کند، نباید به‌عنوان یک «معجزه» یا رفتاری صرفاً «غریزی و حماسی» تقلیل یابد؛ بلکه این پدیده محصول عالی‌ترین سطح ایمان و فهمِ راهبردی موقعیت است.
زن ایرانی امروز، دیگر تنها مجریِ فداکاری نیست، بلکه تحلیل‌گرِ موقعیت و طراحِ میدان است. او به «دالِ مرکزیِ روایتِ تاریخ» بدل شده است که حضورش، معادلاتِ استکبار و دشمنانِ ایران را بر هم می‌زند. بر همین اساس، مطالعات جامعه‌شناختی و پژوهش‌های راهبردی نیازمند یک عبور فوری از «گفتار افتخار» و گذار به «گفتار اتکا» هستند. گفتار افتخار، نگاهی توصیفی و گذشته‌گراست که زن را در لحظاتِ اوجِ فداکاری ستایش می‌کند اما در روزگار ثبات، او را از معادلات قدرت حذف می‌نماید. در مقابل، گفتار اتکا نگاهی تجویزی به آینده دارد که تخصص، تشخیص و استقامت زن را مبنای طراحی الگوهای حکمرانی قرار می‌دهد. جامعه‌ای که در لحظاتِ بیم و هراسِ فروپاشی، آگاهانه یا ناخودآگاه به ثبات قدم زنان تکیه می‌کند، به‌لحاظ منطق ساختاری ملزم است که در دوران استقرار نیز به مدیریت آنان اعتماد کند. این تغییر، صرفاً یک جابجایی در واژگان نیست، بلکه بازتعریف نسبتِ میان «حیرت» و «قدرت» است. باید از «حیرت‌های نمایشی» دست کشید و به این باور علمی رسید که حضور زنان در کانون قدرت، نه یک استثنا برای روزهای سخت، بلکه ضرورتی ساختاری در تمام زمان‌هاست.
زن ایرانی اکنون به بانگی رسا در متنِ قدرت بدل شده است. اما مسئله فقط این نیست که امروز او دیده شود؛ مسئله این است که دیدن او به سطحی از فهم برسد که او را یک عنصر حاشیه‌ای نپندارند. حضور او نباید در حد تحسین‌های مقطعی و ستایش‌های احساسی متوقف بماند، بلکه باید باعث به رسمیت شناختن جایگاه واقعی‌اش در ساختن نظم اجتماعی و تاریخی شود. زن ایرانی، نه به‌عنوان یک نمادِ تزئینی، بلکه به‌عنوان معمارِ متنِ تاریخ‌سازی و تمدن‌سازی نوین، باید در جایی بایستد که شایسته‌ی نقش اوست؛ جایی که سهمی واقعی و تعیین‌کننده داشته باشد.
undefined فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۹:۳۹