دکتر مریم منصوری، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد
سالیان سال است که در ادبیات غرب، به خصوص مکاتب فمینیستی، مسالهی جنس و جنسیت، به دعوایی تقابلی مطرح شده است. به نحوی که در مدرنیتهی اولیه، مرد نماد عقل است و نظم مردانه درسایهی پیشرفت، با جنس اول رقم خورده است.
در تقابل با این رویکرد، به خصوص در مدرنیتهی متاخر، ادبیات مقاومت، علیه نظم پیشین، با برافراشتن زندگی به جای پیشرفت، تلاش میکند تا از سرکوبگری سوداگرایانهی مدرنیته، زن را به کانون محوری یک جنس مطلوب تبدیل سازد و البته در اواخر قرن بیستم، اساسا نظم مبتنی بر زوجیت زیر سوال میرود.
در این میان، اما، در فضای نظری اندیشمندان انقلاب اسلامی، تمام آنچه در غرب میگذرد ذیل هستیای قرار میگیرد که منقطع از خدا و حقیقت الهیاتی انسان و فطرت وی برساخت شدهاست و هرآنچه میگذرد، سرکوب جدی حقیقت انسانی است.
همانگونه که انقلاب اسلامی، به عنوان ایدهای ایجابی با پسزدن شرق و غرب، الگوی سومی خلق کرد، در فضای نظم جنسیتی نیز، ذیل نظم جنسی زوجیتمحور، الگوی سومی خلق کرد که زنان را نه سرخورده از سودگرایی و لذتجویی غربی و شرقی، که برآمده از فطرتی معناگرا در نظر میگیرد.
زن در این معنا، همانگونه که آیت الله جوادی آملی در کتاب زن در آیینه جمال و جلال او را بر اساس رحامت، جامعهساز میداند، به نظر میرسد در میانهی حیات جمعی به "جنس پیشران" تبدیل میشود.
آنچه که امروز در فضای جنگ شاهدیم، حکایت از تناوردگی این نگاه دارد. آنگاه که سخن از تجاوز به ایران ایمانی میشود، تجاوزی که جنگ دوجانبه را رقم زده، زن در دو سو، همچنان سرزنده حضور مییابد و استقامت میورزد.
در تجاوز بیرونی و جنگ سخت، زنان، با نگهداشت متن زندگی مردان جنگنده را راهی و همراهی میکنند و در تجاوزی که هرآن، احتمال شعلهکشیدن از درون است، پرقدرت، میدان را به دست گرفتهاند.
حضور پرشور و چندبرابری زنان در نسبت با مردان به صورت مستمر و شبانه و خلاقیتهایی که در این شبها شاهدیم، حاکی از نظمبخشی خلاقانهای توسط زنان، در متن زندگی و در جنگ داخلی و خارجی دارد.نظمی که زنان، پیشرانند. به خوبی میدانند که ظهور در خیابان، پشتیبان و به بیان بهتر حضور نامرئی در جنگ سخت است و محکم و مقاوم، تا دفع شر، ایستادگی میورزند. این نظم در جنگیدن توسط زنان در کنار مردان، دیگر نه تقابلی است و نه سوداگرانه یا لذتجویانه.
مقاومت زنانه، آنگونه که در ادبیان غرب جایگرفته، مقاومت بدنمند و لذتمدار نیست. مقاومتی از جنس "رحامت برای نگهداشت حیات جمعی و هویت آن" است.
زن، پیشران نگهداشت زندگی امن و مهربانانهای است که به نظر میرسد به حدود آن از درون و بیرون تجاوز شده است. معرفی زن ایرانی به مثابه پیشران مقاومت، جامعهی جهانی را ملزم میکند تا رویکردهای استعمارگرانهی غرب را بیش از استعمار زمین، استعمار زندگی ببیند و علیه آن بشورد.
eqlimamag.ir
۹:۴۷