بله | کانال مجله اقلیما
عکس پروفایل مجله اقلیمام

مجله اقلیما

۹۰۲ عضو
عکس پروفایل مجله اقلیمام
۹۰۲ عضو

مجله اقلیما

مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.irgesostu.ir
ارتباط با ادمین: @eqlimamag_admin
undefinedسنت موشک‌نویسی
تجلی عقلانیت لطیف در رگ‌های قدرت سخت

فاطمه صادقی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
undefined️#یادداشت_اختصاصی
در سنت‌های کلاسیکِ نظامی، قدرت همواره با «عقلانیت سخت» تعریف می‌شود؛ منطقی صلب، محاسباتی و معطوف به برد و تخریب که در آن، هرچه انسان از عواطفش تهی‌تر و به یک «ماشین کشتار» نزدیک‌تر شود، حرفه‌ای‌تر قلمداد می‌شود. این همان الگوی «ابر-سربازِ» غربی است؛ موجودی خشن و تندخو که درنده‌خویی‌اش نشانه‌ی مردانگی اوست و گویی هرگز در مجاورت یک روحِ آرام‌بخش و تعدیل‌کننده قرار نگرفته است. اما در جغرافیای مقاومت، عقلانیتی در حال بلوغ است که این پارادایم را واژگون می‌کند:سنتِ «موشک‌نویسی» یعنی نقش کردن نام‌ها بر بدنه سردِ موشک‌ها فراتر از یک شعارنویسی ساده، عملیاتِ پیوند زدنِ «حماسه سرد» (تکنولوژی دفاعی) به «حماسه گرم» (عاطفه، تاریخ و خون) است.
ذاتِ این عقلانیت، در «پیوند دادنِ اجزاء» نهفته است؛ تلاشی برای آنکه سخت‌ترین پدیده نظامی به «حافظه جمعی» و «نام و یادِ انسان‌ها» متصل شود. برخلافِ الگوی جنگ‌طلبی غربی که مردانگی را در خشمِ محض و بی‌تفاوتی نسبت به رنجِ انسان‌ها می‌بیند، در اینجا با قدرتی روبه‌رو هستیم که عاطفه‌ی سرشارِ خانه را تا خط مقدم جبهه امتداد می‌دهد. این همان «قدرتِ متعادل» است که در اوج صلابت، از جزئی‌ترین دردهای انسانی بی‌تفاوت عبور نمی‌کند.گویی که نشانه‌هایی از «هاله‌ی جنسیتی» میبینیم. این «قدرتِ متعادل»، ثمره‌ی وجود درجاتی از تعادل زوجیتی و حضورِ قدسیِ زن و مادر در باطن رزمنده است؛ حضوری که با تلطیفِ روح، او را در مجاورتِ طبیعتی قرار می‌دهد که در آن، مردانگیِ خود را تکمیل و تعدیل می‌کند. این هاله، همان چیزی است که اجازه نمی‌دهد صلح‌آمیزترین بخش‌های فطرتِ انسانی در مسلخِ جنگ قربانی شوند و او را در میانه‌ی سخت‌ترین عملیات‌ها، از تبدیل شدن به یک «هیولای» بی‌رحم محافظت می‌کند.
وقتی بر بدنه یک موشکِ بالستیک، نامِ بلندِ راشل کوری آن وجدان بیدار که در برابر لودر توحش ایستاد، یا نامِ دخترِ حلما و خانواده‌ی فداکارش نقش می‌بندد، یا نام دختران میناب و بانوی شهید روز قدس نوشته میشود، آن شیء فلزی از یک ابزار تخریب‌گر به یک «رسانه» و «شهادت‌نامه» تبدیل می‌شود. این قدرت، حالا تشخص یافته و دارای «روح» شده است.
وقتی جریان مقاومت، سخت‌ترین مفاهیمِ نظامی را با نامِ دختران و زنان شهید گره می‌زند، در واقع دارد اعلام می‌کند که این «عقل سخت»، ریشه در یک «غیرتِ عقلانی» برای حفاظت از فطرت های پاک دارد.این «غیرتِ عقلانی»، پاسخی است تمدنی به سیاه‌چاله‌های اخلاقی جهان مدرن. در یک سو، ما با پدیده‌ای همچون «جزیره اپستین» روبرو هستیم؛ نمادِ غاییِ توحشِ ساختاریافته که در آن، عقلانیت مادیِ محض، زنان و دختران را به کالا تبدیل کرده و در پستوهای قدرتِ شیطانی قربانی می‌کند. در مقابلِ این نگاهِ ابزاری و وحشیانه، جبهه مقاومت عالی‌ترین سطحِ توانمندیِ نظامی خود را به نام و یادِ همان دخترانِ مظلومِ اپستین و تمامیِ قربانیانِ توحشِ مدرن گره می‌زند.چنین حرکتی، پاسخی است تمدنی به دنیایی که در آن حقوق زن در ویترین‌های فریبنده ستایش می‌شود، اما در پستوها به غارت می‌رود. پیام‌ صریح و روشن است: «عقل سختِ ما، مأمورِ انتقامِ آن لطافتِ زخمی و صیانت از کرامتی است که جهانِ مدرن آن را به غارت برده است.»
این پیوند میان «تکنولوژی» و «تراژدی»، جامعه را به هم متصل می‌کند و همان عقل نرمی است که می‌داند قدرت اگر به عشق و عدالت متصل نشود، چیزی جز تفرعن نخواهد بود. موشک‌نویسی ، تمرینِ بازگرداندنِ معنا به ساحتِ قدرت است؛ جایی که سخت‌ترین افزارها، لطیف‌ترین پیام‌های فطری را با خود حمل می‌کنند. ما دیگر با یک «سلاح» روبرو نیستیم، بلکه با یک «امضاء» روبرو هستیم؛ امضایی که پایِ خونِ بی‌گناهان خورده شده تا نشان دهد که پیروزی حقیقی، نه در انتهای پرواز موشک، بلکه در همین لحظه‌ی پیوند زدنِ «عدالت» به «لطافت» نهفته است.
مرحبا به این هوشمندی‌های لطیف و ظریف بیش باد!
undefined فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۰:۳۶