دکتر زینب اصغریان، مدیر اندیشکده بانوان محیا
رخدادهای اخیر (حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، ترور رهبر و جمعی از فرماندهان عالیرتبه) منجر به شکلگیری موج جدیدی از کنشهای جمعی در خیابانهای شهرهای ایران شده است. آنچه از منظر جامعهشناختی شایسته توجه ویژه است، تغییر کمّی و کیفی حضور زنان در این راهپیماییهاست. این یادداشت با بهرهگیری از مشاهدات میدانی و روایتهای مستند، به تحلیل این پدیده و ارائه راهکارهایی برای تقویت و بومیسازی این حضور میپردازد.
۱. تغییر پارادایم حضور زنان در راهپیماییها
مشاهدات میدانی از راهپیماییهای پس از ترور رهبر نشان میدهد که نسبت حضور زنان به مردان نه تنها افزایش یافته، که ماهیت این حضور نیز دگرگون شده است. در گذشته، حضور زنان در حضور خیابانی بیعت عمدتاً در نقشهای پشتیبان یا همراه تعریف میشد، اما اکنون شاهد حضور فعال و پیشگامانه زنان در صفهای اول هستیم.
یکی از زنان شرکتکننده در راهپیمایی خیابان انقلاب میگوید: «تا پیش از این، در هیچ راهپیماییای بلند شعار نمیدادم. اما پس از شنیدن خبر ترور رهبر، برای اولین بار از ته وجود فریاد زدم. حالا در این شبها، صدایی از خودم میشنوم که قبلاً نمیشناختم.» که این روایت بیانگر «گذار فردی» از کنشگری منفعل به کنشگری فعال است.
زن دیگری که با فرزند خردسال خود در راهپیمایی شرکت کرده، میگوید: «بچهام را آوردهام تا ببیند چه میگذرد. تا بداند دشمن چه کرده. تا فردا که بزرگ شد، بداند مادرش در این روزها کجا بوده است.اینها را باید با چشم خود ببیند» این گزاره نشاندهنده «انتقال بیننسلی حافظه تاریخی» است که زنان خود را مسئول آن میدانند.
در این میان، ابتکارات زنانه برای جذب اقشار مختلف به چشم میخورد. گروههایی از زنان با تهیه شاخههای گل، آنها را به رهگذران و زنانی که در حاشیه راهپیماییها ایستاده و تماشا میکنند، اهدا میکنند. یکی از این زنان میگوید: «به زنهایی که کنار خیابان ایستادهاند و نگاه میکنند، گل میدهیم. میگوییم بیایید با ما. اینجا در کنار ما جای شماست. کنار وطن بایستید بعضیها تشکر میکنند و میآیند. بعضیها هنوز مرددند اما گل را میگیرند و لبخند میزنند.»
همچنین توزیع هدیههای کوچک میان کودکان شرکتکننده در مراسم، به ابتکار زنان، فضای راهپیماییها را صمیمیتر کرده است. زنی که با چند مادر دیگر این کار را سازماندهی کرده، میگوید: «برای بچهها خوراکی و بادکنک و نقاشی رنگی میبریم. بچهها خوشحال میشوند و با ذوق بیشتری توی راهپیمایی میمانند. مادرها هم خیالشان راحتتر است.»
۲. مصادیق و اشکال کنشگری زنانه
. پشتیبانی معیشتی و شبکههای خودجوش محلی:زنان در محلههای مختلف، شبکههای خودجوش پشتیبانی از راهپیماییکنندگان تشکیل دادهاند. زنی میگوید: «شب گذشته آش پختم. یک کاسه هم بردم برای بچههای ایست و بازرسی. چند ساعت بعد شنیدم همان ایست و بازرسی را میخواهند بزنند. تا صبح دعا کردم خدا حفظشان کند.» زن دیگری میگوید: «این روزها وقتی غذا میپزم، قابلمه را بزرگتر انتخاب میکنم تا به چند نفر دیگر هم تعارف کنم.» زن دیگری که در محله خود اقدام به پخت و پز جمعی کرده، میگوید: «چند تا از زنهای همسایه جمع شدیم. هرکی هر چی توی خونه داشته آورده. با هم میپزیم و میبریم برای مردمی که توی خیابون ماندند.یک سفره ساده افطاری در پارک پهن میکنیم بعد هم میرویم تجمع شعار می دهیم »
. بازتولید گفتمان مقاومت در نسل بعد:یکی از مصادیق مهم، تغییر در الگوی بازی کودکان است. مادری توضیح میدهد: «بازیهای بچهها را برقرار نگه میدارم، اما یک چیز به آن اضافه کردهام: سنگر گرفتن، محافظت از خود و همدیگر. بازی که تمام شد، با هم مینشینیم ماکت ترامپ و نتانیاهو درست میکنیم. این روزها تفریحشان آتش زدن همین ماکت ها و عروسکهاست.» مادر دیگری میگوید: «پسرم هشت ساله است. میگوید ماکت ترامپ را میسوزانم به خاطر رهبرمان. من به او یاد ندادهام. خودش از فضا گرفته است.» زن دیگری که در محله خود برای کودکان برنامه برگزار میکند: «با چند مادر جمع شدیم. برای بچهها قصههای مقاومت میگوییم. بچهها دوست دارند و یاد میگیرند و از خودشان و از ما فیلم می گیرند.»
eqlimamag.ir
۱۶:۵۲