بله | کانال مجله اقلیما
عکس پروفایل مجله اقلیمام

مجله اقلیما

۹۰۲ عضو
عکس پروفایل مجله اقلیمام
۹۰۲ عضو

مجله اقلیما

مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.irgesostu.ir
ارتباط با ادمین: @eqlimamag_admin
مجله اقلیما
#یادداشت_اختصاصی undefinedمادرانگی برای لحظات سخت تاریخی حجت‌الاسلام مجید رحیمی، سردبیر مجله خردورزی و نویسنده تاریخ نشان داده که در لحظه‌های گذار، جنس حضور زنان با مردان متفاوت است. مردان اغلب در *ساختار حضور دارند؛ زنان در بافت. این تفاوت، نه کم‌اهمیتی، که نوع دیگری از قدرت است. روانشناسی اجتماعی یک الگوی تکرارشونده دارد، جوامعی که در بحران‌های بزرگ منسجم می‌مانند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند — زنانشان فعال، حاضر و دیده‌شده بوده‌اند. بعد از از دست دادن شخصیت مرجع در روانشناسی بحران، جامعه دچار نوعی بی‌لنگری هویتی می‌شود و ناخودآگاه به دنبال منابع ثبات جدید می‌گردد. در این شرایط، زنان می‌توانند نقش تنظیم‌گر هیجان جمعی را پر کنند. نقش‌آفرینی زنان در بحران، چندلایه است. یک لایه دیده می‌شود؛ لایه‌های دیگر در خانه، در گفتگو، در رسانه و در فضای علمی جریان دارند. اگر فقط لایه‌ی اول را ببینیم، نیمی از ظرفیت را از دست داده‌ایم. میدان اول — خانه - بازی واقعی با کودکان و حفظ فعالانه‌ی نشاط آن‌ها - تنظیم هیجانی خانواده — تفاوت بین غم و فروپاشی را نگه داشتن - روایت امید بدون ساده‌انگاری به فرزندان - ساختن هویت و حس غرور از ریشه و تعلق در ذهن کودک - حفظ آرامش خانه به‌عنوان پایگاه بازیابی انرژی برای همه‌ی اعضا میدان دوم — خیابان - گفتگوی صادقانه با افراد با سلیقه‌های مختلف — هدف شنیدن است، نه متقاعدکردن - حضور فعال و پررنگ در موکب‌های خدمت‌رسانی و غذا‌های ساده متنوع با جذابیت‌های دیداری و هیجانی - همراه‌سازی مردم از طریق حضور آرام و مطمئن در تجمعات - تبدیل فضای عزا به فضای همبستگی _کارهای هنری کودکانه برای بچه‌ها شعر، هنر، موسیقی و هیجان میدان سوم — رسانه - مستندسازی لحظه‌های انسانی و واقعی - روایت تاب‌آوری به‌جای روایت مصیبت صرف - گفتگو با نسل Z به زبان صداقت - بازتاب موکب‌ها و حضورهای میدانی در فضای دیجیتال - تصحیح آرام اطلاعات غلط در شبکه‌های اجتماعی بدون مواجهه‌ی مستقیم و تنش‌زا میدان چهارم — نخبگان و اساتید - نشست‌های غیررسمی با جوانان - پل‌زدن بین اختلاف‌نظرها با روحیه‌ی مادرانه - ترجمه‌ی مفهوم امید از فضای آکادمیک به زبان زندگی روزمره - حضور در محلات و فضاهای غیررسمی — دانش باید از دیوار دانشگاه بیرون بیایید - مدیریت اطلاعات غلط از طریق تولید محتوای تخصصی قابل‌فهم برای عموم میدان پنجم — سازمان‌دهی اجتماعی - شبکه‌سازی افقی بین زنان محلات مختلف — نه سلسله‌مراتبی، نه دستوری - شناسایی زنان کانونی در هر محله — کسانی که مردم به آن‌ها اعتماد دارند - هماهنگی بین موکب‌ها برای پوشش بیشتر و جلوگیری از افت انرژی داوطلبان - شناسایی و حمایت از زنان آسیب‌پذیر: سرپرستان خانوار، زنان مسن و زنان تنها بیشترین فشار بحران را تحمل می‌کنند و باید در اولویت شبکه‌های حمایتی باشند، به نام گروه‌های که پیوند محبتی با رهبر شهید دارند. - شبکه‌های حمایت اقتصادی محله‌ای — زنان می‌توانند سریع‌تر از هر نهاد رسمی‌ای منابع را به نیازمندان برسانند. -میدان ششم — نسل Z؛ میدان تخصصی - نسل Z به تجربه‌ی مشترک واکنش نشان می‌دهد، نه به پیام یک‌طرفه - گفتگو باید از تردیدهای آن‌ها شروع شود، نه از پاسخ‌های ما - زنان نخبه می‌توانند فضاهای امن گفتگو بسازند که این نسل در آن حرف بزند - هدف همراهی است، نه جذب - حضور در فضاهایی که نسل Z در آن‌هاست و همراهی با آنها، دعوت به مشارکت‌های ورزشی، تفریحی ویژه بانوان میدان هفتم — بعد معنوی و مناسکی زن در فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی، حامل و منتقل‌کننده‌ی مناسک است: - زنده نگه داشتن عزاداری در سطح خانه و محله — نه فقط در تجمعات عمومی - انتقال معنا و روحیه‌ی مناسک به نسل بعد از طریق تجربه‌ی مشترک - تبدیل مجالس خانگی به فضاهای ترکیبی از عزا، همبستگی و امید - حفظ پیوند نسل جوان با مناسک از طریق زبان عاطفی، نه دستوری میدان هشتم — جمع‌های همدلی و همبستگی این میدان ظریف‌ترین و در عین حال تأثیرگذارترین فضاست: - گردهمایی‌های کوچک و صمیمانه — نه رویداد رسمی، نه جمع پرهیاهو؛ بلکه دور هم بودن ساده برای حفظ امید - دعوت از افراد با اختلاف سلیقه — گرمای این جمع‌ها دقیقاً از تنوع آدم‌هایش می‌آید، نه از یکسان‌بودنشان - ساختن قاب‌های ماندگار مشترک — لحظاتی که آدم‌ها سال‌ها بعد به یاد می‌آورند که «آن روزها با هم بودیم» - گفتگوی بدون دستور کار — فقط حضور، فقط انسان‌بودن کنار هم - این جمع‌ها نوعی حافظه‌ی جمعی مثبت* می‌سازند که در برابر روایت‌های تفرقه‌افکن مقاوم است undefined فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir undefined @Eqlima_Mag
undefinedروایت زینبی از جامعه‌ی امروز بر دوش زنان
حجت الاسلام مجید رحیمی، سردبیر نشریه خردورزی
undefined️#یادداشت_اختصاصی

واقعه‌ای که روایت نشود چگونه در حافظه‌ی جمعی می‌میرد؟
روایت توصیفِ واقعه نیست. روایت تولدِ واقعه است. واقعه‌ای که روایت نشود، در همان لحظه‌ای که رخ می‌دهد می‌میرد و در اذهان دفن می‌گردد. ذهنِ انسان با رویدادهای خام زندگی نمی‌کند. با معنایی زندگی می‌کند که از رویداد می‌سازد. اگر این رخدادها معناسازی نشود، واقعه از دست رفته است. حتی اگر هزار نفر شاهدش بوده باشند. حتی اگر درد آن هنوز در سینه‌ها باشد. حتی اگر نامش در هر کتابی آمده باشد.
آنچه امروز نیاز داریم، کلامی است که این لحظه را از «یک واقعه دردناک» به «یک نقطه عطف» ارتقا بدهد. روایتی که درد را از سینه به صفحه، و از صفحه به سند تبدیل کند.
این خلأ، خلأ رسانه‌ای نیست که با ساختن یک کانال پر شود. خلأ ذهن است. خلأ آن نوع تفکری که هم درونِ واقعه باشد، هم بتواند از بیرون به آن بنگرد. هم داغ را از نزدیک‌ترین فاصله لمس کرده باشد، هم زبان را از داغ فراتر برده باشد.
جوامعی که در بحران‌های بزرگ منسجم می‌مانند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند. زنانشان فعال، حاضر و دیده‌شده بوده‌اند. پس از از دست دادن شخصیت مرجع، جامعه دچار نوعی بی‌لنگری هویتی می‌شود و ناخودآگاه به دنبال منابع ثبات جدید می‌گردد. در این شرایط، آنچه بیش از هر چیز کمیاب است روایت و معناست، چرا که اشک بدون روایت، در همان چشمی که جاری شد، خشک می‌شود و تمام.
کلامِ زینب در کوفه، در بازارِ شام، در برابرِ یزید، کلامِ کسی نبود که از بیرون برای مردم توضیح می‌دهد. کلامِ کسی بود که از درون برای تاریخ گواهی می‌دهد. آنجا که فقدان عمیق‌تر است، روایت اگر بیاید ریشه‌دارتر می‌شود، این الگو تکلیفی دینیِ صرف نیست. ظرفیتی شناختی است. ظرفیتی که اگر بیدار شود، مسیر وقایع را عوض می‌کند.
میدان روایت، بطن زندگی این روزهای زنان جامعه‌ی ماست، و روایت چیزی فراتر از زندگی معمولی نیست.
زن امروز دارد همان کاری را می‌کند که زینب(س) کرد. روایت می‌کند. نه از پشتِ تریبون. از دلِ زندگی. خانه میدان اوست. خیابان میدان اوست. رسانه، دانشگاه، محله، فرزند، مناسک، همه میدان اوست. و در هر میدان از دلِ درد، از دلِ حضور، از قلب زندگیِ معمولی می‌توان معنا ساخت و روایت کرد، شاید این روایت‌سازی ظریف‌ترین کار زنانه‌ی جامعه‌ی ماست، که از بافتارِ مردانه‌ی جامعه بر نمی‌آید.پژوهش‌های روایت‌شناختی و روان‌شناسیِ اجتماعی نشان می‌دهند که این ظرافت تصادفی نیست؛ ریشه در سه لایه‌ی عمیق دارد: نخست، تجربه‌ی زیسته‌ی متفاوت؛ زن حاضر میدان حساسیتِ ادراکیِ تیزتری پرورده و جزئیاتی را دیده که بازیگرِ اصلیِ صحنه از آن‌ها گذشته است. دوم، ساختارِ زبانیِ فرآیندمحور؛ روایتِ زنانه برخلافِ الگوی هدف‌محورِ مردانه که از رویداد مستقیم به نتیجه می‌رسد، در احساس، فضا و رابطه درنگ می‌کند و همین درنگ، معنا می‌آفریند.سوم، مسئولیتِ تاریخیِ حافظه؛ زن در اغلبِ فرهنگ‌ها نگهبانِ خاطره‌ی جمعی بوده، نه با قلم، بلکه با صدا و حضور، و این تمرینِ انباشته‌ی نسل‌ها، ظرافت را در ذاتِ روایتِ زنانه نهادینه کرده است. تجربه‌ی زیسته، منبعِ معرفتی است که هیچ استدلالی جایش را نمی‌گیرد. روایتِ زنانه از همین جنس است و این روایت ماندگار است.
undefined مجله اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۹:۳۲