بله | کانال کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
عکس پروفایل کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهرانک

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران

۴۴۷ عضو
کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده بازسازی یک فرهنگ undefined در مسئله‌ی فرهنگ و رسانه، به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور نیاز به یک بازسازی انقلابی دارد. ما مشکل داریم در ساختار فرهنگی کشور؛ و یک حرکت انقلابی لازم است. البتّه «حرکت انقلابی» یعنی خردمندانه و عاقلانه. معنای «انقلابی بودن» بی‌هوا حرکت کردن و بی‌حساب حرکت کردن نیست. [حرکت] انقلابی باید باشد، بنیانی باید حرکت بشود، در عین حال برخاسته‌ی از اندیشه و حکمت باشد. فرهنگ واقعاً زیربنا است؛ خیلی از این خطاهایی که ما در بخشهای مختلف انجام می‌دهیم، ناشی از فرهنگ حاکم بر ذهن ما است. اگر ما اسراف داریم، اگر ما تقلید کورکورانه داریم، اگر ما سبک زندگی غلط داریم، اینها ناشی از مشکلات فرهنگی است؛ فرهنگِ حاکم بر ذهنها است که در عمل، این مشکلات را به وجود می‌آورد. زندگی‌های تقلیدی، زندگی‌های تجمّلاتی و اشرافیگری، غالباً منشأ و ریشه‌ی فرهنگی دارد. در واقع نرم‌افزار این حوادث، فرهنگ کشور و فرهنگ حاکم غلط و انحرافی‌ای است که بر بعضی ذهنها مسلّط است. بیانات در نخستین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم ۱۴۰۰/۰۶/۰۶ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهیک حرکت جهشی و جهادی در همه‌ی بخش‌ها لازم است
undefined مقصود ما از تحوّل، ایجاد یک حرکت جهشی و جهادی است در همه‌ی بخش‌های اداری کشور و بخش‌های حکمرانی کشور و همچنین در بخش‌هایی از سبک زندگی عمومی -که حالا بعد نمونه‌هایی را عرض خواهم کرد- و به طور خلاصه، حفظ و تقویت اصول و خطوط اساسی انقلاب و نوآوری در شیوه‌ها و روش‌ها و کارکردها....
undefined عادات غلطی در بین ما مردم وجود دارد که با اینها بایستی برخورد کرد. *با نصیحت و توصیه و راه‌حل‌های جزئی نمی‌شود کار کرد*، یک کار تحوّلی لازم است؛ مثلاً فرض کنید قضیّه‌ی اسراف. در کشور ما اسراف وجود دارد؛ اسراف آب، اسراف موادّ غذائی، اسراف برق. مسابقه‌ی تجمّل؛ که حالا ما اشرافیگری را نفی کردیم و زشت شمردیم که به جای خود مطلبِ کاملاً درستی است لکن مشکل اینجا است که ریخت‌و‌پاش‌های اشرافی‌گرانه به طبقات غیراشرافی هم در واقع سرایت کرده و متأسّفانه مسابقه‌ی تجمّل در ازدواج‌ها، در خانواده‌ها و کارهای گوناگون وجود دارد و باید با آن مبارزه کرد. یا بالا رفتن سنّ ازدواج، یا پیری جمعیّت کشور و همین مسائلی که در بیانات بعضی از دوستان هم بود.
بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی ۱۴۰۰/۰۲/۲۱
undefined @eslamiravan_shakeleh

۱۲:۲۵

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده یک حرکت جهشی و جهادی در همه‌ی بخش‌ها لازم است undefined مقصود ما از تحوّل، ایجاد یک حرکت جهشی و جهادی است در همه‌ی بخش‌های اداری کشور و بخش‌های حکمرانی کشور و همچنین در بخش‌هایی از سبک زندگی عمومی -که حالا بعد نمونه‌هایی را عرض خواهم کرد- و به طور خلاصه، حفظ و تقویت اصول و خطوط اساسی انقلاب و نوآوری در شیوه‌ها و روش‌ها و کارکردها. ... undefined عادات غلطی در بین ما مردم وجود دارد که با اینها بایستی برخورد کرد. *با نصیحت و توصیه و راه‌حل‌های جزئی نمی‌شود کار کرد*، یک کار تحوّلی لازم است؛ مثلاً فرض کنید قضیّه‌ی اسراف. در کشور ما اسراف وجود دارد؛ اسراف آب، اسراف موادّ غذائی، اسراف برق. مسابقه‌ی تجمّل؛ که حالا ما اشرافیگری را نفی کردیم و زشت شمردیم که به جای خود مطلبِ کاملاً درستی است لکن مشکل اینجا است که ریخت‌و‌پاش‌های اشرافی‌گرانه به طبقات غیراشرافی هم در واقع سرایت کرده و متأسّفانه مسابقه‌ی تجمّل در ازدواج‌ها، در خانواده‌ها و کارهای گوناگون وجود دارد و باید با آن مبارزه کرد. یا بالا رفتن سنّ ازدواج، یا پیری جمعیّت کشور و همین مسائلی که در بیانات بعضی از دوستان هم بود. بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی ۱۴۰۰/۰۲/۲۱ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهکرامت در مقابل ابزار
undefined نگاه جمهوری اسلامی، نگاه تکریم و احترام زن است؛ نقطه‌ی مقابلِ نگاه رایج غرب به زن که نگاه کالایی و ابزاری است و حرمت زن در منطق غربی و روش غربی و سبک زندگی غربی در هم شکسته. شما دیدید که یکی از عالی‌ترین مقامات دولتی و نظامی زن در همین چند ماه قبل از این اعلام کرد که مورد تعرّض و تجاوز قرار گرفته؛ یعنی حتّی زنانی که به رتبه‌های بالای اداری و اجتماعی و سیاسی میرسند، از آسیب منطق غربی در مورد زن در امان نیستند و بر کنار نمی‌مانند. نگاه اسلام این است که زن و مرد از لحاظ ارزش‌های انسانی برابرند: اِنَّ المُسلِمینَ وَالمُسلِماتِ وَالمُؤمِنینَ وَالمُ‌ـؤمِنٰتِ وَالقٰنِتینَ وَالقانِتٰتِ وَالصٰدِقینَ وَالصّادِقٰتِ وَالصٰبِرینَ وَالصّابِرٰت، تا آخر؛ مرد مسلمان و زن مسلمان در مورد ارزشهای الهی و انسانی هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند.
undefined وظایف مشترکی هم هر دو دارند؛ وظیفه‌ی امر به ‌معروف مشترک است، وظیفه‌ی خدمت مشترک است، وظیفه‌ی جهاد فی‌سبیل‌الله [برای] هر کدام به نوعی مشترک است، مربوط به مرد یا مربوط به زن ویژه نیست. هر کدام هم وظایف ویژه‌ای دارند؛ زن وظایفی دارد، مرد وظایف ویژه‌ای دارد که خدای متعال به خاطر اداء همین وظایف ویژه، ترکیب ساختمان جسمی و روحی آنها را هم متناسب با آن وظیفه بنا کرده و خلق کرده. بنابراین *این نگاه اسلام و نگاه جمهوری اسلامی به زن است*، و ما به این نگاه افتخار میکنیم؛ ما سر تا پا اعتراض به منطق غربی و روش غربی و سبک زندگی غربی در مورد زنیم؛ معتقدیم آنها به زن دارند ظلم میکنند.
بیانات در ارتباط تصویری با مداحان ۱۳۹۹/۱۱/۱۵
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۴۷

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
«آیا فروید و اسکینر، لزوما به حرف دین رسیده‌اند؟» -عجب! حرف این روانشناس را ۱۴۰۰ سال قبل، دین هم گفته بوده‌ها! این حرف را می‌گذاریم به حساب تعریف از دین، و گاهی افق نگاهمان که این دین ما حرف‌های امروز‌ی‌ها را از قبل گفته بود! این استدلال در یک سطح عامه و در حسب ظاهر، تا حدی شاید قابل قبول باشد؛ اما آیا فقط همین؟ آیا فروید و اسکینر، لزوما به حرف دین رسیده‌اند؟  صوتی گوش می‌دادم، از حاج آقای قاسمیان؛ ضمن بحثی می‌فرمودند که این حرف‌ها (در بحث خودشان) از مسائل منحصر به فرد دین است و با حرفی مثل «با همسایه‌ات مهربان باش.» [که در بقیه‌ی جاها هم می‌شنویم.] متفاوت است. گرچه آن با همسایه مهربان باش هم در دین یک معنای دیگری دارد. در دین شما از یک نقطه‌ی بالا فرود می‌آیی و افراد را خلق خدا می‌بینی، یا جلوتر پیوند و نسبت‌گیری این‌ها را با امام -به عنوان محور جامعه- درک می‌کنی، [از این جهت احترام می‌گذاری.] کلا احترام گذاشتن به یک نفر در نظامات اسلامی با نظامات غربی فرق دارد. چقدر دقیق به بحث نظامات اشاره کردند، نظام‌ها، چرایی، هدف، غایت و نهایت. چقدر در پی این تفاوت‌ها، چیزهای دیگر هم تغییر می‌کند. فارغ از مهیای سفری فراتر از این دنیا شدن، همین‌جا هم مثلا با این دید، فقط در یک جنبه‌اش، کسی که به‌خاطر امام به کسی خدمت کند، به دنبال جبران از طرف آن فرد و توقع از اوست؟ #نسیم undefined @eslamiravan_shakeleh
«من او را میان کتاب‌های روانشناسی گم کردم!»
به کتاب‌های قفسه‌ی کتابخانه‌ام نگاه می‌کنم.سه سالی می‌شود که در این قفسه به جای کتاب‌های نکته و تست ریاضی کتاب‌های روانشناسی جای گرفته‌اند. وقتی که ما دو را بعلاوه دو می‌کنیم این دو با دویی دیگر همان ۴ ای است که در همه‌ی جهان هست. مزلو می‌تواند با جمع دو‌ها به ۴ برسد، من هم میتوانم به ۴ برسم. اما وقتی صحبت از انسان می‌شود دیگر همه چیز فرق می‌کند. چرا مزلو بهتر از او می‌تواند من را بشناسد؟ چرا من برای رسیدن به خودم باید از پیاژه و فروید کمک بگیرم؟ پس نقش او در این میان چه می‌شود؟ اینجا هم باید حرف‌های آن‌ها اصل باشند و حرف‌های اصیل و شنیده‌ نشده‌ی ما فرع.
نمی‌دانم از این وضعیت خوشحال باشم یا ناراحت. او را گم کرده‌ام. نه اینکه من گم کرده باشم، من او را در میان کتاب‌های روانشناسی گم کرده‌ام. اویی که همیشه و همه‌جا هست. اویی که همواره ناظر است. به راستی چه می‌شد که ما همواره او را ناظر بر خود می‌دیدیم؟ کسی که خود خالق ماست نباید در تعریف ما از خودمان نقش داشته باشد؟ فکر می‌کنم که یک جای کار می‌لنگد!
فرض کنید که همواره کسی به شما نگاه کند، در این حالت چه قدر رفتار شما متفاوت است با زمانی که کسی نیست. حال انسانی که ناظری را بر خویش در نظر می‌گیرد و می‌داند که آن ناظر بر همه‌ی افکار، نیات، احساسات و حالات او آگاه است قطعاً حال و روز متفاوتی با دیگرانی دارد که آن ناظر را حذف کرده‌اند، آن انسان با نگاه توحیدی‌اش چه بخواهد و چه نخواهد بسیاری از اختلالات را از خود دور می‌کند.
#نسیمundefined @eslamiravan_shakeleh

۱۰:۲۶

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده کرامت در مقابل ابزار undefined نگاه جمهوری اسلامی، نگاه تکریم و احترام زن است؛ نقطه‌ی مقابلِ نگاه رایج غرب به زن که نگاه کالایی و ابزاری است و حرمت زن در منطق غربی و روش غربی و سبک زندگی غربی در هم شکسته. شما دیدید که یکی از عالی‌ترین مقامات دولتی و نظامی زن در همین چند ماه قبل از این اعلام کرد که مورد تعرّض و تجاوز قرار گرفته؛ یعنی حتّی زنانی که به رتبه‌های بالای اداری و اجتماعی و سیاسی میرسند، از آسیب منطق غربی در مورد زن در امان نیستند و بر کنار نمی‌مانند. نگاه اسلام این است که زن و مرد از لحاظ ارزش‌های انسانی برابرند: اِنَّ المُسلِمینَ وَالمُسلِماتِ وَالمُؤمِنینَ وَالمُ‌ـؤمِنٰتِ وَالقٰنِتینَ وَالقانِتٰتِ وَالصٰدِقینَ وَالصّادِقٰتِ وَالصٰبِرینَ وَالصّابِرٰت، تا آخر؛ مرد مسلمان و زن مسلمان در مورد ارزشهای الهی و انسانی هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند. undefined وظایف مشترکی هم هر دو دارند؛ وظیفه‌ی امر به ‌معروف مشترک است، وظیفه‌ی خدمت مشترک است، وظیفه‌ی جهاد فی‌سبیل‌الله [برای] هر کدام به نوعی مشترک است، مربوط به مرد یا مربوط به زن ویژه نیست. هر کدام هم وظایف ویژه‌ای دارند؛ زن وظایفی دارد، مرد وظایف ویژه‌ای دارد که خدای متعال به خاطر اداء همین وظایف ویژه، ترکیب ساختمان جسمی و روحی آنها را هم متناسب با آن وظیفه بنا کرده و خلق کرده. بنابراین *این نگاه اسلام و نگاه جمهوری اسلامی به زن است*، و ما به این نگاه افتخار میکنیم؛ ما سر تا پا اعتراض به منطق غربی و روش غربی و سبک زندگی غربی در مورد زنیم؛ معتقدیم آنها به زن دارند ظلم میکنند. بیانات در ارتباط تصویری با مداحان ۱۳۹۹/۱۱/۱۵ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهچرا دشمن میخواد در آموزش و پرورش نفوذ کند؟
undefined فکر کنیم چرا این ‌قدر طواغیت عالَم و فراعنه‌ی عالَم به فکرند و اصرار دارند که در آموزش و پرورش کشورها نفوذ پیدا کنند؛ روی این یک قدری باید تأمّل کرد. [این نفوذ] گاهی اوقات با سر و صدا مثل سند ۲۰۳۰ است که سر و صدایش دنیا را گرفت که برای همه هم هست. این به معنای نفوذ فرهنگ و سبک زندگی غربی و اهداف غربی در همه‌ی کشورهای دنیا است. چرا؟ به چه دلیل؟ چرا باید یک کشوری مثل کشور ما با این فرهنگ ریشه‌دار و عمیق و فرهنگ الهی و ایمانی، فرهنگ برجسته‌ی درخشان ایرانی تحت تأثیر تعلیمات کسانی که تمدّنشان و فرهنگشان یک چیز جدید و مادّی و غلط و شکست‌خورده است [قرار بگیرد؟] امروز فلسفه‌ِی اجتماعی غرب در خود غرب شکست‌خورده است؛ خب ببینید چه خبر است!
undefined آن روز من راجع به آمریکا گفتم.(۸) در آمریکا از هالیوود تا پنتاگون -یعنی فاصله‌ی هالیوود و پنتاگون را در نظر بگیرید- همه جا فساد هست؛ هم آنجا، هم آنجا، هم بین اینها. چرا بایستی فرهنگ یک کشوری مثل کشور اسلامی ایران و یا کشورهای اسلامی و شاید بعضی کشورهای دیگر در دنیا تحت تأثیر یک سندی قرار بگیرد که آدمهای این تمدّنها، این کشورها، جوامع فاسد و غلط آن را تنظیم کرده‌اند؟ بنابراین به این توجّه داشته باشید که نفوذ آنها و اصرارشان بر نفوذ به خاطر تأثیر آموزش و پرورش است؛ به خاطر این است که اینها کارهایی را که به وسیله‌ی نظامی به‌آسانی نمیتوانند انجام بدهند، به این وسیله میتوانند انجام بدهند؛ یک جایی و در یک مواردی با یک وسیله‌ی عمومی مثل همین سند ۲۰۳۰؛ که متأسّفانه در کشور ما هم به آن توجّه شد، الان هم شنیده‌ام گوشه‌کنار بعضی از اجزای این سند همین‌ طور به وسیله‌ی بعضی آدمهای ناباب یا غافل دارد اجرا میشود و دنبال میشود -و این را خواهش میکنم آقای وزیر به طور جد دنبال کنند- چه مثل نفوذ در آموزش و پرورشِ بعضی از کشورهای منطقه که ما خبر داریم بی‌ سر و صدا و بدون هیاهو دارند کتابهای درسی را، وضع معلّمین را، آموزشها را [تغییر میدهند،] افرادی را جدا میکنند از بین مجموعه و میبرند در کشورهای خودشان یک چند صباح تربیت میکنند برمیگردانند.
undefined در آموزش و پرورش میخواهند نفوذ پیدا کنند. این به نظر من خیلی مهم است. لازم است که یک حسّاسیّتی در زمینه‌ِی نفوذ دشمن همه پیدا کنند، *همه [حسّاسیّت] داشته باشند و مراقب باشند*. او اصرار دارد به نفوذ؛ شما باید بدانید او چرا اصرار دارد. او با این نفوذ میخواهد مقاصد خودش را، اهداف پلید خودش را عملیّاتی کند و آدمهایی درست کند که مثل او فکر کنند؛ بنابراین فرض کنید او که میخواهد یک کشوری را غارت کند، وقتی در داخل کشور کسانی بودند که با این غارت موافق بودند، با او هم‌فکر بودند، این غارت براحتی و آسانی انجام میگیرد. و به ‌هرحال بایستی به این معنا توجّه کرد.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۹/۰۶/۱۱
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۰۲

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده چرا دشمن میخواد در آموزش و پرورش نفوذ کند؟ undefined فکر کنیم چرا این ‌قدر طواغیت عالَم و فراعنه‌ی عالَم به فکرند و اصرار دارند که در آموزش و پرورش کشورها نفوذ پیدا کنند؛ روی این یک قدری باید تأمّل کرد. [این نفوذ] گاهی اوقات با سر و صدا مثل سند ۲۰۳۰ است که سر و صدایش دنیا را گرفت که برای همه هم هست. این به معنای نفوذ فرهنگ و سبک زندگی غربی و اهداف غربی در همه‌ی کشورهای دنیا است. چرا؟ به چه دلیل؟ چرا باید یک کشوری مثل کشور ما با این فرهنگ ریشه‌دار و عمیق و فرهنگ الهی و ایمانی، فرهنگ برجسته‌ی درخشان ایرانی تحت تأثیر تعلیمات کسانی که تمدّنشان و فرهنگشان یک چیز جدید و مادّی و غلط و شکست‌خورده است [قرار بگیرد؟] امروز فلسفه‌ِی اجتماعی غرب در خود غرب شکست‌خورده است؛ خب ببینید چه خبر است! undefined آن روز من راجع به آمریکا گفتم.(۸) در آمریکا از هالیوود تا پنتاگون -یعنی فاصله‌ی هالیوود و پنتاگون را در نظر بگیرید- همه جا فساد هست؛ هم آنجا، هم آنجا، هم بین اینها. چرا بایستی فرهنگ یک کشوری مثل کشور اسلامی ایران و یا کشورهای اسلامی و شاید بعضی کشورهای دیگر در دنیا تحت تأثیر یک سندی قرار بگیرد که آدمهای این تمدّنها، این کشورها، جوامع فاسد و غلط آن را تنظیم کرده‌اند؟ بنابراین به این توجّه داشته باشید که نفوذ آنها و اصرارشان بر نفوذ به خاطر تأثیر آموزش و پرورش است؛ به خاطر این است که اینها کارهایی را که به وسیله‌ی نظامی به‌آسانی نمیتوانند انجام بدهند، به این وسیله میتوانند انجام بدهند؛ یک جایی و در یک مواردی با یک وسیله‌ی عمومی مثل همین سند ۲۰۳۰؛ که متأسّفانه در کشور ما هم به آن توجّه شد، الان هم شنیده‌ام گوشه‌کنار بعضی از اجزای این سند همین‌ طور به وسیله‌ی بعضی آدمهای ناباب یا غافل دارد اجرا میشود و دنبال میشود -و این را خواهش میکنم آقای وزیر به طور جد دنبال کنند- چه مثل نفوذ در آموزش و پرورشِ بعضی از کشورهای منطقه که ما خبر داریم بی‌ سر و صدا و بدون هیاهو دارند کتابهای درسی را، وضع معلّمین را، آموزشها را [تغییر میدهند،] افرادی را جدا میکنند از بین مجموعه و میبرند در کشورهای خودشان یک چند صباح تربیت میکنند برمیگردانند. undefined در آموزش و پرورش میخواهند نفوذ پیدا کنند. این به نظر من خیلی مهم است. لازم است که یک حسّاسیّتی در زمینه‌ِی نفوذ دشمن همه پیدا کنند، *همه [حسّاسیّت] داشته باشند و مراقب باشند*. او اصرار دارد به نفوذ؛ شما باید بدانید او چرا اصرار دارد. او با این نفوذ میخواهد مقاصد خودش را، اهداف پلید خودش را عملیّاتی کند و آدمهایی درست کند که مثل او فکر کنند؛ بنابراین فرض کنید او که میخواهد یک کشوری را غارت کند، وقتی در داخل کشور کسانی بودند که با این غارت موافق بودند، با او هم‌فکر بودند، این غارت براحتی و آسانی انجام میگیرد. و به ‌هرحال بایستی به این معنا توجّه کرد. بیانات در تاریخ ۱۳۹۹/۰۶/۱۱ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهارزش‌های انسانی و اجتماعی، نه از غرب که از اسلام آمده است.
undefined بعثت و وحی الهی، حقایقی را برای مردم روشن کرد؛ برای بشریّت حقایقی را روشن کرد. این حقایق به نحوی است که اگر آحاد بشر و جوامع گوناگون بشری به این حقایق ایمان بیاورند و عملاً ملتزم بشوند، حیات طیّبه به اینها خواهد رسید....undefined یک بخش دیگر از این حقایق، منظومه‌ی ارزشیِ اسلام است، ارزش‌هایی که اسلام آنها را تثبیت کرده است، یعنی به عنوان ارزش آن‌ها را شناخته است؛ که آحاد مردم و جوامع مردمی موظّفند خودشان را به این ارزش‌ها نزدیک کنند [و به سمت آنها] پیش ببرند؛ سعادتشان در این است. از مثل خلقیّات فردی که انسان دارای صبر باشد، دارای حلم باشد، دارای گذشت باشد و امثال اینها که صفات فردی انسان‌ها است، تا مفاهیم عمومی و زندگی‌ساز مثل آزادی، مثل عدالت اجتماعی، مثل کرامت انسانی، مثل سبک زندگی؛ اینها جزو آن سلسله‌ی ارزشهای اسلامی است که در اسلام بیان شده و تفهیم شده به ما. یک عدّه‌ای بخطا تصوّر میکنند که این مفاهیم رایج مثل عدالت اجتماعی و آزادی و مانند اینها از غرب به عالَم اسلام آمده است، یا متفکّرین اسلامی اینها را از غربی‌ها یاد گرفته‌اند؛ این کاملاً اشتباه است.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۹/۰۱/۰۳
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۰۵

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
«من او را میان کتاب‌های روانشناسی گم کردم!» به کتاب‌های قفسه‌ی کتابخانه‌ام نگاه می‌کنم. سه سالی می‌شود که در این قفسه به جای کتاب‌های نکته و تست ریاضی کتاب‌های روانشناسی جای گرفته‌اند. وقتی که ما دو را بعلاوه دو می‌کنیم این دو با دویی دیگر همان ۴ ای است که در همه‌ی جهان هست. مزلو می‌تواند با جمع دو‌ها به ۴ برسد، من هم میتوانم به ۴ برسم. اما وقتی صحبت از انسان می‌شود دیگر همه چیز فرق می‌کند. چرا مزلو بهتر از او می‌تواند من را بشناسد؟ چرا من برای رسیدن به خودم باید از پیاژه و فروید کمک بگیرم؟ پس نقش او در این میان چه می‌شود؟ اینجا هم باید حرف‌های آن‌ها اصل باشند و حرف‌های اصیل و شنیده‌ نشده‌ی ما فرع. نمی‌دانم از این وضعیت خوشحال باشم یا ناراحت. او را گم کرده‌ام. نه اینکه من گم کرده باشم، من او را در میان کتاب‌های روانشناسی گم کرده‌ام. اویی که همیشه و همه‌جا هست. اویی که همواره ناظر است. به راستی چه می‌شد که ما همواره او را ناظر بر خود می‌دیدیم؟ کسی که خود خالق ماست نباید در تعریف ما از خودمان نقش داشته باشد؟ فکر می‌کنم که یک جای کار می‌لنگد! فرض کنید که همواره کسی به شما نگاه کند، در این حالت چه قدر رفتار شما متفاوت است با زمانی که کسی نیست. حال انسانی که ناظری را بر خویش در نظر می‌گیرد و می‌داند که آن ناظر بر همه‌ی افکار، نیات، احساسات و حالات او آگاه است قطعاً حال و روز متفاوتی با دیگرانی دارد که آن ناظر را حذف کرده‌اند، آن انسان با نگاه توحیدی‌اش چه بخواهد و چه نخواهد بسیاری از اختلالات را از خود دور می‌کند. #نسیم undefined @eslamiravan_shakeleh
آن‌جا بخل بد است، اگر OCDP باشی، روان‌رنجور باشی یا از نظر شخصیتی توافق‌پذیری‌ات پایین باشد هم، باز می‌گوید: "سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ"
مگر می‌شود قبول نکنیم یک نفر ممکن است زودرنج‌تر باشد، یک نفر کمتر؟ یک نفر برون‌گرا و یک نفر درون‌گرا؟ اینکه بعضی‌ها احساسی‌ترند، بعضی‌ها منطقی‌تر چطور؟ نمی‌شود قبول نکرد، اما این روزها در اتمسفری که خوب و بد معنا ندارد، این ویژگی‌ها گاهی به مثابه‌ی چراغ سبزی است، که به محض اخذ چنان برچسبی، به ما مجوز می‌دهد هر طور که می‌خواهیم رفتار کنیم. و این‌ حرف‌ها در جایگاه شناخت پایه‌ای از خود برای حرکت دقیق‌تر به سمت مقصد نیست. اصلا کدام مقصد؟ سعادت، غایت‌القصوایی که از مسیر هدایت می‌گذرد، و "قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ" در میان ثقل هدایت -قرآن- می‌گردم، فضای غالب، فضای این چراغ سبزها نیست، فهرست خوب‌ها و بدها دارد و قله‌ها مشخص شده‌اند، "وَ فِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ"چراغ سبز یعنی ماندن در گام اول و مستغرق دریای تیپ‌ها و صفات شدن، یعنی پذیرشی از خود، که حرکت متفاوتی ندارد، چون این‌گونه که هست آفریده و تربیت شده. یعنی پذیرش اینکه من برون‌گرا هستم، و این نه خوب است نه بد، پس ناظر به بروز صفات شخصیتی‌ام، فراموش می‌کنم که باید افقم را گاهی با ارزش قلت‌کلام و سکوت هماهنگ کنم.گاهی به فکر فرو می‌روم، اساسا چنین حرف‌هایی چه جایگاهی در دایره‌ی هدایت دارد و اگر انقدر مهم بوده، چرا در اتمسفر قرآن، فضای دیگری جاری است؟ آن‌جا بخل بد است، اگر OCDP باشی، روان‌رنجور باشی یا توافق‌پذیری‌ات پایین باشد هم باز "سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ"، هر چند "لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا" در دستگاه خدا قطعی است، اما گویا ملاک حرکت و سعی است به سمت قله، فضای قرآن مشوق است و محذر، "وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰوَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَىٰثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ"این شاید، همان قطعه‌ پازلی است که کمرنگ می‌بینیمش.
#نسیمundefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۰۱

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
#کجای_کار_روانشناسی_می‌لنگد؟ undefined به قلمِ مرضیه مسلمی امیرانی undefined قسمت دوم «چراغ‌ چشمک‌زن... البته این مطالعات مربوط به جامعه‌ی آمریکاست!» حال فکر کنید به ازای هر آزمایشی که فرضیه‌ای را رد یا تایید می‌کند، زنجیره‌ای از مسئله‌ها و فرضیه‌های دیگر مطرح می‌شود که شاید ذره‌ای حتی برای ما مطرح نباشد! آیا دو واحد گذراندن "تفاوت‌های فردی" برای بیان تفاوت‌های کسی در این سوی کره‌ی زمین با کسی در آن سوی آب‌ها کافیست؟ اصلا مگر کاربرد علم، پاسخگویی به مسائل آن جامعه نیست؟ پس آیا ممکن است علم را از جایی دیگر با مسئله‌هایی دیگر بیاوریم تا به مسائل خودمان پاسخ دهیم؟ این فرایند چقدر جوابگو و حل کننده‌ی مشکلات کوتاه مدت و بلندمدت خواهد بود؟ اصلا آیا این ساختار مطب و کلینیک برای حل مشکل آدم‌ها، اخلاقی هستند؟ و هزاران سوال دیگر. جایی اما به یک سوال رسیدم که از آن به بعد سوال دیگری برایم مطرح نشد چرا که می‌دانستم جواب آن سوال راهگشای روح و روانم خواهد بود: «علم چگونه تولید می شود؟» در کنه این سوال، هزار سوال ریز و درشت وجود دارد که در ثانیه قابلیت منفجر کردن مغز را دارا هستند. با خود می‌گفتم اگر نتوانم با این درس‌ها، مشکلات و مسائل جامعه‌ی خودمان را روشن و حل کنم، پس چرا باید هم‌چون برده، به توسعه‌ی علمی نه چندان کارآمد کمک کنم. نگاهم صفر و صدی نبود که همه‌ی روانشناسی را زیر سوال ببرم ولی وقتی به بلند مدت و ماهیت ماجرا فکر میکردم، چیزی جز «تردید» در ذهنم طنین‌انداز نبود. از راه دانشجوی روانشناسی بودن که گریزی نیست چرا که تا برده (حداقل دکتری) نباشی، کسی عددی به حسابت نمی‌آورد‌، ولی حداقل می‌توانیم با کسانی که دغدغه و سوال‌هایی مشترک داریم، جمع شویم تا شاید از بحث، گفت و گو، مطالعه و تفکر، کمی فقط کمی سوال‌هایمان پاسخ نه، فقط روشن‌تر شوند. شاید این سوال‌های روشن بشوند مسئله برای آیندگان و از کوشش جمعی افراد هم‌دغدغه، علم به وجود آید. علمی برای پاسخ به مسئله های "خودمان". پایان. undefined @eslamiravan_shakeleh
#کجای_کار_روانشناسی_می‌لنگد؟undefined به قلمِ ریحانه باقری undefined قسمت اولروانشناسی در بستر شرایط خاص و نیازهای جامعۀ ما تولد نیافته؛ بلکه ثمره و ضرورتی تمدنی است که آن را از بستری دیگر اخذ کرده‌ایم.
وقتی از جایگزینی برای روانشناسی سخن می‌گوییم، چنین به ذهن می‌آید که روانشناسی، جایگاهی از پیش مشخص دارد که با به کنار رفتنش، لازم است حفرۀ خالیِ ایجادشده را با چیزی دیگر پر کنیم. به بیان دیگر، نیازی در جامعه وجود دارد که روانشناسی در پاسخ به آن شکل گرفته و حال، آن نیاز باید به نحوی دیگر رفع شود. در این‌جا با سه کلمه مواجه‌ایم که پیش‌فرض ما را مبنی بر ضرورت داشتن روانشناسی برهم می‌زند: جامعه-نیاز-پاسخ به نیاز (روانشناسی).
هر جامعه، نیازهای خاص خود را دارد و افزون‌بر این، روش‌های ویژۀ خود را برای پاسخ به آن نیازها داراست، و هردوی این‌ها، در بستر زمان-مکانِ مشخصی که آن جامعه در آن می‌زید، ظهور می‌کنند. اگر چنین باشد، دریافتن این مسئله چندان دشوار نیست که روانشناسیِ مورد بحث ما، یعنی روانشناسی مدرن، خود شناسنامه‌ای دارد: در پی سیری تاریخی و در شرایط خاصی از نظر زمانی و مکانی متولد شده و ضرورت یافته است؛ ضرورتی که با این توصیف، الزاماً جهان‌شمول نیست.
مسیری که ما در به‌کارگیری علوم مدرن –به‌طور خاص، روانشناسی- طی کرده‌ایم اما وارونه است: روانشناسی در بستر شرایط خاص و نیازهای جامعۀ ما تولد نیافته؛ بلکه ثمره و ضرورتی تمدنی است که آن را از بستری دیگر اخذ کرده‌ایم تا در حیطه‌های مورد نیاز به کار ببندیمش؛ اما آیا ما به‌راستی خود را -ویژگی‌ها، ظرفیت‌ها، نیازها و مسائل‌مان را- شناخته‌ایم؟ هویت ما، مهم‌ترین چیزی است که طی این اتخاذ و پیمودن وارونۀ مسیر تولد علم، در سایه قرار می‌گیرد و چنین به‌محاق‌رفتنی، غایت و مسیر سعادتی را که برای جامعۀ خود متصوریم، مبهم می‌سازد.
ادامه دارد...
undefined @eslamiravan_shakeleh

۸:۴۲

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده ارزش‌های انسانی و اجتماعی، نه از غرب که از اسلام آمده است. undefined بعثت و وحی الهی، حقایقی را برای مردم روشن کرد؛ برای بشریّت حقایقی را روشن کرد. این حقایق به نحوی است که اگر آحاد بشر و جوامع گوناگون بشری به این حقایق ایمان بیاورند و عملاً ملتزم بشوند، حیات طیّبه به اینها خواهد رسید. ... undefined یک بخش دیگر از این حقایق، منظومه‌ی ارزشیِ اسلام است، ارزش‌هایی که اسلام آنها را تثبیت کرده است، یعنی به عنوان ارزش آن‌ها را شناخته است؛ که آحاد مردم و جوامع مردمی موظّفند خودشان را به این ارزش‌ها نزدیک کنند [و به سمت آنها] پیش ببرند؛ سعادتشان در این است. از مثل خلقیّات فردی که انسان دارای صبر باشد، دارای حلم باشد، دارای گذشت باشد و امثال اینها که صفات فردی انسان‌ها است، تا مفاهیم عمومی و زندگی‌ساز مثل آزادی، مثل عدالت اجتماعی، مثل کرامت انسانی، مثل سبک زندگی؛ اینها جزو آن سلسله‌ی ارزشهای اسلامی است که در اسلام بیان شده و تفهیم شده به ما. یک عدّه‌ای بخطا تصوّر میکنند که این مفاهیم رایج مثل عدالت اجتماعی و آزادی و مانند اینها از غرب به عالَم اسلام آمده است، یا متفکّرین اسلامی اینها را از غربی‌ها یاد گرفته‌اند؛ این کاملاً اشتباه است. بیانات در تاریخ ۱۳۹۹/۰۱/۰۳ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهچه قدر ما سبک زندگی اسلامی را دنبال می‌کنیم؟
undefined یکی از چیزهایی که در این مجالس باید حتماً به فضل الهی دنبال بشود، مسئله‌ی سبک زندگی اسلامی است؛ من میخواهم خواهش کنم که برادران عزیز در مطالعات خودشان، در پیگیری‌های خودشان روی مسئله‌ی سبک زندگی ائمّه (علیهم ‌السّلام) و سبک زندگی اسلامی کار کنند؛ شعرای متعهّد و برجسته‌ی ما -که امروز نمونه‌ی کارهایشان را اینجا شنیدید- این را به هنر شعر مزیّن کنند و در مجالس خوانده بشود تا فرهنگ‌سازی بشود. اگر بخواهیم سبک زندگی را به صورت درست در مقابل موج جبهه‌ی دشمن به حالت اسلامی برگردانیم، راهش این است؛ یعنی فرهنگ‌سازی باید بشود. ببینید شما در دعا میگویید: اللَهُمَّ اجعَل مَحیایَ مَحیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛(۱) خب محیا یعنی چه؟ محیا یعنی زندگی من را شبیه زندگی آنها قرار بده؛ یعنی سبک زندگی؛ ما این را میخواهیم؛ این را از ما خواسته‌اند که بگوییم و بخواهیم و انجام بدهیم. این مسئله‌ی سبک زندگی باید دنبال بشود.
undefined دشمن متأسّفانه با استفاده‌ی از ضعف و خیانت سران وابسته‌ی نظامهای اسلامی، از جمله‌ در کشور ما در طول سال‌های پیش از انقلاب، توانسته سبک زندگی خودش را رایج کند. ما اگر بی‌مبالاتی مشاهده می‌کنیم، اگر اسراف مشاهده می‌کنیم، اگر مشکلات گوناگون را در داخل کشور مشاهده می‌کنیم، این به خاطر دور افتادن از اخلاق اسلامی و از سبک زندگی اسلامی است. اگر بخواهیم سبک زندگی اسلامی را حاکم کنیم، باید فرهنگ‌سازی بشود. فرهنگ‌سازی به این وسیله انجام میگیرد و شما بهترین کسانی هستید که میتوانید در میان مردم فرهنگ‌سازی کنید و به معنای واقعی کلمه جریان را به سمت اسلام برگردانید.
بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام ۱۳۹۸/۱۱/۲۶
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۱۴

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده چه قدر ما سبک زندگی اسلامی را دنبال می‌کنیم؟ undefined یکی از چیزهایی که در این مجالس باید حتماً به فضل الهی دنبال بشود، مسئله‌ی سبک زندگی اسلامی است؛ من میخواهم خواهش کنم که برادران عزیز در مطالعات خودشان، در پیگیری‌های خودشان روی مسئله‌ی سبک زندگی ائمّه (علیهم ‌السّلام) و سبک زندگی اسلامی کار کنند؛ شعرای متعهّد و برجسته‌ی ما -که امروز نمونه‌ی کارهایشان را اینجا شنیدید- این را به هنر شعر مزیّن کنند و در مجالس خوانده بشود تا فرهنگ‌سازی بشود. اگر بخواهیم سبک زندگی را به صورت درست در مقابل موج جبهه‌ی دشمن به حالت اسلامی برگردانیم، راهش این است؛ یعنی فرهنگ‌سازی باید بشود. ببینید شما در دعا میگویید: اللَهُمَّ اجعَل مَحیایَ مَحیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛(۱) خب محیا یعنی چه؟ محیا یعنی زندگی من را شبیه زندگی آنها قرار بده؛ یعنی سبک زندگی؛ ما این را میخواهیم؛ این را از ما خواسته‌اند که بگوییم و بخواهیم و انجام بدهیم. این مسئله‌ی سبک زندگی باید دنبال بشود. undefined دشمن متأسّفانه با استفاده‌ی از ضعف و خیانت سران وابسته‌ی نظامهای اسلامی، از جمله‌ در کشور ما در طول سال‌های پیش از انقلاب، توانسته سبک زندگی خودش را رایج کند. ما اگر بی‌مبالاتی مشاهده می‌کنیم، اگر اسراف مشاهده می‌کنیم، اگر مشکلات گوناگون را در داخل کشور مشاهده می‌کنیم، این به خاطر دور افتادن از اخلاق اسلامی و از سبک زندگی اسلامی است. اگر بخواهیم سبک زندگی اسلامی را حاکم کنیم، باید فرهنگ‌سازی بشود. فرهنگ‌سازی به این وسیله انجام میگیرد و شما بهترین کسانی هستید که میتوانید در میان مردم فرهنگ‌سازی کنید و به معنای واقعی کلمه جریان را به سمت اسلام برگردانید. بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام ۱۳۹۸/۱۱/۲۶ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهفعالیت فرهنگی غنای فرهنگی لازم را به دانشگاه می‌دهد.
undefined نکته‌ی دیگری که بنده میخواهم عرض بکنم، [درباره‌ی] فضای فرهنگی دانشگاه‌ها است؛ رشد فعّالیّتهای فرهنگی. این لازم است و به این پرداخته نمیشود. در بعضی از دانشگاه‌ها مطلقاً فعّالیّت فرهنگی وجود ندارد؛ این هم یکی از نقایص است. برادران عزیز، خواهران عزیز! *هدف دانشگاه فقط این نیست که معلومات به جوان بدهند؛ هدف، ساختن جوان است*؛ ساختن یک انسان والا است با سلاح علم؛ بنابراین اخلاق هم، تربیت هم، سبک زندگی هم از جمله‌ی عناصری است که همراه با علم در دانشگاه باید به جوان داده بشود تا جوان ساخته بشود؛ این چیزی است که ضروری است. دانشگاه‌ها را از لحاظ فرهنگی باید غنی کرد، باید غنای فرهنگی لازم را به دانشگاه [داد].
بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها ۱۳۹۸/۰۳/۰۸
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۳۵

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
#کجای_کار_روانشناسی_می‌لنگد؟ undefined به قلمِ ریحانه باقری undefined قسمت اول روانشناسی در بستر شرایط خاص و نیازهای جامعۀ ما تولد نیافته؛ بلکه ثمره و ضرورتی تمدنی است که آن را از بستری دیگر اخذ کرده‌ایم. وقتی از جایگزینی برای روانشناسی سخن می‌گوییم، چنین به ذهن می‌آید که روانشناسی، جایگاهی از پیش مشخص دارد که با به کنار رفتنش، لازم است حفرۀ خالیِ ایجادشده را با چیزی دیگر پر کنیم. به بیان دیگر، نیازی در جامعه وجود دارد که روانشناسی در پاسخ به آن شکل گرفته و حال، آن نیاز باید به نحوی دیگر رفع شود. در این‌جا با سه کلمه مواجه‌ایم که پیش‌فرض ما را مبنی بر ضرورت داشتن روانشناسی برهم می‌زند: جامعه-نیاز-پاسخ به نیاز (روانشناسی). هر جامعه، نیازهای خاص خود را دارد و افزون‌بر این، روش‌های ویژۀ خود را برای پاسخ به آن نیازها داراست، و هردوی این‌ها، در بستر زمان-مکانِ مشخصی که آن جامعه در آن می‌زید، ظهور می‌کنند. اگر چنین باشد، دریافتن این مسئله چندان دشوار نیست که روانشناسیِ مورد بحث ما، یعنی روانشناسی مدرن، خود شناسنامه‌ای دارد: در پی سیری تاریخی و در شرایط خاصی از نظر زمانی و مکانی متولد شده و ضرورت یافته است؛ ضرورتی که با این توصیف، الزاماً جهان‌شمول نیست. مسیری که ما در به‌کارگیری علوم مدرن –به‌طور خاص، روانشناسی- طی کرده‌ایم اما وارونه است: روانشناسی در بستر شرایط خاص و نیازهای جامعۀ ما تولد نیافته؛ بلکه ثمره و ضرورتی تمدنی است که آن را از بستری دیگر اخذ کرده‌ایم تا در حیطه‌های مورد نیاز به کار ببندیمش؛ اما آیا ما به‌راستی خود را -ویژگی‌ها، ظرفیت‌ها، نیازها و مسائل‌مان را- شناخته‌ایم؟ هویت ما، مهم‌ترین چیزی است که طی این اتخاذ و پیمودن وارونۀ مسیر تولد علم، در سایه قرار می‌گیرد و چنین به‌محاق‌رفتنی، غایت و مسیر سعادتی را که برای جامعۀ خود متصوریم، مبهم می‌سازد. ادامه دارد... undefined @eslamiravan_shakeleh
#کجای_کار_روانشناسی_می‌لنگد؟undefined به قلمِ ریحانه باقری undefined قسمت دوممسئله صرفاً کارآمدی نیست!
وجهی از شناخت هویت جامعۀ خود، بازپس‌نگری و کندوکاو در تاریخ است: در چنین کاوشی، روزگاری را می‌بینیم که روانشناسی به‌معنای امروزی آن نبوده؛ اما موضوعات و مسائل مرتبط با آن، یعنی مربوط به انسان، وجود داشته است. پرسش این است که مواجهۀ سنت ما با این مسائل چگونه بوده؟ افزون بر این، حیطه‌هایی از فرهنگ و تمدنمان را شاهدیم که هریک پاسخ‌هایی به مسائل انسان می‌دهند؛ از جمله دین و اخلاق. آیا بهره‌گیری از این‌ها، ما را از روانشناسی بی‌نیاز نمی‌سازد؟
آنچه تا بدین‌جا گفته شد، مسائلی در روانشناسی بود که به‌کاربردن آن در بستر فرهنگی-اجتماعی دیگری‌، به‌جز بستری که در آن تولد یافته، ایجاد می‌کرد. اما می‌توان فراتر نیز رفت: جست‌وجوی جایگزین، می‌تواند ناشی از برخی ناکارآمدی‌های روانشناسی در حوزه‌های مورد ادعایش باشد و یا نقد پایه‌های نظری آن، که این امر الزاماً به تعارضات فرهنگی-تمدنی اختصاص ندارد و نقدی کلی‌تر بر روانشناسی است.
مجموعاً می‌توان چنین گفت که شاید روان‌شناسیِ مورد بحث، مخصوصاً در حوزۀ روان‌درمانی، کارایی‌ها را و نتایج مثبتی را در جامعۀ ما نشان دهد؛ اما مسئله صرفاً کارآمدی نیست. با وسعت دادن به افق دید خود، روانشناسی را به‌مثابۀ عاملی در سازوکارهای اجتماعی و در نظام فرهنگی‌مان می‌بینیم، که شاید چرخ‌دنده‌ای را بچرخاند و حرکتی را در جهتی ایجاد کند؛ اما براساس پیمایش وارونه‌ای که پیش‌تر بیان شد، این امکان نیز وجود دارد که در درازمدت، هستۀ این نظام، یعنی هویت تمدنی ما را تحت تأثیر قرار دهد.
undefined @eslamiravan_shakeleh

۷:۲۵

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده فعالیت فرهنگی غنای فرهنگی لازم را به دانشگاه می‌دهد. undefined نکته‌ی دیگری که بنده میخواهم عرض بکنم، [درباره‌ی] فضای فرهنگی دانشگاه‌ها است؛ رشد فعّالیّتهای فرهنگی. این لازم است و به این پرداخته نمیشود. در بعضی از دانشگاه‌ها مطلقاً فعّالیّت فرهنگی وجود ندارد؛ این هم یکی از نقایص است. برادران عزیز، خواهران عزیز! *هدف دانشگاه فقط این نیست که معلومات به جوان بدهند؛ هدف، ساختن جوان است*؛ ساختن یک انسان والا است با سلاح علم؛ بنابراین اخلاق هم، تربیت هم، سبک زندگی هم از جمله‌ی عناصری است که همراه با علم در دانشگاه باید به جوان داده بشود تا جوان ساخته بشود؛ این چیزی است که ضروری است. دانشگاه‌ها را از لحاظ فرهنگی باید غنی کرد، باید غنای فرهنگی لازم را به دانشگاه [داد]. بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها ۱۳۹۸/۰۳/۰۸ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهاسلام؛ هم معرفت هم عمل
undefined اسلام فقط معرفت نیست، تعهّد به عمل و تحقّق احکام اسلام هم جزو اسلام است؛ یعنی یک وقت هست که ما اسلام را -که می‌خواهیم در حوزه یاد بگیریم- فقط عبارت می‌دانیم از اصول و فروع و اخلاق و همین‌هایی که هست -[که] واقعیّت هم همین است؛ [یعنی] اصول دین، فروع دین، ارزش‌های اخلاقی، سبک زندگی، آئین حکمرانی، اینها همه جزو اسلام و جزو معارف اسلامی است- خب اینها را باید برویم در حوزه‌ی علمیّه یاد بگیریم.‌ لکن این [برداشت] درست نیست؛ این بخشی از کار حوزه‌های علمیّه است؛ چرا؟ چون این بخشی از اسلام است؛ بخش دیگرِ اسلام عبارت است از محقّق کردنِ این حقایق در متن جامعه، در متن زندگی مردم، یعنی هدایت؛ این بخشی از اسلام است دیگر. اسلام فقط توحید به معنای علم توحید با همان عمق و معرفتِ عرفانی و فلسفی و [مانند] اینها نیست، بلکه اسلام عبارت است از استقرار توحید در جامعه؛ یعنی جامعه موحّد بشود؛ این هم جزو اسلام است.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۸/۰۲/۱۸
undefined @eslamiravan_shakeleh

۱۱:۲۲

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده اسلام؛ هم معرفت هم عمل undefined اسلام فقط معرفت نیست، تعهّد به عمل و تحقّق احکام اسلام هم جزو اسلام است؛ یعنی یک وقت هست که ما اسلام را -که می‌خواهیم در حوزه یاد بگیریم- فقط عبارت می‌دانیم از اصول و فروع و اخلاق و همین‌هایی که هست -[که] واقعیّت هم همین است؛ [یعنی] اصول دین، فروع دین، ارزش‌های اخلاقی، سبک زندگی، آئین حکمرانی، اینها همه جزو اسلام و جزو معارف اسلامی است- خب اینها را باید برویم در حوزه‌ی علمیّه یاد بگیریم.‌ لکن این [برداشت] درست نیست؛ این بخشی از کار حوزه‌های علمیّه است؛ چرا؟ چون این بخشی از اسلام است؛ بخش دیگرِ اسلام عبارت است از محقّق کردنِ این حقایق در متن جامعه، در متن زندگی مردم، یعنی هدایت؛ این بخشی از اسلام است دیگر. اسلام فقط توحید به معنای علم توحید با همان عمق و معرفتِ عرفانی و فلسفی و [مانند] اینها نیست، بلکه اسلام عبارت است از استقرار توحید در جامعه؛ یعنی جامعه موحّد بشود؛ این هم جزو اسلام است. بیانات در تاریخ ۱۳۹۸/۰۲/۱۸ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهتحقق اسلام
undefined ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ الله؛ معنای «لِیُطاعَ» فقط این نیست که اگر گفت نماز بخوانید، نماز بخوانید؛ نه، [معنایش] اطاعت در *همه‌ی امور زندگی [است]*، یعنی حکمرانی. خب پس این بخشی از اسلام است، یعنی بخشی از اسلام عبارت است از معارف اسلامی که این معارف شامل عقلیّات و نقلیّات و ارزشهای اخلاقی و بیان سبک زندگی و شیوه‌ی حکومت است؛ و همه‌‌ی اینها جزو معارف اسلامی است که دانستن اینها لازم است. این بخشی از اسلام است؛ بخشی از اسلام هم عبارت است از تحقّق اینها در خارج؛ یعنی توحید محقّق بشود در خارج، نبوّت به معنای در رأس جامعه بودن تحقّق پیدا کند.
بیانات در دیدار طلاب حوزه‌های علمیه ۱۳۹۸/۰۲/۱۸
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۱۰

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
آن‌جا بخل بد است، اگر OCDP باشی، روان‌رنجور باشی یا از نظر شخصیتی توافق‌پذیری‌ات پایین باشد هم، باز می‌گوید: "سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ" مگر می‌شود قبول نکنیم یک نفر ممکن است زودرنج‌تر باشد، یک نفر کمتر؟ یک نفر برون‌گرا و یک نفر درون‌گرا؟ اینکه بعضی‌ها احساسی‌ترند، بعضی‌ها منطقی‌تر چطور؟ نمی‌شود قبول نکرد، اما این روزها در اتمسفری که خوب و بد معنا ندارد، این ویژگی‌ها گاهی به مثابه‌ی چراغ سبزی است، که به محض اخذ چنان برچسبی، به ما مجوز می‌دهد هر طور که می‌خواهیم رفتار کنیم. و این‌ حرف‌ها در جایگاه شناخت پایه‌ای از خود برای حرکت دقیق‌تر به سمت مقصد نیست. اصلا کدام مقصد؟ سعادت، غایت‌القصوایی که از مسیر هدایت می‌گذرد، و "قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ" در میان ثقل هدایت -قرآن- می‌گردم، فضای غالب، فضای این چراغ سبزها نیست، فهرست خوب‌ها و بدها دارد و قله‌ها مشخص شده‌اند، "وَ فِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ" چراغ سبز یعنی ماندن در گام اول و مستغرق دریای تیپ‌ها و صفات شدن، یعنی پذیرشی از خود، که حرکت متفاوتی ندارد، چون این‌گونه که هست آفریده و تربیت شده. یعنی پذیرش اینکه من برون‌گرا هستم، و این نه خوب است نه بد، پس ناظر به بروز صفات شخصیتی‌ام، فراموش می‌کنم که باید افقم را گاهی با ارزش قلت‌کلام و سکوت هماهنگ کنم. گاهی به فکر فرو می‌روم، اساسا چنین حرف‌هایی چه جایگاهی در دایره‌ی هدایت دارد و اگر انقدر مهم بوده، چرا در اتمسفر قرآن، فضای دیگری جاری است؟ آن‌جا بخل بد است، اگر OCDP باشی، روان‌رنجور باشی یا توافق‌پذیری‌ات پایین باشد هم باز "سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ"، هر چند "لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا" در دستگاه خدا قطعی است، اما گویا ملاک حرکت و سعی است به سمت قله، فضای قرآن مشوق است و محذر، "وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَىٰ ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ" این شاید، همان قطعه‌ پازلی است که کمرنگ می‌بینیمش. #نسیم undefined @eslamiravan_shakeleh
در هویت صنفی روانشناس، حق قضاوت نداریم؟
استاد می‌گفتند: بیماری یعنی آن‌چه به فرد آسیب می‌زند. این را در موقعیتی شرح دادند که از این می‌گفتند که ممکن است شما مراجعی داشته باشید که نوجوانی باشد که گرایش جنسی متفاوتی داشته باشد، [چه بسا این آسیب جدی‌ای نداشت باشد.] اما به‌راستی اختلال، کژکارکردی یا بیماری چیست؟
اگر موضوعی نه به من آسیب بزند نه به جامعه، یعنی دیگر اختلال نیست؟ اصلا آسیب زدن به چه معناست؟
و این استاد محجبه در ادامه آنچه که همیشه می‌شنویم را فرمودند: در خانواده درمانی اگر حواست نباشد، ممکن است به سمت "قضاوت کردن و نصیحت" بروی،پس باید با واقعیت‌های جدید جامعه -مثل ازدواج سفید- آشنا باشی و بتوانی با آنها کار کنی.
اما مگر در فضای 《وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ》 اصلا چنین نقشی می‌گنجد؟
#نسیمundefined @eslamiravan_shakeleh

۸:۱۵

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده تحقق اسلام undefined ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ الله؛ معنای «لِیُطاعَ» فقط این نیست که اگر گفت نماز بخوانید، نماز بخوانید؛ نه، [معنایش] اطاعت در *همه‌ی امور زندگی [است]*، یعنی حکمرانی. خب پس این بخشی از اسلام است، یعنی بخشی از اسلام عبارت است از معارف اسلامی که این معارف شامل عقلیّات و نقلیّات و ارزشهای اخلاقی و بیان سبک زندگی و شیوه‌ی حکومت است؛ و همه‌‌ی اینها جزو معارف اسلامی است که دانستن اینها لازم است. این بخشی از اسلام است؛ بخشی از اسلام هم عبارت است از تحقّق اینها در خارج؛ یعنی توحید محقّق بشود در خارج، نبوّت به معنای در رأس جامعه بودن تحقّق پیدا کند. بیانات در دیدار طلاب حوزه‌های علمیه ۱۳۹۸/۰۲/۱۸ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهرسیدن به سعادت به شرط ...
undefined قرآن کتاب سعادت بشر است بلاشک سعادت دنیا و آخرت. قرآن فقط برای سعادت آخرت نیست؛ سعادت دنیا را هم قرآن تأمین میکند. سعادت دنیا یعنی برخورداری از نِعَم الهی در این نشئه؛ این را با قرآن میشود تأمین کرد. میشود ملّتها با قرآن، با عمل به قرآن عزّت پیدا کنند، رفاه پیدا کنند، دانش پیدا کنند، قدرت پیدا کنند، وحدت و انسجام پیدا کنند، سبْک زندگی شیرین پیدا کنند؛ اینها همه امور دنیوی است. آخرت هم که حیات معنوی و حقیقی و مستمر و ابدی است، با قرآن حاصل میشود. پس قرآن کتاب سعادت دنیا و آخرت است، به شرط آنکه ما به قرآن عمل بکنیم، ببینیم قرآن چه میگوید.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۸/۰۱/۲۶
undefined @eslamiravan_shakeleh

۸:۲۰

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده رسیدن به سعادت به شرط ... undefined قرآن کتاب سعادت بشر است بلاشک سعادت دنیا و آخرت. قرآن فقط برای سعادت آخرت نیست؛ سعادت دنیا را هم قرآن تأمین میکند. سعادت دنیا یعنی برخورداری از نِعَم الهی در این نشئه؛ این را با قرآن میشود تأمین کرد. میشود ملّتها با قرآن، با عمل به قرآن عزّت پیدا کنند، رفاه پیدا کنند، دانش پیدا کنند، قدرت پیدا کنند، وحدت و انسجام پیدا کنند، سبْک زندگی شیرین پیدا کنند؛ اینها همه امور دنیوی است. آخرت هم که حیات معنوی و حقیقی و مستمر و ابدی است، با قرآن حاصل میشود. پس قرآن کتاب سعادت دنیا و آخرت است، به شرط آنکه ما به قرآن عمل بکنیم، ببینیم قرآن چه میگوید. بیانات در تاریخ ۱۳۹۸/۰۱/۲۶ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهایران باید غربی بشود!
undefined در داخل متأسّفانه بعضی‌ها غرب را بَزک میکنند، بدی‌های غرب را توجیه میکنند، رتوش میکنند، نمی‌گذارند افکار عمومی متوجّه بشود که همین دولت‌های ظاهر‌الصّلاح -مثل فرانسه، مثل انگلیس، مثل دیگران- در باطنشان چقدر شیطنت و شرارت وجود دارد؛ مطبوعاتچی‌ها بینشان هست، رسانه‌ای‌ها بینشان هست؛ مثل تقی‌زاده. در دوره‌ی طاغوت، آدمی مثل تقی‌زاده، به این مضمون گفت که ایران باید از فَرقِ سر تا ناخن پا غربی بشود؛ یعنی سبک زندگی در ایران باید غربی بشود. امروز هم تقی‌زاده‌های جدید از این حرفها میزنند؛ البتّه به این صراحت نمی‌گویند امّا مضمون حرفشان این است. آنهایی که افکار غربی را، سبک زندگی غربی را، روشهای غربی را، لغات غربی را به طور پیوسته در داخل، در ادبیّات ما، در افکار ما، در دانشگاه‌های ما، در مدارس ما تزریق میکنند، پمپاژ میکنند، اینها همین تقی‌زاده‌های جدیدند. آنهایی که پشت سر سند ۲۰۳۰ -سند ۲۰۳۰ یعنی برگرداندن سبک زندگی اسلامی به زندگی غربی- می‌ایستند، همان تقی‌زاده‌های امروز هستند؛ البتّه امروز به توفیق الهی جوانهای مؤمن ما و مردم انقلابی ما نخواهند گذاشت این تقی‌زاده‌ها حرفشان به کرسی بنشیند.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۸/۰۱/۰۱
undefined @eslamiravan_shakeleh

۹:۳۰

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده ایران باید غربی بشود! undefined در داخل متأسّفانه بعضی‌ها غرب را بَزک میکنند، بدی‌های غرب را توجیه میکنند، رتوش میکنند، نمی‌گذارند افکار عمومی متوجّه بشود که همین دولت‌های ظاهر‌الصّلاح -مثل فرانسه، مثل انگلیس، مثل دیگران- در باطنشان چقدر شیطنت و شرارت وجود دارد؛ مطبوعاتچی‌ها بینشان هست، رسانه‌ای‌ها بینشان هست؛ مثل تقی‌زاده. در دوره‌ی طاغوت، آدمی مثل تقی‌زاده، به این مضمون گفت که ایران باید از فَرقِ سر تا ناخن پا غربی بشود؛ یعنی سبک زندگی در ایران باید غربی بشود. امروز هم تقی‌زاده‌های جدید از این حرفها میزنند؛ البتّه به این صراحت نمی‌گویند امّا مضمون حرفشان این است. آنهایی که افکار غربی را، سبک زندگی غربی را، روشهای غربی را، لغات غربی را به طور پیوسته در داخل، در ادبیّات ما، در افکار ما، در دانشگاه‌های ما، در مدارس ما تزریق میکنند، پمپاژ میکنند، اینها همین تقی‌زاده‌های جدیدند. آنهایی که پشت سر سند ۲۰۳۰ -سند ۲۰۳۰ یعنی برگرداندن سبک زندگی اسلامی به زندگی غربی- می‌ایستند، همان تقی‌زاده‌های امروز هستند؛ البتّه امروز به توفیق الهی جوانهای مؤمن ما و مردم انقلابی ما نخواهند گذاشت این تقی‌زاده‌ها حرفشان به کرسی بنشیند. بیانات در تاریخ ۱۳۹۸/۰۱/۰۱ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهبه امید شما
undefined تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
undefined @eslamiravan_shakeleh

۸:۵۵

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده به امید شما undefined تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است. بیانات در تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۲۲ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهتقلید از غرب در حوزه خانواده حلال مشکلات نیست.
undefined گفتیم قانون در پی حلّ مشکلات واقعی باشد؛ من ملاحظه کردم بعضی از قوانین مربوط به خانواده که در مجلس مطرح است و بحث میشود یا تصویب میشود، انسان احساس میکند که تحت تأثیر و اثرپذیری از رسوم غربی است؛ از این باید اجتناب بشود.
undefined غربی‌ها نسبت به خانواده هیچ‌گونه اهتمامی ندارند؛ نه اینکه نخواهند، [بلکه] شرایط و سبک زندگی غربی معارض با خانواده به‌ معنای واقعی کلمه است؛ این را خودشان هم دارند می‌گویند و سال‌ها است گرفتارش هستند؛ حالا می‌خواهند علاج کنند و نمی‌توانند علاج کنند؛ یعنی بنیاد خانواده، نهاد خانواده در غرب بشدّت تضعیف‌شده است. حالا ما بیاییم چیزهایی را که اینها مثلاً راجع به زن و جوان و فرزند و پدر و مادر و مانند اینها در عرفِ خودشان دارند، در مسائل مربوط به خانواده راه بدهیم! نه، این مطرح نیست. ما برای خانواده بایستی قانونی را وضع کنیم که به‌معنای واقعی کلمه، حل‌کننده‌ی مشکلات خانواده‌ها باشد -[اگر] مشکلاتی وجود دارد، حل‌کننده‌ی این مشکلات باشد- تأثّر از آن منطقه نباشد.
بیانات در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی ۱۳۹۷/۰۳/۳۰
undefined @eslamiravan_shakeleh

۸:۱۴

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده تقلید از غرب در حوزه خانواده حلال مشکلات نیست. undefined گفتیم قانون در پی حلّ مشکلات واقعی باشد؛ من ملاحظه کردم بعضی از قوانین مربوط به خانواده که در مجلس مطرح است و بحث میشود یا تصویب میشود، انسان احساس میکند که تحت تأثیر و اثرپذیری از رسوم غربی است؛ از این باید اجتناب بشود. undefined غربی‌ها نسبت به خانواده هیچ‌گونه اهتمامی ندارند؛ نه اینکه نخواهند، [بلکه] شرایط و سبک زندگی غربی معارض با خانواده به‌ معنای واقعی کلمه است؛ این را خودشان هم دارند می‌گویند و سال‌ها است گرفتارش هستند؛ حالا می‌خواهند علاج کنند و نمی‌توانند علاج کنند؛ یعنی بنیاد خانواده، نهاد خانواده در غرب بشدّت تضعیف‌شده است. حالا ما بیاییم چیزهایی را که اینها مثلاً راجع به زن و جوان و فرزند و پدر و مادر و مانند اینها در عرفِ خودشان دارند، در مسائل مربوط به خانواده راه بدهیم! نه، این مطرح نیست. ما برای خانواده بایستی قانونی را وضع کنیم که به‌معنای واقعی کلمه، حل‌کننده‌ی مشکلات خانواده‌ها باشد -[اگر] مشکلاتی وجود دارد، حل‌کننده‌ی این مشکلات باشد- تأثّر از آن منطقه نباشد. بیانات در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی ۱۳۹۷/۰۳/۳۰ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهاشرافی‌گری
undefined یک مسئله‌ی مهمّ دیگری که فقط مسئله‌ی شما نیست، و مسئله‌ی کشور است، مسئله‌ی اشرافی‌گری است؛ بلای اشرافی‌گری، بلای بزرگی است. برای بنده تصویر یک ساختمانی را که با پول بیت‌المال در یک نقطه‌ای ساخته شده است آوردند، من حیرت کردم واقعاً که چطور جرئت شده است، چطور دست و دل کسی به او اجازه داده است که پول بیت‌المال را صرف یک‌چنین چیزی بکند. مسئله‌ی اشرافی‌گری اگر چنانچه رایج شد، جزو سبک زندگی ما شد، آثار و تبعات آن و ریزش‌هایی که به وجود می‌آید، دیگر انتهایی ندارد، خیلی مشکل است، خیلی کار را مشکل خواهد کرد؛ این را بایست [در نظر] داشته باشید.
بیانات در تاریخ ۱۳۹۷/۰۳/۳۰
undefined @eslamiravan_shakeleh

۶:۱۷

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
undefined undefined#از_منظر_فرمانده اشرافی‌گری undefined یک مسئله‌ی مهمّ دیگری که فقط مسئله‌ی شما نیست، و مسئله‌ی کشور است، مسئله‌ی اشرافی‌گری است؛ بلای اشرافی‌گری، بلای بزرگی است. برای بنده تصویر یک ساختمانی را که با پول بیت‌المال در یک نقطه‌ای ساخته شده است آوردند، من حیرت کردم واقعاً که چطور جرئت شده است، چطور دست و دل کسی به او اجازه داده است که پول بیت‌المال را صرف یک‌چنین چیزی بکند. مسئله‌ی اشرافی‌گری اگر چنانچه رایج شد، جزو سبک زندگی ما شد، آثار و تبعات آن و ریزش‌هایی که به وجود می‌آید، دیگر انتهایی ندارد، خیلی مشکل است، خیلی کار را مشکل خواهد کرد؛ این را بایست [در نظر] داشته باشید. بیانات در تاریخ ۱۳۹۷/۰۳/۳۰ undefined @eslamiravan_shakeleh
thumbnail
undefined#از_منظر_فرماندهقالب، معنا و جهت‌گیری اسلامی
undefined نظام اسلامی‌ای كه امام در این كشور تشكیل داد و به‌وجود آورد، عبارت از این است كه شكل زندگی این ملت، قالب و معنای اسلامی پیدا كند و جهت‌گیری، اسلامی باشد. این نظام اسلامی دارای یك ماده اصلی به‌نام «ایمان به خدا و غیب» و نیز دارای یك قالب و صورت به‌نام «شریعت اسلامی» است. چنین نظامی كه با مایه ایمان و با صورت و قالب مقرّرات و شریعت اسلامی، یك نظامِ اختصاصیِ استثناییِ ناشناخته برای بشر مادّی، اما شناخته به‌وسیله مسلمانانی است كه با اسلام و قرآن آشنا هستند، جز در صدر اسلام، دیگر در طول تاریخ وجود نداشته است، و امروز هم جز در ایران اسلامی در هیچ جای جهان وجود ندارد.
بیانات در تاریخ ۱۳۷۳/۰۳/۱۴
undefined @eslamiravan_shakeleh

۹:۱۸

بازارسال شده از ف. فداکار
thumbnail
در هنگامه ایستادگی
گفت‌وگویی پیرامون این روزهای ایران و گرامی‌داشت چهلم شهدای دی‌ماه ۱۴۰۴
تامل و گفت‌وگو از روزهایی که برای وطن داغداریم و مسئولیت اجتماعی روان‌شناسان در آن
با حضور:علیرضا شفاهدکترای فلسفه علم و فناوریوفهیمه فداکاردکترای تخصصی مشاوره خانواده
undefined جمعه، ساعت ۲۱undefined پخش زنده از صفحه‌ی اینستاگرام اندیشکده روان‌نگرِآدرس صفحه رسمی اندیشکده:undefinedundefined️Instagram: Ravaannegar
undefined️: https://t.me/ravaannegar

۱۴:۱۰