مجله طب و تمدن اسلامی
❁﷽❁
شکوفایی در مسیر تحصیل
شیخ حسین بجستانی از علمای فاضل و دوست پدرم بود.
ریاست مدرسه با شیخ احمد کفائی، فرزند آخوند خراسانی بود.
آقای بجستانی شخصی به نام آقای علوی را به عنوان استاد من تعیین کرد و من صمدیه را نزد وی خواندم. 🩺 وی بعداً درس پزشکی خواند و پزشک شد.
سپس آقای بجستانی استاد دیگری به نام آقای مسعودی برایم تعیین کرد.
سیوطی و مغنی را نزد ایشان خواندم.
در سال ۱۳۳۲ از مدرسه سلیمانیه به مدرسه نواب منتقل شدم.
در این دوره بود که شایستگی ها و توانایی های من شکوفا شد و در خود اشتهای سیری ناپذیری برای فراگرفتن دروس و قدرتی فوق العاده برای درک و فهم آن یافتم.
پس از مغنی، مطوّل را خواندم.
در اینجا باید اهمیت دو کتاب مطوّل و مغنی را مورد تأکید قرار دهم که اولی در زمینه علوم بلاغت کتاب سودمندی است اما خواندنش خیلی طول میکشد، و دومی هم کتاب بی مانندی در علم نحو است.
فقه و اصول را با شرائع نزد پدرم شروع کردم و تا باب حج ادامه دادم.
پدرم در آن هنگام به برادر بزرگترم شرح لمعه درس میداد و او هم با پدر در شرح لمعه به باب حج رسید و من که پیشتر در برخی دروس، شاگرد برادرم بودم، اکنون با او همدرس شدم.
سه چهارم شرح لمعه را نزد پدر، و یک چهارم آن را نزد سید احمد مدرس یزدی خواندم.
پیش از آن معالم الاصول را نزد سید جلیل حسینی که دوست پدرم بود خوانده بودم.
سپس رسائل و مکاسب را نزد پدر و حاج شیخ هاشم قزوینی خواندم.
حاج شیخ هاشم قزوینی بحق استاد توانایی بود و من کسی را بهتر از او در روش تدریس ندیده ام.
ادامه دارد...
کتاب «خون دلی که لعل شد» #رهبر_شهید #کتابخوانی
مجله طب و تمدن اسلامی
@eslamteb
❁﷽❁
در هفده سالگی رسائل و مکاسب و کفایه را تمام کردم. سال ۱۳۳۵ در درس خارج، شرکت کردم. سال بعد برای زیارت به عراق رفتم و چند ماه در نجف اشرف ماندم.
در آن مدت در محضر درس علمای بزرگ آن دیار حضور یافتم تا دروس آن اساتید را با دروس حوزه مشهد مقایسه کنم.
من در برخی درسهای آقای خوئی، آقای حکیم، آقای بجنوردی، آقای شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن یزدی حضور یافتم.
در اواخر دورهای که کفایه میخواندم با تشویق پدرم به حلقه درس آقای میلانی پیوستم. آقای میلانی سال ۱۳۳۳ به مشهد آمد و تدریس فقه را از ابتدای کتاب اجاره شروع کرد و دو سال ادامه داد؛ ولی من در این درسها حضور نیافتم.
زمانی در درس ایشان شرکت کردم که کتاب صلاة را شروع کرد. دو سال و نیم - یعنی تا میانههای سال ۱۳۳۷ با آقای میلانی ادامه دادم. در آن سال به قم رفتم و تا سال ۱۳۴۳ در این شهر ماندم. از سال ۱۳۴۳ به مشهد بازگشتم و تا پیروزی انقلاب اسلامی در مشهد ماندم.
درس خارجی را هم با پدرم داشتم، ولی از آنجایی که تدریس خارج، نیازمند تلاش گسترده برای آمادگی و مطالعه منابع متعدد است و پدرم قادر به این تلاش گسترده نبود، لذا درس خارج با ایشان جدی نبود.
عادت کرده بودم درسها را به زبان عربی بنویسم. همچنین کوشیدم کارم از جهت ارائه و فصلبندی هم ابتکاری باشد.
کتاب «خون دلی که لعل شد»
#رهبر_شهید #کتابخوانی
مجله طب و تمدن اسلامی
@eslamteb
#رهبر_شهید #کتابخوانی
۱۴۶
۱۹:۳۶