عکس پروفایل جستارها | محمدامین نوریج
۵۱ عضو

جستارها | محمدامین نوری

اینجا در مورد فلسفه و سیاست می‌نویسم؛ مسئله من «جمهوری اسلامی ایران» است.
شهید آوینی: زنده‌ترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند...
https://t.me/essays_telegram
ایران و ترکیه: سازش یا مقاومت؟
قسمت اول

یکی از مسائلی که این سال‌ها در محافل مختلف مطرح بوده است، مقایسه ایران و ترکیه از نظر تفاوت در رویکرد در سیاست خارجی و روند توسعه است. در این مقایسه رایج، گویی ترکیه با اتخاد سیاستی به‌ظاهر عاقلانه‌تر با سازش و ادغام در اقتصاد غرب به توسعه اقتصادی رسیده و در مقابل، ایران با مقاومت و تنش‌زایی در برابر غرب از توسعه اقتصادی بازمانده و موجودیت خود را در معرض خطر قرار داده است.
البته این مقایسه وجوهی دارد که آن را قابل توجه می‌سازد: ایران و ترکیه از حیث جمعیت، وسعت سرزمینی و منطقه جغرافیایی مشابهت جدی دارند. همچنین صرف‌نظر از تفاوت‌هایی که در مذهب (تشیع در ایران و تسنن در ترکیه) و سیر تاریخی این دو کشور وجود دارد، این دو کشور در مجموع از نظر فرهنگی-تاریخی نیز مشابهت دارند. از همین رو این دو قابل مقایسه‌اند و ما با یک قیاس‌مع‌الفارق (مانند مقایسه ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس یا کشورهای شرق آسیا) روبه‌رو نیستیم.
در مقایسه مشهور، بیان می‌شود که تفاوت وضعیت اقتصادی امروز ایران و ترکیه حاصل تفاوت دو رویکرد سیاسی است: ایران با انتخاب سیاست مقاومت و تنش‌زایی، خود را علنا وارد درگیری با آمریکا و اسرائیل کرده است. در حالی که ترکیه با اتخاذ یک رویکرد عقلانی و واقع‌گرا، خود را در اتحادهای منطقه‌ای و جهانی قرار داده و سعی کرده حداکثر استفاده را از این فرصت‌ها ببرد. لذا با روسیه و آمریکا، با ناتو و چین به‌طور همزمان همکاری کرده و با اسرائیل تبادلات تجاری داشته و از همین رو، به توسعه دست پیدا کرده است. اما حاصل رویکرد ایران؛ درگیری، تحریم و هزینه‌تراشی‌های فراوان و بی‌مورد بوده است. به بیان دیگر، گویی ایران رویکردی «ایدئولوژیک» داشته، درحالی‌که ترکیه عاقلانه‌تر عمل کرده است.
در چند قسمت سعی می‌کنم با اتخاذ رویکرد تحلیلی و بر اساس واقعیت‌های جغرافیایی و تاریخی و از منظری واقع‌گرایانه این دو کشور را مقایسه کنم. لازم است توجه کنیم که از منظر واقع‌گرایانه، سیاست کشورها تماما متأثر از اراده‌های سیاستمداران (سکولار یا ایدئولوژیک) نیست. وقتی بخواهیم از این منظر پدیده‌ها را بررسی کنیم، باید بپرسیم چگونه ترکیه سیاست سازش یا ادغام در قدرت‌های جهانی را توانسته اتخاذ کند، اما ایران در این سیاست موفق نبوده است و به جای آن سیاست مقاومت و استقلال را پیگیری کرده است. در این نگاه بنیادی‌ترین عاملی که سیاست را شکل می‌دهد، «جغرافیا» است که بر مبنای آن اقتصاد، فرهنگ و تاریخ شکل می‌گیرد. از همین رو، از جغرافیا شروع می‌کنیم و بحث خود را به اقتصاد و فرهنگ گسترش می‌دهیم:
۱. مقایسه جغرافیای‌سیاسی
جغرافیای ترکیه:
با دقت به نقشه ترکیه، اولین چیزی که می‌بینیم این است که ترکیه با غرب آسیا، روسیه، منطقه قفقاز و اروپا همسایه است؛ یعنی می‌تواند مانند پل اتصال میان غرب آسیا، روسیه و اروپا عمل کند. از همین رو، در عمل هم نقش لولا را در نسبت با جغرافیای پیرامون خود ایفا می‌کند. همچنین، این کشور عملا بین دو قطب اقتصادی مکمل واقع شده است: روسیه و غرب آسیا که منبع انرژی هستند و اروپا که یک قطب صنعتی و نیازمند به انرژی است.
دقیقا بر اساس این موقعیت کلیدی، ترکیه به مسیر انتقال انرژی به اروپا تبدیل شده است و همین تبدیل شدن به مسیر ترانزیت، ترکیه را در* زنجیره ارزش اروپا* حاضر می‌سازد: ترکیه کالاهای صنعتی تولید شده در اروپا را به غرب آسیا و روسیه منتقل می‌کند و همچنین به عنوان بخشی از زنجیره ارزش آن در حلقه‌های پایانی آن عمل می‌کند. بنابراین اقتصاد ترکیه (در امتداد جغرافیای لولایی آن) یک اقتصاد واسطه است و در وسط زنجیره ارزش واقع است. از همین رو، ترکیه توانسته با نقشی ترانزیتی و کریدوری، با آنکه نه چندان مواد خام دارد و نه یک صنعت پیشرفته، به توسعه اقتصادی دست پیدا کند.
نکته دیگر آنکه ترکیه به دلیل همسایگی با روسیه و اروپا، به عنوان یک «حائل» هم نقش بازی می‌کند و می‌تواند بخشی از محور مهار روسیه توسط بلوک غرب باشد. عضویت در ناتو و میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی نیز دقیقا به همین دلیل است.
پایان قسمت اول
ادامه دارد...

#ژئوپولیتیک
@essays
undefined۴

۲۷۸

۱۱:۱۶