استفهام حقیقی!
بخش اول، بررسی تاریخی رابطه ایران و آمریکا
/
نخستین تماس آمریکاییها با ایران در سال ۱۲۰۹ ه.ش مطابق با ۱۸۳۰ میلادی برقرار شد، که بر اثر آن چند گروه از مبلغان مذهبی آمریکا با هدف تبلیغ آئین مسیحیت به مناطق شمال غربی ایران آمدند. یک نویسنده آمریکایی به نام جیمز بیل در کتاب (شیر و عقاب) مینویسد: «*نخستین گروه از آمریکاییها به ایرانیها با دیده تحقیر مینگریستند و به سادگی در میان خود در مورد راهبردهای لازم برای رسیدن به هدف نهایی یعنی تغییر دین و آئین آنان بحث میکردند.*» جان پرکینز، یکی از کشیشهایی که به ایران آمد و به ترویج مسیحیت اشتغال داشت معتقد بود که «باید محمدگرایی و اسلام در ایران با درخشش فزاینده تمدن غرب و مسیحیت به آرامی و بدون خطر کمرنگ گردد.» در سال ۱۸۵۱ (۱۲۳۰ ه.ش) یعنی اوایل سلطنت ناصرالدین شاه اولین تماس رسمی میان دولت آمریکا با ایران برقرار شد. روابط رسمی دیپلماتیک میان ایران و آمریکا در سال ۱۲۶۲ شکل گرفت و دو کشور به تبادل سفیر اقدام نمودند. اولین سفیر آمریکا در ایران ساموئل بنجامین نام داشت که در ۱۴ فوریه ۱۸۸۳ به عنوان سفیر و کنسول اول آمریکا در ایران منصوب گردید الف) قبل از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ از سال ۱۲۶۲ تا ۱۳۳۲ عملکرد آمریکا در ایران به شدت تحتالشعاع نفوذ و سلطه عمیق روسیه و انگلیس قرار داشت. سیاست کلی آمریکا در این مدت بر محور ایجاد اعتماد و اثبات حسن نیت بود. مشهورترین عناصر آمریکایی برای پیشبرد این سیاست در آن مقطع زمانی، هوارد باسکرویل، ساموئل جردن و لوییس دریفوس بودند. هوارد باسکرویل در تبریز با طرفداران نهضت مشروطه همکاری کرد و در جریان مبارزات مشروطه خواهی کشته شد. آمریکاییها سعی کردند تا در تبلیغات خود او را همچون یک قهرمان ملی به افکار عمومی مردم ایران معرفی کنند. ساموئل جردن مدیریت دبیرستان آمریکاییها را در تهران بر عهده داشت، و از سال ۱۳۲۴ به بعد مدیر کالج آمریکاییها در تهران شد. فعالیت او آموزش جوانان ایرانی و تربیت افراد مناسب برای فعالیتهای آینده آمریکا در ایران بود. لوییس دریفوس در طول جنگ جهانی دوم، از سال ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۳ وزیر مختار آمریکا در ایران بود. هدف عمده فعالیتهای او معرفی آمریکا به عنوان دوست مردم ایران و افزایش اعتماد مردم و دولتمردان ایران به آمریکا بود. این روند به گونهای ادامه یافت که میلسپو، مستشار اقتصادی و مالی آمریکا به راحتی توانست در دستگاههای اقتصادی کشور نفوذ گسترده بیابد. در ژانویه ۱۹۴۳ (دی ۱۳۲۱) وزارت خارجه آمریکا سیاست تعامل با ایران را تنظیم نمود. در سند محرمانهای که به تصویب مقامهای تراز اول آمریکا رسید، بر حفظ تمامیت ارضی ایران تأکید شد و دخالت انگلیس و شوروی در ایران تقبیح گردید و بر افزایش نفوذ آمریکا در ایران پافشاری شد. دولت آمریکا روابط کاری نزدیکی با محمدرضا شاه برقرار ساخت؛ این روابط سبب شد که آمریکا به تدریج به حامی بیقید و شرط حکومت شاه مبدل گردد. با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت آمریکا با دخالت مستقیم در امور داخلی ایران و سازماندهی زمینههای حاکمیت، سلطه همهجانبه خود بر ایران را فراهم آورد. با استقرار حکومت کودتا همه دستاوردهای سیاسی نهضت ملی را یک شبه نابود ساختند و به سرکوب ملت ایران ادامه دادند، مبارزین راه آزادی و استقلال کشور را دستگیر و اعدام نمودند، روحانیت را از صحنه سیاسی حذف کردند و به تثبیت سلطه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی مشغول شدند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اولین سنگ بنای بلند دیوار بیاعتمادی میان ایران و آمریکا بود که با خیانت دولتمردان آمریکا به اعتماد ملت ایران به دست آمریکا ساخته شد و آمریکا معمار دیوار بیاعتمادی میان دو کشور گردید.
ب) بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
حاکمیت و تسلط آمریکا بر ایران با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شد. در اسناد منتشر شده توسط سازمان C.I.A و وزارت خارجه آمریکا آمده است که در فاصله زمانی (آذر تا دی ۱۳۳۱) نمایندگان دستگاه امنیتی انگلیس با نمایندگان C.I.A در شهر واشینگتن دیدار کردند تا درباره طرحهای پشت پرده و مبارزه مشترک با نهضت مردمی در ایران به بحث و تبادل نظر بپردازند.از طرف انگلستان مأمورانی به نامهای کریستوفر مونتاک، ودهاوس رئیس شعبه امنیتی انگلیس در تهران، و ساموئل فال از اعضای امنیتی انگلیس حضور داشتند؛ و از طرف آمریکا جان بروس لاک هارت نماینده سازمان جاسوسی آمریکا (S.I.S) در واشینگتن کرمیت روزولت رئیس اداره امنیت ملی (N.E.I) و جان اچ لی ویت رئیس بخش ایران و جیمز ای دارلینگ رئیس شعبه N.E.I در جلسات شرکت میکردند. موضوع مذاکرات انجام کودتا در ایران و براندازی حکومت مردمی بود.
طرح کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تحت نام تی.پی.آژاکس عنوان گردید. سرانجام سند نهایی طرح براندازی و انجام کودتا علیه ملت ایران با جزئیات و مرورهای مکرر تهیه گردید و توسط رهبران آمریکا و انگلیس به شکل زیر امضاء شد:
کودتای ۲۸ مرداد، نقطه شروع تسلط همهجانبه آمریکا بر ایران به شمار میآید. البته در موفقیت کودتا، حزب توده نیز نقش بهسزایی داشت و عناصر وابسته در مطبوعات نیز هماهنگ با رسانههای غربی در فریب افکار عمومی و ایجاد اختلاف میان جناحهای سیاسی و تبدیل اختلافهای موجود به تخاصمات جدی ایفای نقش نمودند.
۳۹۹
۱۷:۰۷