بله | کانال اعترافات | جوان عصر خمینی
عکس پروفایل اعترافات | جوان عصر خمینیا

اعترافات | جوان عصر خمینی

۱۱ عضو
عکس پروفایل اعترافات | جوان عصر خمینیا
۱۱ عضو

اعترافات | جوان عصر خمینی

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۸ | "وطن" یعنی شَرَف؛ یعنی "شهادت"... بسم الله الرحمن الرحیم undefined️وطن دوست ترین عناصرِ تاریخِ معاصرِ ایران -یعنی "علمای شیعه" و "مردم مؤمن پیرو آنها"- از اسلام و تشیّع چه درسی آموخته بودند که علاج را در وطن می‌دیدند و برای این عقیده، حاضر بودند جانِ خویش را فدا کنند؟ undefined️شاید مهم ترین آموزه‌ی اسلام، همان باشد که در آیه‌ی ۲۵ سوره‌ی انبیاء نیز منعکس شده است: • وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ - و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که هیچ "اله"یی جز من نیست؛ پس تنها مرا بپرستید. undefined️یکی از معانیِ "اله"، عبارت است از "معشوق"؛ بنابراین، آنچه که به تمام پیامبران وحی شده است، آن است که هیچ معشوقی به جز خدا نیست؛ و به همین جهت، تنها باید او را بندگی کرد. undefined️باید دقت کرد که ادعای قرآن، آن نیست که "خداوند از هر معشوقی بهتر و یا محبوب تر است"، بلکه ادعا آن است که "اساسا هیچ معشوقی به جز خداوند وجود ندارد." اما با وجود معشوق های گوناگون -همچون همسر و فرزند و مال و جاه و...- چگونه می‌توان این سخنِ قرآن را پذیرفت؟ undefined️شاید هر انسانی که عمری را سپری کرده است، چنین تجربه‌ای داشته باشد که "چیزی را آرزو می‌کند" و در پیِ آن می‌دَوَد؛ و هنگامی که پس از تلاشِ بسیار، به آن آرزو دست می‌یابد، پس از مدتی دلزده می‌شود و در موردِ آن چیزی که مدتی آرزویش را داشت و برای به دست آوردنش می‌دَوید، می‌گوید: این هم "همان" نبود که می‌خواستم. و این تجربه، بار ها و بار ها و در مورد آرزو های مختلف، تکرار می‌شود... undefined️"این هم همان نبود.‌."؛ "همان" چیست؟ این "همان"، همان "تنها" معشوقی است که انسان مشتاق دیدارِ اوست و او را با آئینه هایی که نورِ او را به قدرِ ظرفِ کوچک خود بازتاب می‌دهند، دائما اشتباه می‌گیرد و عمر خود را در پیِ آن آئینه ها -همچون مال و جاه و...- می‌دَود؛ آئینه هایی "تمام شدنی"، که روزی عمرشان به سر می‌آید و عاقبت، باید آنها را ترک گفت. undefined️آری! مهم ترین آموزه‌ی اسلام، عشق به خدای "تمام نشدنی" است؛ عشقی که "ترس از مرگ" را می‌میراند و "شوقِ شهادت" را در قلب انسان، متولد می‌کند. undefined️شوقِ شهادت، همان چیزی است که "هزینه های ایستادگی در برابر سلطه‌گران" را به صِفر می‌رساند و "استقلال‌طلبی" را -با تمام هزینه هایش- ممکن می‌سازد و به قول آن خواننده‌ی قدیمی، باورِ "وطن یعنی شرف؛ یعنی شهادت."(۱) را متولد می‌کند. undefined️همان‌طور که "رئیس‌علی دلواری"، در نامه‌اش به "آیت الله شیخ محمد حسین مجتهد" -که فتوای جهاد با اشغالگران انگلیسی را داده بود- می‌نویسد: • "قربانت گردم! درجه‌ی بهشت پیدا کردن و شربتِ "شهادت" را داوطلبانه خواستن، باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت... کسی که حکم سخت از علماء دیده باشد و حکم امام باشد و جنگ نکند، بهانه‌ی آن چیست؟" undefined️حاصل آنکه: "عشق به خدا و شهادت‌طلبی"، تنها یکی از آموزه هایی است که "وطن دوست ترین" جریانِ تاریخِ معاصرِ ایران را تربیت کرده است. undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefinedپی‌نوشت_ ۱_ اشاره به آهنگ "وطن" از علیرضا عصّار undefined اعترافات: @eterafat_ir
undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۹ | توحید و هویتِ ملّی ایرانیان
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️اساسی ترین آموزه‌ی اسلام، "توحید" است؛ همان آموزه‌ای که مانند خون، در تمام آموزه های اسلام، جاری است. این آموزه‌ی اساسی:• "هدفی" نو برای زندگی انسان ترسیم می‌کند: ملاقاتِ خدای بی‌نهایت(ر.ک: یادداشت قبلی)• و "شاه‌راه" رسیدنِ به آن هدف را نیز، معرفی می‌نماید: عبودیت
undefined️اما "عبودیت" چیست؟ آن‌طور که قرآن ترسیم می‌کند، عبودیت یک سکه‌ی دو روست که یک روی آن "نه" و روی دیگر آن "آری" است:• "نه" به اطاعت و بندگیِ غیر خدا• و "آری" به اطاعت و بندگیِ خدا
undefined️این سکه‌ی دو رو، همان حقیقتی است که مسلمانان، دست کم ۱۰ بار در روز، در پیشگاه خداوند اعتراف می‌کنند:إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (آیه‌ی ۵ حمد) - "فقط" تو را می‌پرستیم؛ و "فقط" از تو یاری می‌جوییم.
undefined️توحید -با چنین محتوایی- یک بازتابِ مشخص و نام‌آشنا در حیاتِ اجتماعی دارد: "استقلال". توضیح آنکه: نخستین لازمه‌ی پایبندیِ یک جامعه به توحید، آن است که "سلطه‌ی" هیچ قدرتِ غیر خدایی را -که همان اطاعت و بندگیِ آن قدرت است- نپذیرد. این بدان معناست که باور به توحید، با "سلطه‌پذیری" جمع نمی‌شود‌.
undefined️رازِ حسّاسیتِ عالمان شیعه و مردمان مؤمنِ پیرو آنها بر روی "قرارداد های استعماری" و یا "اشغال کشور توسط بیگانگان" را، باید در همین آموزه‌ی بنیادین اسلام جستجو کرد.(ر.ک: یادداشتِ "مردم! علاج در وطن است.")
undefined️اما اگر جامعه‌ای اراده کرده باشد که مستقل بماند و زیر بار سلطه‌گران نرود، باور به توحید و یا عدمِ باور به آن، چه تفاوتی در آن جامعه ایجاد خواهد کرد؟ قسمتِ جالبِ ماجرا همین جاست!
undefined️باور به توحید، "هویتی" برای جامعه می‌سازد، که در آن:undefined "استقلال" یک حقیقتِ "مقدّس" است؛ آن قدر مقدّس، که ارزشِ "جان دادن" دارد. و اینجاست که "شهادت"، با آرمانی همچون "استقلال و عزّتِ وطن"، هم آغوش می‌شود؛ و شاید ایستادگیِ بی‌مهابا در مقابل اشغال‌گرانِ وطن، آن طور که در زندگانیِ "رئیس‌علی دلواری ها" نمایان است، نمونه‌ای از این هم آغوشی باشد.(ر.ک: یادداشت قبلی)undefined تفاوت های گوناگونِ قومی و دینی، در ذیل "آرمان های مقدسِ ملّی"، قابل جمع هستند؛ چرا که اساسی ترین لوازمِ عملی توحید -همچون استقلال، آزادی و...- از قضا جزء فطری ترین و انسانی ترین خواسته های هر انسان، صرف نظر از قوم و نژاد و مذهب او می‌باشند؛ و در همین نقطه است که "هویت ملّی" مسلمانان، با "هویتِ دینی" آنها به یگانگی می‌رسد.
undefined️این گونه است که اسلام، "هویت ملّی" ایرانیان را آبیاری کرده و درختی تنومند از آن ساخته است. همچنین، اسلام آموزه های دیگری نیز دارد که مرزِ میانِ "وطن‌دوستی و استقلال‌طلبی" را با "ملّی گراییِ افراطی" مشخص می‌کنند...
undefined ان‌شاءالله ادامه دارد...
undefined جوانِ عصر خمینی
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۱۹:۵۷