بله | کانال اعترافات | جوان عصر خمینی
عکس پروفایل اعترافات | جوان عصر خمینیا

اعترافات | جوان عصر خمینی

۱۱ عضو
undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۱ | یا جنگ یا ذلّت!
بسم الله الرحمن الرحیم
undefinedچرا آمریکا به ما حمله کرد؟ شاید اولین تلاش برای پاسخ به چنین سوالی، پاسخی از این جنس باشد که: کشور ها برای حفظ منافع‌شان می‌جنگند.
undefinedاین پاسخ، در نگاه اول قابل قبول به نظر می‌رسد؛ البته به شرطی که بتوان برای پرسش هایی که از دلِ آن می‌جوشد نیز، پاسخی قابل قبول یافت:- ایران، چه منفعتی از منافع آمریکا را به خطر انداخته بود که باید به او حمله می‌شد؟- اساسا منافع آمریکا -که کشوری واقع در آن سوی دنیاست- چه ارتباطی به ایران و منطقه‌ی جنوب غرب آسیا دارد؟
undefinedرجوع به "سیاست های کلانِ" حاکم بر آمریکا، می‌تواند پرسش های پیش‌گفته را پاسخ دهد:• برژینسکی (استراتژیست معروف آمریکایی) معتقد بود که هیچ قدرتی نباید اجازه داشته باشد بر "اوراسیا" مسلط شود و از این راه، "اوّلیت آمریکا در جهان" را به چالش بکشاند.(۱)• کارتِر (رئیس جمهور اسبق آمریکا) در دکترین خود اعلام کرد: هر تلاشی توسط هر نیرویی برای تسلط بر منطقه‌ی خلیج فارس، به عنوان حمله به منافع حیاتی آمریکا تلقی خواهد شد.(۲)• چَس فریمن (دیپلمات و تحلیل‌گر با سابقه‌ی آمریکایی)، "جلوگیری از حضور دیگران در منطقه‌ی غرب آسیا" را یکی از اهداف راهبردی آمریکا در این منطقه می‌دانست.(۳)• و نمونه های دیگری که ذکر آنها به طول می‌انجامد...
undefined"سیاست‌های رسمی و اعلام شده"ی آمریکا نشان می‌دهند که این کشور، حقیقتا برای حفظ منافع ملی خود به ایران حمله کرد؛ اما این منافع، محدود به "حفظ امنیت و افزایش رفاه مردم آمریکا" نمی‌شوند؛ بلکه منافع ملی آمریکا، عبارتند از "سلطه‌ی حداکثری بر تمام جهان"؛ و منطقه‌ی جنوب غرب آسیا، یکی از کلید های این سلطه‌گری است.
undefinedرئیس جمهورِ فعلی آمریکا نیز با اقدامات خود (همچون دزدیدن رئیس جمهور ونزوئلا) و نیز با سخنان خود (همچون اعتراف به اینکه برای تصاحب نفت به ایران حمله کرده است)، سیاست های رسمیِ سلط‌گرانه‌ی آمریکا را بدون پوشش هایی همچون "دموکراسی"، "حقوق بشر"، "آزادسازی ملت ها" و... به نمایش گذاشته است.
undefinedدنیای امروز -یعنی دنیایی که در آن، پدیده‌ی تلخی به نام "آمریکا" وجود دارد- همان دنیایی است که امامِ شهید انقلاب، آن را "نظام سلطه" می‌دانست:یکی از بلاهای بزرگ امروزِ دنیا که هنوز تمام نشده و ان‌شاءالله تمام خواهد شد، نظام سلطه است. نظام سلطه یعنی دنیا تقسیم بشود به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ یک عدّه‌ای حتماً بایستی قدرتمندانه بر همه‌ی دنیا حکمرانی کنند، کشورهای دیگری هم بایستی زیر پوشش‌های مختلف از اینها اطاعت کنند؛ این نظام سلطه است.(سخنرانی ۲۷ مهر ۱۴۰۱)
undefinedو نیز، همان دنیایی است که قرآن کریم، آن را -مختصر و مفید- به تصویر کشیده است:إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ (آیه‌ی ۴ قصص) - فرعون در زمین برتری‌جویی کرد و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود؛ [بدین صورت که] گروهی را به زَبونی می‌کشاند...
undefinedدر چنین دنیایی، نمی‌توان از میانِ "دوستی"، "بی‌طرفی" و یا "دشمنی" با سلطه‌گر، یک گزینه را برگزید؛ چرا که خاصیت سلطه‌گری آن است که دوستی را به "زیر دستی" تفسیر کند و دشمنی و بی‌طرفی را، یک‌کاسه "دشمنیِ وجودی" بداند.
undefinedدر دنیای امروز، هر کشوری که نتواند مانند آمریکا سلطه‌گر باشد، باید از میان دو گزینه، به ناچار یکی را انتخاب کند:- زیر دست و تحت سلطه‌ی آمریکا باشد.- "مستقل" باشد و به ناچار، در مقابل دشمنیِ آمریکا "مقاومت" کند.
undefinedاز این روست که اصلِ وجود ایران -به عنوان کشوری که می‌خواهد تحت سلطه‌ی آمریکا نباشد- یک "اعلام جنگ" بر علیه منافع آمریکاست؛ و انتخاب ملت ایران آن بوده است که مستقل بمانند، اما این جنگ بزرگ را با جان و دل بپذیرند:أَلاَ وَ إِنَّ اَلدَّعِيَّ اِبْنَ اَلدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اِثْنَتَيْنِ اَلسِّلَّةِ وَ اَلذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ(۴) - خوانده‌شده و فرزندِ خوانده‌شده(۵) مرا بین دو چیز قرار داده است: شمشیر و خواری و ما هرگز خواری را نمی‌پذیریم.
undefinedپیوست:- فایل چاپی (برای توزیع در تجمعات)
undefined جوانِ عصر خمینی
undefinedپی‌نوشت ها_____۱_ کتاب جنگ سرد ایران و آمریکا، نوشته‌ی سام مهدی ترابی و محمدعلی رنجبر، ص۳۹۲_ همان، ص۶۵۳_ همان، ص۷۲۴_ بر اساس منابع تاریخی، امام حسین(علیه‌السلام) این عبارت را در پاسخ به ابن‌زیاد که او را بین تسلیم شدن یا جنگیدن مخیر کرده بود گفته است.(به نقل از ویکی‌شیعه)۵_ کنایه از کسی که در نَسَبَش حرف و حدیث وجود دارد.(به نقل از همان)
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۱۴

undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۲ | چرا "اصفهان" همان "طبس" است؟
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️الحمدلله، دو بالگرد و یک هواپیمای ترابری نظامی آمریکا -که برای نجات خلبانِ جنگنده‌ی سقوط کرده، وارد ایران شده بودند- در جنوب اصفهان مورد هدف قرار گرفتند و منهدم شدند.(منبع)
undefined️ماجرای سقوط این دو بالگرد و آن یک هواپیما، "در نگاه اول"، با ماجرای طبس(۱)، یک شباهت دارد و یک تفاوت:• شباهت این دو واقعه، در سقوط بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی است.• تفاوت آنها نیز، در این است که چه چیزی باعث آن سقوط شد؟ "نگاه اول" می‌گوید: در طبس، طوفانِ شِن و در اصفهان، موشک های پدافندِ نیرو های مسلح، هواپیما ها و بالگرد ها را به سقوط کشاندند.
undefined️اما اگر با "نگاهِ واقع‌بینانه" بنگریم، تفاوتِ این دو واقعه نیز، در حقیقت شباهتِ آن دو است! چگونه؟! این چه "واقع‌بینی"‌ای است که تفاوت طوفان شن با موشک پدافند را -که واقعیتی انکار نشدنی است- شباهت می‌داند؟!
undefined️"واقع‌بینی"، همان چیزی است که نمی‌گذارد از برچسبِ لبخندی که بر صورتی محزون و دلگیر زده شده است، شادی بفهمیم؛ آری! "واقع‌بینی" یعنی عبور از ظاهر، و نظر انداختن به "حقیقت"؛ حقیقتی که پشت پرده می‌ماند و در ظاهر، خودش را نشان نمی‌دهد، اما هست!
undefined️حقیقت چیست؟ قرآن، پرده بر می‌دارد:ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (آیه‌ی ۳۰ لقمان) - اینها همه دلیل بر آن است که خداوند، همان "حقیقت" است؛ و آنچه غیر از او می‌خوانند، باطل است. و خداوند، بلند مقام و بزرگ مرتبه است!
undefined️آری! حقیقتِ پشت پرده، همان خداست که "شن های طبس" و "موشک های پدافند"، دو جلوه از دستِ قدرت اویند. از این روست که قرآن، چه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، تیر را پرتاب کنند(۲) و چه ابابیل، سجیل را(۳)، در هم کوبیدنِ دشمن را به خداوند نسبت می‌دهد.
undefined️حال اگر بخواهیم واقع‌بینانه بجنگیم، نباید با این پیروزیِ بزرگ (انهدام تجهیزاتِ دشمن در جنوب اصفهان)، ندایِ "لن نغلب الیوم - امروز، هرگز شکست نخواهیم خورد!"(۴) سَر دهیم؛ چرا که برای حضرتِ حقیقت (جل جلاله)، نه "تعدادِ کم مسلمانان در بدر" دلیلی بر شکست است، و نه "تعدادِ زیاد آنها در حنین" دلیلی بر پیروزی. و الحمدلله این نگاه، به خوبی در نیرو های مسلح ما وجود دارد.
undefinedپیشنهادِ مطالعه:- یادداشتِ "اِذ رَمَیت!" از استاد قنبریان- یادداشتِ "ترامپ در کدام دریا غرق می‌شود؟"
undefined جوانِ عصر خمینی
undefinedپی‌نوشت ها_____۱_ پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی، آمریکا قصد یک عملیات نظامی -با نام "پنجه‌ی عقاب"- در ایران داشت که با گرفتار شدنِ بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی در طوفانِ شِن صحرای طبس و نیز برخورد بعضی از آنها به یکدیگر، این عملیات با شکست مواجه شد. (بیشتر بخوانید)۲_ اشاره به آیه‌ی ۱۷ انفال:وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ - هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد.۳_ اشاره به آیات ۳ و ۴ فیل:وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ؛ تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ - و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرار می‌دادند.۴_ در جنگ حنین، تعداد سپاه مسلمانان بسیار زیاد (حدود ۱۲ هزار نفر) بود و همین تعداد زیاد، موجب مغرور شدن برخی از آنها شد؛ به طوری که می‌گفتند: لن نغلب الیوم ابدا‌.(تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳۷) آیه‌ی ۲۵ توبه، در این زمینه خواندنی است:لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ - بی تردید خدا شما را در جبهه های زیاد و عرصه های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۰:۱۴

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۲ | چرا "اصفهان" همان "طبس" است؟ بسم الله الرحمن الرحیم undefined️الحمدلله، دو بالگرد و یک هواپیمای ترابری نظامی آمریکا -که برای نجات خلبانِ جنگنده‌ی سقوط کرده، وارد ایران شده بودند- در جنوب اصفهان مورد هدف قرار گرفتند و منهدم شدند.(منبع) undefined️ماجرای سقوط این دو بالگرد و آن یک هواپیما، "در نگاه اول"، با ماجرای طبس(۱)، یک شباهت دارد و یک تفاوت: • شباهت این دو واقعه، در سقوط بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی است. • تفاوت آنها نیز، در این است که چه چیزی باعث آن سقوط شد؟ "نگاه اول" می‌گوید: در طبس، طوفانِ شِن و در اصفهان، موشک های پدافندِ نیرو های مسلح، هواپیما ها و بالگرد ها را به سقوط کشاندند. undefined️اما اگر با "نگاهِ واقع‌بینانه" بنگریم، تفاوتِ این دو واقعه نیز، در حقیقت شباهتِ آن دو است! چگونه؟! این چه "واقع‌بینی"‌ای است که تفاوت طوفان شن با موشک پدافند را -که واقعیتی انکار نشدنی است- شباهت می‌داند؟! undefined️"واقع‌بینی"، همان چیزی است که نمی‌گذارد از برچسبِ لبخندی که بر صورتی محزون و دلگیر زده شده است، شادی بفهمیم؛ آری! "واقع‌بینی" یعنی عبور از ظاهر، و نظر انداختن به "حقیقت"؛ حقیقتی که پشت پرده می‌ماند و در ظاهر، خودش را نشان نمی‌دهد، اما هست! undefined️حقیقت چیست؟ قرآن، پرده بر می‌دارد: • ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (آیه‌ی ۳۰ لقمان) - اینها همه دلیل بر آن است که خداوند، همان "حقیقت" است؛ و آنچه غیر از او می‌خوانند، باطل است. و خداوند، بلند مقام و بزرگ مرتبه است! undefined️آری! حقیقتِ پشت پرده، همان خداست که "شن های طبس" و "موشک های پدافند"، دو جلوه از دستِ قدرت اویند. از این روست که قرآن، چه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، تیر را پرتاب کنند(۲) و چه ابابیل، سجیل را(۳)، در هم کوبیدنِ دشمن را به خداوند نسبت می‌دهد. undefined️حال اگر بخواهیم واقع‌بینانه بجنگیم، نباید با این پیروزیِ بزرگ (انهدام تجهیزاتِ دشمن در جنوب اصفهان)، ندایِ "لن نغلب الیوم - امروز، هرگز شکست نخواهیم خورد!"(۴) سَر دهیم؛ چرا که برای حضرتِ حقیقت (جل جلاله)، نه "تعدادِ کم مسلمانان در بدر" دلیلی بر شکست است، و نه "تعدادِ زیاد آنها در حنین" دلیلی بر پیروزی. و الحمدلله این نگاه، به خوبی در نیرو های مسلح ما وجود دارد. undefinedپیشنهادِ مطالعه: - یادداشتِ "اِذ رَمَیت!" از استاد قنبریان - یادداشتِ "ترامپ در کدام دریا غرق می‌شود؟" undefined جوانِ عصر خمینی undefinedپی‌نوشت ها_ ۱_ پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی، آمریکا قصد یک عملیات نظامی -با نام "پنجه‌ی عقاب"- در ایران داشت که با گرفتار شدنِ بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی در طوفانِ شِن صحرای طبس و نیز برخورد بعضی از آنها به یکدیگر، این عملیات با شکست مواجه شد. (بیشتر بخوانید) ۲_ اشاره به آیه‌ی ۱۷ انفال: • وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ - هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد. ۳_ اشاره به آیات ۳ و ۴ فیل: • وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ؛ تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ - و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرار می‌دادند. ۴_ در جنگ حنین، تعداد سپاه مسلمانان بسیار زیاد (حدود ۱۲ هزار نفر) بود و همین تعداد زیاد، موجب مغرور شدن برخی از آنها شد؛ به طوری که می‌گفتند: لن نغلب الیوم ابدا‌.(تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳۷) آیه‌ی ۲۵ توبه، در این زمینه خواندنی است: • لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ - بی تردید خدا شما را در جبهه های زیاد و عرصه های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید. undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 042.mp3

۰۶:۵۰-۴.۷ مگابایت

۲۰:۳۱

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۲ | چرا "اصفهان" همان "طبس" است؟ بسم الله الرحمن الرحیم undefined️الحمدلله، دو بالگرد و یک هواپیمای ترابری نظامی آمریکا -که برای نجات خلبانِ جنگنده‌ی سقوط کرده، وارد ایران شده بودند- در جنوب اصفهان مورد هدف قرار گرفتند و منهدم شدند.(منبع) undefined️ماجرای سقوط این دو بالگرد و آن یک هواپیما، "در نگاه اول"، با ماجرای طبس(۱)، یک شباهت دارد و یک تفاوت: • شباهت این دو واقعه، در سقوط بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی است. • تفاوت آنها نیز، در این است که چه چیزی باعث آن سقوط شد؟ "نگاه اول" می‌گوید: در طبس، طوفانِ شِن و در اصفهان، موشک های پدافندِ نیرو های مسلح، هواپیما ها و بالگرد ها را به سقوط کشاندند. undefined️اما اگر با "نگاهِ واقع‌بینانه" بنگریم، تفاوتِ این دو واقعه نیز، در حقیقت شباهتِ آن دو است! چگونه؟! این چه "واقع‌بینی"‌ای است که تفاوت طوفان شن با موشک پدافند را -که واقعیتی انکار نشدنی است- شباهت می‌داند؟! undefined️"واقع‌بینی"، همان چیزی است که نمی‌گذارد از برچسبِ لبخندی که بر صورتی محزون و دلگیر زده شده است، شادی بفهمیم؛ آری! "واقع‌بینی" یعنی عبور از ظاهر، و نظر انداختن به "حقیقت"؛ حقیقتی که پشت پرده می‌ماند و در ظاهر، خودش را نشان نمی‌دهد، اما هست! undefined️حقیقت چیست؟ قرآن، پرده بر می‌دارد: • ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (آیه‌ی ۳۰ لقمان) - اینها همه دلیل بر آن است که خداوند، همان "حقیقت" است؛ و آنچه غیر از او می‌خوانند، باطل است. و خداوند، بلند مقام و بزرگ مرتبه است! undefined️آری! حقیقتِ پشت پرده، همان خداست که "شن های طبس" و "موشک های پدافند"، دو جلوه از دستِ قدرت اویند. از این روست که قرآن، چه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، تیر را پرتاب کنند(۲) و چه ابابیل، سجیل را(۳)، در هم کوبیدنِ دشمن را به خداوند نسبت می‌دهد. undefined️حال اگر بخواهیم واقع‌بینانه بجنگیم، نباید با این پیروزیِ بزرگ (انهدام تجهیزاتِ دشمن در جنوب اصفهان)، ندایِ "لن نغلب الیوم - امروز، هرگز شکست نخواهیم خورد!"(۴) سَر دهیم؛ چرا که برای حضرتِ حقیقت (جل جلاله)، نه "تعدادِ کم مسلمانان در بدر" دلیلی بر شکست است، و نه "تعدادِ زیاد آنها در حنین" دلیلی بر پیروزی. و الحمدلله این نگاه، به خوبی در نیرو های مسلح ما وجود دارد. undefinedپیشنهادِ مطالعه: - یادداشتِ "اِذ رَمَیت!" از استاد قنبریان - یادداشتِ "ترامپ در کدام دریا غرق می‌شود؟" undefined جوانِ عصر خمینی undefinedپی‌نوشت ها_ ۱_ پس از تسخیر لانه‌ی جاسوسی، آمریکا قصد یک عملیات نظامی -با نام "پنجه‌ی عقاب"- در ایران داشت که با گرفتار شدنِ بالگرد ها و هواپیما های آمریکایی در طوفانِ شِن صحرای طبس و نیز برخورد بعضی از آنها به یکدیگر، این عملیات با شکست مواجه شد. (بیشتر بخوانید) ۲_ اشاره به آیه‌ی ۱۷ انفال: • وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ - هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد. ۳_ اشاره به آیات ۳ و ۴ فیل: • وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ؛ تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ - و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرار می‌دادند. ۴_ در جنگ حنین، تعداد سپاه مسلمانان بسیار زیاد (حدود ۱۲ هزار نفر) بود و همین تعداد زیاد، موجب مغرور شدن برخی از آنها شد؛ به طوری که می‌گفتند: لن نغلب الیوم ابدا‌.(تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳۷) آیه‌ی ۲۵ توبه، در این زمینه خواندنی است: • لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ - بی تردید خدا شما را در جبهه های زیاد و عرصه های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید. undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 042.mp3

۰۶:۵۰-۴.۷ مگابایت
undefined اصفهان همان طبس است!
undefinedمسلمانان در جنگ بدر تعداد کمتری داشتند، اما پیروز شدند؛ ولی در جنگ حنین که تعدادشان بسیار زیاد بود، تا مرز شکست رفتند!
undefinedهمان خدایی که با شِن های طبس، هواگرد های دشمن را سرنگون کرد، هواگرد های دشمن را در جنوب اصفهان سرنگون کرد.
undefinedاراده هایمان را به میدان می‌آوریم، تا خداوند به میدان بیاید و پیروزی نهایی را رقم بزند؛ ان‌شاءالله...
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۰:۳۱

undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۳ | جهنّمِ "سلطه پذیری"
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️در دنیایی که "سلطه‌گر" نفس می‌کشد، تنها دو گزینه در مقابل هر جامعه قرار دارد:- یا "آقاییِ سطله‌گر را بپذیرد" و قیدِ "استقلال" را بزند؛- یا با انتخابِ استقلال، "با سلطه‌گر اعلان جنگ کند."(ر.ک: یادداشتِ "یا جنگ یا ذلّت!")
undefined️اما چه عیب دارد اگر جامعه‌ای، سلطه پذیر باشد؟ آیا عاقلانه نیست که با صرف نظر کردن از استقلال، آتش دشمنیِ سلطه‌گر را زیر خاکستر نگه داریم و با کنار گذاشتنِ آرزویِ "قدرتمند شدن"، در سایه‌ی "آقاییِ سلطه‌گر"، زندگیِ آرامی داشته باشیم؟
undefined️برای یافتنِ پاسخ این سوال، بد نیست به تجربه‌ی جوامعی که "این راهِ طی شده" را پیش‌تر از ما رفته اند، نگاهی بیَندازیم:• کشوری را می‌شناسم که آقاییِ آمریکا را پذیرفت و اجازه داد در خاکش پایگاه نظامی بزنند؛ و تا کنون، یکی از شایع ترین جرایم آن کشور، "تجاوز و کشتارِ زنان، توسط سربازان و پیمان‌کاران آمریکایی" بوده است.(بیشتر بخوانید.)• کشوری را می‌شناسم که با گرمی از پایگاه های نظامی آمریکا استقبال کرد و هر آنچه می‌توانست، نفت و ثروتش را به پای آمریکا ریخت، اما عاقبت توسط همان آمریکا، "گاو شیردِه" و "باسَن‌بوس" نامیده شد؛ و نیز به خاطر پایگاه های همان سلطه‌گر، خاکش را موشک باران کردند.(ر.ک: یادداشتِ "راهِ خمینی یا راهِ سعودی؟!")• و مثال های دیگری که ذکر آنها، کار را به درازا می‌کشاند...
undefined️ملت ایران نیز، "نَرَفته‌ی این راهِ طی شده" نبود؛ و سال های سال، طعمِ سلطه‌پذیر بودن را با گوشت و پوست و استخوانش چشیده بود.(ر.ک: همان یادداشت) اما عاقبت، آتش‌فشانِ باور هایش فوران کرد و در برابر سلطه‌گر، اعلان جنگ نمود. کدام "باور ها"؟
undefined️ملّتِ ایران، "توحید" را باور داشت و توحید، به او اجازه نمی‌داد که آقاییِ هیچ‌کس، به جز خداوند را بپذیرد. ملّتِ ایران از قرآن آموخته بود که کمترین هزینه‌ی بردگی و بندگیِ هر چیز و هر کسی به جز خدا، "بیچارگی و خواریِ در همین زندگیِ دنیایی" است؛ و بیچارگیِ آخرتش را که نگو و نپرس!إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ (آیه‌ی ۱۵۲ اعراف) - بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.(ر‌.ک: یادداشتِ "ملّتِ خدا پرست!")
undefined️آری! چه خوب کردند ملّتِ ایران، که وقتی سلطه‌گرِ روزگار، آنها را بین "شمشیر" و "ذلّت" مخیّر کرد(۱)، "مرگ پیروزمندانه" را بر "زندگیِ ذلیلانه" ترجیح دادند:قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ. (خطبه‌ی ۵۱ نهج‌البلاغه) - [فرمان حضرت برای آزاد كردن آب فرات از چنگ شامیان:] شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند. اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. پس بدانيد كه مرگ، در زندگى توأم با شكست، و زندگى جاويدان، در مرگ پيروزمندانه شماست.
undefined جوانِ عصر خمینی
undefinedپی‌نوشت____۱_ أَلاَ وَ إِنَّ اَلدَّعِيَّ اِبْنَ اَلدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اِثْنَتَيْنِ اَلسِّلَّةِ وَ اَلذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ (از بیانات نقل شده از امام حسین علیه‌السلام) - خوانده‌شده و فرزندِ خوانده‌شده(کنایه از کسی که در نَسَبَش حرف و حدیث وجود دارد.) مرا بین دو چیز قرار داده است: شمشیر و خواری؛ و ما هرگز خواری را نمی‌پذیریم.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۰:۱۴

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۳ | جهنّمِ "سلطه پذیری" بسم الله الرحمن الرحیم undefined️در دنیایی که "سلطه‌گر" نفس می‌کشد، تنها دو گزینه در مقابل هر جامعه قرار دارد: - یا "آقاییِ سطله‌گر را بپذیرد" و قیدِ "استقلال" را بزند؛ - یا با انتخابِ استقلال، "با سلطه‌گر اعلان جنگ کند."(ر.ک: یادداشتِ "یا جنگ یا ذلّت!") undefined️اما چه عیب دارد اگر جامعه‌ای، سلطه پذیر باشد؟ آیا عاقلانه نیست که با صرف نظر کردن از استقلال، آتش دشمنیِ سلطه‌گر را زیر خاکستر نگه داریم و با کنار گذاشتنِ آرزویِ "قدرتمند شدن"، در سایه‌ی "آقاییِ سلطه‌گر"، زندگیِ آرامی داشته باشیم؟ undefined️برای یافتنِ پاسخ این سوال، بد نیست به تجربه‌ی جوامعی که "این راهِ طی شده" را پیش‌تر از ما رفته اند، نگاهی بیَندازیم: • کشوری را می‌شناسم که آقاییِ آمریکا را پذیرفت و اجازه داد در خاکش پایگاه نظامی بزنند؛ و تا کنون، یکی از شایع ترین جرایم آن کشور، "تجاوز و کشتارِ زنان، توسط سربازان و پیمان‌کاران آمریکایی" بوده است.(بیشتر بخوانید.) • کشوری را می‌شناسم که با گرمی از پایگاه های نظامی آمریکا استقبال کرد و هر آنچه می‌توانست، نفت و ثروتش را به پای آمریکا ریخت، اما عاقبت توسط همان آمریکا، "گاو شیردِه" و "باسَن‌بوس" نامیده شد؛ و نیز به خاطر پایگاه های همان سلطه‌گر، خاکش را موشک باران کردند.(ر.ک: یادداشتِ "راهِ خمینی یا راهِ سعودی؟!") • و مثال های دیگری که ذکر آنها، کار را به درازا می‌کشاند... undefined️ملت ایران نیز، "نَرَفته‌ی این راهِ طی شده" نبود؛ و سال های سال، طعمِ سلطه‌پذیر بودن را با گوشت و پوست و استخوانش چشیده بود.(ر.ک: همان یادداشت) اما عاقبت، آتش‌فشانِ باور هایش فوران کرد و در برابر سلطه‌گر، اعلان جنگ نمود. کدام "باور ها"؟ undefined️ملّتِ ایران، "توحید" را باور داشت و توحید، به او اجازه نمی‌داد که آقاییِ هیچ‌کس، به جز خداوند را بپذیرد. ملّتِ ایران از قرآن آموخته بود که کمترین هزینه‌ی بردگی و بندگیِ هر چیز و هر کسی به جز خدا، "بیچارگی و خواریِ در همین زندگیِ دنیایی" است؛ و بیچارگیِ آخرتش را که نگو و نپرس! • إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ (آیه‌ی ۱۵۲ اعراف) - بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم.(ر‌.ک: یادداشتِ "ملّتِ خدا پرست!") undefined️آری! چه خوب کردند ملّتِ ایران، که وقتی سلطه‌گرِ روزگار، آنها را بین "شمشیر" و "ذلّت" مخیّر کرد(۱)، "مرگ پیروزمندانه" را بر "زندگیِ ذلیلانه" ترجیح دادند: • قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ. (خطبه‌ی ۵۱ نهج‌البلاغه) - [فرمان حضرت برای آزاد كردن آب فرات از چنگ شامیان:] شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند. اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. پس بدانيد كه مرگ، در زندگى توأم با شكست، و زندگى جاويدان، در مرگ پيروزمندانه شماست. undefined جوانِ عصر خمینی undefinedپی‌نوشت__ ۱_ أَلاَ وَ إِنَّ اَلدَّعِيَّ اِبْنَ اَلدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اِثْنَتَيْنِ اَلسِّلَّةِ وَ اَلذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ (از بیانات نقل شده از امام حسین علیه‌السلام) - خوانده‌شده و فرزندِ خوانده‌شده(کنایه از کسی که در نَسَبَش حرف و حدیث وجود دارد.) مرا بین دو چیز قرار داده است: شمشیر و خواری؛ و ما هرگز خواری را نمی‌پذیریم. undefined اعترافات: @eterafat_ir

شب سوم.mp3

۰۸:۴۳-۵ مگابایت
undefined جهنّم سلطه پذیری
undefinedبهتر نیست آقاییِ سلطه‌گر را بپذیریم، اما از هزینه های درگیری با او خلاص شویم؟!
undefinedبد نیست به راه طی شده‌ی آنهایی که آقایی آمریکا را پذیرفته اند، نگاهی بیندازیم...
undefinedچه چیزی ملت ایران را این‌گونه تربیت کرده است که حاضر به پذیرش آقاییِ سلطه‌گر نیستند؟!

۲۰:۱۶

undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۴ | مرز های "دشمنی" کجاست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️"دشمنی" واقعیتی است انکار ناپذیر، که در حیات اجتماعیِ انسان وجود دارد. این پدیده‌ی انکار نشدنی، هر چقدر هم که "خوشایند نباشد"، در بسیاری از اوقات، حقیقتا "اجتناب ناپذیر" است.
undefined️اجتناب ناپذیریِ دشمنی تا آنجاست، که قرآن کریم معتقد است برای دشمنی کردن نیز باید "الگو" داشت!قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا... (بخشی از آیه‌ی ۴ ممتحنه) - برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: "ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است..."
undefined️اما دو پرسش اساسی وجود دارد:۱_ چرا "دشمنی"، اجتناب ناپذیر می‌شود؟۲_ این دشمنیِ اجتناب ناپذیر را تا کجا باید ادامه داد؟
undefined️ادامه‌ی همان آیه، "مرزِ دشمنی" را نشان می‌دهد و راهی برای پاسخِ پرسشِ دوم می‌گشاید:...وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ... - ...و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ "تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید!"...
undefined️آری! مرزِ دشمنی، "توحید" است؛ کدام توحید؟ همان توحیدی که موحِّد را از "بردگی و بندگیِ غیر خدا"، باز می‌دارد. با این وصف، تمام کسانی که حاضر نیستند تن به بردگیِ غیر خدا بدهند، در یک جبهه قرار دارند.
undefined️ملّتی را سراغ دارم، که دستِ رد بر سینه‌ی "بردگیِ آمریکا" زده است. برخی از بانوانِ این ملت، "حجابی که مطابقِ رساله‌ی عملیه باشد" ندارند، برخی دیگر از افرادِ این ملت، مذهبی و مسجدی و هیئتی نیستند و حتی برخی دیگر، بر اساس شریعتی غیر از شریعتِ اسلام زندگی می‌کنند؛ اما همگی در یک جبهه اند. چرا؟ چون پای "توحید" ایستاده اند.(ر.ک: یادداشتِ "ملّتِ خداپرست!")
undefined️این "ملّتِ افسانه‌ای"، امروز شاید بیشتر از روزهای دیگر، تمرین می‌کنند که ضعف های یکدگیر را، مرزِ دشمنی قرار ندهند و جملگی، روی "مرزِ واقعیِ دشمنی" تمرکز کنند؛ همان‌طور که پیشوای‌ شهیدشان، بار ها این نکته را متذکر شده بود:بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند... خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. (بیانات ۱۹ مهر ۱۳۹۱)
undefined️اما دلیلِ "اجتناب ناپذیر بودنِ دشمنی" چیست؟ شاید پاسخ را در یک کلمه بتوان خلاصه کرد: "سیری ناپذیری"؛ سیری ناپذیریِ سلطه‌گرانی که تا "بَله‌قربان‌گوی محضِ" آنها نشوی، از زندگیِ خویش راضی نمی‌شوند!وَ لَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بخشی از آیه‌ی ۱۲۰ بقره) - هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.(ر.ک: یادداشت های "یا جنگ یا ذلت!" و "جهنّم سلطه پذیری")
undefined جوانِ عصر خمینی
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۱۹:۵۸

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۴ | مرز های "دشمنی" کجاست؟ بسم الله الرحمن الرحیم undefined️"دشمنی" واقعیتی است انکار ناپذیر، که در حیات اجتماعیِ انسان وجود دارد. این پدیده‌ی انکار نشدنی، هر چقدر هم که "خوشایند نباشد"، در بسیاری از اوقات، حقیقتا "اجتناب ناپذیر" است. undefined️اجتناب ناپذیریِ دشمنی تا آنجاست، که قرآن کریم معتقد است برای دشمنی کردن نیز باید "الگو" داشت! • قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا... (بخشی از آیه‌ی ۴ ممتحنه) - برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: "ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است..." undefined️اما دو پرسش اساسی وجود دارد: ۱_ چرا "دشمنی"، اجتناب ناپذیر می‌شود؟ ۲_ این دشمنیِ اجتناب ناپذیر را تا کجا باید ادامه داد؟ undefined️ادامه‌ی همان آیه، "مرزِ دشمنی" را نشان می‌دهد و راهی برای پاسخِ پرسشِ دوم می‌گشاید: • ...وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ... - ...و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ "تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید!"... undefined️آری! مرزِ دشمنی، "توحید" است؛ کدام توحید؟ همان توحیدی که موحِّد را از "بردگی و بندگیِ غیر خدا"، باز می‌دارد. با این وصف، تمام کسانی که حاضر نیستند تن به بردگیِ غیر خدا بدهند، در یک جبهه قرار دارند. undefined️ملّتی را سراغ دارم، که دستِ رد بر سینه‌ی "بردگیِ آمریکا" زده است. برخی از بانوانِ این ملت، "حجابی که مطابقِ رساله‌ی عملیه باشد" ندارند، برخی دیگر از افرادِ این ملت، مذهبی و مسجدی و هیئتی نیستند و حتی برخی دیگر، بر اساس شریعتی غیر از شریعتِ اسلام زندگی می‌کنند؛ اما همگی در یک جبهه اند. چرا؟ چون پای "توحید" ایستاده اند.(ر.ک: یادداشتِ "ملّتِ خداپرست!") undefined️این "ملّتِ افسانه‌ای"، امروز شاید بیشتر از روزهای دیگر، تمرین می‌کنند که ضعف های یکدگیر را، مرزِ دشمنی قرار ندهند و جملگی، روی "مرزِ واقعیِ دشمنی" تمرکز کنند؛ همان‌طور که پیشوای‌ شهیدشان، بار ها این نکته را متذکر شده بود: • بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند... خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. (بیانات ۱۹ مهر ۱۳۹۱) undefined️اما دلیلِ "اجتناب ناپذیر بودنِ دشمنی" چیست؟ شاید پاسخ را در یک کلمه بتوان خلاصه کرد: "سیری ناپذیری"؛ سیری ناپذیریِ سلطه‌گرانی که تا "بَله‌قربان‌گوی محضِ" آنها نشوی، از زندگیِ خویش راضی نمی‌شوند! • وَ لَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بخشی از آیه‌ی ۱۲۰ بقره) - هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.(ر.ک: یادداشت های "یا جنگ یا ذلت!" و "جهنّم سلطه پذیری") undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir

شب چهارم.mp3

۰۶:۵۷-۳.۹۸ مگابایت
undefined مرزِ واقعیِ دشمنی
undefined"خودی" و "غیر خودی" کیست؟
undefinedبین خودمان و چه کسانی باید مرز دشمنی بکشیم؟
undefinedچگونه "آنها که حجاب‌شان مطابق رساله‌ی عملیه نیست" و "غیر مذهبی ها" و "غیر مسلمان ها" پای توحید ایستاده اند؟
undefined برای قضاوت بهتر، حتما توصیه می‌کنم که یادداشت "مرز های دشمنی کجاست؟" را -با پیوست هایش- بخوانید.

۲۰:۱۱

thumbnail
undefined اطلاعیه | مراسم اربعین #امامِ_شهید انقلاب
undefined پنجشنبه، ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ ه.شundefined از ساعت ۱۵undefinedاصفهان، میدان امام خمینی (ره)
undefined حضور "اراده های مردم" در میدان -که یکی از بزرگ‌ترین مصادیقش، شرکت در انواع عزاداری ها برای امامِ شهیدِ انقلاب است- آن‌چنان سلاحِ قدرتمندی است، که خداوند تأکید دارد آن را "به صورت مستقل و در کنارِ قدرتِ بی‌نهایتِ خودش" ذکر کند!هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ (آیه‌ی ۶۲ انفال) - اوست کسی که تو را "با یاری خود و به وسیله مؤمنان" نیرومند ساخت.يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (آیه‌ی ۶۴ انفال) - ای پیامبر! "خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند"، برای حمایت تو کافی است.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۳:۵۳

1_25484223878.mp3

۳۲:۰۱-۱۲.۸۳ مگابایت
undefined تحلیلی کلان از جنگ و آتش‌بس
undefined دکتر محمدعلی رنجبر
undefined این تحلیل را به تازگی گوش دادم؛ در حد فهم بنده، انصافا قوی، معقول و قابل تأمل بود.undefined به همین جهت، وظیفه دانستم که توصیه کنم اگر فرصت دارید، این تحلیل را نیز گوش دهید.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۱۲:۰۳

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۴ | مرز های "دشمنی" کجاست؟ بسم الله الرحمن الرحیم undefined️"دشمنی" واقعیتی است انکار ناپذیر، که در حیات اجتماعیِ انسان وجود دارد. این پدیده‌ی انکار نشدنی، هر چقدر هم که "خوشایند نباشد"، در بسیاری از اوقات، حقیقتا "اجتناب ناپذیر" است. undefined️اجتناب ناپذیریِ دشمنی تا آنجاست، که قرآن کریم معتقد است برای دشمنی کردن نیز باید "الگو" داشت! • قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا... (بخشی از آیه‌ی ۴ ممتحنه) - برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: "ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است..." undefined️اما دو پرسش اساسی وجود دارد: ۱_ چرا "دشمنی"، اجتناب ناپذیر می‌شود؟ ۲_ این دشمنیِ اجتناب ناپذیر را تا کجا باید ادامه داد؟ undefined️ادامه‌ی همان آیه، "مرزِ دشمنی" را نشان می‌دهد و راهی برای پاسخِ پرسشِ دوم می‌گشاید: • ...وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ... - ...و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ "تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید!"... undefined️آری! مرزِ دشمنی، "توحید" است؛ کدام توحید؟ همان توحیدی که موحِّد را از "بردگی و بندگیِ غیر خدا"، باز می‌دارد. با این وصف، تمام کسانی که حاضر نیستند تن به بردگیِ غیر خدا بدهند، در یک جبهه قرار دارند. undefined️ملّتی را سراغ دارم، که دستِ رد بر سینه‌ی "بردگیِ آمریکا" زده است. برخی از بانوانِ این ملت، "حجابی که مطابقِ رساله‌ی عملیه باشد" ندارند، برخی دیگر از افرادِ این ملت، مذهبی و مسجدی و هیئتی نیستند و حتی برخی دیگر، بر اساس شریعتی غیر از شریعتِ اسلام زندگی می‌کنند؛ اما همگی در یک جبهه اند. چرا؟ چون پای "توحید" ایستاده اند.(ر.ک: یادداشتِ "ملّتِ خداپرست!") undefined️این "ملّتِ افسانه‌ای"، امروز شاید بیشتر از روزهای دیگر، تمرین می‌کنند که ضعف های یکدگیر را، مرزِ دشمنی قرار ندهند و جملگی، روی "مرزِ واقعیِ دشمنی" تمرکز کنند؛ همان‌طور که پیشوای‌ شهیدشان، بار ها این نکته را متذکر شده بود: • بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند... خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. (بیانات ۱۹ مهر ۱۳۹۱) undefined️اما دلیلِ "اجتناب ناپذیر بودنِ دشمنی" چیست؟ شاید پاسخ را در یک کلمه بتوان خلاصه کرد: "سیری ناپذیری"؛ سیری ناپذیریِ سلطه‌گرانی که تا "بَله‌قربان‌گوی محضِ" آنها نشوی، از زندگیِ خویش راضی نمی‌شوند! • وَ لَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بخشی از آیه‌ی ۱۲۰ بقره) - هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.(ر.ک: یادداشت های "یا جنگ یا ذلت!" و "جهنّم سلطه پذیری") undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir
undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۵ | "ایران"؛ قدرتِ نوظهورِ جهانی
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️ارزیابیِ ناظرانِ بیرونی، از وضعیت امروز ایران چیست؟ ببینیم:• به گفته‌ی "نیویورک تایمز"، ایران، بعد از آمریکا و روسیه و چین، اینک ابرقدرت چهارم است. (منبع)• "گلوب‌اند‌میل" (پایگاه خبری ملی کانادا در توییتر): ایران برد؛ تقریبا تمام کشورهای دیگر باختند. (منبع)• "رابرت پیپ" (استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو): ایران تنها ظرف ۴۰ روز، به‌عنوان چهارمین قطب نوظهور قدرت جهانی قد علم کرده است. (منبع)• "محمد المختار الشنقیطی" (استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی عرب‌زبان): برنده نخست این جنگ بدون تردید ایران است‌. (منبع)• و موارد دیگری که ذکر آنها، به طول می‌انجامد...
undefined️آری! امروز، دنیا با یک "قدرتِ نوظهورِ جهانی" مواجه است:• امروز طلیعه‌ برآمدن جمهوری اسلامی به‌ عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است. (پیام رهبر انقلاب به مناسبت چهلم امامِ شهید)
undefined️اما این قدرتِ نوظهور، یک شَبه برنخاسته است؛ بلکه "ایرانی" که امروز به عنوان یک قدرتِ نوظهورِ جهانی، خود را به دنیا معرفی کرده است، ایرانی برخاسته از "انقلابِ اسلامیِ مردمِ ایران" است.
undefined️از این روست که اگر کسی می‌خواهد این قدرتِ نوظهور را بشناسد، باید "مردمِ ایران" و نیز "انقلابِ اسلامیِ آنها" را بشناسد.
undefined ان‌شاءالله ادامه دارد...
undefined جوانِ عصر خمینی
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۰۳

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۵ | "ایران"؛ قدرتِ نوظهورِ جهانی بسم الله الرحمن الرحیم undefined️ارزیابیِ ناظرانِ بیرونی، از وضعیت امروز ایران چیست؟ ببینیم: • به گفته‌ی "نیویورک تایمز"، ایران، بعد از آمریکا و روسیه و چین، اینک ابرقدرت چهارم است. (منبع) • "گلوب‌اند‌میل" (پایگاه خبری ملی کانادا در توییتر): ایران برد؛ تقریبا تمام کشورهای دیگر باختند. (منبع) • "رابرت پیپ" (استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو): ایران تنها ظرف ۴۰ روز، به‌عنوان چهارمین قطب نوظهور قدرت جهانی قد علم کرده است. (منبع) • "محمد المختار الشنقیطی" (استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی عرب‌زبان): برنده نخست این جنگ بدون تردید ایران است‌. (منبع) • و موارد دیگری که ذکر آنها، به طول می‌انجامد... undefined️آری! امروز، دنیا با یک "قدرتِ نوظهورِ جهانی" مواجه است: • امروز طلیعه‌ برآمدن جمهوری اسلامی به‌ عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است. (پیام رهبر انقلاب به مناسبت چهلم امامِ شهید) undefined️اما این قدرتِ نوظهور، یک شَبه برنخاسته است؛ بلکه "ایرانی" که امروز به عنوان یک قدرتِ نوظهورِ جهانی، خود را به دنیا معرفی کرده است، ایرانی برخاسته از "انقلابِ اسلامیِ مردمِ ایران" است. undefined️از این روست که اگر کسی می‌خواهد این قدرتِ نوظهور را بشناسد، باید "مردمِ ایران" و نیز "انقلابِ اسلامیِ آنها" را بشناسد. undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 044.mp3

۰۸:۴۱-۴.۹۷ مگابایت
undefined داستانِ ایران - قسمت ۱
undefinedناظرانِ جهانی درباره‌ی ایرانِ امروز چه می‌گویند؟
undefinedدستاورد های امروزِ ایران، مدیون چه عواملی است؟
undefined"ایرانِ امروز" یک شَبه ساخته نشده است...
undefined محتوای صوت:مطالبِ یادداشتِ "ایران؛ قدرت نوظهورِ جهانی"، به علاوه‌ی برخی نکات تکمیلی در یکی از تجمعات مردمی اصفهان ارائه شده است.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۰۵

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۵ | "ایران"؛ قدرتِ نوظهورِ جهانی بسم الله الرحمن الرحیم undefined️ارزیابیِ ناظرانِ بیرونی، از وضعیت امروز ایران چیست؟ ببینیم: • به گفته‌ی "نیویورک تایمز"، ایران، بعد از آمریکا و روسیه و چین، اینک ابرقدرت چهارم است. (منبع) • "گلوب‌اند‌میل" (پایگاه خبری ملی کانادا در توییتر): ایران برد؛ تقریبا تمام کشورهای دیگر باختند. (منبع) • "رابرت پیپ" (استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو): ایران تنها ظرف ۴۰ روز، به‌عنوان چهارمین قطب نوظهور قدرت جهانی قد علم کرده است. (منبع) • "محمد المختار الشنقیطی" (استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی عرب‌زبان): برنده نخست این جنگ بدون تردید ایران است‌. (منبع) • و موارد دیگری که ذکر آنها، به طول می‌انجامد... undefined️آری! امروز، دنیا با یک "قدرتِ نوظهورِ جهانی" مواجه است: • امروز طلیعه‌ برآمدن جمهوری اسلامی به‌ عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است. (پیام رهبر انقلاب به مناسبت چهلم امامِ شهید) undefined️اما این قدرتِ نوظهور، یک شَبه برنخاسته است؛ بلکه "ایرانی" که امروز به عنوان یک قدرتِ نوظهورِ جهانی، خود را به دنیا معرفی کرده است، ایرانی برخاسته از "انقلابِ اسلامیِ مردمِ ایران" است. undefined️از این روست که اگر کسی می‌خواهد این قدرتِ نوظهور را بشناسد، باید "مردمِ ایران" و نیز "انقلابِ اسلامیِ آنها" را بشناسد. undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir
undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۶ | دردِ "عقب‌ماندگی" و نسخه‌ی "وابستگی"
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️وقوع "انقلابِ صنعتی" در اروپا، قدرتِ فراوانی -از جمله در مسائل نظامی- برای اروپائیان تولید کرد و این فرصت را به آنان داد تا با دست برتر، به دیگر کشور ها حمله کنند و آنان را غارت نمایند.
undefined️ایرانِ عزیز نیز از ملاقاتِ با "اروپائیانِ استعمارگر"، بی‌نصیب نماند؛ ملاقاتی که "شکست های گوناگون" -مانند شکست در مقابل روسیه و جدایی بخش هایی از خاک ایران- به همراه آورد و ایرانیان را متوجهِ یک "دردِ صعب العلاج" نمود:• در میدان های گوناگونِ پیشرفت -مخصوصا پیشرفت های ابزاری (تکنولوژی)- از اروپائیان "عقب مانده" ایم!
undefined️ایرانیان، مانند هر بیماری که لاجَرَم به دنبال "علاجِ" دردِ خود خواهد دَوید، پرسشِ "چگونه باید پیشرفت کرد؟" را در مقابل خود نهادند و به دنبال پاسخِ آن، به جُنب و جوش افتادند.
undefined️یکی از نسخه هایی که برای "علاجِ" این درد پیچیده شد، "نسخه‌ی وابستگی" بود که می‌گفت:• "علاج" در اتصال به قدرت های بزرگ دنیاست.
undefined️این نسخه، در دورانِ "پهلوی" فرصت مناسبی یافت تا دیدگاه خود را با قدرت دنبال کند؛ چرا که حکومت پهلوی، پادشاهی داشت که تا حد بسیار زیادی، تحت تأثیرِ باورمندانِ به "نسخه‌ی وابستگی" -و شاید خودش یکی از این باورمندان- بود.
undefined️نسخه‌ی وابستگی چه آورده‌ای برای ایرانِ عزیز داشت؟ زمانی که بیش از یک دهه از اجرایِ جدّی این نسخه در ایران می‌گذشت، متّفقین به ایران حمله کردند و در حدود یک هفته، کشور را اشغال و پادشاه (رضا پهلوی) را از مقام خود عزل نمودند؛ و با حضور نیرو های خود در ایران، زمینه‌ی یک قطحیِ بزرگ را آفریدند که بر اساس برخی گزارش ها، تلفات میلیونی از مردم ایران گرفت.
undefined️راهی که پهلوی با اجرای "نسخه‌ی وابستگی" پیمود، مشابه همان راهی است که امروز نیز برخی از کشور های منطقه، برای پیشرفت کشورشان پیموده اند و در نهایت، القابی همچون "گاو شیر دِه" و "باسَن‌بوس" از ابرقدرتی که به او تکیه داده بودند، دریافت کرده اند.(یادداشت مرتبط)
undefined️اما دیدگاه دیگری نیز، برای علاجِ "دردِ عقب‌ماندگی" در ایران وجود داشت؛ دیدگاهی که "علاج" را در وطن می‌دانست...
undefined ان‌شاءالله ادامه دارد...
undefined جوانِ عصر خمینی
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۰۶

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۶ | دردِ "عقب‌ماندگی" و نسخه‌ی "وابستگی" بسم الله الرحمن الرحیم undefined️وقوع "انقلابِ صنعتی" در اروپا، قدرتِ فراوانی -از جمله در مسائل نظامی- برای اروپائیان تولید کرد و این فرصت را به آنان داد تا با دست برتر، به دیگر کشور ها حمله کنند و آنان را غارت نمایند. undefined️ایرانِ عزیز نیز از ملاقاتِ با "اروپائیانِ استعمارگر"، بی‌نصیب نماند؛ ملاقاتی که "شکست های گوناگون" -مانند شکست در مقابل روسیه و جدایی بخش هایی از خاک ایران- به همراه آورد و ایرانیان را متوجهِ یک "دردِ صعب العلاج" نمود: • در میدان های گوناگونِ پیشرفت -مخصوصا پیشرفت های ابزاری (تکنولوژی)- از اروپائیان "عقب مانده" ایم! undefined️ایرانیان، مانند هر بیماری که لاجَرَم به دنبال "علاجِ" دردِ خود خواهد دَوید، پرسشِ "چگونه باید پیشرفت کرد؟" را در مقابل خود نهادند و به دنبال پاسخِ آن، به جُنب و جوش افتادند. undefined️یکی از نسخه هایی که برای "علاجِ" این درد پیچیده شد، "نسخه‌ی وابستگی" بود که می‌گفت: • "علاج" در اتصال به قدرت های بزرگ دنیاست. undefined️این نسخه، در دورانِ "پهلوی" فرصت مناسبی یافت تا دیدگاه خود را با قدرت دنبال کند؛ چرا که حکومت پهلوی، پادشاهی داشت که تا حد بسیار زیادی، تحت تأثیرِ باورمندانِ به "نسخه‌ی وابستگی" -و شاید خودش یکی از این باورمندان- بود. undefined️نسخه‌ی وابستگی چه آورده‌ای برای ایرانِ عزیز داشت؟ زمانی که بیش از یک دهه از اجرایِ جدّی این نسخه در ایران می‌گذشت، متّفقین به ایران حمله کردند و در حدود یک هفته، کشور را اشغال و پادشاه (رضا پهلوی) را از مقام خود عزل نمودند؛ و با حضور نیرو های خود در ایران، زمینه‌ی یک قطحیِ بزرگ را آفریدند که بر اساس برخی گزارش ها، تلفات میلیونی از مردم ایران گرفت. undefined️راهی که پهلوی با اجرای "نسخه‌ی وابستگی" پیمود، مشابه همان راهی است که امروز نیز برخی از کشور های منطقه، برای پیشرفت کشورشان پیموده اند و در نهایت، القابی همچون "گاو شیر دِه" و "باسَن‌بوس" از ابرقدرتی که به او تکیه داده بودند، دریافت کرده اند.(یادداشت مرتبط) undefined️اما دیدگاه دیگری نیز، برای علاجِ "دردِ عقب‌ماندگی" در ایران وجود داشت؛ دیدگاهی که "علاج" را در وطن می‌دانست... undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 045_1.mp3

۰۷:۴۶-۴.۴۵ مگابایت
undefinedداستانِ ایران - قسمت ۲
undefined"انقلاب صنعتی" چگونه باعث استعمارگریِ اروپائیان شد؟
undefinedایرانیان پس از مواجهه با اروپائیان به چه فکری افتادند؟
undefined"نسخه‌ی وابستگی"، چه دستاوردی برای ایران داشت؟
undefined محتوای صوت:مطالبِ یادداشتِ "دردِ عقب‌ماندگی و نسخه‌ی وابستگی"، به علاوه‌ی برخی نکات تکمیلی در یکی از تجمعات مردمی اصفهان ارائه شده است.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۰۷

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۶ | دردِ "عقب‌ماندگی" و نسخه‌ی "وابستگی" بسم الله الرحمن الرحیم undefined️وقوع "انقلابِ صنعتی" در اروپا، قدرتِ فراوانی -از جمله در مسائل نظامی- برای اروپائیان تولید کرد و این فرصت را به آنان داد تا با دست برتر، به دیگر کشور ها حمله کنند و آنان را غارت نمایند. undefined️ایرانِ عزیز نیز از ملاقاتِ با "اروپائیانِ استعمارگر"، بی‌نصیب نماند؛ ملاقاتی که "شکست های گوناگون" -مانند شکست در مقابل روسیه و جدایی بخش هایی از خاک ایران- به همراه آورد و ایرانیان را متوجهِ یک "دردِ صعب العلاج" نمود: • در میدان های گوناگونِ پیشرفت -مخصوصا پیشرفت های ابزاری (تکنولوژی)- از اروپائیان "عقب مانده" ایم! undefined️ایرانیان، مانند هر بیماری که لاجَرَم به دنبال "علاجِ" دردِ خود خواهد دَوید، پرسشِ "چگونه باید پیشرفت کرد؟" را در مقابل خود نهادند و به دنبال پاسخِ آن، به جُنب و جوش افتادند. undefined️یکی از نسخه هایی که برای "علاجِ" این درد پیچیده شد، "نسخه‌ی وابستگی" بود که می‌گفت: • "علاج" در اتصال به قدرت های بزرگ دنیاست. undefined️این نسخه، در دورانِ "پهلوی" فرصت مناسبی یافت تا دیدگاه خود را با قدرت دنبال کند؛ چرا که حکومت پهلوی، پادشاهی داشت که تا حد بسیار زیادی، تحت تأثیرِ باورمندانِ به "نسخه‌ی وابستگی" -و شاید خودش یکی از این باورمندان- بود. undefined️نسخه‌ی وابستگی چه آورده‌ای برای ایرانِ عزیز داشت؟ زمانی که بیش از یک دهه از اجرایِ جدّی این نسخه در ایران می‌گذشت، متّفقین به ایران حمله کردند و در حدود یک هفته، کشور را اشغال و پادشاه (رضا پهلوی) را از مقام خود عزل نمودند؛ و با حضور نیرو های خود در ایران، زمینه‌ی یک قطحیِ بزرگ را آفریدند که بر اساس برخی گزارش ها، تلفات میلیونی از مردم ایران گرفت. undefined️راهی که پهلوی با اجرای "نسخه‌ی وابستگی" پیمود، مشابه همان راهی است که امروز نیز برخی از کشور های منطقه، برای پیشرفت کشورشان پیموده اند و در نهایت، القابی همچون "گاو شیر دِه" و "باسَن‌بوس" از ابرقدرتی که به او تکیه داده بودند، دریافت کرده اند.(یادداشت مرتبط) undefined️اما دیدگاه دیگری نیز، برای علاجِ "دردِ عقب‌ماندگی" در ایران وجود داشت؛ دیدگاهی که "علاج" را در وطن می‌دانست... undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir
undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۷ | مردم! "علاج" در وطن است.
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️مروری بر وقایع مهم تاریخِ معاصر ایرانِ عزیز، به خوبی مشخص می‌کند که چه کسانی "علاجِ" عقب‌ماندگی را در "وطن" می‌دیدند؛ برخی از این وقایع، از این قرارند:• قراردادِ استعماریِ ۱۹۱۹ -که تمام تشکیلاتِ مالی و نظامیِ ایران را تحت نظر انگلیس قرار می‌داد- با قیام چهره هایی همچون "آیت الله مدرس"، "آیت الله کاشانی"، "محمدتقی شیرازی(از علمای نجف)"، و "شیخ محمد خیابانی"، در نهایت لغو شد.• در دوره‌ی قاجار، آن‌گاه که کشور دچار فقر و عقب‌ماندگی شده بود، چهره‌ای همچون "آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی"، با فعالیت های اقتصادی گسترده -همچون تاسیس شرکتِ "اسلامیه"- به یاریِ اقتصادِ ایران شتافت.• وقتی قرار بود که با قراردادِ "رژی"، بخشی از بازار کشور (بازار توتون و تنباکو) به مدت ۵۰ سال و به طور کامل در اختیار انگلیس قرار بگیرد، مرجعیت شیعه، "آیت الله میرزای شیرازی" فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد و باعث لغو این قرارداد شد.• در جنگ جهانی اول و با گسترشِ بیشتر نفوذِ انگلیسی ها بر مناطق جنوبی کشور، "آیت الله سید عبدالحسین لاری" فتوای جهاد صادر کرد و در مقابل اشغالگران ایستاد.• و موارد دیگری که ذکر آنها به طول می‌انجامد...
undefined️تدبر در این وقایع، این حقیقت را روشن می‌سازد که مهم ترین عناصرِ "وطن دوست" در تاریخ معاصرِ ایران -که علاجِ درد ها را در وطن می‌دیدند و نه در وابستگی- عبارت بودند از دو گروه:- علمای اسلام و به خصوص شیعه- مردمِ مؤمنِ پیرو آنها
undefined️و در واقع "مردم"، "بازوی قدرت" علماء بوده اند برای پیش‌بردنِ نهضت ها و حرکت های "استقلال‌طلبانه" و "ضد استعماری". چه خوب گفته است دکتر شریعتی:• «من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادعا می‌کنم که در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضاء یک آخوند نجف‌رفته نیست، در حالی که در زیر همه این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ‌رفته هست. این، یک طرف قضیه. از طرف دیگر پیشاپیش هر نهضت مترقی ضداستعماری در این کشورها، همواره و بدون استثنا قیافه یک یا چند عالِم راستین اسلامی و به خصوص شیعی، وجود دارد.»(منبع)
undefined️نکته‌ی قابل توجه آن است که هر دو عنصرِ این دیدگاه (دیدگاه استقلال‌طلبانه) -یعنی "مردم" و "علماء"- در دامانِ مکتبی پرورش یافته اند که "اسلام" -به ویژه اسلامِ شیعی- نام دارد؛ و از این روست که برای شناختِ دقیق‌ترِ جریانی که "علاج" را در وطن می‌دیده است، باید این مکتب را به خوبی شناخت.
undefined ان‌شاءالله ادامه دارد...
undefined جوانِ عصر خمینی
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۰۹

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۷ | مردم! "علاج" در وطن است. بسم الله الرحمن الرحیم undefined️مروری بر وقایع مهم تاریخِ معاصر ایرانِ عزیز، به خوبی مشخص می‌کند که چه کسانی "علاجِ" عقب‌ماندگی را در "وطن" می‌دیدند؛ برخی از این وقایع، از این قرارند: • قراردادِ استعماریِ ۱۹۱۹ -که تمام تشکیلاتِ مالی و نظامیِ ایران را تحت نظر انگلیس قرار می‌داد- با قیام چهره هایی همچون "آیت الله مدرس"، "آیت الله کاشانی"، "محمدتقی شیرازی(از علمای نجف)"، و "شیخ محمد خیابانی"، در نهایت لغو شد. • در دوره‌ی قاجار، آن‌گاه که کشور دچار فقر و عقب‌ماندگی شده بود، چهره‌ای همچون "آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی"، با فعالیت های اقتصادی گسترده -همچون تاسیس شرکتِ "اسلامیه"- به یاریِ اقتصادِ ایران شتافت. • وقتی قرار بود که با قراردادِ "رژی"، بخشی از بازار کشور (بازار توتون و تنباکو) به مدت ۵۰ سال و به طور کامل در اختیار انگلیس قرار بگیرد، مرجعیت شیعه، "آیت الله میرزای شیرازی" فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد و باعث لغو این قرارداد شد. • در جنگ جهانی اول و با گسترشِ بیشتر نفوذِ انگلیسی ها بر مناطق جنوبی کشور، "آیت الله سید عبدالحسین لاری" فتوای جهاد صادر کرد و در مقابل اشغالگران ایستاد. • و موارد دیگری که ذکر آنها به طول می‌انجامد... undefined️تدبر در این وقایع، این حقیقت را روشن می‌سازد که مهم ترین عناصرِ "وطن دوست" در تاریخ معاصرِ ایران -که علاجِ درد ها را در وطن می‌دیدند و نه در وابستگی- عبارت بودند از دو گروه: - علمای اسلام و به خصوص شیعه - مردمِ مؤمنِ پیرو آنها undefined️و در واقع "مردم"، "بازوی قدرت" علماء بوده اند برای پیش‌بردنِ نهضت ها و حرکت های "استقلال‌طلبانه" و "ضد استعماری". چه خوب گفته است دکتر شریعتی: • «من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادعا می‌کنم که در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضاء یک آخوند نجف‌رفته نیست، در حالی که در زیر همه این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ‌رفته هست. این، یک طرف قضیه. از طرف دیگر پیشاپیش هر نهضت مترقی ضداستعماری در این کشورها، همواره و بدون استثنا قیافه یک یا چند عالِم راستین اسلامی و به خصوص شیعی، وجود دارد.»(منبع) undefined️نکته‌ی قابل توجه آن است که هر دو عنصرِ این دیدگاه (دیدگاه استقلال‌طلبانه) -یعنی "مردم" و "علماء"- در دامانِ مکتبی پرورش یافته اند که "اسلام" -به ویژه اسلامِ شیعی- نام دارد؛ و از این روست که برای شناختِ دقیق‌ترِ جریانی که "علاج" را در وطن می‌دیده است، باید این مکتب را به خوبی شناخت. undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 046.mp3

۰۸:۴۴-۵.۰۱ مگابایت
undefinedداستانِ ایران - قسمت ۳
undefinedکدام جریان در تاریخ معاصر ایران، واقعا علاج را در وطن می‌دیدند؟
undefinedدکتر شریعتی درباره‌ی این جریان چه می‌گوید؟
undefinedچهارمین قطب قدرت در جهان، بر اساس کدام دیدگاه ساخته شده است؟
undefined محتوای صوت:مطالبِ یادداشتِ "مردم! علاج در وطن است."، به علاوه‌ی برخی نکات تکمیلی در یکی از تجمعات مردمی اصفهان ارائه شده است.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۱:۱۳

undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۸ | "وطن" یعنی شَرَف؛ یعنی "شهادت"...
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️وطن دوست ترین عناصرِ تاریخِ معاصرِ ایران -یعنی "علمای شیعه" و "مردم مؤمن پیرو آنها"- از اسلام و تشیّع چه درسی آموخته بودند که علاج را در وطن می‌دیدند و برای این عقیده، حاضر بودند جانِ خویش را فدا کنند؟
undefined️شاید مهم ترین آموزه‌ی اسلام، همان باشد که در آیه‌ی ۲۵ سوره‌ی انبیاء نیز منعکس شده است:• وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ - و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که هیچ "اله"یی جز من نیست؛ پس تنها مرا بپرستید.
undefined️یکی از معانیِ "اله"، عبارت است از "معشوق"؛ بنابراین، آنچه که به تمام پیامبران وحی شده است، آن است که هیچ معشوقی به جز خدا نیست؛ و به همین جهت، تنها باید او را بندگی کرد.
undefined️باید دقت کرد که ادعای قرآن، آن نیست که "خداوند از هر معشوقی بهتر و یا محبوب تر است"، بلکه ادعا آن است که "اساسا هیچ معشوقی به جز خداوند وجود ندارد." اما با وجود معشوق های گوناگون -همچون همسر و فرزند و مال و جاه و...- چگونه می‌توان این سخنِ قرآن را پذیرفت؟
undefined️شاید هر انسانی که عمری را سپری کرده است، چنین تجربه‌ای داشته باشد که "چیزی را آرزو می‌کند" و در پیِ آن می‌دَوَد؛ و هنگامی که پس از تلاشِ بسیار، به آن آرزو دست می‌یابد، پس از مدتی دلزده می‌شود و در موردِ آن چیزی که مدتی آرزویش را داشت و برای به دست آوردنش می‌دَوید، می‌گوید: این هم "همان" نبود که می‌خواستم. و این تجربه، بار ها و بار ها و در مورد آرزو های مختلف، تکرار می‌شود...
undefined️"این هم همان نبود.‌."؛ "همان" چیست؟ این "همان"، همان "تنها" معشوقی است که انسان مشتاق دیدارِ اوست و او را با آئینه هایی که نورِ او را به قدرِ ظرفِ کوچک خود بازتاب می‌دهند، دائما اشتباه می‌گیرد و عمر خود را در پیِ آن آئینه ها -همچون مال و جاه و...- می‌دَود؛ آئینه هایی "تمام شدنی"، که روزی عمرشان به سر می‌آید و عاقبت، باید آنها را ترک گفت.
undefined️آری! مهم ترین آموزه‌ی اسلام، عشق به خدای "تمام نشدنی" است؛ عشقی که "ترس از مرگ" را می‌میراند و "شوقِ شهادت" را در قلب انسان، متولد می‌کند.
undefined️شوقِ شهادت، همان چیزی است که "هزینه های ایستادگی در برابر سلطه‌گران" را به صِفر می‌رساند و "استقلال‌طلبی" را -با تمام هزینه هایش- ممکن می‌سازد و به قول آن خواننده‌ی قدیمی، باورِ "وطن یعنی شرف؛ یعنی شهادت."(۱) را متولد می‌کند.
undefined️همان‌طور که "رئیس‌علی دلواری"، در نامه‌اش به "آیت الله شیخ محمد حسین مجتهد" -که فتوای جهاد با اشغالگران انگلیسی را داده بود- می‌نویسد:• "قربانت گردم! درجه‌ی بهشت پیدا کردن و شربتِ "شهادت" را داوطلبانه خواستن، باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت... کسی که حکم سخت از علماء دیده باشد و حکم امام باشد و جنگ نکند، بهانه‌ی آن چیست؟"
undefined️حاصل آنکه: "عشق به خدا و شهادت‌طلبی"، تنها یکی از آموزه هایی است که "وطن دوست ترین" جریانِ تاریخِ معاصرِ ایران را تربیت کرده است.
undefined ان‌شاءالله ادامه دارد...
undefined جوانِ عصر خمینی
undefinedپی‌نوشت_____۱_ اشاره به آهنگ "وطن" از علیرضا عصّار
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۱۵:۵۸

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۸ | "وطن" یعنی شَرَف؛ یعنی "شهادت"... بسم الله الرحمن الرحیم undefined️وطن دوست ترین عناصرِ تاریخِ معاصرِ ایران -یعنی "علمای شیعه" و "مردم مؤمن پیرو آنها"- از اسلام و تشیّع چه درسی آموخته بودند که علاج را در وطن می‌دیدند و برای این عقیده، حاضر بودند جانِ خویش را فدا کنند؟ undefined️شاید مهم ترین آموزه‌ی اسلام، همان باشد که در آیه‌ی ۲۵ سوره‌ی انبیاء نیز منعکس شده است: • وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ - و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که هیچ "اله"یی جز من نیست؛ پس تنها مرا بپرستید. undefined️یکی از معانیِ "اله"، عبارت است از "معشوق"؛ بنابراین، آنچه که به تمام پیامبران وحی شده است، آن است که هیچ معشوقی به جز خدا نیست؛ و به همین جهت، تنها باید او را بندگی کرد. undefined️باید دقت کرد که ادعای قرآن، آن نیست که "خداوند از هر معشوقی بهتر و یا محبوب تر است"، بلکه ادعا آن است که "اساسا هیچ معشوقی به جز خداوند وجود ندارد." اما با وجود معشوق های گوناگون -همچون همسر و فرزند و مال و جاه و...- چگونه می‌توان این سخنِ قرآن را پذیرفت؟ undefined️شاید هر انسانی که عمری را سپری کرده است، چنین تجربه‌ای داشته باشد که "چیزی را آرزو می‌کند" و در پیِ آن می‌دَوَد؛ و هنگامی که پس از تلاشِ بسیار، به آن آرزو دست می‌یابد، پس از مدتی دلزده می‌شود و در موردِ آن چیزی که مدتی آرزویش را داشت و برای به دست آوردنش می‌دَوید، می‌گوید: این هم "همان" نبود که می‌خواستم. و این تجربه، بار ها و بار ها و در مورد آرزو های مختلف، تکرار می‌شود... undefined️"این هم همان نبود.‌."؛ "همان" چیست؟ این "همان"، همان "تنها" معشوقی است که انسان مشتاق دیدارِ اوست و او را با آئینه هایی که نورِ او را به قدرِ ظرفِ کوچک خود بازتاب می‌دهند، دائما اشتباه می‌گیرد و عمر خود را در پیِ آن آئینه ها -همچون مال و جاه و...- می‌دَود؛ آئینه هایی "تمام شدنی"، که روزی عمرشان به سر می‌آید و عاقبت، باید آنها را ترک گفت. undefined️آری! مهم ترین آموزه‌ی اسلام، عشق به خدای "تمام نشدنی" است؛ عشقی که "ترس از مرگ" را می‌میراند و "شوقِ شهادت" را در قلب انسان، متولد می‌کند. undefined️شوقِ شهادت، همان چیزی است که "هزینه های ایستادگی در برابر سلطه‌گران" را به صِفر می‌رساند و "استقلال‌طلبی" را -با تمام هزینه هایش- ممکن می‌سازد و به قول آن خواننده‌ی قدیمی، باورِ "وطن یعنی شرف؛ یعنی شهادت."(۱) را متولد می‌کند. undefined️همان‌طور که "رئیس‌علی دلواری"، در نامه‌اش به "آیت الله شیخ محمد حسین مجتهد" -که فتوای جهاد با اشغالگران انگلیسی را داده بود- می‌نویسد: • "قربانت گردم! درجه‌ی بهشت پیدا کردن و شربتِ "شهادت" را داوطلبانه خواستن، باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت... کسی که حکم سخت از علماء دیده باشد و حکم امام باشد و جنگ نکند، بهانه‌ی آن چیست؟" undefined️حاصل آنکه: "عشق به خدا و شهادت‌طلبی"، تنها یکی از آموزه هایی است که "وطن دوست ترین" جریانِ تاریخِ معاصرِ ایران را تربیت کرده است. undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefinedپی‌نوشت_ ۱_ اشاره به آهنگ "وطن" از علیرضا عصّار undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 047.mp3

۱۰:۰۴-۵.۷۶ مگابایت
undefinedداستانِ ایران - قسمت ۴
undefinedمهم ترین آموزه‌ی اسلام چیست؟
undefinedاین آموزه، چه تأثیری در عملکرد وطن‌دوست ترین جریان تاریخ معاصر ایران گذاشته است؟
undefined محتوای صوت:مطالبِ یادداشتِ "وطن یعنی شرف؛ یعنی شهادت"، به علاوه‌ی برخی نکات تکمیلی در یکی از تجمعات مردمی اصفهان ارائه شده است.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۱۶:۲۲

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۸ | "وطن" یعنی شَرَف؛ یعنی "شهادت"... بسم الله الرحمن الرحیم undefined️وطن دوست ترین عناصرِ تاریخِ معاصرِ ایران -یعنی "علمای شیعه" و "مردم مؤمن پیرو آنها"- از اسلام و تشیّع چه درسی آموخته بودند که علاج را در وطن می‌دیدند و برای این عقیده، حاضر بودند جانِ خویش را فدا کنند؟ undefined️شاید مهم ترین آموزه‌ی اسلام، همان باشد که در آیه‌ی ۲۵ سوره‌ی انبیاء نیز منعکس شده است: • وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ - و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که هیچ "اله"یی جز من نیست؛ پس تنها مرا بپرستید. undefined️یکی از معانیِ "اله"، عبارت است از "معشوق"؛ بنابراین، آنچه که به تمام پیامبران وحی شده است، آن است که هیچ معشوقی به جز خدا نیست؛ و به همین جهت، تنها باید او را بندگی کرد. undefined️باید دقت کرد که ادعای قرآن، آن نیست که "خداوند از هر معشوقی بهتر و یا محبوب تر است"، بلکه ادعا آن است که "اساسا هیچ معشوقی به جز خداوند وجود ندارد." اما با وجود معشوق های گوناگون -همچون همسر و فرزند و مال و جاه و...- چگونه می‌توان این سخنِ قرآن را پذیرفت؟ undefined️شاید هر انسانی که عمری را سپری کرده است، چنین تجربه‌ای داشته باشد که "چیزی را آرزو می‌کند" و در پیِ آن می‌دَوَد؛ و هنگامی که پس از تلاشِ بسیار، به آن آرزو دست می‌یابد، پس از مدتی دلزده می‌شود و در موردِ آن چیزی که مدتی آرزویش را داشت و برای به دست آوردنش می‌دَوید، می‌گوید: این هم "همان" نبود که می‌خواستم. و این تجربه، بار ها و بار ها و در مورد آرزو های مختلف، تکرار می‌شود... undefined️"این هم همان نبود.‌."؛ "همان" چیست؟ این "همان"، همان "تنها" معشوقی است که انسان مشتاق دیدارِ اوست و او را با آئینه هایی که نورِ او را به قدرِ ظرفِ کوچک خود بازتاب می‌دهند، دائما اشتباه می‌گیرد و عمر خود را در پیِ آن آئینه ها -همچون مال و جاه و...- می‌دَود؛ آئینه هایی "تمام شدنی"، که روزی عمرشان به سر می‌آید و عاقبت، باید آنها را ترک گفت. undefined️آری! مهم ترین آموزه‌ی اسلام، عشق به خدای "تمام نشدنی" است؛ عشقی که "ترس از مرگ" را می‌میراند و "شوقِ شهادت" را در قلب انسان، متولد می‌کند. undefined️شوقِ شهادت، همان چیزی است که "هزینه های ایستادگی در برابر سلطه‌گران" را به صِفر می‌رساند و "استقلال‌طلبی" را -با تمام هزینه هایش- ممکن می‌سازد و به قول آن خواننده‌ی قدیمی، باورِ "وطن یعنی شرف؛ یعنی شهادت."(۱) را متولد می‌کند. undefined️همان‌طور که "رئیس‌علی دلواری"، در نامه‌اش به "آیت الله شیخ محمد حسین مجتهد" -که فتوای جهاد با اشغالگران انگلیسی را داده بود- می‌نویسد: • "قربانت گردم! درجه‌ی بهشت پیدا کردن و شربتِ "شهادت" را داوطلبانه خواستن، باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت... کسی که حکم سخت از علماء دیده باشد و حکم امام باشد و جنگ نکند، بهانه‌ی آن چیست؟" undefined️حاصل آنکه: "عشق به خدا و شهادت‌طلبی"، تنها یکی از آموزه هایی است که "وطن دوست ترین" جریانِ تاریخِ معاصرِ ایران را تربیت کرده است. undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefinedپی‌نوشت_ ۱_ اشاره به آهنگ "وطن" از علیرضا عصّار undefined اعترافات: @eterafat_ir
undefined #پرونده | دریای اراده ها(رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن)undefined شماره ۹ | توحید و هویتِ ملّی ایرانیان
بسم الله الرحمن الرحیم
undefined️اساسی ترین آموزه‌ی اسلام، "توحید" است؛ همان آموزه‌ای که مانند خون، در تمام آموزه های اسلام، جاری است. این آموزه‌ی اساسی:• "هدفی" نو برای زندگی انسان ترسیم می‌کند: ملاقاتِ خدای بی‌نهایت(ر.ک: یادداشت قبلی)• و "شاه‌راه" رسیدنِ به آن هدف را نیز، معرفی می‌نماید: عبودیت
undefined️اما "عبودیت" چیست؟ آن‌طور که قرآن ترسیم می‌کند، عبودیت یک سکه‌ی دو روست که یک روی آن "نه" و روی دیگر آن "آری" است:• "نه" به اطاعت و بندگیِ غیر خدا• و "آری" به اطاعت و بندگیِ خدا
undefined️این سکه‌ی دو رو، همان حقیقتی است که مسلمانان، دست کم ۱۰ بار در روز، در پیشگاه خداوند اعتراف می‌کنند:إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (آیه‌ی ۵ حمد) - "فقط" تو را می‌پرستیم؛ و "فقط" از تو یاری می‌جوییم.
undefined️توحید -با چنین محتوایی- یک بازتابِ مشخص و نام‌آشنا در حیاتِ اجتماعی دارد: "استقلال". توضیح آنکه: نخستین لازمه‌ی پایبندیِ یک جامعه به توحید، آن است که "سلطه‌ی" هیچ قدرتِ غیر خدایی را -که همان اطاعت و بندگیِ آن قدرت است- نپذیرد. این بدان معناست که باور به توحید، با "سلطه‌پذیری" جمع نمی‌شود‌.
undefined️رازِ حسّاسیتِ عالمان شیعه و مردمان مؤمنِ پیرو آنها بر روی "قرارداد های استعماری" و یا "اشغال کشور توسط بیگانگان" را، باید در همین آموزه‌ی بنیادین اسلام جستجو کرد.(ر.ک: یادداشتِ "مردم! علاج در وطن است.")
undefined️اما اگر جامعه‌ای اراده کرده باشد که مستقل بماند و زیر بار سلطه‌گران نرود، باور به توحید و یا عدمِ باور به آن، چه تفاوتی در آن جامعه ایجاد خواهد کرد؟ قسمتِ جالبِ ماجرا همین جاست!
undefined️باور به توحید، "هویتی" برای جامعه می‌سازد، که در آن:undefined "استقلال" یک حقیقتِ "مقدّس" است؛ آن قدر مقدّس، که ارزشِ "جان دادن" دارد. و اینجاست که "شهادت"، با آرمانی همچون "استقلال و عزّتِ وطن"، هم آغوش می‌شود؛ و شاید ایستادگیِ بی‌مهابا در مقابل اشغال‌گرانِ وطن، آن طور که در زندگانیِ "رئیس‌علی دلواری ها" نمایان است، نمونه‌ای از این هم آغوشی باشد.(ر.ک: یادداشت قبلی)undefined تفاوت های گوناگونِ قومی و دینی، در ذیل "آرمان های مقدسِ ملّی"، قابل جمع هستند؛ چرا که اساسی ترین لوازمِ عملی توحید -همچون استقلال، آزادی و...- از قضا جزء فطری ترین و انسانی ترین خواسته های هر انسان، صرف نظر از قوم و نژاد و مذهب او می‌باشند؛ و در همین نقطه است که "هویت ملّی" مسلمانان، با "هویتِ دینی" آنها به یگانگی می‌رسد.
undefined️این گونه است که اسلام، "هویت ملّی" ایرانیان را آبیاری کرده و درختی تنومند از آن ساخته است. همچنین، اسلام آموزه های دیگری نیز دارد که مرزِ میانِ "وطن‌دوستی و استقلال‌طلبی" را با "ملّی گراییِ افراطی" مشخص می‌کنند...
undefined ان‌شاءالله ادامه دارد...
undefined جوانِ عصر خمینی
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۱۹:۵۷

اعترافات | جوان عصر خمینی
undefined #پرونده | دریای اراده ها (رهیافتی به تجمعات شبانه‌ی مردم ایران و اندیشه‌ی پشتیبانِ آن) undefined شماره ۹ | توحید و هویتِ ملّی ایرانیان بسم الله الرحمن الرحیم undefined️اساسی ترین آموزه‌ی اسلام، "توحید" است؛ همان آموزه‌ای که مانند خون، در تمام آموزه های اسلام، جاری است. این آموزه‌ی اساسی: • "هدفی" نو برای زندگی انسان ترسیم می‌کند: ملاقاتِ خدای بی‌نهایت(ر.ک: یادداشت قبلی) • و "شاه‌راه" رسیدنِ به آن هدف را نیز، معرفی می‌نماید: عبودیت undefined️اما "عبودیت" چیست؟ آن‌طور که قرآن ترسیم می‌کند، عبودیت یک سکه‌ی دو روست که یک روی آن "نه" و روی دیگر آن "آری" است: • "نه" به اطاعت و بندگیِ غیر خدا • و "آری" به اطاعت و بندگیِ خدا undefined️این سکه‌ی دو رو، همان حقیقتی است که مسلمانان، دست کم ۱۰ بار در روز، در پیشگاه خداوند اعتراف می‌کنند: • إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (آیه‌ی ۵ حمد) - "فقط" تو را می‌پرستیم؛ و "فقط" از تو یاری می‌جوییم. undefined️توحید -با چنین محتوایی- یک بازتابِ مشخص و نام‌آشنا در حیاتِ اجتماعی دارد: "استقلال". توضیح آنکه: نخستین لازمه‌ی پایبندیِ یک جامعه به توحید، آن است که "سلطه‌ی" هیچ قدرتِ غیر خدایی را -که همان اطاعت و بندگیِ آن قدرت است- نپذیرد. این بدان معناست که باور به توحید، با "سلطه‌پذیری" جمع نمی‌شود‌. undefined️رازِ حسّاسیتِ عالمان شیعه و مردمان مؤمنِ پیرو آنها بر روی "قرارداد های استعماری" و یا "اشغال کشور توسط بیگانگان" را، باید در همین آموزه‌ی بنیادین اسلام جستجو کرد.(ر.ک: یادداشتِ "مردم! علاج در وطن است.") undefined️اما اگر جامعه‌ای اراده کرده باشد که مستقل بماند و زیر بار سلطه‌گران نرود، باور به توحید و یا عدمِ باور به آن، چه تفاوتی در آن جامعه ایجاد خواهد کرد؟ قسمتِ جالبِ ماجرا همین جاست! undefined️باور به توحید، "هویتی" برای جامعه می‌سازد، که در آن: undefined "استقلال" یک حقیقتِ "مقدّس" است؛ آن قدر مقدّس، که ارزشِ "جان دادن" دارد. و اینجاست که "شهادت"، با آرمانی همچون "استقلال و عزّتِ وطن"، هم آغوش می‌شود؛ و شاید ایستادگیِ بی‌مهابا در مقابل اشغال‌گرانِ وطن، آن طور که در زندگانیِ "رئیس‌علی دلواری ها" نمایان است، نمونه‌ای از این هم آغوشی باشد.(ر.ک: یادداشت قبلی) undefined تفاوت های گوناگونِ قومی و دینی، در ذیل "آرمان های مقدسِ ملّی"، قابل جمع هستند؛ چرا که اساسی ترین لوازمِ عملی توحید -همچون استقلال، آزادی و...- از قضا جزء فطری ترین و انسانی ترین خواسته های هر انسان، صرف نظر از قوم و نژاد و مذهب او می‌باشند؛ و در همین نقطه است که "هویت ملّی" مسلمانان، با "هویتِ دینی" آنها به یگانگی می‌رسد. undefined️این گونه است که اسلام، "هویت ملّی" ایرانیان را آبیاری کرده و درختی تنومند از آن ساخته است. همچنین، اسلام آموزه های دیگری نیز دارد که مرزِ میانِ "وطن‌دوستی و استقلال‌طلبی" را با "ملّی گراییِ افراطی" مشخص می‌کنند... undefined ان‌شاءالله ادامه دارد... undefined جوانِ عصر خمینی undefined اعترافات: @eterafat_ir

Voice 048.mp3

۰۷:۴۱-۴.۴ مگابایت
undefinedداستانِ ایران - قسمت ۵
undefinedاسلام هویت ملی ایرانیان را چگونه ساخته است؟
undefined محتوای صوت:مطالبِ یادداشتِ "توحید و هویت ملی ایرانیان"، به علاوه‌ی برخی نکات تکمیلی در یکی از تجمعات مردمی اصفهان ارائه شده است.
undefined اعترافات:@eterafat_ir

۲۰:۰۴