بخشی از کتاب پسرک موش کورروباه ، اسب
۱۲:۵۵
داستان جیو
شبهایی که ماه در آسمان خفته بود، جنگل تاریک میشد و سایههای بلند درختان مانند نگهبانانی خاموش، همه چیز را زیر نظر داشتند. در قلب این جنگل، دهکدهای کوچک و فراموششده قرار داشت که مردمش آن را "دهکده سایهها" مینامیدند. اینجا، افسانهها زنده بودند و هر کودک با داستانی از قهرمانی بزرگ به خواب میرفت.
تولد یک قهرمان
جیو در خانوادهای ساده و فقیر در همین دهکده به دنیا آمد. مادرش او را "فرزند شبها" مینامید زیرا گریههای او همیشه پس از غروب آفتاب شنیده میشد. او از همان کودکی با دیگران متفاوت بود. در چشمانش چیزی پنهان بود؛ ترکیبی از غم و قدرت که هیچکس قادر به درک آن نبود.
یک روز، وقتی جیو ده ساله بود، دهکده مورد حمله موجوداتی ناشناخته قرار گرفت. موجوداتی شبحگونه که در سایهها حرکت میکردند و هیچ اثری از خود باقی نمیگذاشتند جز ویرانی. مردم وحشتزده بودند و حتی شجاعترین جنگجویان دهکده نیز قادر به مقابله با این موجودات نبودند. آن شب، جیو برای اولین بار تصمیم گرفت که باید تغییر کند.
آغاز سفر
جیو که هیچ مهارتی در مبارزه نداشت، به دنبال پیرمردی به نام "کازوما" رفت. کازوما یک استاد مبارزه بود که سالها پیش به دلیل یک شکست سنگین در جنگل پنهان شده بود. او ابتدا از آموزش دادن به جیو خودداری کرد، اما زمانی که نگاه مصمم و نترس او را دید، تصمیم گرفت فرصتی به او بدهد.
تمرینات جیو به شدت سخت بود. او باید هر روز پیش از طلوع آفتاب بیدار میشد، در مسیرهای پر از خار و سنگ میدوید و با وزنهایی سنگین تمرین میکرد. اما سختترین بخش آموزش، کنترل ذهنش بود. کازوما به او میگفت: "قدرت واقعی، در سکوت ذهن و تسلط بر ترسهایت نهفته است."
کشف قدرت پنهان
در یکی از شبهای تمرین، جیو در کنار رودخانهای نشسته بود که ناگهان صدایی مرموز او را فراخواند. وقتی به دنبال صدا رفت، به غاری رسید که نور آبیرنگی از آن میدرخشید. در داخل غار، یک شمشیر قدیمی و زیبا روی سنگی قرار داشت. شمشیر به گونهای ساخته شده بود که گویی از جنس نور و سایهها است.
وقتی جیو شمشیر را لمس کرد، احساس کرد که جریانهای عجیبی در بدنش جاری میشود. این شمشیر فقط یک سلاح نبود؛ بلکه پلی میان انسان و جهان سایهها بود. کازوما که به دنبال او آمده بود، گفت: "این شمشیر منتظر تو بود. تو آخرین نگهبان دهکده سایهها هستی."
نبرد سرنوشت
با قدرت جدیدش، جیو به دهکده بازگشت و موجودات شبحگونه را به مبارزه طلبید. اما این نبرد فقط مبارزهای فیزیکی نبود. او باید بر ترسها، شکها و گذشتهاش غلبه میکرد تا بتواند پیروز شود. با هر ضربهای که میزد، شمشیر نورانی او نه تنها دشمنان را از بین میبرد، بلکه قلب مردم را نیز با امید پر میکرد.
پس از پیروزی، جیو به عنوان قهرمان دهکده شناخته شد، اما او هرگز متوقف نشد. او تصمیم گرفت به سفر خود ادامه دهد و جهان را از تهدید سایهها آزاد کند. حالا جیو دیگر نه فقط یک پسر عادی، بلکه یک افسانه بود که هر شب در داستانها و خوابها زنده میماند.
@farahonar
شبهایی که ماه در آسمان خفته بود، جنگل تاریک میشد و سایههای بلند درختان مانند نگهبانانی خاموش، همه چیز را زیر نظر داشتند. در قلب این جنگل، دهکدهای کوچک و فراموششده قرار داشت که مردمش آن را "دهکده سایهها" مینامیدند. اینجا، افسانهها زنده بودند و هر کودک با داستانی از قهرمانی بزرگ به خواب میرفت.
تولد یک قهرمان
جیو در خانوادهای ساده و فقیر در همین دهکده به دنیا آمد. مادرش او را "فرزند شبها" مینامید زیرا گریههای او همیشه پس از غروب آفتاب شنیده میشد. او از همان کودکی با دیگران متفاوت بود. در چشمانش چیزی پنهان بود؛ ترکیبی از غم و قدرت که هیچکس قادر به درک آن نبود.
یک روز، وقتی جیو ده ساله بود، دهکده مورد حمله موجوداتی ناشناخته قرار گرفت. موجوداتی شبحگونه که در سایهها حرکت میکردند و هیچ اثری از خود باقی نمیگذاشتند جز ویرانی. مردم وحشتزده بودند و حتی شجاعترین جنگجویان دهکده نیز قادر به مقابله با این موجودات نبودند. آن شب، جیو برای اولین بار تصمیم گرفت که باید تغییر کند.
آغاز سفر
جیو که هیچ مهارتی در مبارزه نداشت، به دنبال پیرمردی به نام "کازوما" رفت. کازوما یک استاد مبارزه بود که سالها پیش به دلیل یک شکست سنگین در جنگل پنهان شده بود. او ابتدا از آموزش دادن به جیو خودداری کرد، اما زمانی که نگاه مصمم و نترس او را دید، تصمیم گرفت فرصتی به او بدهد.
تمرینات جیو به شدت سخت بود. او باید هر روز پیش از طلوع آفتاب بیدار میشد، در مسیرهای پر از خار و سنگ میدوید و با وزنهایی سنگین تمرین میکرد. اما سختترین بخش آموزش، کنترل ذهنش بود. کازوما به او میگفت: "قدرت واقعی، در سکوت ذهن و تسلط بر ترسهایت نهفته است."
کشف قدرت پنهان
در یکی از شبهای تمرین، جیو در کنار رودخانهای نشسته بود که ناگهان صدایی مرموز او را فراخواند. وقتی به دنبال صدا رفت، به غاری رسید که نور آبیرنگی از آن میدرخشید. در داخل غار، یک شمشیر قدیمی و زیبا روی سنگی قرار داشت. شمشیر به گونهای ساخته شده بود که گویی از جنس نور و سایهها است.
وقتی جیو شمشیر را لمس کرد، احساس کرد که جریانهای عجیبی در بدنش جاری میشود. این شمشیر فقط یک سلاح نبود؛ بلکه پلی میان انسان و جهان سایهها بود. کازوما که به دنبال او آمده بود، گفت: "این شمشیر منتظر تو بود. تو آخرین نگهبان دهکده سایهها هستی."
نبرد سرنوشت
با قدرت جدیدش، جیو به دهکده بازگشت و موجودات شبحگونه را به مبارزه طلبید. اما این نبرد فقط مبارزهای فیزیکی نبود. او باید بر ترسها، شکها و گذشتهاش غلبه میکرد تا بتواند پیروز شود. با هر ضربهای که میزد، شمشیر نورانی او نه تنها دشمنان را از بین میبرد، بلکه قلب مردم را نیز با امید پر میکرد.
پس از پیروزی، جیو به عنوان قهرمان دهکده شناخته شد، اما او هرگز متوقف نشد. او تصمیم گرفت به سفر خود ادامه دهد و جهان را از تهدید سایهها آزاد کند. حالا جیو دیگر نه فقط یک پسر عادی، بلکه یک افسانه بود که هر شب در داستانها و خوابها زنده میماند.
@farahonar
۱۸:۱۸
در برخی داستانها، دیالوگ بیش از حد استفاده میشود و روایت داستان را ضعیف میکند. در برخی دیگر، دیالوگ آنقدر کم است که خواننده احساس نزدیکی به شخصیتها پیدا نمیکند. پیدا کردن تعادل مناسب، مهارتی است که بسیاری از نویسندگان هنوز به آن نرسیدهاند.
@farahonar
@farahonar
۱۱:۰۲
مجموعه آموزشی گام به گام برای کودکان با بهره یادگیری کمتر به زودی از سوی انتشارات فراهنر
هوش یادگیری ریاضیهوش یادگیری خواندن هوش یادگیری نوشتن@farahonar
هوش یادگیری ریاضیهوش یادگیری خواندن هوش یادگیری نوشتن@farahonar
۱۱:۰۹
کتاب "قصه هایی برای مامان بزرگ رز"اثر نیره آبگون (ماماجی) مجوز چاپ و نشر گرفتاین مجنوعه محصول کارگاه داستان نویسی سرکار خانم نیره آبگون معروف به ماماجی برای دانش آموزان کلاس سوم ابتدایی مدرسه نهضت اسلامی تهران بزرگ است.
@farahonar
@farahonar
۱۲:۰۶
بازارسال شده از صادق دوپیکر
فراهنر اولین ناشر آثار الکس هرمزی در ایران، از سال ۱۳۹۹ شروع به ترجمه، نتشار و تجدید چاپ مجموعه ۱۰۰ میلیون دلاری الکس هرمزی کرده است. اینک پس از انتشار #پیشتهادات_۱۰۰میلیون_دلاری نوبت به انتشار #مدل_های_پولی_۱۰۰میلیون_دلاری رسیده است. برای خرید مجموعه آثار #الکس_هرمزی به سایت انتشارات فراهنر مراجعه کنید
Https://farahonar.net
t.me/farahonar_pub
۵:۰۲
#جدید #تازه_های_نشرفراهنر
پس از انتشار #پیشتهادات_۱۰۰میلیون_دلاری نوبت به انتشار #مدل_های_پولی_۱۰۰میلیون_دلاری رسیده است. برای خرید مجموعه آثار #الکس_هرمزی به سایت
انتشارات فراهنر مراجعه کنید

Https://farahonar.net
t.me/farahonar_pub
@farahonar
@farahonar
۵:۰۳
۷:۲۹
۱۴:۵۴
#جدید #تازه_های_نشرفراهنر
پس از انتشار #پیشتهادات_۱۰۰میلیون_دلاری نوبت به انتشار #مدل_های_پولی_۱۰۰میلیون_دلاری رسیده است. برای خرید مجموعه آثار #الکس_هرمزی به سایت
انتشارات فراهنر مراجعه کنید

Https://farahonar.net
🟢 t.me/farahonar_pub
@farahonar
🟢 t.me/farahonar_pub
@farahonar
۳:۱۱
کتابفروش پاریس: پنجرهای رو به طلاییترین عصر ادبیات جهانسفری به پاریس دهه ۱۹۲۰تصور کنید در گوشهای دنج از پاریس دهه ۱۹۲۰ ایستادهاید، جایی که بوی کاغذ کهنه و قهوه تازه با صدای بحثهای ادبی درمیآمیزد. این، فضایی است که کتاب «کتابفروش پاریس» نوشته کری ماهر با ترجمه روان صدیقه محمدپور برای خواننده فارسیزبان تداعی میکند. انتشارات فراهنر با انتشار این اثر، گنجینهای از تاریخ ادبیات جهان را به کتابخانههای ایرانی آورده است. این کتاب که روایتگر داستان واقعی کتابفروشی مشهور «شکسپیر و شرکا» است، دریچهای است به یکی از درخشانترین دورههای فرهنگی قرن بیستم.شناسنامه کتابعنوان: کتابفروش پاریسنویسنده: کری ماهرمترجم: صدیقه محمدپورناشر: انتشارات فراهنرتعداد صفحات: ۳۴۵ صفحهقطع: رقعینوبت چاپ: دومسال انتشار چاپ فارسی: ۱۴۰۱خرید از سایت فراهنر 

Https://farahonar.net#کتابفروش_پاریس #فراهنر #رمان_خارجی #ادبیات_جهان #ادبیات_معاصر_آمریکا #رمان_2025 #تازه_های_کتاب #انتشارات_فراهنر
۳:۱۴
قدرت زنانه در تاریکی تاریخ«عطاری گمشده» فراتر از یک داستان تاریخی است؛ این کتاب فریادی از دل تاریخ است برای شنیدهشدن صدای زنان.نلا، شخصیت اصلی داستان، نماد زنی است که از دانش و خرد خود برای مقاومت استفاده میکند.سارا پنر با خلق او، مفاهیمی چون همبستگی زنان، انتقام، رهایی و عشق خاموش را در بستری از راز و رمز روایت میکند.
درونمایهی اثر بر پایهی این اندیشه استوار است که حتی در تاریکترین روزهای تاریخ، دانش و آگاهی زنان میتواند ابزار بقا و امید باشد — حتی اگر این دانش در شیشهای کوچک از عطاری گمشده پنهان شده باشد.
زبان و سبک روایتپنر در نگارش این رمان از ساختاری سینمایی بهره میگیرد؛ توصیفهای بصری، تغییر دیدگاه راویان، و ریتمی که میان گذشته و حال در نوسان است، حس تعلیق و کنجکاوی را تا پایان حفظ میکند.از سویی دیگر، نثر سمانه زارع به شکلی هنرمندانه این ویژگیها را به فارسی منتقل کرده و گاه حتی رنگ و عمقی ادبیتر بدان بخشیده است. در ترجمهی او، زبان نه خشک و رسمی است، نه بیش از اندازه محاورهای؛ بلکه میان دو جهان تاریخی و معاصر، توازن لطیفی برقرار میکند.خرید کتاب

https://farahonar.net/?p=11582
درونمایهی اثر بر پایهی این اندیشه استوار است که حتی در تاریکترین روزهای تاریخ، دانش و آگاهی زنان میتواند ابزار بقا و امید باشد — حتی اگر این دانش در شیشهای کوچک از عطاری گمشده پنهان شده باشد.
۴:۳۸
بازارسال شده از کاربر جدید
۱۳:۴۰
۷:۱۹
۷:۳۹
کتاب پیشنهادات100میلیون دلاری الکس هرمزی
انتخاب شما برای جهشِ بیامان به سوی موفقیت:
"پیشنهادهای ۱۰۰ میلیون دلاری"نوشته الکس هرمزیاین کتاب فقط درباره «فروش» نیست...درباره خلق ارزشی است که نمیتوانند ردش کنند.درباره تبدیل ایدههای کوچک به پیشنهادهایی است که زندگی و کسبوکارتان را متحول میکند.اگر میخواهید:
کاری کنید که مردم نه فقط محصولتان، بلکه بینشِ شما را بخرند.
قیمتگذاری را از مانع به ابزار قدرتمند مذاکره تبدیل کنید.
تفکر «کارمزدی» را رها کنید و به تفکر ثروتساز برسید.
اعتماد و اقتدار حرفهای را در هر گفتوگویی نهادینه کنید.این کتاب نقشهی گنج است.#پیشنهادهای_صد_میلیون_دلاری #الکس_هرمزی #کسب_وکار #توسعه_فردی #فروش_متفاوت #خلق_ارزش #کتاب_موفقیت #بیزینس_بوک
انتخاب شما برای جهشِ بیامان به سوی موفقیت:
۷:۵۵