فاروق
#به_فرزندم بدان، فرزندم!
بیتردید تو را برای آخرت آفریدهاند، نه برای دنیا؛ برای فنا، نه برای بقا؛ برای مرگ، نه برای زندگی. جایی فرود آمدهای که از آنجا باید رفت، به جایی دیگر باید رسید. تو در جاده آخرتی!
تو شکار فراری مرگی و فراری از مرگ، نجات نمییابد؛ مرگ، شکار خودش را پیدا میکند و بیبروبرگرد، آن را میگیرد.
بترس از اینکه مرگ، موقعی سراغت بیاید که داری گناه میکنی و با خودت هم میگویی که از این گناه توبه میکنم. بترس از اینکه مرگ، بین تو و توبه موعودت فاصله بیندازد؛ اگر اینطور شود، خودت را تباه کردهای.
به فرزندم
فاطمه شهیدی
ترجمه نامه امیرالمؤمنین (ع) به امام حسن (ع)
فاروق؛ جایی برای شناختِ مردی که جهانِ خوب و بد را برای همیشه از هم جدا کرد. @Farough_110
#به_فرزندم
فرزندم!🪻زیاد یاد مرگ کن؛ یاد جایی که ناگهان در آن فرو میافتی و بعدِ مردن به آن میرسی؛ تا وقتی سراغت آمد، آماده باشی، کمربسته و مهیا؛ نکند ناگهانی غافلگیرت کند و مغلوب شوی! نکند رنگ و لعاب مردمی که خیال برشان داسته در دنیا میمانند، مردمی که مثل سگ دنیا را از هم میدزدند، تو را گول بزند.
🪻خدا که از احوال این روزگار پست، تو را خبر کرده؛ خود دنیا هم به تو، خودش را معرفی کرده و زشتیهایش را نشانت داده.
🪻مردمی که پی دنیایند، سگهای عوعوزن و درندگان شکاریاند؛ به هم چنگ و دندان نشان میدهند؛ زورمندهاشان، بیزورها را میخورند؛ بزرگهاشان، کوچکترها را تحت سلطه میگیرند؛ بعضیهاشان، چهارپای رام و زانوبند دارند؛ بعضیها رها شده و زانوبندهاشان را گم کردهاند و به تاخت، سمت بیراهه میروند؛ در شنزاری بیگیاه و علف (و پر از) رنج و آفت میچرند، بی چوپانی که مواظبشان باشد و بی گلهبانی که آنها را (در مرتعی سالم) بچراند. دنیا آنها را برد به راهی تاریک، چشمهایشان را هم گرفت تا علائم و نشانههای راه روشن را نبینند.
🪻آنان در سرگردانیهای دنیا گم شدند، در نعمتهایش فرو رفتند و دنیا شد خدایشان؛ بعد، دنیا با آنها بازی کرد، آنها هم با دنیا بازی کردند و هرچه فراسوی آن بود، از یاد بردند.
🪻اگر صبر کنی، تاریکی کنار میرود؛ کجاوههای سفر، رسیده و آماده ایستادهاند؛ هرکه تند و سریع رود، به کاروان میرسد.
به فرزندم
فاطمه شهیدی
ترجمه نامه امیرالمؤمنین (ع) به امام حسن (ع)
فاروق؛ جایی برای شناختِ مردی که جهانِ خوب و بد را برای همیشه از هم جدا کرد.@Farough_110
فرزندم!🪻زیاد یاد مرگ کن؛ یاد جایی که ناگهان در آن فرو میافتی و بعدِ مردن به آن میرسی؛ تا وقتی سراغت آمد، آماده باشی، کمربسته و مهیا؛ نکند ناگهانی غافلگیرت کند و مغلوب شوی! نکند رنگ و لعاب مردمی که خیال برشان داسته در دنیا میمانند، مردمی که مثل سگ دنیا را از هم میدزدند، تو را گول بزند.
🪻خدا که از احوال این روزگار پست، تو را خبر کرده؛ خود دنیا هم به تو، خودش را معرفی کرده و زشتیهایش را نشانت داده.
🪻مردمی که پی دنیایند، سگهای عوعوزن و درندگان شکاریاند؛ به هم چنگ و دندان نشان میدهند؛ زورمندهاشان، بیزورها را میخورند؛ بزرگهاشان، کوچکترها را تحت سلطه میگیرند؛ بعضیهاشان، چهارپای رام و زانوبند دارند؛ بعضیها رها شده و زانوبندهاشان را گم کردهاند و به تاخت، سمت بیراهه میروند؛ در شنزاری بیگیاه و علف (و پر از) رنج و آفت میچرند، بی چوپانی که مواظبشان باشد و بی گلهبانی که آنها را (در مرتعی سالم) بچراند. دنیا آنها را برد به راهی تاریک، چشمهایشان را هم گرفت تا علائم و نشانههای راه روشن را نبینند.
🪻آنان در سرگردانیهای دنیا گم شدند، در نعمتهایش فرو رفتند و دنیا شد خدایشان؛ بعد، دنیا با آنها بازی کرد، آنها هم با دنیا بازی کردند و هرچه فراسوی آن بود، از یاد بردند.
🪻اگر صبر کنی، تاریکی کنار میرود؛ کجاوههای سفر، رسیده و آماده ایستادهاند؛ هرکه تند و سریع رود، به کاروان میرسد.
۵۴
۱۲:۳۳