مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
میخوام یه وایب خیلی خاص براتون از آوا و محمد بزارم :)
#وایب_گرافی✨آوا با همه صبوری و علاقهش ، ترجیح داد ظلم محمد رو تحمل کنه اما فکر رفتن از پیشش رو لحظه ای نکرد :)و اون نگاه و قاب وسط ... یک روز راز عکسشرو براتون میگم :)
رمان ظـالم مهـربانم
/ نوشتهی زینب اصلاحی 
۲۰:۰۲
حالت که خوب نباشه هوا هم ابری و گرفته میشه ،آهنگ های همسایه غمگین میشه ،اکسپلور پر از صحنه های مرگِ تمامیشخصیت های محبوب سریال ها میشه ،پادکست های علیرضا آذر مدام پلی میشه ،نویسنده معروفی که دوسش داریبا نوشته ای غمگین از همه صفحاتمجازی خداحافظی میکنه ،سیم رابط شارژرت خراب میشه ،گوشیت مدام خاموش روشن میکنه ،استادت میزان عقده ای بودنش روبه رخت میکشه ،جزوه مباحث امتحانت رو گم میکنی و در آخر هم از گریه های مداوم وجنگ اعصاب با خودت سردردسراغت میاد .آره عزیزم ، حالت که بد باشه حتی ثانیه شمار ساعت هم به شکل بدی جا به جا میشه .#اندراحوالات📜
زینب اصلاحی
زینب اصلاحی
۱۳:۵۵

پاکت هدیه
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
به امید روزی که میآید...میلاد حضرت مهدی (عج) مبارک 

#وایب_گرافی
یک روزِ خانوادهی مهراد :>از بابا آرمانی که خوابه ، آسمانی که در حال شیطنتهو مامان دلایی که عاشق هردوشونه :>-#روایتِمنِاو🤍 / نوشته زینب اصلاحی 
۱۸:۵۵
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
به دلیل توجه هر پنجاه و دونفر عزیزی که مشتاق فلورا و ادوارد بودن و اختلاف لایک هاشون کمه ، براتون از این دوتا بچه هامم مینویسم :>🫂
او دیوانه من است.pdf
۱۳۲.۲۶ کیلوبایت
مسیر زندگی ادوارد و فلورا ، غیر قابل پیش بینیـه .مخصوصاً برای خودشون !نمیدونن گردابی که درگیرش شدن تا کجاها قرارهغرقشون کنه ؛ کردستان ایران ، اول ماجراست !و آیا غرق شدن همیشه اتفاق بدیه ؟! رمانِ او دیوانهی من است 
نوشتهی زینب اصلاحی
نوشتهی زینب اصلاحی
۹:۲۵
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
او دیوانه من است.pdf
بخونید و انرژی بدید که حسابی به انرژی هاتوننیاز دارم :>بین امتحانات دانشگاه ، با عشق براتون مینویسم
تا فرداشب هم یک پارت ظـالم مهـربانم براتون مینویسم،و هم به شرط انرژی هاتون ، یک پارت هیـاهـوی آهـو 🩵
۹:۲۸
#وایب_گرافی✨فلورا آدمِ موندنه ؛ آدم ریشه زدن .ادوراد هم آدم ساختنه ؛ آدم دیوونه بودن :>و چقدر زندگی این قول قرارای بینشون روامتحان میکنه.رمان او دیـوانهی من است
/ نوشتهی زینب اصلاحی 
۱۷:۰۸
۱۷:۰۸
اما عزیز من ، روزگاریست که اینجهان بر وفق نامراد ما میچرخد .بر ساز ناسازگاری ما مینوازد و مارقاص هایی هستیم که با اشک هایمانغم هایمان را آبیاری میکنیم تا مبادادر این جشنِ رنج ، فراموششان کنیم .نمیدانم درست میشود یا نه ،نمیدانم آن روز خوب که میگویندمیرسد یا نه ،نمیدانم آن صبح بعد از شب تار طلوع میکند یا نه ،نمیدانم این پازل بهم ریختهی زندگی جور میشود یا نه ؛ اما این را خوب میدانم که ما هیچ گاهاین روزهای پر از اندوه را فراموش نخواهیم کرد .#اندراحوالات📜
ـ زینب اصلاحی
ـ زینب اصلاحی
۱۴:۱۹
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
هیاهوی آهـو.pdf
هیاهوی آهو2.pdf
۱۶۲.۹۵ کیلوبایت
ـ و اما آخ از آشوب کمین کرده و بی خبری ما .بخونید و دعا کنید خدا به دل آهو صبر بده وبه دل امیرصدرا ، تحمل :)ممنونِ انرژی هاتون هستم 🤍رمانِ هیـاهـوی آهـو 
نوشتهی زینب اصلاحی
نوشتهی زینب اصلاحی
۱۸:۵۹
#وایب_گرافی
زیباییِ عشق بین بولوت و امیر حسین تو تصویر و آهنگ مشخصه :>- رمان فـرمانده ابـر
/ نوشته زینب اصلاحی 
۱۷:۰۰
#وایب_گرافی
این وایبِ ناب رو از آوا و محمد ظالمِ مهربانمببینید و مثل من عاشق تر بشین براشون :>و منتظر یک پارت از این بچه های عزیز منباشین 🫂- رمان ظالـم مهـربانم
/ نوشته زینب اصلاحی 
۱۷:۳۶
سلام زیبارویان ، شب و روزگارتون بخیر
ببخشید اگر قول آوا و محمد دادم بهتون اماهنوز براتون ننوشتم .ترم آخر دانشگاه و هزار و یک دردسر ؛خصوصاً اگر مجازی باشه و اینترنت هممدام در حال شوخی :::)فردا هر طور که شده براتون میذارم پارت رو و دمتون گرم بابت انرژی ها و پیام هایپر مِهرتون 
ـ#آدمک
۱۸:۳۷
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
سلام زیبارویان ، شب و روزگارتون بخیر
ببخشید اگر قول آوا و محمد دادم بهتون اما هنوز براتون ننوشتم . ترم آخر دانشگاه و هزار و یک دردسر ؛ خصوصاً اگر مجازی باشه و اینترنت هم مدام در حال شوخی :::) فردا هر طور که شده براتون میذارم پارت رو و دمتون گرم بابت انرژی ها و پیام های پر مِهرتون 
ـ#آدمک
ظالـم مهـربانم.pdf
۱۷۱.۷۵ کیلوبایت
ـ نوش نگاهتون :››از محبوب ترین بچه هام براتون نوشتم و انتظار انرژی بالایی دارم ازتون 
بخونید و نظراتتون رو به گوشم برسونید
🫂 رمان ظـالم مهـربانم
/ نوشته زینب اصلاحی 
۱۷:۰۰
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
ظالـم مهـربانم.pdf
الوعده وفا :›شماهم در انرژی کم نزارید 
۱۷:۰۲
#نظرسنجیدیالوگ بعدی از کدوم رمان باشه ؟! 

۱۰:۰۳
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
#نظرسنجی دیالوگ بعدی از کدوم رمان باشه ؟! 

. فـرماندهی ابـر 
قصهی بولوت و امیرحسین .
قصهی بولوت و امیرحسین .
۱۰:۰۳
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
#نظرسنجی دیالوگ بعدی از کدوم رمان باشه ؟! 

ـ هیـاهـوی آهـو 
قصهی آهو و امیرصدرا .
قصهی آهو و امیرصدرا .
۱۰:۰۴
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
ـ هیـاهـوی آهـو
قصهی آهو و امیرصدرا .
برای نگاه های نابتون ، نوشتم .اما این دیالوگ رو تقدیم دل های غم دار اینروزهامون میکنم :)منِ خالق آهو و امیرصدرا با گریه نوشتم و امیدوارم شما در این لحظات آغشته به عطرافطار ، دلتون به هوای خاک های مملو از خونایرانمون دست به دعا برای عاقبت به خیری برداره
:)پیشاپیش ممنونم از نظراتتون ، انرژی ها و لایک هایزیباتون 🤍
۱۴:۱۵
مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
برای نگاه های نابتون ، نوشتم . اما این دیالوگ رو تقدیم دل های غم دار این روزهامون میکنم :) منِ خالق آهو و امیرصدرا با گریه نوشتم و امیدوارم شما در این لحظات آغشته به عطر افطار ، دلتون به هوای خاک های مملو از خون ایرانمون دست به دعا برای عاقبت به خیری برداره
:) پیشاپیش ممنونم از نظراتتون ، انرژی ها و لایک های زیباتون 🤍
حسن یوسف.pdf
۱۵۶.۲۹ کیلوبایت
ـ میز قمارِجنگ ، دومین قربانیش رو از اینکوچه و خونه گرفت .اولین قربانی دلمون بود ، امیدمون بود ،عشقمون بود :) رمان هیـاهـوی آهـو / نوشته زینب اصلاحی 
۱۴:۱۸