عکس پروفایل جذوات | فاطمه داداشیج
۱.۵ هزار عضو

جذوات | فاطمه داداشی

دانشجوی دکترای فلسفه؛ پژوهشگر فلسفه فرهنگ
«جَذَوات»، گدازه‌‌های آتشی را می‌گویند که در دل چوب گداخته‌ای شعله‌ور است. در فلسفه و عرفان، استعاره از لحظات اشراق و الهام در سلوک فکری است.
درصورت ضرورت پیام بدهید.‎@fatemedadashi_pv
در کنار همه‌ی نکات مهم پیام رهبری که رسانه‌ها برجسته می‌کنند، این بخش از پیام ایشان احتمالاً مغفول بماند:«این روزها خیلی‌ها نگاهی تمدّنی را با چشم دوختن به افقهای دور دست تجربه می‌کنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق می‌کنند. این خصوصیتی است که تا اندکی پیش از این در عدّه‌ی کمی که رهبر شهید در رأس آن قرار داشتند، دیده می‌شد. این‌گونه است که هر ناظری رشد سریع و معجزه‌وار این ملت را درک می‌کند»
حالا که صحنه‌ی روشنی از توانمندی و استحکام نظام ایران آشکار شده است، پرسش این است که چگونه می‌توان به تصویری از یک تمدن زنده اندیشید؟ تمدنی که علاوه بر تلائم با پیشینه‌ی تاریخی فرهنگی ایران، با عصر حاضر با همه‌ی پیچیدگی‌های مقتضیِ آن نیز امکان معاصرت داشته باشد؟ در کنار این پرسش مهم البته، یک دل‌نگرانی مهم‌تر نیز وجود دارد و آن، ساده‌انگاری در فهم مسأله و کج‌فهمی در مؤلفه‌های ضروری بازسازی و نوسازی یک تمدن است.
یک تمدن زمانی زنده است که در نمادهای باعظمت گذشته و یا احصای دستاوردهای علمی و سیاسی و نظامی امروز محدود نشود. مسئله‌ی اصلی، تبدیلِ سرمایه‌ی تاریخی و دستاوردهای تجربی در ساحات مختلف، به «قابلیت زیستن در اکنون» است. یعنی آن‌جا که میراث فرهنگی تمدنی یک ملت، به‌مثابه‌ی منبعی برای تولید معنا، نظم اجتماعی، تخیل جمعی و صورت‌بندی‌های تازه‌ی زندگی عمومی عمل کند و دستاوردهای امروزین خود را در افق یک روایت تمدنی و قابل ترجمه برای جهان معاصر معنادار سازد. از این‌رو پرسش دقیق‌تر آن است که این تمدن چگونه می‌تواند میان حافظه‌ی تاریخی و نیازهای جهانِ پیچیده‌ی امروز واسطه‌گری کند؟ چگونه می‌شود معاصرت را نه در تقلید از الگوهای بیرونی و نه در تناظر با آن، بلکه به‌منزله‌ی توان بومیِ پاسخ‌دادن به مسائل زمانه تعریف کرد؟ پاسخ به این سوالات پیش از هرچیز، نیازمند فهم اکنون تاریخ و جهان است.
فاطمه داداشی@fatemedadashi_jazavat
undefined۵۴
undefined۵
undefined۳

۴.۲K

۲۱:۱۵