عکس پروفایل نشریه فتحن
۱.۷ هزار عضو

نشریه فتح

undefined نشریه فتحبسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
undefined فتح را در فضای مجازی دنبال کنید.
undefined پل ارتباطی: @fathisu_adm
فتح نزدیک است، با ما همراه باشید.undefined<img style=" />undefined
thumbnail
undefined حزب‌الله، ایران و معادله وحدت ساحات«تحلیلی از همبستگی جبهه مقاومت »
undefined به قلمِ حسین ادهمی
 پس از آتش‌بس در روز سی‌وهشتم جنگ تحمیلی سوم، یکی از شروط اصلی مطرح‌شده توسط رهبری برای تحقق منافع جمهوری اسلامی ایران در روند مذاکرات، مسئله «وحدت ساحات» بود؛ مفهومی که از یک سو بازتعریفی از دکترین امنیتی ایران و محور مقاومت به شمار می‌رود و از سوی دیگر نشان می‌دهد برخلاف تصورات و اظهارات برخی مقامات اسبق آمریکایی درباره «درد زایمان خاورمیانه جدید» با محوریت رژیم صهیونیستی، تحولات منطقه بیش از هر چیز به سمت تقویت پیوندهای جبهه مقاومت حرکت کرده است. با این‌حال، پرسش اصلی آن است که امروزه معادله وحدت ساحات چگونه محقق می‌شود و حزب‌الله لبنان چه جایگاهی در این معادله و خصوصاً امنیت ملی ایران دارد؟ شهید سید حسن نصرالله، سوریه را «ظهرالمقاومه» یا پشت‌جبهه مقاومت می‌نامید. اگر این تعبیر را مبنا قرار دهیم، حزب‌الله لبنان را باید پیشانی و مهم‌ترین سرمایه راهبردی و ارزشی محور مقاومت دانست. مقاومت در لبنان تنها یک جریان سیاسی داخلی یا حتی عقیدتی اقلیتی نیست، بلکه به بخشی از معادله استقلال و امنیت این کشور و مهم‌ترین عامل بازدارندگی در برابر حرکت رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. از این منظر، موفقیت جبهه لبنان به معنای تقویت کل محور مقاومت و تضعیف آن به معنای ضربه به یکی از اصلی‌ترین ارکان این محور خواهد بود. بر همین اساس، در منطق وحدت ساحات، امنیت هر یک از جبهه‌های مقاومت با امنیت سایر ساحات پیوند خورده است. تجربه سال‌های اخیر نیز مؤید همین واقعیت است. سقوط سوریه به‌عنوان پشتوانه راهبردی مقاومت، بلافاصله آثارش را در وضعیت حزب‌الله و همچنین آغاز جنگ علیه ایران نمایان کرد. در چنین شرایطی، اهمیت تلاش‌های ده‌ساله شهیدالقدس حاج‌قاسم سلیمانی در حفظ سوریه بیش‌ازپیش آشکار می‌شود؛ تلاشی که نه‌تنها از ایران، بلکه از کل ساختار مقاومت در منطقه صیانت کرد. در شرایط کنونی نیز تحولات لبنان اهمیت ویژه‌ای دارد. حدود دوازده ساعت پس از اعلام آتش‌بس میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی که در سال‌های اخیر بارها تلاش کرده از خلأهای موجود در دوره‌های آتش‌بس برای تغییر موازنه میدانی بهره‌برداری کند، عملیات‌های جدیدی را در جنوب لبنان و قتل‌عام فجیع شیعیان آغاز کرد و دامنه تحرکات زمینی خود را نیز گسترش داد. در ادامه این روند تا به امروز، باوجود طرح مجدد مسئله وحدت ساحات در تفاهمات جدید، پیشروی‌های میدانی رژیم صهیونیستی به مناطق حساسی همچون ارتفاعات علی‌الطاهر و شهر نبطیه رسید! اهمیت ارتفاعات علی‌الطاهر تنها در موقعیت جغرافیایی آن خلاصه نمی‌شود. این منطقه یکی از مهم‌ترین مراکز عملیاتی و لجستیکی حزب‌الله در جنوب لبنان به شمار می‌رود و نقش تعیین‌کننده‌ای در سازماندهی توان موشکی و پهپادی حزب دارد. ازدست‌رفتن این موقعیت می‌تواند توازن میدانی در جنوب لبنان را به شکل کامل تغییر دهد و مسیر فشار بر نبطیه را هموارتر سازد. نبطیه نیز به دلیل موقعیت راهبردی خود، یکی از مهم‌ترین مراکز مقاومت و تقریباً آخرین دژ صخره‌ای در جنوب لبنان محسوب می‌شود و هرگونه تحول در آن می‌تواند آثار گسترده‌ای بر آینده معادلات ساحت لبنان و حتی حرکت هموار به‌سوی تصرف بیروت را داشته باشد! معادله‌ای که پیش‌تر تجربه آن را در حلب و تصرف دمشق مشاهده کردیم. در مجموع، اگر معادله وحدت ساحات از سطح شعار و توییت فراتر نرود و به یک راهبرد عملیاتی و بازدارنده تبدیل نشود، خطر تکرار برخی تجربیات تلخ منطقه‌ای سوریه در لبنان دور از انتظار نخواهد بود. تحولات لبنان مستقیماً با موازنه قدرت در کل منطقه و آینده امنیت ملی ایران پیوند خورده است. ازاین‌رو، سرنوشت حزب‌الله لبنان را باید بخشی از معادله بزرگ‌تر امنیت منطقه‌ای دانست؛ معادله‌ای که نتایج آن می‌تواند بر شکل و پیچیدگی هرگونه رویارویی آینده نزدیک ایران و جبهه آمریکایی - صهیونی نیز تأثیرگذار باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــundefined فتح | نشریه گفتمان انقلاب اسلامیundefined @fathisu_ir
undefined۶

۲۵۴

۰:۳۹