۷. حالا میپرسید دولت شما در فقدان چکمه و مکر و عداوت، چه ابزاری برای سرپرستی مردم و ساخت امت اسلامی دارد؟
میگویم دولت به اندازهای که ایثارگر تربیت میکند که آنها فداکاری میکنند و راه باز میکنند، به آن اندازه بقیه هم همراه میشوند؛ یعنی به اندازهای که سرداری مثل سردار سلیمانی دارید و دانشمندی مثل فخریزاده دارید که خون خودشان را پشتوانۀ تحقق یک مدنیت جدید میکنند، به آن اندازه که آنها ایثار میکنند، راه باز میشود.«السابقون السابقون» کسانی نیستند که اول در بهشت جا بگیرند. بلکه راه نرفته را اول میروند تا برای بقیه راه باز شود تا به دنبال آنها بیایند.......................
۸. اهمیت استراتژی درگیری و تأثیری که در پررنگشدن مسئلههای برآمده از درگیری حیاتالدنیا و حیاتالآخره دارد، آرام آرام انسانها را به طراحی یک طرح سوق میدهد.
طرح در میدانِ درگیری متولد میشود نه اینکه اول طرح متولد شود، بعد درگیری شروع شود. در میدان درگیری بستری برای عقلانیت پیدا میشود.خیال میکنید کانتها چطور متولد شدهاند؟ یک درگیری اوج گرفته و این آقا در میانۀ آن نشسته و یک عقلانیت گسترده طراحی کرده است. قاعدۀ اعطای خداوند متعال اینطور است. والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا... پس خانه بر دامنۀ آتشفشان، باید بنا کرد.......................
۹. نکتۀ اول من این است که عقلانیت باید خودش در میدان درگیری باشد. نه اینکه کسی دیگر بجنگد و دیگرانی جز او فکر کنند. باید در میدان درگیری فکر اندیشید، مسئله آنجا زاده میشود.مگر مرحوم فخریزاده در میدان درگیریاش تفکر نمیکرد و از هر نوآوری علیه تفکر غرب استقبال نمیکرد. همین هم عامل شهادتش شد. این میدان درگیری اهل عقلانیت است و باید هم باشد.
دوم اینکه شبکه و تشکیلات ایجاد کنید. از عمق تئوریک تا میدان عمل رفت و برگشت داشته باشید، ما چنین چیزهایی میخواهیم.
#فکرآورد#شماره_اول
..................
متن کامل گفتوگو در فایل Pdf در دسترس است.
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
میگویم دولت به اندازهای که ایثارگر تربیت میکند که آنها فداکاری میکنند و راه باز میکنند، به آن اندازه بقیه هم همراه میشوند؛ یعنی به اندازهای که سرداری مثل سردار سلیمانی دارید و دانشمندی مثل فخریزاده دارید که خون خودشان را پشتوانۀ تحقق یک مدنیت جدید میکنند، به آن اندازه که آنها ایثار میکنند، راه باز میشود.«السابقون السابقون» کسانی نیستند که اول در بهشت جا بگیرند. بلکه راه نرفته را اول میروند تا برای بقیه راه باز شود تا به دنبال آنها بیایند.......................
۸. اهمیت استراتژی درگیری و تأثیری که در پررنگشدن مسئلههای برآمده از درگیری حیاتالدنیا و حیاتالآخره دارد، آرام آرام انسانها را به طراحی یک طرح سوق میدهد.
طرح در میدانِ درگیری متولد میشود نه اینکه اول طرح متولد شود، بعد درگیری شروع شود. در میدان درگیری بستری برای عقلانیت پیدا میشود.خیال میکنید کانتها چطور متولد شدهاند؟ یک درگیری اوج گرفته و این آقا در میانۀ آن نشسته و یک عقلانیت گسترده طراحی کرده است. قاعدۀ اعطای خداوند متعال اینطور است. والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا... پس خانه بر دامنۀ آتشفشان، باید بنا کرد.......................
۹. نکتۀ اول من این است که عقلانیت باید خودش در میدان درگیری باشد. نه اینکه کسی دیگر بجنگد و دیگرانی جز او فکر کنند. باید در میدان درگیری فکر اندیشید، مسئله آنجا زاده میشود.مگر مرحوم فخریزاده در میدان درگیریاش تفکر نمیکرد و از هر نوآوری علیه تفکر غرب استقبال نمیکرد. همین هم عامل شهادتش شد. این میدان درگیری اهل عقلانیت است و باید هم باشد.
دوم اینکه شبکه و تشکیلات ایجاد کنید. از عمق تئوریک تا میدان عمل رفت و برگشت داشته باشید، ما چنین چیزهایی میخواهیم.
#فکرآورد#شماره_اول
..................
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۲۰:۵۵
مصاحبه کامل فکر آورد با آیت الله میرباقری.pdf
۵.۶۶ مگابایت
چیست گیتی؟ محفلی با قیل و قال آمیخته
۲۱:۰۶
از آغاز عالم تا اکنون، هماره مردانی بودهاند که زن را مایملک خود پنداشته و برای امور زندگانیاش تصمیم میگرفتند.سال 1285 خورشیدی در دوران قاجار بود که خاتونی از خواتین باعلم، عریضهای نگاشته و در آن خواستار اجازۀ علمآموزیِ زنان شده بود.روزنامۀ مجلس در پاسخ به این عریضه چنین ترقیم کرد که: «تربیت زنان در اموری که وظیفۀ شخصی آنهاست واجب است؛ از قبیل تربیت اطفال و خانهداری و حفظ مراتب ناموس و بعضی از علوم مقدماتی و علومی که راجعبه معاش و معاشرت با خانواده باشد؛ اما در امور خاصۀ رجال از قبیل علوم پلیتیکی و امور سیاسی فعلاً مداخلۀ ایشان اقتضا ندارد.»یک سال بعد نیز، در 1286 خورشیدی، حسینقلیخان نظامالسلطنه، صدراعظم محمدعلیشاه، خط و سواد را برای زنان حرام دانست و در نامهای چنین نوشت که: «برای طبقۀ نسوان، خط حرام حرام حرام است. سواد جزئی ضرر ندارد.»حکماً با وجود چنین نگاههایی، جهد و جدیت زنانِ مسلمان ایرانی در آن سالها برای آگاه نمودن نسوان، موجب تحسین است.
ادامهٔ یادداشت
........................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
@fekr_avard
۱۴:۳۶
هرچند زنِ مسلمان ایرانی، پیوسته در جنبشهای اجتماعی، ولو محدود، حضور داشت؛ لکن پس از این حضور مؤثر، به منزلش بازگردانده شده و به تمشیت امور مطبخ و شوهرداری به عنوان تنها رسالتش توصیه میشد.سالها بعد اما این سنت، ادامه نیافت.این تنها مردان نبودند که بهطور گسترده در پیروز شدن انقلاب اسلامی نقش داشتند.بزرگمردِ این انقلاب، زنان را به میدان آورد و پس از پیروزی انقلاب، از آنان خواست که شجاع باشند و در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند.در زمانهای که گروهی زن را خانهنشین میخواستند و دیگر برنمیتابیدند که زن، همدوش و پابهپای مرد، در جامعه حضور داشته باشد، این امام بود که گفت: «ما مفتخریم که زنان، پیر و جوان و خرد و کلان در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر هستند و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.»مرضیه حدیدچی، مبارز سیاسیِ پیش از انقلاب و سیاستمدارِ پس از انقلاب، یکی از صدها زنِ مسلمان ایرانی بود که در نزاع عرصۀ خصوصی و عمومی و بافت مردسالار زمانۀ خود، زنانه پا به عرصۀ اجتماعی نهاد و در علوم پلیتیکی و امور سیاسی، مداخله نمود.چرا که دیگر در، بر پاشنۀ اقتضائاتِ مردانه، نمیچرخید و امور ذکرشده هم مانند دیروز، امور خاصۀ رجال نبود.او پیش از انقلاب، مبارز سیاسی و محافظ امام در نوفللوشاتو، و پس از انقلاب، تنها فرماندۀ زن سپاه در روزهای پرتلاطم ایران، تنها زنِ حاضر در هیئتِ 3 نفرۀ ابلاغ پیام امام به گورباچف، نمایندۀ مجلس شورای اسلامی و استاد دانشگاه بود.مرضیه حدیدچی در بخشی از خاطراتش علت حضور در هیئت همراه ابلاغ پیام امام به گورباچف را چنین بیان میدارد: «حضرت امام در نظر داشت، زنی در کنار مردان به شوروی بفرستد و اعلام کند که در ایرانِ اسلامی، زنان نیز در امور مهم و حکومتی حاضر و پیشتاز هستند و اینکه امام میخواست در کنار آن پیام مکتوب، پیامی شفاهی به دنیا بدهد که ما در عمل، بیش از هر مکتبی دیگر، به جایگاه واقعی زن ارج مینهیم و برایش ارزش قائلیم؛ ارزشی معنایی نه ارزشی ابزاری.امام میخواست با حضور یک زن در این هیئت، به تمام تبلیغات غرب و شرق مبنی بر محدودیت و محذوریت زن در جامعۀ اسلامی پایان دهد، آنهم در آنزمان که در رسانههای غرب، مرتب از محصورکردن زنان در جمهوری اسلامی قلمفرسایی میکردند.»مرضیه، زنِ کنشگر امروز، همان دختری است که روزگاری در کودکی، طعم تلخ تحجر را چشیده و نگاه سنتیِ مردانه، رادعی بر بالیدنش شده؛ با این حال اما، دست از جهد نکشیده.او دراینباره، در بخش دیگری از خاطراتش میگوید: «در مکتبخانۀ آجی ملّا مشغول تحصیل بودم. زمان امتحان، آجی ملّا برگههای امتحانی را پخش کرد اما به من برگه نداد.جویا شدم و پاسخ داد پدر شما و دو نفر دیگر از بچهها از من تعهد گرفتهاند که فقط به شما خواندن بیاموزم نه نوشتن. در آن لحظه، بغض گلویم را فشرد. شتابان به خانه آمدم. با گریه از پدرم پرسیدم چرا ما دخترها نباید نوشتن یاد بگیریم؟ پدرم گفت بهصلاح نیست. چرا که ممکن است از دختر خطایی سر بزند و نامهای بهخطا بنویسد. وقتی پدر را بر سر موضعی ناحق دیدم، چارهام آن بود که به شکلی پنهان، نوشتن را یاد بگیرم!» محافظ امام، ملقب به مادر انقلاب بود. زنی که در کنار حضور اجتماعی، همسر بود و مادر.مرضیه حدیدچی، دربارۀ احساس و عاطفهاش به همسر خود چنین میگوید: «از اولین برخوردهایم با همسرم، دریافتم که با او بودن، فرصت مغتنمی است برای هرچه بهتریافتن خودم و دنیای پیرامونم و نزدیک شدن به خدایم. دل به او سپردم که او دل در گروِ من داشت و هردو یکدل شدیم برای خدا».
#فکرآورد#شماره_دوم
.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۴:۳۸
دربارهٔ زنی که فرمانده سپاه شد
فرقی نمیکند او را با اسم مرضیه دباغ، خواهر طاهره، خواهر زینت احمدینیلی، مادر انقلاب یا مادربزرگ انقلاب بشناسیم. چرا که همۀ افرادِ نزدیک به ایشان، بر این نکته اذعان دارند که او هیچگاه برای خود به دنبال اسامی و القاب نبود و چه بسا همین ویژگی، او را همچنان که در متن وقایعِ انقلاب بود، در حاشیۀ تاریخِ امروز قرار داد. سالها مبارزه علیه رژیم طاغوت، تحمل شکنجه و زندان، محافظ شخصی امام در نوفل لوشاتو، اولین فرماندۀ سپاه همدان و تنها زن فرمانده سپاه و همچنین عضویت در هیئت دیپلماتیکِ حامل پیام حضرتِ امام خمینی (ره) به گورباچف، تنها بخشی از فعالیتهای اثرگذار خانم دباغ بوده است. مقام معظم رهبری نیز ایشان را چنین توصیف میکنند: «ما زن مثل خواهر دباغ میخواهیم، من لذت میبردم آن زمانی که ایشان در فرماندهی سپاه همدان بودند، مانند شیر میغرید و مردها را فرماندهی میکرد».
برشی از یادداشت خانم معصومه زورمند.
#فکرآورد#شماره_دوم
.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
فرقی نمیکند او را با اسم مرضیه دباغ، خواهر طاهره، خواهر زینت احمدینیلی، مادر انقلاب یا مادربزرگ انقلاب بشناسیم. چرا که همۀ افرادِ نزدیک به ایشان، بر این نکته اذعان دارند که او هیچگاه برای خود به دنبال اسامی و القاب نبود و چه بسا همین ویژگی، او را همچنان که در متن وقایعِ انقلاب بود، در حاشیۀ تاریخِ امروز قرار داد. سالها مبارزه علیه رژیم طاغوت، تحمل شکنجه و زندان، محافظ شخصی امام در نوفل لوشاتو، اولین فرماندۀ سپاه همدان و تنها زن فرمانده سپاه و همچنین عضویت در هیئت دیپلماتیکِ حامل پیام حضرتِ امام خمینی (ره) به گورباچف، تنها بخشی از فعالیتهای اثرگذار خانم دباغ بوده است. مقام معظم رهبری نیز ایشان را چنین توصیف میکنند: «ما زن مثل خواهر دباغ میخواهیم، من لذت میبردم آن زمانی که ایشان در فرماندهی سپاه همدان بودند، مانند شیر میغرید و مردها را فرماندهی میکرد».
#فکرآورد#شماره_دوم
.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۷:۴۷
جنایات گستردۀ رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر غزه و سکوت مجامع تحت نفوذ غرب و همراهی سران دولتهای اروپایی و آمریکا با صهیونیستها، این سؤال را در اذهان متبادر میکند که حد یقف جنایت رژیم صهیونیستی کجاست و درواقع، چه زمانی حامیان غربی اسرائیل، ترمز ماشین کودککشی او را خواهند کشید. برای پاسخ باید دلیل حمایتهای بیچونوچرای غربیها از جنایات رژیم صهیونیستی را فهمید. بهبیاندیگر، چطور اروپاییهایی که شعار حمایتشان از حقوق بشر، گوش فلک را کر کرده، اینک خودشان در برابر رویدادهای امروز فلسطین کور شدهاند؟
ادامه یادداشت
........................
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
@fekr_avard
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۷:۴۵
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۷:۴۵
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۷:۴۸
#فکرآورد#شماره_پنجم
.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۷:۴۹
1. اسرائیل حساسیت زیادی به انتقادات بینالمللی دارد؛ بهویژه از جانب منتقدانی که در پایگاه حمایتی آن هستند، یعنی در شهرکنشینان و کشورهای استعماری اروپایی که مجموعاً جهان سفیدپوست غربی را تشکیل میدهند.بههمینترتیب، حساسیت بسیاری به دعاوی حقوقی مطرح از جانب طرفداران فلسطین دارد؛ دعاویی که مرتبط با نهادهای بینالمللی هستند، بهویژه سازمان ملل، دیوان بینالمللی دادگستری، دیوان کیفری بینالمللی و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد.حساسیت اسرائیل به این دلیل است که مشروعیت آن بهعنوان کشوری مستقل تا حدودی بر این ادعا استوار است که تنها دولت دموکراتیک در خاورمیانه است.
ادامهٔ گفتوگو
.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
@fekr_avard
۱۵:۴۶
2. حمله به منتقدان اسرائیل بدل به ابزاری سیاسی در دستان اسرائیل و حامیان صهیونیست آن در غرب شده است. یک نوع حمله به اعتبار منتقدانی است که من آن را «سیاست انحراف» نامیدهام و در آن توجه رسانهها بهجای پیام اصلی که دربارۀ تخلفات اسرائیل است، به پیامرسان معطوف میشود، و نوع دیگر ارعاب فعالان و دیگرانی است که جرئت میکنند تا ابتکارعملهای مربوط به همبستگیِ خشونتپرهیز مثل بوت (بایکوت، واگذاری، و تحریم) را ترویج کنند.حضور شبکهای صهیونیستی که حامی اسرائیل است و با سلاحِ یهودستیزی بهشیوههای مختلف باعث عدم تعادل در رسانهها و نقض آزادی آکادمیک در مؤسسات آموزشی غرب میشود، اسرائیل را از گزند انتقاد در امان نگه میدارد.
3. اسرائیل مشروعیت خود بهعنوان کشوری جدید را اندکزمانی پس از جنگ جهانی دوم، در گرگومیش نظم استعماری اروپا، تثبیت و ادعای حاکمیت خود بر اکثریت عرب ساکن که خود را متعلق به ملّت فلسطین میدانستند، تحمیل کرد. پروژۀ صهیونیستی ایجاد کشوری یهودی در فلسطین، رؤیای جنبش کوچک متعصبی در اواخر قرن نوزدهم در اروپا بود و زمانیکه انگلستان طی بیانیۀ بالفور در سال 1917 میلادی، از تأسیس میهن یهودیان در فلسطین حمایت کرد، به پروژهای سیاسی تبدیل شد.این مداخلهای استعماری در حق تعیین سرنوشت یک ملّت بود.
4. نفوذ وسیع یهودیان در رسانههای بزرگ غربی، بهویژه آمریکا، به موفقیت اسرائیل در کنترل گفتمان عمومی کمک زیادی کرد. جمعیت یهودی پراکنده، ثروت زیادی داشت و پس از هیتلر، به قصد حمایت از تأسیس یک ملّت یهودی بسیج شد تا درصورت شیوع مجدد یهودستیزی در آینده، مکان امنی برای آنها باشد.با استفاده از این ابزار تبلیغاتی بهروشهای پیچیده، اسرائیل را بابت ایجاد یک لیبرالدموکراسی بهسبکِ غربی و موفقیتش در مدرنیزاسیون دربرابر جامعۀ بهظاهر عقبمانده، راکد و فقیر فلسطینی تحسین کردند. آنها اسرائیل را از نظر اجتماعی، مترقی و از نظر اقتصادی، موفق به تصویر کشیدند؛ کشوری که حتی موفق شده «صحرا را شکوفا کند».
5. همانزمان که رژیم آپارتاید اسرائیل درگیر شیوههای غیرانسانی کنترل مقاومت فلسطینیان بود و بهطور فزایندهای عدم تمایل خود به دستیابی به مصالحهای سیاسی ازطریق مذاکرات دوجانبه را آشکار میکرد، مشروعیت آن حتی در جوامع غربی بهطور گستردهای – هر چند، نه توسط دولتها- تردیدآمیز واقع شد. این روند اخیراً هنگامی تشدید شد که دولت ائتلافی نتانیاهو با حزب صهیونیسم مذهبی در ژانویۀ 2023میلادی، به قدرت رسید و بلافاصله به خشونت شهرکنشینان در کرانۀ باختری چراغ سبز نشان داد، حرمت اماکن مقدس مسلمانان (بهویژه مسجدالاقصی) را شکست و نقشههایی را در سازمان ملل و جاهای دیگر به نمایش گذاشت که در آنها «از رودخانه تا دریا» فقط اسرائیل وجود دارد.
........................
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۵:۵۰
6. دولتهایی که حتی پس از توسل اسرائیل به نسلکشی، به حمایتشان از اسرائیل ادامه میدهند، تحتتأثیر ترکیبی از منافع استراتژیک و آنچه میتوان سیاست هویت نامید، قرار دارند. مسائل استراتژیک و هویتی دررابطهبا اسرائیل، همگرا میشوند؛ چراکه اسرائیل ترکیبی است از تواناییهای نظامیِ قوی و هویت تمدنیِ جامعهای مدرن با فناوری پیشرفته که پیوندهای مهمی با غرب دارد و در میان مجموعهای از کشورهای اسلامیِ متخاصم و جنبشهای غیردولتی که دشمن آناند قرار گرفته است.اگر جنگ گستردهتری آغاز شود، بهمنزلۀ «جنگ تمدنها» در نظر گرفته خواهد شد که یادآور پیشبینی ساموئل هانتینگتون در سال 1993میلادی از جهان پس از پایان جنگ سرد است.
7. اگر اسرائیل موفق شود سناریوی انتقال جمعیت را در غزه اجرا کند و فلسطینیانِ بازمانده را مجبور به پناهندگی در منطقه کند، پاکسازیِ قومی نیز به جنایت نسلکشی در قالب جنایت علیه بشریت اضافه خواهد شد.این امر به احتمال خیلی زیاد به بسیج نیروهای ضدغربی در سراسر خاورمیانه منجر میشود و فشارهای خطرناک جدیدی را متوجه پیوند ویرانگر جهان غرب با اسرائیل میکند. همچنین، ابهاماتی وجود دارد دربارۀ واکنش اسرائیل به برچسب «دولت مطرودی» که درمعرض بایکوت و حتی تحریم قرار میگیرد، و همینطور تشدید ستیزهجوییِ گروههای همبستگی جهانی که خود را وقف آیندهای انسانی برای مردم فلسطین کردهاند.
8. آنچه زندگی را برای اسرائیل پیچیده کرده، وجود ناسیونالیسم بومی در کشورهای جهان جنوب و همچنین شکست استعمار اروپاست که به مقاومت، مشروعیت بخشیده است، حتی مقاومت مسلحانه که هرچند تاحدودی مناقشهبرانگیز، اما در قوانین بینالملل فعلی گنجانده شده است. به رسمیت شناختن حق مسلّم مردم برای تعیین سرنوشت ملّی، موجب میشود که حرکتهای مسئولان شهرکنشینان استعمارگر، اقداماتی غیرقانونی و در دشمنی آشکار با جمعیتهای بومی -بهمثابۀ ملّتهای عقبمانده یا ناموجود که باید از سر راه برداشته شوند- باشند.
9. بهترین امید برای فلسطین در این زمان، تشدید فعالیتهای جامعۀ مدنی برای توقف نسلکشی است؛ مثل مورد آفریقای جنوبی که دادخواستی به دیوان بینالمللی دادگستری ارائه کرده و به دنبال آن است، و منزویکردن اسرائیل در حوزههای فرهنگی، ورزشی و انواع تحریمها.در سیاست خارجی جهان غرب و رابطهاش با اسرائیل، هیچ مبنایی برای صلحی عادلانه و پایدار وجود ندارد که بهصورت دیپلماتیک و استراتژیک، توسط دولتهای مترقی یا بهنحوی مؤثر توسط سازمان ملل متحد ترویج شود.در موقعیتهایی استراتژیک مثل رابطۀ اسرائیل و آمریکا، سنبۀ اولویتهای ژئوپلیتیکی از رهنمودهای قوانین بینالمللی و اخلاقیات همزیستی میاندولتی پُرزورتر است.
#فکرآورد#شماره_پنجم..............................
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۵:۵۱
گفتوگوی_اختصاصی_فکرآورد_با_ریچارداندرسون_فالک.pdf
۲.۲۷ مگابایت
تأسیس استعماری و تداوم نژادپرستانه
۱۵:۵۶
در تاریخ حکومتهای ایران، صفویه با 183 جنگ و ساسانیان با 153 جنگ، بیشترین تعداد را به خود اختصاص دادهاند و جنگهای ایران و روم (بین امپراتوری روم و دو امپراتوری اشکانیان و ساسانیان)، ۷۲۱ سال طول کشید. 721 سال جنگ ایران با غرب در دوران پیشااسلام و پیشامدرن، مؤید تاریخی بودن منازعۀ ایران و غرب است. با نگاهی به این تاریخ، گویی جنگ، «خواهرخواندۀ نامهربان» این سرزمین بوده است؛ اما ایرانیان در میانۀ این بحرانها، هیچگاه از تاریخ مشترک خود دست نکشیدهاند.اما در کنار این خواهرخواندۀ نامهربان و گذشته از جنگاوری و سلحشوریِ مردمان ایرانزمین، فرزندانی به نام حکمت و ادب نیز همنشین همیشگی ایرانیان بودهاند.
برشی از یادداشت آقای امیرحسین ثمالی در شمارهٔ ششم و هفتم مجلهٔ علوم انسانی فکرآورد.
#فکرآورد#شماره_ششم_هفتم.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
#فکرآورد#شماره_ششم_هفتم.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۴:۵۲
سیر اندیشۀ دکتر رضا داوری را میتوان به اعتباری به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول از دهه40 تا پیروزی انقلاب اسلامی که سرآغاز تأملات ایشان در مواجهه با تمدن و عالم غرب است. با طلیعه انقلاب اسلامی، دوران دوم آغاز میشود؛ در این زمان که تقریبا تا اواسط دهه هفتاد ادامه مییابد، داوری موضوع اصلی تأملات خود یعنی غربزدگی را با توجه به پیروزی انقلاب و تأمل در برخی جلوات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن در نسبت با عالم غرب ادامه میدهد. از اواسط دهه هفتاد و ظهور تغییرات مهم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی درکشور، دوران سوم با تأمل بر موضوع توسعه و توسعهنیافتگی آغاز شده است.
ادامه یادداشت
........................
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورد
در جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
@fekr_avard
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورد
در جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۹:۲۸
#فکرآورد#شماره_اول.................................مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۹:۲۹
1. اگر به تاریخ اروپا نگاه کنیم، دو ملیت وجود دارد که آخرین ملیتهایی هستند که تبدیل به کشور شدند؛ یکی مانده به آخر، آلمان است. در سال 1871میلادی، بیسمارک، آنها را متحد میکند و حدود 15 سال پس از این واقعه هم ایتالیا تبدیل به کشور میشود. یعنی آخرین کشوری که در اروپا کشور شد، ایتالیا بود.به همین دلیل، متفکران میگویند بحرانهایی که در جنگ جهانی اول و دوم میبینید ـ که هر دوی این کشورها در آن رد پا داشتهاند ـ، به این دلیل بود که نظام دولت در اینها آنچنان که باید، به مانند سایر کشورهای اروپایی تکامل نیافته بود.
ادامهٔ گفتوگو
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
@fekr_avard
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۳:۵۲
ادامه گفتوگو
2. آمریکاییها به الگوی نوینی از تولید دسترسی پیدا کرده بودند که در دنیا وجود نداشت.اینها ایستگاههای تولید را متعدد کرده و به ظرفیت تولید گسترده رسیده بودند. آمریکاییها در این مقام ظاهر شدند که ما اگر بتوانیم طبقۀ متوسط را در دنیا گسترش دهیم، میتوانیم در دنیا سروری کنیم. چون در این صورت، تولیدمان ادامه پیدا خواهد کرد و طبقۀ متوسط هم بهدلیل بالا رفتن مصرفش، نیازمندیِ بیشتری دارد. آلمانیها در آن زمان، ایدۀ سوار شدن بر علوم طبیعی را داشتند.
3. آلمانیها از ابتدا مشکلی با شکل گرفتن دولت یهودی به نام اسرائیل نداشتند.حتی به نوعی از آن حمایت هم میکردند. مثلاً فیلسوفانی که در آلمان بودند و بعد از آن روبهروی آلمان نازی قرار گرفتند، مانند هانا آرنت ـ در شرایطی که هنوز اسرائیل شکل نگرفته بودـ، برای شکلگیری دولتی به نام اسرائیل در منطقۀ فلسطین، اهتمام جدی داشتند.بنابراین، آن چیزی که ما بعد از 1948، بهعنوان اسرائیل میبینیم، یک سابقۀ 60 ساله دارد.درحقیقت، کشورهای استعمارگر از شکلگیری موجودیتی به نام اسرائیل حمایت کردند؛ پس مسئله فقط مربوط به انگلیسیها نبود.
4. هرچه در تاریخ از اواخر قرن 19، جلوتر میآییم، به این نقطه نزدیکتر میشویم که قدرت بینالمللی انگلستان دچار افول میشود و یک قدرت استعمارگر تازهنفس به نام آمریکا شکل میگیرد. آلمان هم بهدلیل گرفتار شدن در دو جنگ جهانی نتوانست مانند کشورهای دیگر، استعمارگریِ خود را توسعه دهد. قدرت آلمان، فروکش میکند؛ اما آمریکا با قدرت، جلو میرود. تاریخ درگیری یهودیان و فلسطینیها در بستر تاریخی خود پیش میرود و ما به اوایل قرن 20 میرسیم.در این دوران، انگلیسیها در مرحلۀ اول، در چهارچوب دیدگاه یکطرفۀ خود که تصور میکردند مسئولیت صادر کردن تمدن به دیگر نقاط جهان را دارند و باید از یهودیان هم حمایت کنند، از انتقال یهودیان اشکنازی که از اروپا به منطقهٔ فلسطین منتقل میشوند، حمایت میکنند.
5. انگلیسیها وقتی متوجه خشونت و حرکات یکطرفۀ یهودیان و اقدامات تروریستیشان شدند، قدرت خود را از پشت یهودیان برداشتند و وضعیت میانهروی را در پیش گرفتند. در این مرحله، انگلیسیها اعلام کردند که اعراب هم انسانهایی هستند که در فلسطین برای خودشان زندگی داشتند و ما نباید به این موضوع، یکسویه بنگریم.کمی جلوتر و در مرحلۀ سوم، آنقدر اقدامات تروریستی یهودیان زیاد شد که انگلیسیها با فلسطینیها همدلی کردند. منظورم یک دهۀ منتهی به سال 1948میلادی است که موجودیت اسرائیل شکل گرفت.
ادامهٔ گفتوگو
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
@fekr_avard
2. آمریکاییها به الگوی نوینی از تولید دسترسی پیدا کرده بودند که در دنیا وجود نداشت.اینها ایستگاههای تولید را متعدد کرده و به ظرفیت تولید گسترده رسیده بودند. آمریکاییها در این مقام ظاهر شدند که ما اگر بتوانیم طبقۀ متوسط را در دنیا گسترش دهیم، میتوانیم در دنیا سروری کنیم. چون در این صورت، تولیدمان ادامه پیدا خواهد کرد و طبقۀ متوسط هم بهدلیل بالا رفتن مصرفش، نیازمندیِ بیشتری دارد. آلمانیها در آن زمان، ایدۀ سوار شدن بر علوم طبیعی را داشتند.
3. آلمانیها از ابتدا مشکلی با شکل گرفتن دولت یهودی به نام اسرائیل نداشتند.حتی به نوعی از آن حمایت هم میکردند. مثلاً فیلسوفانی که در آلمان بودند و بعد از آن روبهروی آلمان نازی قرار گرفتند، مانند هانا آرنت ـ در شرایطی که هنوز اسرائیل شکل نگرفته بودـ، برای شکلگیری دولتی به نام اسرائیل در منطقۀ فلسطین، اهتمام جدی داشتند.بنابراین، آن چیزی که ما بعد از 1948، بهعنوان اسرائیل میبینیم، یک سابقۀ 60 ساله دارد.درحقیقت، کشورهای استعمارگر از شکلگیری موجودیتی به نام اسرائیل حمایت کردند؛ پس مسئله فقط مربوط به انگلیسیها نبود.
4. هرچه در تاریخ از اواخر قرن 19، جلوتر میآییم، به این نقطه نزدیکتر میشویم که قدرت بینالمللی انگلستان دچار افول میشود و یک قدرت استعمارگر تازهنفس به نام آمریکا شکل میگیرد. آلمان هم بهدلیل گرفتار شدن در دو جنگ جهانی نتوانست مانند کشورهای دیگر، استعمارگریِ خود را توسعه دهد. قدرت آلمان، فروکش میکند؛ اما آمریکا با قدرت، جلو میرود. تاریخ درگیری یهودیان و فلسطینیها در بستر تاریخی خود پیش میرود و ما به اوایل قرن 20 میرسیم.در این دوران، انگلیسیها در مرحلۀ اول، در چهارچوب دیدگاه یکطرفۀ خود که تصور میکردند مسئولیت صادر کردن تمدن به دیگر نقاط جهان را دارند و باید از یهودیان هم حمایت کنند، از انتقال یهودیان اشکنازی که از اروپا به منطقهٔ فلسطین منتقل میشوند، حمایت میکنند.
5. انگلیسیها وقتی متوجه خشونت و حرکات یکطرفۀ یهودیان و اقدامات تروریستیشان شدند، قدرت خود را از پشت یهودیان برداشتند و وضعیت میانهروی را در پیش گرفتند. در این مرحله، انگلیسیها اعلام کردند که اعراب هم انسانهایی هستند که در فلسطین برای خودشان زندگی داشتند و ما نباید به این موضوع، یکسویه بنگریم.کمی جلوتر و در مرحلۀ سوم، آنقدر اقدامات تروریستی یهودیان زیاد شد که انگلیسیها با فلسطینیها همدلی کردند. منظورم یک دهۀ منتهی به سال 1948میلادی است که موجودیت اسرائیل شکل گرفت.
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۳:۵۳
ادامه گفتوگو
6. دو دهه بعد از موجودیت اسرائیل، یعنی در سال 1968 میلادی، انگلستان، نیروهای خود را به بهانۀ کمبود بودجه از کل دنیا فراخواند.به موازات این تحولات، آمریکا جایگزین او شد. ارتباطی که بین یهودیها و انگلستان وجود داشت، اینبار میان آمریکا و اسرائیل شکل گرفت و این روند تاکنون ادامه پیدا کرده است.از سال 1948 به بعد، موجودیت اسرائیل شکل گرفت.از آن سال به بعد، ما شاهد یک نقطهعطف مهم در مناسبات تاریخ بینالملل هستیم و آن هم تحریمهای نفتی در 1973 میلادی است.در همین دوره هم اندیشههای چپ در بین کسانی که هواخواه نیروهای فلسطینی بودند، گسترش یافت.
7. یک سال پیش از جنگ غزه، وقتی که جنگ اوکراین و روسیه صورت گرفت و رسانههای اروپایی از آن صحبت میکردند، میگفتند این جنگدیدههای اوکراینی، مانند عربها و مردم دیگر دنیا نیستند؛ اینها مانند خودمان چشمآبی و سفیدپوست هستند و باید به اینها توجه متفاوتی داشته باشیم.غربیها همیشه وقتی که در مورد منافع حیاتی صحبت میشود، خودشان را از موضع برتر نگاه میکنند.من اینها را در چهارچوب تئوری توطئه نمیبینم. چیزی بوده که در تاریخ وجود داشته است.
8. بعد از جنگ جهانی دوم، گروههای چپ، جایگاه و نقش بسیار برجستهای در تقابل با اسرائیل داشتهاند.اینها در سراسر دنیا در یک فاز و در داخل فلسطین هم در یک فاز دیگر، این اقدامات را رقم میزدند. اما وقتی که در مورد مکتب فرانکفورت صحبت میکنیم، باید مقداری متفاوتتر به موضوع نگاه کنیم. مکتب فرانکفورت همانطور که از اسمش پیداست، از جایی میآید که پیشینۀ مشخصی نسبت به یهودیها دارد و مقداری هم متفاوت به موضوع نگاه کرده است.هابرماس و اکثر متفکران مکتب فرانکفورت، یهودی بودهاند. هر چهار بنیانگذار اصلی این مکتب که حلقۀ آخر آن هابرماس است، یهودی بودند.
9. همیشه بین روابط بینالملل و حقوق بینالملل، دیواری به نام قدرت وجود دارد. این قدرت بیشتر متمایل و معطوف به روابط بینالملل است. یعنی حقوق بینالملل فقط با اذهان و وجدانهای دنیا سر و کار دارد.اینکه میبینید آفریقای جنوبی یک پروندۀ حقوقی را شروع میکند و به نتیجه هم میرسد، کاملاً صحیح است؛ اما باید آن را در بسترش نگاه کنید و آن بستر این است که مگر پیش از این هم بارها این همه قطعنامه از سوی سازمان ملل متحد به تصویب نرسید که در همۀ آنها اسرائیل محکوم شده است؛ اسرائیلیها مگر کاری میکنند؟ مگر به حکم، تن دادهاند؟ پس در برابر قدرت باید قدرت ساخت.
..................
متن کامل گفتوگو در فایل Pdf در دسترس است.
#فکرآورد#شماره_ششم_و_هفتم
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
6. دو دهه بعد از موجودیت اسرائیل، یعنی در سال 1968 میلادی، انگلستان، نیروهای خود را به بهانۀ کمبود بودجه از کل دنیا فراخواند.به موازات این تحولات، آمریکا جایگزین او شد. ارتباطی که بین یهودیها و انگلستان وجود داشت، اینبار میان آمریکا و اسرائیل شکل گرفت و این روند تاکنون ادامه پیدا کرده است.از سال 1948 به بعد، موجودیت اسرائیل شکل گرفت.از آن سال به بعد، ما شاهد یک نقطهعطف مهم در مناسبات تاریخ بینالملل هستیم و آن هم تحریمهای نفتی در 1973 میلادی است.در همین دوره هم اندیشههای چپ در بین کسانی که هواخواه نیروهای فلسطینی بودند، گسترش یافت.
7. یک سال پیش از جنگ غزه، وقتی که جنگ اوکراین و روسیه صورت گرفت و رسانههای اروپایی از آن صحبت میکردند، میگفتند این جنگدیدههای اوکراینی، مانند عربها و مردم دیگر دنیا نیستند؛ اینها مانند خودمان چشمآبی و سفیدپوست هستند و باید به اینها توجه متفاوتی داشته باشیم.غربیها همیشه وقتی که در مورد منافع حیاتی صحبت میشود، خودشان را از موضع برتر نگاه میکنند.من اینها را در چهارچوب تئوری توطئه نمیبینم. چیزی بوده که در تاریخ وجود داشته است.
8. بعد از جنگ جهانی دوم، گروههای چپ، جایگاه و نقش بسیار برجستهای در تقابل با اسرائیل داشتهاند.اینها در سراسر دنیا در یک فاز و در داخل فلسطین هم در یک فاز دیگر، این اقدامات را رقم میزدند. اما وقتی که در مورد مکتب فرانکفورت صحبت میکنیم، باید مقداری متفاوتتر به موضوع نگاه کنیم. مکتب فرانکفورت همانطور که از اسمش پیداست، از جایی میآید که پیشینۀ مشخصی نسبت به یهودیها دارد و مقداری هم متفاوت به موضوع نگاه کرده است.هابرماس و اکثر متفکران مکتب فرانکفورت، یهودی بودهاند. هر چهار بنیانگذار اصلی این مکتب که حلقۀ آخر آن هابرماس است، یهودی بودند.
9. همیشه بین روابط بینالملل و حقوق بینالملل، دیواری به نام قدرت وجود دارد. این قدرت بیشتر متمایل و معطوف به روابط بینالملل است. یعنی حقوق بینالملل فقط با اذهان و وجدانهای دنیا سر و کار دارد.اینکه میبینید آفریقای جنوبی یک پروندۀ حقوقی را شروع میکند و به نتیجه هم میرسد، کاملاً صحیح است؛ اما باید آن را در بسترش نگاه کنید و آن بستر این است که مگر پیش از این هم بارها این همه قطعنامه از سوی سازمان ملل متحد به تصویب نرسید که در همۀ آنها اسرائیل محکوم شده است؛ اسرائیلیها مگر کاری میکنند؟ مگر به حکم، تن دادهاند؟ پس در برابر قدرت باید قدرت ساخت.
..................
#فکرآورد#شماره_ششم_و_هفتم
مجلۀ علوم انسانیِ فکرآورددر جستوجوی آنکه فکرش گره از کار جهان، بگشاید.
۱۳:۵۴
گفتوگو با مهدی زیبایی درباره تاثیر روندهای تاریخی بر تاسیس یک رژیم نسلکش.pdf
۲.۰۵ مگابایت
تأثیر روندهای تاریخی بر تأسیس یک رژیم نسلکش
۱۳:۵۹