میتوانستند ولی نخواستند!#محمد_موسوی_عقیقی
این روزها که هنوز تجمعات در سراسر کشور برقرار است، تعداد زیادی از زنان بیحجاب یا باحجابی که پوشششان هیچگاه مقبول جمهوری اسلامی نبوده هم در این دورهمیها حاضر میشوند و بر اساس آنچه که حداقل در شهر تهران دیدم، حضور فعالانهای هم دارند. تصاویر خبرگزاریهای مختلف را ببینید، شما هم تأیید میکنید.
در این تجمعات باحجاب و بیحجاب، مردان و زنان و روحانیون و نظامیها با یکدیگر همزیستی دارند. کنار هم میایستند و تعامل میکنند. چند روز پیش نبش چهارراه ولیعصر، روحانیای با محاسن سفید در کنار یک دختر جوانی که هیچ پوششی بر سر نداشت ایستاده بود و هر دو پرچم میچرخاندند. دیروز هم دیدم که رسانهی رهبر سوم، عکس زن بیحجابی را منتشر کرده است.
همهی اینها را که میبینم، با خود کلنجار میروم که چه میشد حاکمیت در این همه سال خود را درگیر امری شخصیِ ریزفقهی نمیکرد یا این همدلی را زودتر از اینها آغاز میکرد؛ همان اواسط و اواخر دههی ۹۰ که تصاویر هولناکی از گشت ارشاد منتشر شد و یا با شروع دولت سیزدهم که تونلهای انسانیِ تذکر به حجاب شکل گرفت. قطعاً قضایای ۱۴۰۱ و جنبش مهسا و حتی قضایای دیماه ۱۴۰۴ شکل نمیگرفت.
وضعیت این روزها نشان از این دارد که میشد، ولی نخواستند و نکردند. حالا زمانی که ایران نیاز به همبستگی در جنگ دارد، هرچند به این فهم رسیدهاند، ولی فلسفهی در خیابان ماندنشان مگر غیر از این است که بمانیم تا خیابان را نبازیم؟ یعنی خیابان در طی سالیان به حدی رسیده که امروز باید با همبستگی همهی اقشار مردم و با همهی تفاوتهای سیاسی و مذهبی نگه داشته شود.
خیابان در این روزهای متمادی نشان داد که بیحجاب و باحجاب اگر بگذارند، توان همزیستی دارند و نه خانوادهای پاچیده شد و نه مردان سودای دیگری پیدا کردند؛ زیرا حضور یک زنِ بیحجاب را، طبیعی دریافتهاند و پیش از این، افکارشان با حرفهای تندروهای مذهبی و کانالهای ایتایی پُر شده بود از اینکه بیحجابی، غیرطبیعی است.
فکرکهایمن | شمارهی: ۳
@fekr_rak
instagram.com/mousavi_aghighii
این روزها که هنوز تجمعات در سراسر کشور برقرار است، تعداد زیادی از زنان بیحجاب یا باحجابی که پوشششان هیچگاه مقبول جمهوری اسلامی نبوده هم در این دورهمیها حاضر میشوند و بر اساس آنچه که حداقل در شهر تهران دیدم، حضور فعالانهای هم دارند. تصاویر خبرگزاریهای مختلف را ببینید، شما هم تأیید میکنید.
در این تجمعات باحجاب و بیحجاب، مردان و زنان و روحانیون و نظامیها با یکدیگر همزیستی دارند. کنار هم میایستند و تعامل میکنند. چند روز پیش نبش چهارراه ولیعصر، روحانیای با محاسن سفید در کنار یک دختر جوانی که هیچ پوششی بر سر نداشت ایستاده بود و هر دو پرچم میچرخاندند. دیروز هم دیدم که رسانهی رهبر سوم، عکس زن بیحجابی را منتشر کرده است.
همهی اینها را که میبینم، با خود کلنجار میروم که چه میشد حاکمیت در این همه سال خود را درگیر امری شخصیِ ریزفقهی نمیکرد یا این همدلی را زودتر از اینها آغاز میکرد؛ همان اواسط و اواخر دههی ۹۰ که تصاویر هولناکی از گشت ارشاد منتشر شد و یا با شروع دولت سیزدهم که تونلهای انسانیِ تذکر به حجاب شکل گرفت. قطعاً قضایای ۱۴۰۱ و جنبش مهسا و حتی قضایای دیماه ۱۴۰۴ شکل نمیگرفت.
وضعیت این روزها نشان از این دارد که میشد، ولی نخواستند و نکردند. حالا زمانی که ایران نیاز به همبستگی در جنگ دارد، هرچند به این فهم رسیدهاند، ولی فلسفهی در خیابان ماندنشان مگر غیر از این است که بمانیم تا خیابان را نبازیم؟ یعنی خیابان در طی سالیان به حدی رسیده که امروز باید با همبستگی همهی اقشار مردم و با همهی تفاوتهای سیاسی و مذهبی نگه داشته شود.
خیابان در این روزهای متمادی نشان داد که بیحجاب و باحجاب اگر بگذارند، توان همزیستی دارند و نه خانوادهای پاچیده شد و نه مردان سودای دیگری پیدا کردند؛ زیرا حضور یک زنِ بیحجاب را، طبیعی دریافتهاند و پیش از این، افکارشان با حرفهای تندروهای مذهبی و کانالهای ایتایی پُر شده بود از اینکه بیحجابی، غیرطبیعی است.
۸۰۱
۲۳:۲۱