ما نیمی از زندگی رو از دست میدیم!
یعنی اگر ۸۰ سال عمر کنیم در عمل چیزی حدود ۴۰ سالش رو از دست میدیم و این تازه به جز زمانی هست که در خواب هستیم! شاید فکر کنی این یک ادعای اغراق شدهست اما نتیجهی تحقیقیه که در دانشگاه هاروارد انجام شده و در پست بعدی ارسالش خواهم کرد.
اما چجوری نیمی از زندگی رو از دست میدیم؟تا حالا شده وسط گفتگو با کسی یا حین یک جلسهی کاری نظرت رو بپرسن و بفهمی تا اینجای کار یک کلمه از حرفهارو نشنیدی چون غرق دنیای خودت بودی؟ یا برسی خونه، بدون اینکه اصلا یادت بیاد از کدوم مسیر اومدی؟مجموع این لحظات پرتکرار همون نیمهی از دست رفتهی زندگیمونه...
ما برای اینکه اون ۵۰ درصد رو بتونیم دوباره بدست بیاریم و زندگی کنیم، اول باید بدونیم که مغز چطور کار میکنه.همهی ما به اشتباه فکر میکنیم توجه مترادف تمرکزه!اما پروفسور جا میگه توجه رئیس مغز ماست و تمرکز یکی از اعضای تیمشه! توجه رئیسیه که تعیین میکنه کدوم اطلاعات تقویت بشن و برجسته بمونن و کدومها سرکوب و کمرنگ بشن.مغز ما برای مدیریت جهان، سیستم توجه رو به سه بخش یا زیرسیستم کاملاً مجزا تقسیم کرده. درست مثل یک تیم که هر کدوم وظیفه خاصی دارن؛ هرکدوم از زیرسیستمهای توجه کار متفاوتی انجام میدن که در ادامه بهش میپردازیم:
تصور کن توی یه اتاق تاریک هستی و یک چراغقوه دستته. وقتی نور رو میندازی روی یک تابلو، اون تابلو رو شفاف میبینی، اما بقیه اتاق تو تاریکی فرو میره. این همون کاریه که وقتی میخوای تمرکز کنی انجام میدی.کارکردش چیه؟ انتخاب یک هدف خاص و کور شدن نسبت به بقیه چیزها.به این زیرسیستم اصطلاحاً میگن چراغقوه یا سیستم جهتدهی¹ چون کارکردش شبیه اون چراغقوهست و مغز رو جهت دهی میکنه به سمت چیزی که قرار هست بر اون متمرکز باشه و بقیهی موارد رو از دایرهی توجهش خارج میکنه!اما مشکل اینجاست که چراغقوهمون خیلی وقتها به جای تمرکز بر لحظهی حال روی نگرانیها، گذشته، آینده و حتی گوشی موبایل قفل میشه و لبخند فرزندمون یا طعم غذا رو کلاً از دست میدیم. این چراغ قوهای که بر چیزی جز لحظهی حال متمرکزه اولین دزد لحظات زندگی ماست!
بریم سراغ دزد دوم!حالا تصور کن داری رانندگی میکنی. دیگه چراغقوه به کارت نمیاد چون نمیخوای روی یک نقطه زوم کنی؛ تو میخوای در آن واحد حواست به همه جا باشه.اینجا زیرسیستم نورافکن یا سیستم هشدار² وارد میشه. این سیستم مثل یک پروژکتور قوی، تمام محیط رو روشن میکنه تا هر تغییر ناگهانی رو ببینه.کارکردش چیه؟ هوشیاری وسیع، آمادهباش و مراقبت.یه نکتهی مهم اینه که این دو سیستم نمیتونن همزمان فعال باشن. این باعث میشه وقتی احساس تهدید یا اضطراب داری و این نورافکن که وظیفهش آماده باشه خاموش نشه، نتیجهی خاموش نشدنش اینه که اولا نمیتونی از حالت چراغقوهی مغزت استفاده کنی (مثلا درس بخونی یا وظایفت رو درست انجام بدی) دوما به محرکهای محیط اطرافت خیلی حساس میشی. اون تیکتاک ساعت که هیچوقت نمیشنیدیش حالا آزاردهندهست، احساس بیقراری میکنی و هر صدایی میتونه باعث بشه از جا بپری!
تا اینجا ما یک چراغ قوه و یک نورافکن داریم که باهم روشن نمیشن.حالا کی تصمیم میگیره که کِی باید از چراغقوه استفاده کنی و کِی از نورافکن؟ کی باید حواسش باشه که وقتی داری با تلفن حرف میزنی، پات رو اشتباها روی ترمز نذاری؟ یا مثلا وقتی نگرانی روی خودت کنترل داشته باشی و با دیگران درست رفتار کنی؟اینجاست که زیرسیستم سوم یا همون شعبدهباز با نام علمی مدیرمرکزی³ وارد میشه.کارکردش چیه؟ مدیریت و کنترل رفتار، برنامهریزی و نگهداشتن هدف در ذهن. مثل شعبدهبازی که نمیذاره توپها از دستش بیفته، این زیرسیستم بهت کمک میکنه چیزی رو توی ذهنت نگه داری و رهاش نکنی حین انجام کارها. مثلا پادکست رو گوش بدی بدون اینکه یادت بره از کدوم خروجی بزرگراه باید خارج بشی و یا در دل مشکلات و نگرانیها به روتینهات پایبند باشی.مشکل این شعبدهباز اینه که وقتی استرس داری یا زیادی خستهست، دستپاچه میشه و توپها رو میندازه زمین.
نکتهی جالب اینه که این سه زیرسیستم نهفقط روی تمرکز و هوشیاری ما، بلکه روی هر سه حوزهی زندگیمون تأثیر میذارن: روابط اجتماعی، احساسات و عملکرد شناختی.
بنابراین اگر نیمی از عمر ما از دست میره به این خاطره که:زیرسیستمهای توجه ما که هرکدوم کارکرد مشخص و مفیدی دارن از مسیر عملکرد طبیعی خودشون خارج شدن؛ نورافکنمون همیشه روشنه و مغز و بدنمون مدام توی حالت آمادهباشه، شعبدهبازمون بخاطر سبک زندگی پر استرس و پرمشغلهمون خستهست و چراغ قوهمون یا خاموشه یا اگر روشنه بر چیزی جز لحظهی حال نور انداخته.
اما چرا؟ و چه عواملی باعث این اتفاقات هستن؟این چیزیه که در پست بعد بهش میپردازیم.همراهمون باشید
قدرت پنهان توجه و زیرسیستمهای آن#Peak_Mind#Amishi_Jha
@Firstread_fa
یعنی اگر ۸۰ سال عمر کنیم در عمل چیزی حدود ۴۰ سالش رو از دست میدیم و این تازه به جز زمانی هست که در خواب هستیم! شاید فکر کنی این یک ادعای اغراق شدهست اما نتیجهی تحقیقیه که در دانشگاه هاروارد انجام شده و در پست بعدی ارسالش خواهم کرد.
اما چجوری نیمی از زندگی رو از دست میدیم؟تا حالا شده وسط گفتگو با کسی یا حین یک جلسهی کاری نظرت رو بپرسن و بفهمی تا اینجای کار یک کلمه از حرفهارو نشنیدی چون غرق دنیای خودت بودی؟ یا برسی خونه، بدون اینکه اصلا یادت بیاد از کدوم مسیر اومدی؟مجموع این لحظات پرتکرار همون نیمهی از دست رفتهی زندگیمونه...
ما برای اینکه اون ۵۰ درصد رو بتونیم دوباره بدست بیاریم و زندگی کنیم، اول باید بدونیم که مغز چطور کار میکنه.همهی ما به اشتباه فکر میکنیم توجه مترادف تمرکزه!اما پروفسور جا میگه توجه رئیس مغز ماست و تمرکز یکی از اعضای تیمشه! توجه رئیسیه که تعیین میکنه کدوم اطلاعات تقویت بشن و برجسته بمونن و کدومها سرکوب و کمرنگ بشن.مغز ما برای مدیریت جهان، سیستم توجه رو به سه بخش یا زیرسیستم کاملاً مجزا تقسیم کرده. درست مثل یک تیم که هر کدوم وظیفه خاصی دارن؛ هرکدوم از زیرسیستمهای توجه کار متفاوتی انجام میدن که در ادامه بهش میپردازیم:
تصور کن توی یه اتاق تاریک هستی و یک چراغقوه دستته. وقتی نور رو میندازی روی یک تابلو، اون تابلو رو شفاف میبینی، اما بقیه اتاق تو تاریکی فرو میره. این همون کاریه که وقتی میخوای تمرکز کنی انجام میدی.کارکردش چیه؟ انتخاب یک هدف خاص و کور شدن نسبت به بقیه چیزها.به این زیرسیستم اصطلاحاً میگن چراغقوه یا سیستم جهتدهی¹ چون کارکردش شبیه اون چراغقوهست و مغز رو جهت دهی میکنه به سمت چیزی که قرار هست بر اون متمرکز باشه و بقیهی موارد رو از دایرهی توجهش خارج میکنه!اما مشکل اینجاست که چراغقوهمون خیلی وقتها به جای تمرکز بر لحظهی حال روی نگرانیها، گذشته، آینده و حتی گوشی موبایل قفل میشه و لبخند فرزندمون یا طعم غذا رو کلاً از دست میدیم. این چراغ قوهای که بر چیزی جز لحظهی حال متمرکزه اولین دزد لحظات زندگی ماست!
بریم سراغ دزد دوم!حالا تصور کن داری رانندگی میکنی. دیگه چراغقوه به کارت نمیاد چون نمیخوای روی یک نقطه زوم کنی؛ تو میخوای در آن واحد حواست به همه جا باشه.اینجا زیرسیستم نورافکن یا سیستم هشدار² وارد میشه. این سیستم مثل یک پروژکتور قوی، تمام محیط رو روشن میکنه تا هر تغییر ناگهانی رو ببینه.کارکردش چیه؟ هوشیاری وسیع، آمادهباش و مراقبت.یه نکتهی مهم اینه که این دو سیستم نمیتونن همزمان فعال باشن. این باعث میشه وقتی احساس تهدید یا اضطراب داری و این نورافکن که وظیفهش آماده باشه خاموش نشه، نتیجهی خاموش نشدنش اینه که اولا نمیتونی از حالت چراغقوهی مغزت استفاده کنی (مثلا درس بخونی یا وظایفت رو درست انجام بدی) دوما به محرکهای محیط اطرافت خیلی حساس میشی. اون تیکتاک ساعت که هیچوقت نمیشنیدیش حالا آزاردهندهست، احساس بیقراری میکنی و هر صدایی میتونه باعث بشه از جا بپری!
تا اینجا ما یک چراغ قوه و یک نورافکن داریم که باهم روشن نمیشن.حالا کی تصمیم میگیره که کِی باید از چراغقوه استفاده کنی و کِی از نورافکن؟ کی باید حواسش باشه که وقتی داری با تلفن حرف میزنی، پات رو اشتباها روی ترمز نذاری؟ یا مثلا وقتی نگرانی روی خودت کنترل داشته باشی و با دیگران درست رفتار کنی؟اینجاست که زیرسیستم سوم یا همون شعبدهباز با نام علمی مدیرمرکزی³ وارد میشه.کارکردش چیه؟ مدیریت و کنترل رفتار، برنامهریزی و نگهداشتن هدف در ذهن. مثل شعبدهبازی که نمیذاره توپها از دستش بیفته، این زیرسیستم بهت کمک میکنه چیزی رو توی ذهنت نگه داری و رهاش نکنی حین انجام کارها. مثلا پادکست رو گوش بدی بدون اینکه یادت بره از کدوم خروجی بزرگراه باید خارج بشی و یا در دل مشکلات و نگرانیها به روتینهات پایبند باشی.مشکل این شعبدهباز اینه که وقتی استرس داری یا زیادی خستهست، دستپاچه میشه و توپها رو میندازه زمین.
نکتهی جالب اینه که این سه زیرسیستم نهفقط روی تمرکز و هوشیاری ما، بلکه روی هر سه حوزهی زندگیمون تأثیر میذارن: روابط اجتماعی، احساسات و عملکرد شناختی.
بنابراین اگر نیمی از عمر ما از دست میره به این خاطره که:زیرسیستمهای توجه ما که هرکدوم کارکرد مشخص و مفیدی دارن از مسیر عملکرد طبیعی خودشون خارج شدن؛ نورافکنمون همیشه روشنه و مغز و بدنمون مدام توی حالت آمادهباشه، شعبدهبازمون بخاطر سبک زندگی پر استرس و پرمشغلهمون خستهست و چراغ قوهمون یا خاموشه یا اگر روشنه بر چیزی جز لحظهی حال نور انداخته.
اما چرا؟ و چه عواملی باعث این اتفاقات هستن؟این چیزیه که در پست بعد بهش میپردازیم.همراهمون باشید
قدرت پنهان توجه و زیرسیستمهای آن#Peak_Mind#Amishi_Jha
@Firstread_fa
۱۹۵
۱۶:۳۱