عکس پروفایل Firstread| خلاصه‌ی کتاب‌های ترجمه نشدهF
۹۲ عضو

Firstread| خلاصه‌ی کتاب‌های ترجمه نشده

علم فردا را امروز بخوانید، پیش از ترجمه.
thumbnail
امروز زنده‌ای، چون حواست پرت میشه!

تا حالا شده از خودت بپرسی اگر تمرکز برای اکثر ما اینقدر سخته چه معنایی داره؟مثلا اینکه شاید مشکل از تو نیست و این یه مشکل عمومیه که ریشه تو ساختار مغز بشر داره!حالا اگر دلیل حواس‌پرتی، ساختار مغزمون باشه به نظرت تکامل چرا باید همچین ویژگی‌ای رو در مغز ما قرار بده و تقویتش کنه به جای اینکه نسل انسان‌های حواس‌پرت رو هزاران سال پیش منقرض کرده باشه؟و سوال آخر اینکه اگر تکامل اینقدر مغزای حواس‌پرت رو دوست داره حواس‌پرتی رو باید یک مشکل دونست یا یک ویژگی مغز؟!تو این پست قراره جواب پروفسور آمیشی جا رو به این سوالات بشنویم اما قبلش باید مقدمه‌ای داشته باشیم.
ایشون اعتقاد داره که مغز ما بی‌طرف نیست، اصطلاحا دچار سوگیری‌های متفاوته. این یعنی مغزمون برای اطلاعات مختلف ارزش یکسانی قائل نیست اما چرا؟
تصور کن یک انسان اولیه هستی که مشغول جمع‌کردن میوه توی جنگلی‌.‌..یه صدای کوچیک میشنوی یا یه حرکت کوچیک لابلای درخت‌ها حس میکنی... اگر قراره زنده بمونی، مغزت باید به چیزای جدید حساس باشه و هر تغییر توی محیط اطراف، حواسش رو پرت کنه و متوجهش بشه ، چون اگر حواسش به این تغییرات کوچیک پرت نشه خیلی ساده ممکنه توسط حیوانات وحشی شکار بشه!
به این میگن سوگیری تازگی و برجستگی مغز، یعنی مغز برای محرک‌های جدید مثل صداهای کوچیک یا محرک‌های برجسته مثل نور یا صدای زیاد ارزش بیشتری قائله.
یکی از معادل‌های امروزی این محرک‌ها نوتیفیکیشن‌هاست. مغزی که امروز در خطر شکارشدن نیست، ذاتا برای نوتیفیکشن ها و صداها و محرکهای کوچیک ارزش قائله چون برای انسان اولیه این صداهای کوچیک، حکم مرگ و زندگی داشته!
جالبه بدونیم مغز ما نه تنها به نحوی طراحی شده که با محرک‌ها حواسش پرت بشه بلکه برنامه ریزی شده تا خودش هم حواس خودش رو پرت کنه!مثل زمانی که تو کتابخونه هستی، چیزی حواست رو پرت نمیکنه اما بعد از مدتی مطالعه حوصله‌ت سر میره. چرا مغزت عمدا حوصله‌ت رو سر میبره؟! دلیلش اینه که این کار در گذشته‌های دور به اجداد ما کمک میکرده تا به دنبال منابع بیشتر، گزینه‌های بهتر و خطرات احتمالی بگردن.مثل لحظه‌ای که تو کتابخونه حوصله‌ت سر میره سرت رو بالا میاری و درک بهتری از تغییرات محیط پیدا میکنی، مثلا متوجه میشی که صندلی مناسب‌تری خالی شده (گزینه‌ی بهتر).undefinedدر واقع برای انسان اولیه بیش از اون که توجه پایدار مفید بوده باشه، حوصله‌ سررفتن و پرت شدن حواس مفید بوده و بقاش رو تضمین میکرده‌ و بنابراین این در ساختار مغز ما نهادینه شده.
برای توضیح سوگیری دوم باید برگردیم به مثال انسان اولیه؛ اگر توی محیطی بودیم که هر لحظه خطری زندگیمون رو تهدید میکرد، به نظرت منطقی بود توجهمون رو بیشتر معطوف به خطرات کنیم یا مثلا زیبایی‌های محیط؟واقعیت اینه که اون انسان‌هایی که بیشتر به نقاط مثبت توجه میکردن شانس کمتری برای بقا داشتن، و ما نوادگان اجداد منفی‌نگرتر خودمون هستیم چون اونها خطرات رو سریع‌تر ارزیابی میکردن. یعنی ذهن ما از اجدادی به ارث رسیده که ذاتا برای اطلاعات منفی ارزش بیشتری قائل بودن. به این سوگیری میگن سوگیری منفی‌نگری. بخاطر همین ویژگی مغزمونه که یک اتفاق منفی یا حرف منفی مثلا تو محیط کار میتونه تمام اتفاقات مثبت روزمون رو بی‌اثر کنه چون مغزمون یاد گرفته منفی‌ها مهم‌ترن!ولی واقعیت اینه که در دنیای امروز یک اتفاق منفی کوچیک، دیگه زندگی مارو تهدید نمیکنه اما مغزمون به اندازه‌ی زمانی که زندگی اجدامون واقعا داشت با این اتفاقات کوچیک تهدید میشد بهشون واکنش میده؛ یعنی یجورایی ما دچار واکنش بیش از حدی هستیم که بهش نیاز نداریم.
بخش دوم: سوگیری‌های مغز(۱)#Peak_mind#Amishi_Jha
@firstread_fa

۲۴۵

۸:۲۳