مامانبزرگم اندازه کله من سیر ریخته تو غذا ، بعد برگشته به داییم میگه ببین چون سیر دوست نداری نریختم برات ؟
بعد داییم میگه : دیدین گفتم بدون سیر خوشمزه تره ؟
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
بعد داییم میگه : دیدین گفتم بدون سیر خوشمزه تره ؟
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۶:۳۹
یارو با دوست دخترش تو قبرستون قدم میزد ، یهو پلیس میاد .
یارو میگه بیا بشینیم سر این قبره پلیسه میاد گیر میده میگه اقا و خانم شما اینجا چیکار میکنید ؟
یارو گریه کنان میگه مگه کوری ، سر قبر پدرم نشستم . پلیسه میگه این قبر یه بچس .
یارو میگه : بابام تو بچگی مرد . میفهمی ؟
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
یارو میگه بیا بشینیم سر این قبره پلیسه میاد گیر میده میگه اقا و خانم شما اینجا چیکار میکنید ؟
یارو گریه کنان میگه مگه کوری ، سر قبر پدرم نشستم . پلیسه میگه این قبر یه بچس .
یارو میگه : بابام تو بچگی مرد . میفهمی ؟
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۶:۳۹
اقا روز خاکسپاری من دست گل رو روی قبرم نزارید ،
پرت کنید بین جمعیت ببینم نفر بعدی کیه
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
پرت کنید بین جمعیت ببینم نفر بعدی کیه
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۶:۵۵
دیشب اینترنتم قطع شد ، رفتم یه ذره با خانوادم نشستم باهاشون وقت گذروندم ، بنظر آدمای خوبی میان
مخصوصا اونی که میگفت من باباتم
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
مخصوصا اونی که میگفت من باباتم
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۶:۵۵
برنامههای آشپزی اینجوریه که اولش میگن :
خب میخوایم یه عصرونهی ساده و خوشمزه رو آموزش بدیم. مواد لازم: آب، روغن، گوجه، اینجاش من میگم ایول اینو باید درست کنم] بعد ادامه میده پودر آناستازیای مراکشی، پنیر گوادالاخارای هلندی، تخم خارخاسک کوهی، نمک و فلفل.

*𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ [★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★*
خب میخوایم یه عصرونهی ساده و خوشمزه رو آموزش بدیم. مواد لازم: آب، روغن، گوجه، اینجاش من میگم ایول اینو باید درست کنم] بعد ادامه میده پودر آناستازیای مراکشی، پنیر گوادالاخارای هلندی، تخم خارخاسک کوهی، نمک و فلفل.
*𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ [★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★*
۱۶:۴۳
یارو تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه…
هرکی براش دست بلند میکنه
میگه شوخی نکن دیگه…
تورو الان رسوندم 

𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۸:۲۳
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻧﮕﺎﻩﻣﯿﮑﺮﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﻟﻤﺎﺳﺶ ﺳﺮﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽﺳﻔﺮ ﺭﻭ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩ. 15ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﺣﻠﯽ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ،ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﯾﻪ ﺟﺴﻢ ﺳﻔﺖ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺶ ﺣﺲ ﮐﺮﺩ… ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﺵ ﺩﯾﺪ…
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ ! ﻣﻨﻢ ﺍﻭﻟﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩﻭﻟﯽ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﻧﺸﺪ! ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺘﺘﻮﻧﻮﮔﺮﻓﺘﻢ ﺣﻼﻝ ﮐﻨﯿﺪ


𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ ! ﻣﻨﻢ ﺍﻭﻟﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩﻭﻟﯽ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﻧﺸﺪ! ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺘﺘﻮﻧﻮﮔﺮﻓﺘﻢ ﺣﻼﻝ ﮐﻨﯿﺪ
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۹:۳۰
جدی یکی از فانتزی هام اینه که از الان به صمیمی ترین دوستم بگم که بعد از مراسم خاک سپاریم ، با گوشیم به همه پیام بده ممنون از اینکه تشریف آوردید 
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۸:۱۳
بنده خودم شخصا اصل زندگیم بر میگرده به بعد شنیدن این سخن از چرچیل گفتم خوبه که شما هم بشنوید 

۱۰:۱۰
دیروز مامانم زنگ میزد میگفت نارگیل بگیر بیا ، نارگیل نداریم .
گفتم آخه مادر من ما کی تا حالا نارگیل داشتیم ، انگار پیازه
بعد که رفتم خونه معلوم شد عمهم اینا اونجان
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
گفتم آخه مادر من ما کی تا حالا نارگیل داشتیم ، انگار پیازه
بعد که رفتم خونه معلوم شد عمهم اینا اونجان
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۰:۲۷
رفته بودم نونوایی گفتم قیامت بود بابا میگه یعنی شلوغ بود ؟گفتم نه . گناهکاران رو مینداختن تو تنور ، به نیکوکاران هم نون مجانی میدادن .
با اینکه سنش بالاس ولی ضربات خوبی وارد میکنه

𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
با اینکه سنش بالاس ولی ضربات خوبی وارد میکنه
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۱:۲۵
دیشب دوتا مریض حاد قلبی داشتم و یه کیس تصادفی، ساعت ۲.۵شب توی این شرایط یکی اومد گفت من سرما خوردم.برای اولین بار در زندگیم ازش پرسیدم:چی شد که فکر کردی ۲.۵ شب برای سرماخوردگی بیای اورژانس؟گفت خوابم نمیومد.
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۸:۳۵
یه رفیق داشتیم هر موقع عصبانی میشد کردی حرف میزد. تو دعوا اون پشت سر هم فحش میداد ما شونه هامونو مینداختیم بالا و میرقصیدیم
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۱:۱۹
به طرف گفتند: شما که توی مجلس همش خوابیدی چرا باز اومدی کاندیدای مجلس شدی؟
بغض کرد و گفت؛ آخه عادت کردم اگه جام رو عوض کنم دیگه خوابم نمی بره؟

𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
بغض کرد و گفت؛ آخه عادت کردم اگه جام رو عوض کنم دیگه خوابم نمی بره؟
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۱:۱۹
از برادرزاده ام پرسیدم:تو مدرسه دوست پیدا کردی؟خیلی خوشحال جواب داد:نه !!!باافسوس پرسیدم:چراااا ؟جواب داد:آخه کسی قبول نمیکنه کیفمو تا خونه بیاره :))))
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۸:۲۳
راهنمایی که بودیم، مدیر با برگههای رضایت نامه اومد سر کلاس گفت: «بچهها برای اردوی هفته دیگه این برگه رو بدید والدینتون امضا کنن و حتما فردا بیارید»
نیم ساعت بعد اومد گفت:
«تاریخ و زمان اردو اشتباهه؛برگهها رو تحویل بدید تا برگه های جدید رو بدیم.»
نصف برگهها، امضا شده بود

𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
نیم ساعت بعد اومد گفت:
«تاریخ و زمان اردو اشتباهه؛برگهها رو تحویل بدید تا برگه های جدید رو بدیم.»
نصف برگهها، امضا شده بود
۱۳:۱۷
یه دوستی دارم تو کار تشریفات و اجرای لاکچری تولد و سورپرایز و ایناست. بهم میگفت ما مشتری دائم زیاد داریم! گفتم یعنی هرسال طرف کلی خرج میکنه برای پارتنرش؟ گفت نه هر چند ماه یکبار برای یک نفر جدید اینکار رو میکنه! میگفت مشتریهامون تنها به ما وفادارند وگرنه به بقیه خیانت میکنند!
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۸:۰۶
یادش بخیر ۱۷ سالم بود با اولین نامزدم که دوست بودیم جوگیر شدم اسمشو تو شناسنامهم تو مشخصات همسر نوشتم،تلاشهای بابام بعد اینکه فهمید برای اینکه رو شناسنامهم مُهر فوت شد بزنن هیچوقت یادم نمیره.
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۷:۱۵
نوشته حاضری بخاطر بیپولی پلیاستیشنت رو بفروشی؟من وقتی بیپول میشم حتی به فروختن داداش کوچیکمم فکر میکنم، پلی استیشن آخه؟
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
𝖏𝖔𝖎𝖓 ☞ ★ 𝖋𝖚𝖓 𝖙𝖎𝖒𝖊 ★
۱۷:۱۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.