۱۷:۲۷
سالن تشییع جنازه وانگشنگ (استوری کارکتر هوتائو
پارت اول
در طول جنگ آرکان رکسلاپیس با خدایان خیلی تلاش کرد و شکست خوردگان رو در اعماق زمین محبوس ساخت و در گذر زمان بدنهایشان پوسید و ازمیان رفتندولی خدایان جاودانهاند گرچه بدنهایشان پوسید اما تجسم نفرتشان میل به انتقام داشت ویرانی به بار آورد موراکس یاکشاها رو احضار کرد تا با این نفرت باقي مانده مقابله کنناما حتی اینم کافی نبود چون که بیماریها اون زمان در لیوئه بیش از حد گسترش یافته بود دکتری ناشناس موظف شد تا با این پدیده مقابله کند و متوجه شد که اینها نتیجه همان نفرت جاودانه خدایان شکست خوردهاندو اجساد محل مناسبی برای تجمع و شیوع بیماری اند پس اول اونهارو از آلودگی پاک میکردند سپس میسوزاننداولش شبیه دکترا بود اما با گذر زمان ملقب شد به مدیر و حتی مطب هم به سالن تشییع جنازه وانگشنگ تغییر کردهوتائو هفتادوهفتمین مدیر سالن تشییع جنازه وانگشنگ که در سن 13 سالگی بعد از فوت پدربزرگش ردای مدیری رو پوشید و مراسم ختمش رو برگزار کردتوجه داشته باشین هوتائو از بچگی پیش پدربزرگش بوده و وابستگی خاصی به پدربزرگش داره
۱۷:۲۸
بعد از تموم شدن ختم پدربزرگش، هوتائو داخل کیفش آب و غذا گذاشت و راهی سفر شد مقصد جایی بود که تنها سالن تشییع جنازه وانگشنگ ازش مطلع بود
مرز بین مرگ و زندگی جایی که ارواح قبل از رفتن در اونجا میمانند هوتائو بعد از 2روز رسید اما هرچه گشت پدربزرگش رو میان ارواح ندید از شدت خستگی خوابش برد وقتی بیدار شد روح پیرزنی نزدیکش شد و گفت "تو خیلی شبیه هو پیر هستید شرم آور است اما هیچ یک از مدیران سالن تشییع جنازه وانگشنگ هیچوقت اینجا نمیان شما و اقای هو از یک خانواده هستید پس اجازه دهید من لطفی بهت کنم...لطفا برگرد خانم جوان" پیرزن این رو گفت و خداحافظی کرد هوتائو متوجه شد فقط ارواحی که حسرت دنیا رو دارن در اینجان و پدربزرگش هیچ حسرتی نداشت پس به محض رسیدن از مرز مرگ عبور کرد هوتائو لبخند کوچیکی زد و به غروب دلنشین خیره شد و ناگهان دید نوری از بالا به سوی پایین میاید و ویژن پایرو در دستش میدرخشد و هوتائو با لبخند به خانه برگشت
۱۷:۳۰
هوتائو از کسانی که میخوان چرخه زندگی و مرگ رو بهم بزنن تا طول عمر خودشون رو دستکاری کنن متنفره مثل بایژو که به دنبال جاودانگیه
هوتائو خودش رو دوست چیچی میدونه و به عنوان بهترین دوست میخواد به چیچی کمک کنه تا اون رو از این رنج زندگی ابدی نجات بده چون چیچی یه زامبیه و زامبی یک جنازه متحرک به حساب میاد بعدا براتون استوری چیچی میزارمهوتائو بهترین زمان مناسب برای اینکار رو محاسبه کرد و به موقع چیچی رو کرد تو گونی تا اونو به جایی خارج از شهر ببره و مراسم سوزاندن برای دفنش رو انجام بدهو بایژو همون موقع میاد و جلوی هوتائو رو میگیره و چیچی رو نجات میدهچند روز بعد هوتائو نامه عذرخواهی فرستاد که نوشته بود "ببخشید که نتونستم به موقع و سریع کارت رو تموم کنم"
هوتائو با جستجو متوجه گذشته چیچی میشه و دلش میسوزه و اونو یه استثنا حساب میکنهاز اون جایی که چیچی یه زامبیه حافظه خیلی ضعیفی داره حتی یادش میره دفترچه مخصوص یاداوری رو بخونه اما چیچی یه کینه خاصی نسبت به هوتائو داره اونقدر که میخواد بکنتش تو یخچالچیچی حتی یک هفته کامل رو مشغول گشتن جاهایی بود که هوتائو بهش دسترسی نداره و اون جاهارو رو برای پنهان شدن علامت گذاری کرده
۱۷:۴۱
۱۷:۴۳
۱۷:۴۴
۱۷:۴۵
۹:۰۳
پس از سقوط امپراطوری طلایی رموریا اجریا الهه عدالت به مقام هایدرو آرکان رسید برای تقریبا بیش از 2000سال فانتین را رهبری کرد تا اینکه...
500ساله پیش فاجعه کانریا تمام تیوات رو تحت تأثیر قرار داد و اجریا برای مقابله و حل مشکل به کانریا رفت در طول مسیر با هیولاهای ابیس زیادی جنگید تا اینکه در آخر کوشته شد و جسد اجریا تبدیل شد به چشمه آمریتا پس از مرگ اجریا یکی از اولین اوشنایدهایی که با دستان خودش به شکل قالبت انسانی درش آورده بود جانشینش شد و با رسیدن به مقام هایدرو ارکان تبدیل شد به الهه عدالت جدید به اسم فوسولرفوسولر انسان بودن رو بزرگترین اپرا میدونست ولی حالا که خدا شده باید به دنبال راهی برای حل بزرگترین مشکل فانتین پیدا کنه مشکلی که از سوی خود اصول آسمانی به عنوان سرنوشت تحمیل شده فوسولر تمام اطلاعاتی که میتونست جمع کرد و مدت زمان خیلی زیادی در اعماق کف دریا مشغول به فکرکردن برای نجات فانتین کرد در آخر تنها به یک پاسخ رسید...
۹:۰۴
فوسولر در اعماق کف اقیانوس برای مدتی طولانی در جستجوی راه حل نجات فانتین از فرمانی که توسط اصول آسمانی به عنوان سرنوشتی اجتناب ناپذیر محکوم شده کرد و تنها به یک پاسخ رسید
"باید بزاریم فانتین غرق بشه و هم زمان ملت فانتین نجات بدیم"و برای تحقق این هدف باید نقشهای هیوشمندانه بکشیم تا خود اصول آسمانی فریب بدیم
در قدم اولتقریبا 500ساله پیش لودکس نوویلت نامهای از فرستنده ناشناس دریافت کرد که ازش دعوت شده بود برای تماشای نمایشی به سالن اپرای اپیکلیپس بیاد و در بهترین صندلی بنشینهنوویلت هیچ احساسی نسبت به این موقعیت نداشت و به تماشای اپرا رفت همانطور که بهش وعده داده بودند در بهترین صندلی به تماشای نمایش پرداختپس از پایان نمایش نوویلت فرستنده نامه را ملاقات کرد البته اون از قبل حدس زده بود که کی این دعوتنامه رو نوشته "فوسلور"
فوسولر از نوویلت پرسید از تماشای اپرا لذت برده و نوویلت چیزی نگفت در اخر فوسولر ازش خواست بیشتر بمونه و نوویلت هم پذیرفت و از اون موقع تاحالا در پایتخت فانتین اقامت داره به مقام رئیس دادگستری فانتین رسیده
۹:۰۴
فوسولر که حالا خدا شده بود روح الهی خودش رو از بدن مادیش جدا کرد بدنش یک انسان معمولی شد به اسم فیورینا که از هیچی خبر نداره اما خود فوسولر فیورینا رو همون انسان ایدهآلی میدونه که آرزوی تبدیل شدن بهش رو داشتفوسولر به فیورینا گفت: باید برای جلوگیری از فاجعه فانتین نقش خدا رو برای مدت خیلی زیادی بازی کنی و هیچکس به هیچ وجه نباید بهت شک کنهفیورینا: رنج من تنها درمقابل سرنوشت شوم یک ملت چیزی نیست من این نقش رو میپذیرمفوسولر: حدس میزنم این همون عدالتی که متعلق به یادت باشه تو قراره برای مدت خیلی درازی تنهایی رنج بکشی اما بهت قول میدم یکروز همه اینها در دادگاهی بزرگ باشکوه پایان مییابد
فوسولر اینو گفت روح الهی خودش رو داخل دستگاه اوراتریس گذاشت ماشینی که به عنوان اختراع الهی هایدرو آرکان شناخته میشههرچقدر ایمان ملت به عدالت حقیقی بیشتر باشه انرژی بیشتری تولید میکنه که دستگاهای فانتین رو روشن فعال نگهمیداره بیخبر از اینکه تمام مدت فوسلور داشت ایمان رو به انرژی تبدیل میکرد بیشتر انرژی تولید شده برای هدفی خاص در روزی خاص ذخیره میشه
۹:۰۵
فوسولر فیورینا رو از تمام نقشه مطلع نمیکنه و تنها نفرینی براش میذاره که تا وقتی فوسولر زندست فیورینا هیچوقت پیر نمیشه و همیشه همونطور که هست میمونه و تا وقتی روز موعود نرسیده آزاد نیست مجبوره به ایفای نقش خدای فانتین ادامه بدهفیورینا واسه اینکه کمترکسی بهش شک کنه روابط خودش رو محدود کرد و تنها شد وقتی جلوی جمعیت قرار میگرفت مجبور بود نقش کس دیگری بازی کنهبه هرحال فیورینا هم فقط یه آدم معمولی بود شب های زیادی وقتی تنها میشد با خودش میگفت خسته شدم پس این رنج تنهایی تا کی ادامه داره؟تا اینکه بلاخره در روز موعود راز فیورینا برملا شد زمانی بود که پیشگویی به حقیقت پیوست مشخص شد که فوسولر انرژی که داخل اوراتریس ذخیره میکرد نه برای کشتن فیورینا یا فوسولر بلکه برای نابود کردن جایگاه الهی هایدرو آرکان بودبا نابودی تخت الهی هایدرو آرکان قدرتش به صاحب اصلیش یعنی نوویلت اژدهای هایدرو برگشت اما از این به بعد دیگه هیچکس نمیتونه هایدرو ارکان بشهنوویلت هم از قدرت مطلقش برای جایگزینی آبهای اولیه که در رگ فانتینیها جریان داشت با خون واقعی کرد ملت فانتین تبدیل شدند به انسانهای واقعی
۹:۰۵
۹:۰۶
۹:۰۷
۹:۰۸
۹:۱۴
۹:۱۴
۹:۱۵
دیلوک
تولد دیلوک در 30 آوریل هست. در این روز است که آلمان جشن اصلی جادوگران - شب والپورگیس را آغاز میکند. اعتقاد بر این است که در این شب همه جادوگران در منطقه به سبت سرازیر می شوند. با توجه به آخرین تئوری ها، چنین جزئیات ناخوشایندی کمتر و کمتر به یک اتفاق تصادفی شبیه ...
بنت
تولد بنت 29 فوريه است اما یک نکته: 29 فوریه فقط هر چهار سال یک بار اتفاق می افتد. نفرین بدشانسی حتی اینجا هم از بنت پیشی گرفته..
تارتاگلیا
تولد تارتاگلیا 20 جولای است. نکته جالب اینه که روز جهانی کیک در 20 ژوئیه جشن گرفته می شود. اما به احتمال زیاد ، تاریخ تولد او به تعطیلات نظامی اسلاوی دیگر — روز پرونوف اشاره دارد. پروون خدای برتر در پانتئون کیوان روس بود.
آلبدو
البدو در 13 سپتامبر متولد شده. در این روز بود که میکل آنژ کار روی دیوید را آغاز کرد ، یکی از مشهورترین مجسمه های رنسانس ، که بین سال های 1501 و 1504 در فلورانس ایجاد شد. یک مجسمه مرمر کامل که یک هنر عالی است. مانند مجسمه داوود ، آلبدو یک خلقت تقریبا کامل است که نقص آن فقط با نماد روی گردن او نشان داده می شود. نقص دیوید برهنه بودنش است ، که آسیب پذیری انسان را نشان می دهد.
ناهیدا
تاریخ تولد ناهیده 27 اکتبر است. در واقع این یک تاریخ بسیارجالب برای گیم هست. واقعیت این است که ناهیدا در زمان فاجعه کانریا متولد شده از این تئوری میشه گفت: در ماه اکتبر تیوات به وجود اومده
واندرر
تولد واندرر (دقیقا به عنوان یک سرگردان) 3 ژانویه است. تاریخ برای او کاملا نمادین است ، در واقع ، این آغاز مسیر جدید اوست.این چیزی است که شگفت انگیز است: در ژاپن در 3 ژانویه ، "جشنواره آغاز" جشن گرفته می شود. طبق افسانه ، در این روز نوه الهه آماتراسو به زمین فرود آمد
ونتی
تاریخ تولد ونتی 16 ژوئن است. در این روز در سال 1871 بود که اتحاد آلمان و ایجاد امپراتوری آلمان رخ داد. اتحاد آلمان با زور منجر به تشکیل یک دولت ارتجاعی و سلطنتی شد. این شبیه به چیزی است که در بازی برای مانسدت اتفاق افتاد: ونتی و شورشیان علیه دکارابیا جنگیدند و در نهایت قدرت رو بر کشور به دست گرفتن. این امر باعث به تشکیل شدن یک دولت سلطنتی مستبد در قلمرو کشور تحت حمایت قبیله لورنس شد.
یویمیا
تولد او در 21 ژوئن است. در این روز ، "روز تابستان" در ژاپن و سراسر جهان جشن گرفته می شود. در این روز میتونین جشنواره های مختلف اختصاص داده شده رو تحسین کنیدجشنواره تابستانی یا جشنواره solstice هم در ویس اکتر یویمیا و هم در ارت هایش "The leading comet"ذکر شده است. در تاریخ به طور کلی گفته می شود که او "ملکه جشنواره تابستانی" هستبه نظر می رسد که تولد او همزمان با تعطیلات تابستان هست. حتی تاریخ تولد او نشان می دهد که تعطیلات در زندگی او چقدر مهم است
کایا
تولد کايا 30 نوامبر است روز جهانی جنسی در این تاریخ جشن گرفته می شود. توضیحی لازم نیست خودتون میدونین... (میتونین جنبه فان در نظر بگیرین!).
۹:۱۶
۹:۲۴