آنها خائن نیستند ولی ضعف اطلاع رسانی و شنیدن روایت اول مذاکرات از اینترنشنال و بی بی سی حتما از آن ها تصویر خائن در حافظه جمعی ثبت و ماندگار خواهد کرد.
@geraliit
@geraliit
۱۸:۵۵
اول از همه باید بگم که بخشی از برداشت مردم از مفاهیم و اصطلاحات بر اساس حافظه تاریخی مردم است. مثلا وقتی اسم اوکراین رو میشنویم بلافاصله ذهنمون میره سمت «هواپیمای اوکراینی» . این خاصیت ذهن و ادراک ماست که برای همه مردم هم هست. مردم وقتی می شنوند «پذیرش شروط» یا «پایان جنگ» بالافاصله مفهوم «آتش بس» در ذهنشون متبادر میشه. آتش بسی که در جنگ 8 ساله یادآور «نوشیدن جام زهر» است .
وقتی اعلام «آتش بس»بدون هیچ پیوست رسانه ای باشه . مردم با سابقه ذهنی از مفهوم «آتش بس»در پایان جنگ8 ساله در لحظه اول این معنا در ذهنشون متبادر میشه که بازیچه مسئولین شدن و با خودشون میگن: «اینا ما رو سرکار گذاشتن و خون امام ما پایمال شده و ....» پس اگه دیدین کسی این حرفا رو میزنه سریع بهش برچست «ضد ولایت فقیه» و «نفهم» و .. نزنید. واقعا حاکمیت هیچ پیوست درستی برای اقناع مردم حاضر در خیابان نداشت . خب حالا چه کنیم؟...
با همه حواشی اعلام آتش بس چیز ی که باید بهش توجه کنیم اینه که وارد منطقه خطرناک خاکستری شدیم. منطقه خاکستری جایی بین جنگ و صلح است. در این منطقه علاوه بر تهدیداتی مثل ترور کور، حملات سایبری، فعالیت گروههای تروریستی و ... خطر ناک ترین اتفاق ایجاد و شکل گیری شایعات است که اتحاد مردم رو از بین بره. پس بریم با ساختار شایعه آشنا بشیم. ..
شایعه یه فرمول ساده داره Rumor= Importance .Ambiguity
شایعه حاصل ضرب اهمیت یه موضوع در میزان ابهام اونه . یعنی مثلا چون جنگ مهمه برای همه مون . از طرفی فرآیند آتش بس هم مبهمه وحاکمیت هیچ توضیح اقناع کننده ای ارائه نمی کنه و میگه بریدبیانیه شعام رو بخونید (مردم هم عمرا بیانیه بخونن) . در این شرایط شایعه شکل میگیره و مثلا جملاتی مثل این ها رو میشنویم.:-خودشون پشت پرده بستن ما رو فقط تو خیابون اسکل کردن-این دولت پلید خون آقای ما رو پایمال کردپس اگه با این جملات مواجه شدی به جای دعوا و برچست زنی(ضد ولایت فقیه و ....) بیا و طبق فرمول میزان ابهام (Ambiguity) رو کم کن که شایعه کم بشه. اینجا وظیفه خواص و نخبگان پر رنگ تره
🧭 قطعا وظیفه مسئولین هست این کار ولی در این شرایط به دلیل شرایط امنیتی این کار شاید نشدنی باشه . پس وظیفه نخبگان اینه که به زبان ساده وقابل فهم ماجرای آتش بس فعلی و تفاوتش را با موارد سابق بیان کنند. اگه ابهام کم نشه و تبیین درست اتفاق نیفته اتفاق خطرناک تری می افته که شایعه به اشکال مختلف خودش رو نشون میده و در ذهن و حافظه تاریخی مردم تثبیت میشه. بذار برات بگم چه اتفاقی می افته.
مهم ترین کارکرد شایعه در این شرایط شکستن اتحاد و همبستگی مردمه . اینکه این انگاره در ذهن مردم ایجاد بشه که مسئولین خائن هستند و به ما چیزی نمیگن. پس..
@geraliit
۷:۲۸
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
چرا از آتش بس شوکه شدیم؟
رود جنگ به منطقه خاکستری
سحرگاه نوزدهم فروردین 1405 و پیش از ضرب الاجل ترامپ و در حالی که مردم در خیابان ها و اطراف نیروگاهها حلقه انسانی تشکیل داده بودند ، زیر نویس شبکه خبر مبنی بر پذیرش شروط ایران برای پایان جنگ، مردم را در بهت و حیرت فرو برد. در این پست قصد دارم به مرور تاثیر این سبک روایت گری در افکار عمومی و اهمیت شرایط پیش رو بپردازم.
آتش بس و حافظه تاریخی مردم اول از همه باید بگم که بخشی از برداشت مردم از مفاهیم و اصطلاحات بر اساس حافظه تاریخی مردم است. مثلا وقتی اسم اوکراین رو میشنویم بلافاصله ذهنمون میره سمت «هواپیمای اوکراینی» . این خاصیت ذهن و ادراک ماست که برای همه مردم هم هست. مردم وقتی می شنوند «پذیرش شروط» یا «پایان جنگ» بالافاصله مفهوم «آتش بس» در ذهنشون متبادر میشه. آتش بسی که در جنگ 8 ساله یادآور «نوشیدن جام زهر» است .
اهمیت پیوست رسانه ای وقتی اعلام «آتش بس»بدون هیچ پیوست رسانه ای باشه . مردم با سابقه ذهنی از مفهوم «آتش بس»در پایان جنگ8 ساله در لحظه اول این معنا در ذهنشون متبادر میشه که بازیچه مسئولین شدن و با خودشون میگن: «اینا ما رو سرکار گذاشتن و خون امام ما پایمال شده و ....» پس اگه دیدین کسی این حرفا رو میزنه سریع بهش برچست «ضد ولایت فقیه» و «نفهم» و .. نزنید. واقعا حاکمیت هیچ پیوست درستی برای اقناع مردم حاضر در خیابان نداشت . خب حالا چه کنیم؟...
منطقه خاکستری در جنگ با همه حواشی اعلام آتش بس چیز ی که باید بهش توجه کنیم اینه که وارد منطقه خطرناک خاکستری شدیم. منطقه خاکستری جایی بین جنگ و صلح است. در این منطقه علاوه بر تهدیداتی مثل ترور کور، حملات سایبری، فعالیت گروههای تروریستی و ... خطر ناک ترین اتفاق ایجاد و شکل گیری شایعات است که اتحاد مردم رو از بین بره. پس بریم با ساختار شایعه آشنا بشیم. ..
شایعه شایعه یه فرمول ساده داره Rumor= Importance .Ambiguity شایعه حاصل ضرب اهمیت یه موضوع در میزان ابهام اونه . یعنی مثلا چون جنگ مهمه برای همه مون . از طرفی فرآیند آتش بس هم مبهمه وحاکمیت هیچ توضیح اقناع کننده ای ارائه نمی کنه و میگه بریدبیانیه شعام رو بخونید (مردم هم عمرا بیانیه بخونن) . در این شرایط شایعه شکل میگیره و مثلا جملاتی مثل این ها رو میشنویم.: -خودشون پشت پرده بستن ما رو فقط تو خیابون اسکل کردن -این دولت پلید خون آقای ما رو پایمال کرد پس اگه با این جملات مواجه شدی به جای دعوا و برچست زنی(ضد ولایت فقیه و ....) بیا و طبق فرمول میزان ابهام (Ambiguity) رو کم کن که شایعه کم بشه. اینجا وظیفه خواص و نخبگان پر رنگ تره 🧭 قطعا وظیفه مسئولین هست این کار ولی در این شرایط به دلیل شرایط امنیتی این کار شاید نشدنی باشه . پس وظیفه نخبگان اینه که به زبان ساده وقابل فهم ماجرای آتش بس فعلی و تفاوتش را با موارد سابق بیان کنند. اگه ابهام کم نشه و تبیین درست اتفاق نیفته اتفاق خطرناک تری می افته که شایعه به اشکال مختلف خودش رو نشون میده و در ذهن و حافظه تاریخی مردم تثبیت میشه. بذار برات بگم چه اتفاقی می افته.
1-تسطیح (Leveling) : اولین اتفاق اینه که آدما میان و به اندازه سطح فهم خودشون یک واقعه رو میگن . مثلا اگه از پزشکیان خوشش نیاد میگه این دولت خائنه و رفته همه چیو داده رفته.
2-برجستگی (Sharping): یعنی اون جایی که خودش دلش میخواد رو برجسته میکنه. مثلا میره بیانیه شعام رو میخونه یه واژه پیدامیکنه میگه تو بیانیه شعام گفته «تدبیر» نگفته «تایید» پس این معلوم میشه که شعام این آتش بس رو به رهبری حقنه کرده.
3-همانند سازی «Assimilation»: یعنی میاد متناسب با منافع شخصی خودش شایعه رو تفت میده.مثلا میگه اگه فلانی زنده بود یا اگه فلان کس الان مسئولیت داشت نمیذاشت چنین خفتی گریبان مردم رو بگیره
چیکار کنیم؟ مهم ترین کارکرد شایعه در این شرایط شکستن اتحاد و همبستگی مردمه . اینکه این انگاره در ذهن مردم ایجاد بشه که مسئولین خائن هستند و به ما چیزی نمیگن. پس..
1-اگه کسی حرفی زد که خلاف واقع بود، بهش سریع برچسب نزنیم. ببینیم تو کدوم لایه شایعه داره حرف میزنه. و در همون سطح وارد مباحثه بشیم.
2-تا میتونیم فضای ابهام رو بشکنیم با هر رسانه ای که دستمون داریم تبیین کنیم.
3-مباحثه کنیم ولی جدل ممنوع
4-تا نتیجه نهایی(رسیدن میدانی به تمام شروط مد نظر ایران) خیابان را رها نکنیم.
*یادمون باشه تیغ شایعه از موشک کشنده تره.
برای یادگیری روش های تحلیل رسانه ها گرالیت را دنبال کنید. @geraliit
۷:۳۲
هرکس بهتون گفت اگر حرب الله نبود لبنان آروم بود این تصویر را نشونش بدید. این تصویر تانکهای اسرائیل در خیابانهای بیروته: سال ۱۹۸۲. اون زمان اصلاً حزبالله وجود نداشت.
@geraliit
@geraliit
۱۹:۳۶
۵:۵۹
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
سلسله نشست های(برخط) ویژه اساتید دانشگاه های استان آذربایجان شرقی
نشست ششم
زمان : دوشنبه ۲۴ فـروردین ۱۴۰۵
سـاعت ۱۷:۰۰
نشست هفتم
زمان : سه شـنبه ۲۵ فـروردین ۱۴۰۵
سـاعت ۱۷:۰۰
نشست هشتم
زمان : چهارشنبه ۲۶ فـروردین ۱۴۰۵
سـاعت ۱۷:۰۰
با حضور جناب آقای شایان فخاری (مدیرعامل آکادمی سواد رسانه ای گرالیت)
تذکر: برای کلیه شرکت کنندگان در نشست، برابر بند ۹ ماده ۱ آیین نامه ارتقای أعضای محترم هيأت علمی دانشگاه، گواهی حضور صادر خواهد شد.
نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان آذربایجان شرقی
نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
دبیرخانه هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
از امروز به مدت سه جلسه در خدمت اساتید هیات علمی دانشگاهای استان آذربایجان شرقی خواهم بود.
@geraliit
@geraliit
۶:۰۱
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ منتظر پست جدید باشید. @geraliit
۶:۲۲
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره ۲
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۶:۲۳
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره ۳
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۶:۳۸
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره ۴
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۷:۳۸
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره 5
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۷:۳۸
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره 6
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۸:۰۵
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره ۷
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۸:۲۶
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره ۸
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۸:۲۷
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
اینترنشنال چگونه از طریق روایت بحران میسازد؟ اسلاید شماره ۹
پیوند مطالعه کل متن @geraliit
۸:۲۷
اگر این روزها از برخی مذهبی ها میشنوید که فرماندهان منفعل شده اند به این دلیل است که جنگ روانی علیه قشر مذهبی، برخلاف قشر سکولار، بر پایه «تخریب ارزشها» نیست، بلکه بر پایه «افراط در ارزشها برای رسیدن به تفریط در عمل» طراحی میشود.
پ.ن: شما لزوما از فرماندهان بیشتر نمیفهمید. اجازه مطالبه گری و خونخواهی داریم ولی اجازه برچسب زدن نه!
@geraliit
پ.ن: شما لزوما از فرماندهان بیشتر نمیفهمید. اجازه مطالبه گری و خونخواهی داریم ولی اجازه برچسب زدن نه!
@geraliit
۹:۲۱
این روزها در برخی گفتگوها می شنویم که عده اندکی از دوستان مذهبی میگویند: -«فرماندهان سپاه دچار انفعال شده اند»-لبنان را فراموش کردیم-فرماندهان از تهدید ترامپ ترسیدند.
در این تکنیک به جای حمله مستقیم به اصل نظام (که باعث گارد گرفتن مخاطب مذهبی میشود) بر روی فاصله میان نیروهای وفادار و فرماندهان و تصمیم گیران تمرکز میشود. هدف این است که این حس ایجاد شود که بدنه نظام، انقلابی است ولی سران نظام در حال سستی و سازش هستند.
در این روش، رسانه دشمن، خود را داغتر و دغدغهمندتر از نیروهای مذهبی نشان میدهد. با طرح سوالاتی مثل «چرا انتقام سخت گرفته نشد؟» یا «چرا پاسخ دیر داده شد؟»، مخاطب مذهبی را دچار نوعی بیصبری استراتژیک میکند.هدف استفاده از این تکنیک تبدیل دغدغه مقدس به «اعتراض علیه خودی» است.پرسشهایی نظیر «چرا سپاه کم زد یا دیر زد؟» ناشی از همین فشار روانی برای قضاوت زودهنگام است.
اگرچه «نفوذ» یک واقعیت است، اما رسانه معاند از آن برای زیر سوال بردن «ایمان و شجاعت» مسئولان استفاده میکند تا مخاطب مذهبی حس کند دیگر هیچکس قابل اعتماد نیست.
رسانه های غربی با انتشار اطلاعات قطرهچکانی و تحلیلهای نیمبند از توئیت های ترامپ و خبرگزاری ها به مخاطب مذهبی این حس را میدهند که او بیشتر از فرماندهانِ میدان میفهمد. در نهایت مخاطب بدون داشتن اشراف اطلاعاتی، شروع به قضاوت و تخریب عقبه خودی میکند.
@geraliit
۱۲:۲۱
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
چرا فرماندهان منفعل شده اند؟ این روزها در برخی گفتگوها می شنویم که عده اندکی از دوستان مذهبی میگویند: -«فرماندهان سپاه دچار انفعال شده اند» -لبنان را فراموش کردیم -فرماندهان از تهدید ترامپ ترسیدند.
فارغ از الفاظ و جملاتی که بیان می شود، از جنگ روانی دشمن علیه قشر مذهبی نباید غافل شد؛ مردمی که زیر بمباران شدید دشمن در خیابان ماندند و از انقلاب و دستاوردهای فرماندهان نظامی در میدان دفاع کردند. همان گونه که دشمن در قبال قشر سکولار از راهبرد «تخریب ارزشها» بهره میبرد. در برابر قشر مذهبی، راهبرد خطرناک تری تحت عنوان «افراط در ارزش ها برای رسیدن به تفریط عمل» را طراحی کرده است. یعنی در تلاش است همان غیرت پاک و مخلصانه مذهبی را علیه مرکزیت فرماندهی بشوراند. در ادامه این متن به معرفی برخی تکنیک های مهم دشمن برای رسیدن به این هدف خواهم پرداخت.
تکنیک ایجاد شکاف در بدنه( Divide and Conquer )* در این تکنیک به جای حمله مستقیم به اصل نظام (که باعث گارد گرفتن مخاطب مذهبی میشود) بر روی فاصله میان نیروهای وفادار و فرماندهان و تصمیم گیران تمرکز میشود. هدف این است که این حس ایجاد شود که بدنه نظام، انقلابی است ولی سران نظام در حال سستی و سازش هستند.
برای رسیدن به این هدف از «سوگیری تاییدی» یا « Confirmation Bias» استفاده میشود. مخاطب مذهبی و انقلابی، پیشفرض ذهنیاش «مبارزه با ظلم» و «اقتدار» است. رسانه دشمن برای عبور از فیلترهای ذهنی او، ابتدا با این پیشفرض همراهی میکند (مثلاً با تظاهر به دغدغه برای خونخواهی شهدا) وقتی ذهن حس میکند منبع پیام با ارزشهای او همسوست، گارد دفاعیاش را پایین میآورد. سپس رسانه، زهرِ «تردید در فرماندهان» را در ظرف «دغدغهمندی انقلابی» به خورد او میدهد. اینجا ذهن دچار خطایی میشود که فکر میکند چنین نقدی، در جهت تقویت همان ارزشهاست، نه تخریب آنها.
تکنیک رادیکالیزم کاذب (Hyper-Radicalization) در این روش، رسانه دشمن، خود را داغتر و دغدغهمندتر از نیروهای مذهبی نشان میدهد. با طرح سوالاتی مثل «چرا انتقام سخت گرفته نشد؟» یا «چرا پاسخ دیر داده شد؟»، مخاطب مذهبی را دچار نوعی بیصبری استراتژیک میکند.هدف استفاده از این تکنیک تبدیل دغدغه مقدس به «اعتراض علیه خودی» است.پرسشهایی نظیر «چرا سپاه کم زد یا دیر زد؟» ناشی از همین فشار روانی برای قضاوت زودهنگام است.
رسانهها برای رسیدن به این هدف از «سوگیری ابهام گریزی» یا «Ambiguity Aversion Bias» استفاده میکند. مغز انسان از ابهام متنفر است. در شرایط جنگی و امنیتی، بسیاری از تصمیمات به دلیل ملاحظات حفاظتی، «مبهم» باقی میمانند.رسانه غربی از این خلأ اطلاعاتی استفاده کرده و یک «روایت منسجم اما کاذب» ارائه میدهد. مغز ما ترجیح میدهد یک دروغِ منسجم (مثلاً: "پشت پرده توافق شده که پاسخ ندهند") را باور کند تا اینکه در وضعیت "صبر و ابهام" باقی بماند. دشمن با ارائه «چراهای کاذب»، به ذهنِ مضطرب مخاطب، آرامشِ کاذبِ «فهمیدنِ علت» را هدیه میدهد.
تکنیک فرسایش اعتماد (Erosion of Trust) اگرچه «نفوذ» یک واقعیت است، اما رسانه معاند از آن برای زیر سوال بردن «ایمان و شجاعت» مسئولان استفاده میکند تا مخاطب مذهبی حس کند دیگر هیچکس قابل اعتماد نیست.
رسانهها برای رسیدن به این هدف از «ناهماهنگی شناختی» یا «Cognitive Dissonance» استفاده می شود. در این فرایند فرد مذهبی میان «ایمان به نظام» و «واقعیتهای میدانی که طبق انتظار او نیست» دچار تنش میشود. رسانه این تنش را تشدید میکند. فرد برای رهایی از این فشار ذهنی، دو راه دارد: یا باید صبر پیشه کند (که دشوار است) یا باید مقصری پیدا کند. رسانه با تکنیک سپر بلا سازی» (Scapegoating)، ذهن فرد را به سمت متهم کردن فرماندهان یا مسئولان سوق میدهد تا فرد با تخلیه خشم خود بر سر آنها، از فشار ناهماهنگی شناختی رها شود.
تکنیک ایجاد اعتماد به نفس کاذب رسانه های غربی با انتشار اطلاعات قطرهچکانی و تحلیلهای نیمبند از توئیت های ترامپ و خبرگزاری ها به مخاطب مذهبی این حس را میدهند که او بیشتر از فرماندهانِ میدان میفهمد. در نهایت مخاطب بدون داشتن اشراف اطلاعاتی، شروع به قضاوت و تخریب عقبه خودی میکند.
طبق نظریه دانیل کانمن، ذهن ما دو سیستم پردازشی دارد: سیستم ۱ (سریع، احساسی، غریزی) و سیستم ۲(کند، منطقی، تحلیلی). تکنیکهای جنگ روانی مستقیماً سیستم ۱ را هدف میگیرند. با تحریک احساساتی مثل «غیرت»، «خشم» و «توهین به عزت»، اجازه نمیدهند سیستم ۲ (که مسئول تحلیل استراتژیک و درک پیچیدگیهای جنگ است) وارد مدار شود. در این حالت، فرد احساس میکند که «باید همین الان واکنشی نشان دهد»، و چون دستش به دشمن نمیرسد، این واکنش را به شکلِ «اعتراض به خودی» بروز میدهد. @geraliit
چرا فرماندهان منفعل شدند؟
ادامه....
بنابراین در شرایط خاکستری جنگ (جایی بین صلح وجنگ) با یک فرایند جنگ روانی سخت علیه اقشار مذهبی مواجه هستیم فرایندی که به طور خلاصه شامل مراحل زیر است :
1-تحریک احساسی از طریق داغ کردن رگ غیرت برای پاسخ فوری2-ارائه تحلیل ساده سازانه از طریق تقلیل دادن پیچیدگی نظامی به ترس یا خیانت3-ایجاد بن بست ذهنی با تمرکز بر این انگاره که یا باید بپذیرید که ضعیف هستید یا باید بپذیرید که به شما خیانت شده. 4-تغییر رفتار از طریق تبدیل نیروی حامی انقلاب اسلامی به نیروی معترض با هدف خسته و منزوی کردن نیروهای انقلابی.
راه برون رفت از این جنگ روانی این است که نیروهای انقلابی و مذهبی از برچسب زدن به مسئولین و یا تحلیلهای غیر دقیق خود داری کنند و طبق فرموده رهبر انقلاب در خیابان بمانند . خوب است در این شرایط به جای برچسب زنی به مسئولین و فرماندهان میدان مطالبه گر خون رهبر شهید باشند.
آکادمی سواد رسانهای گرالیت@geraliit
ادامه....
1-تحریک احساسی از طریق داغ کردن رگ غیرت برای پاسخ فوری2-ارائه تحلیل ساده سازانه از طریق تقلیل دادن پیچیدگی نظامی به ترس یا خیانت3-ایجاد بن بست ذهنی با تمرکز بر این انگاره که یا باید بپذیرید که ضعیف هستید یا باید بپذیرید که به شما خیانت شده. 4-تغییر رفتار از طریق تبدیل نیروی حامی انقلاب اسلامی به نیروی معترض با هدف خسته و منزوی کردن نیروهای انقلابی.
۱۲:۲۲
آکادمی سواد رسانهای گرالیت
چرا فرماندهان منفعل شده اند؟ این روزها در برخی گفتگوها می شنویم که عده اندکی از دوستان مذهبی میگویند: -«فرماندهان سپاه دچار انفعال شده اند» -لبنان را فراموش کردیم -فرماندهان از تهدید ترامپ ترسیدند.
فارغ از الفاظ و جملاتی که بیان می شود، از جنگ روانی دشمن علیه قشر مذهبی نباید غافل شد؛ مردمی که زیر بمباران شدید دشمن در خیابان ماندند و از انقلاب و دستاوردهای فرماندهان نظامی در میدان دفاع کردند. همان گونه که دشمن در قبال قشر سکولار از راهبرد «تخریب ارزشها» بهره میبرد. در برابر قشر مذهبی، راهبرد خطرناک تری تحت عنوان «افراط در ارزش ها برای رسیدن به تفریط عمل» را طراحی کرده است. یعنی در تلاش است همان غیرت پاک و مخلصانه مذهبی را علیه مرکزیت فرماندهی بشوراند. در ادامه این متن به معرفی برخی تکنیک های مهم دشمن برای رسیدن به این هدف خواهم پرداخت.
تکنیک ایجاد شکاف در بدنه( Divide and Conquer )* در این تکنیک به جای حمله مستقیم به اصل نظام (که باعث گارد گرفتن مخاطب مذهبی میشود) بر روی فاصله میان نیروهای وفادار و فرماندهان و تصمیم گیران تمرکز میشود. هدف این است که این حس ایجاد شود که بدنه نظام، انقلابی است ولی سران نظام در حال سستی و سازش هستند.
برای رسیدن به این هدف از «سوگیری تاییدی» یا « Confirmation Bias» استفاده میشود. مخاطب مذهبی و انقلابی، پیشفرض ذهنیاش «مبارزه با ظلم» و «اقتدار» است. رسانه دشمن برای عبور از فیلترهای ذهنی او، ابتدا با این پیشفرض همراهی میکند (مثلاً با تظاهر به دغدغه برای خونخواهی شهدا) وقتی ذهن حس میکند منبع پیام با ارزشهای او همسوست، گارد دفاعیاش را پایین میآورد. سپس رسانه، زهرِ «تردید در فرماندهان» را در ظرف «دغدغهمندی انقلابی» به خورد او میدهد. اینجا ذهن دچار خطایی میشود که فکر میکند چنین نقدی، در جهت تقویت همان ارزشهاست، نه تخریب آنها.
تکنیک رادیکالیزم کاذب (Hyper-Radicalization) در این روش، رسانه دشمن، خود را داغتر و دغدغهمندتر از نیروهای مذهبی نشان میدهد. با طرح سوالاتی مثل «چرا انتقام سخت گرفته نشد؟» یا «چرا پاسخ دیر داده شد؟»، مخاطب مذهبی را دچار نوعی بیصبری استراتژیک میکند.هدف استفاده از این تکنیک تبدیل دغدغه مقدس به «اعتراض علیه خودی» است.پرسشهایی نظیر «چرا سپاه کم زد یا دیر زد؟» ناشی از همین فشار روانی برای قضاوت زودهنگام است.
رسانهها برای رسیدن به این هدف از «سوگیری ابهام گریزی» یا «Ambiguity Aversion Bias» استفاده میکند. مغز انسان از ابهام متنفر است. در شرایط جنگی و امنیتی، بسیاری از تصمیمات به دلیل ملاحظات حفاظتی، «مبهم» باقی میمانند.رسانه غربی از این خلأ اطلاعاتی استفاده کرده و یک «روایت منسجم اما کاذب» ارائه میدهد. مغز ما ترجیح میدهد یک دروغِ منسجم (مثلاً: "پشت پرده توافق شده که پاسخ ندهند") را باور کند تا اینکه در وضعیت "صبر و ابهام" باقی بماند. دشمن با ارائه «چراهای کاذب»، به ذهنِ مضطرب مخاطب، آرامشِ کاذبِ «فهمیدنِ علت» را هدیه میدهد.
تکنیک فرسایش اعتماد (Erosion of Trust) اگرچه «نفوذ» یک واقعیت است، اما رسانه معاند از آن برای زیر سوال بردن «ایمان و شجاعت» مسئولان استفاده میکند تا مخاطب مذهبی حس کند دیگر هیچکس قابل اعتماد نیست.
رسانهها برای رسیدن به این هدف از «ناهماهنگی شناختی» یا «Cognitive Dissonance» استفاده می شود. در این فرایند فرد مذهبی میان «ایمان به نظام» و «واقعیتهای میدانی که طبق انتظار او نیست» دچار تنش میشود. رسانه این تنش را تشدید میکند. فرد برای رهایی از این فشار ذهنی، دو راه دارد: یا باید صبر پیشه کند (که دشوار است) یا باید مقصری پیدا کند. رسانه با تکنیک سپر بلا سازی» (Scapegoating)، ذهن فرد را به سمت متهم کردن فرماندهان یا مسئولان سوق میدهد تا فرد با تخلیه خشم خود بر سر آنها، از فشار ناهماهنگی شناختی رها شود.
تکنیک ایجاد اعتماد به نفس کاذب رسانه های غربی با انتشار اطلاعات قطرهچکانی و تحلیلهای نیمبند از توئیت های ترامپ و خبرگزاری ها به مخاطب مذهبی این حس را میدهند که او بیشتر از فرماندهانِ میدان میفهمد. در نهایت مخاطب بدون داشتن اشراف اطلاعاتی، شروع به قضاوت و تخریب عقبه خودی میکند.
طبق نظریه دانیل کانمن، ذهن ما دو سیستم پردازشی دارد: سیستم ۱ (سریع، احساسی، غریزی) و سیستم ۲(کند، منطقی، تحلیلی). تکنیکهای جنگ روانی مستقیماً سیستم ۱ را هدف میگیرند. با تحریک احساساتی مثل «غیرت»، «خشم» و «توهین به عزت»، اجازه نمیدهند سیستم ۲ (که مسئول تحلیل استراتژیک و درک پیچیدگیهای جنگ است) وارد مدار شود. در این حالت، فرد احساس میکند که «باید همین الان واکنشی نشان دهد»، و چون دستش به دشمن نمیرسد، این واکنش را به شکلِ «اعتراض به خودی» بروز میدهد. @geraliit
۱۲:۲۵