مهدی تکلو، مدیر مسئول فصلنامه اقلیما
زن مسلمان معاصر در قرن اخیر برای احیای خویشتن و شکوفاسازی خود، بهعنوان یکی از تمام کارهایی که میتوانست انجام بدهد به خاطره و انگارۀ حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) توسل جست. زن مسلمان در معرض وضعیتهای ناگشوده و ضدزن، زیر خاکستری که بر سر او ریختهاند، احساس میکرد هنوز آتشی روشن است. آنگاه با ارجاعدادن و بازگرداندن خود به تصور طبیعی و زنانه که از آن زنان برجسته داشت، تناقضی را که میان وجود گرم خود و وضعیت سرد پیرامونیاش وجود داشت، اثبات میکرد. هر اندازه روایتی که از زنان بزرگ اسلام بهدست او رسیده بود تحریفشده یا گزینشی بودند اما خونِ گرم و روح ساختارشکن، انگیزهبخش و بیدارسازی در این اسوهها بود که با روایتهای سرد و بیجان متحجران هم منجمد نمیشد.زن مسلمان برای تغییر وضعیت، بهجایِ اینکه خود به اعماق خاطراتش سفر کند و به ملاقات حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) برود و از آنها بهعنوان پیر و مرشد راه طلب طریقت کند، لازم داشت حالا همان اسطورههای خاطرهآمیزش را به اکنون بیاورد و با تصویری معاصر از آنها به مصاف «وضعیت ناگشوده» برود. در این مرحله، زن به زهرا و زینب باز نمیگردد، بلکه زهرا و زینب را به امروز فراخوانی میکند؛ چرا که تصویر زهرای اکنونی نیرومندتر از خاطرۀ زهرا است و انگارۀ زینبی که عاشورایش با انقلاب و دفاع مقدس پیوند خورده بیش از پیش میتواند برای زنان امکانآفرین باشد.اما تجربۀ اربعین برای زن مسلمان، حاکی از مرحلۀ دیگری از نسبت او با اسوههایش است. در وضعیت نخست، زن با «ارجاع» به خاطره صحنه را پرابلماتیک میکرد، در فرایند دوم زن با «احضار» تصویر آنها به اکنون در برابر وضعیت موضع میگرفت و به تغییر آن اقدام مینمود اما در تجربۀ زنانه، موقعیت اربعین برای او موقعیتی است که میتواند با حضرت زینب «یکی» بشود و این «الحاق» به زینب، فراتر احضار تصویر زینب است. در احضار زینب، زن از حضرت زینب(س) الگو میگیرد اما در فرایند الحاق زن به خود حضرت زینب(س) میپیوندد و در او حل میشود. به عبارتی در روزگار انقلاب که هویت زنان ظهور دیگری پیدا کرد، زن به تصویر و معنایی که حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) از زن حمل میکردند با گفتمانهایی که از زن جاری بود، نزاع میکرد. اما زنِ مسلمان در اربعین خود را موقعیتی میبیند که میتواند در کسوت زینبگونه فرو برود و با او به «اتحاد» برسد.برای مردان، اربعین بیشتر موقعیت «حضور» و «زیارت» است اما برای زنان، اربعین موقعیت «اتحاد» و «الحاق» است. تجربۀ مردانه از اربعین، بیشتر از جنس «دیدار» و «ملاقات» است اما ما در تجربۀ زنانۀ اربعین، تلاشی برای «تکرار» و «بازتولید» زینب از طریق «زینبشدگی» میبینیم. نشانۀ این حقیقت که زن مسلمان در اربعین به شأنی از شئون وجودی زینب کبری تبدیل میشود این است که گفتار «اربعین جای زن نیست» در یک دهۀ گذشته توسط زنان مسلمان و مردان غیور طرد شد. زن مسلمان خود به تمام مشقتهای این سفر آگاه بود و باز آگاهانه کوه طور خود را از دست نداد. اربعین، کوه طور زن مسلمان بود که آنجا میتوانست به ملاقات اکنونی زینب برود و خود را به قیافۀ او بیاراید و با نیروی او به میدان بیاید.
۱۴:۵۶