#نشست_کتابخوان#بازدیدنشست کتابخوان کتابخانه ای با حضور دانش آموزان دبیرستان سمانه نوخندان
با معرفی کتابهای:
داستان دگردیسی(روند دگرگونی های شعر نیما یوشیج) نویسنده: سعید حمیدیان
دنیای سوفی، نویسنده: یوستاین گاردردر سالن مطالعه کتابخانه برگزار و با دانش آموزان به اشتراک گذاشته شد و سپس در پایان از سایر بخش های کتابخانه بازدید نمودند.
۱۹ آبان ماه ۱۴۰۴
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۸:۴۲
۸:۴۲
۸:۴۲
#طرح_قاصدک#تازه_های_کتاب#کودک_و_نوجوان
نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور با هدف تأمین بخشی از نیاز کتابخانهها به منابع كودك و نوجوان در مردادماه سال 1404 اقدام به اجراي طرح قاصدك (خريد كتاب به انتخاب كتابداران باتوجه به اعتبار در نظرگرفته شده و از طريق فهرستي مشتمل بر بيش از 2600 عنوان كتاب از تازه هاي نشر و برترين عناوين حوزه كودك ونوجوان) نمود.
و اینک کتابها آماده سازی شده و قابل امانت به کتاب دوستان
کودک و نوجوان
کتابخانه می باشد.

#نهاد_کتابخانه_های_عمومی_کشور#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#نهاد_کتابخانه_های_عمومی_کشور#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۶:۳۱
۶:۳۱
ویژه برنامه های
پنجشنبه ها
در کتابخانه غدیر
#هفته_کتاب#کودک_نوجوان
این هفته:
گفتگو درباره پروانه ها و مراحل تکامل آن ها
آموزش کاردستی از وسایل دور ریختنی
بازی و سرگرمی
مهارت دست ورزی
خلاقیت و نوآوری
۲۲ آبان ماه ۱۴۰۴
#کتابخانه_فرهنگسرای_اجتماعی#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#هفته_کتاب#کودک_نوجوان
این هفته:
#کتابخانه_فرهنگسرای_اجتماعی#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۱۹:۳۷
۵:۵۵
۵:۵۵
#بیست_و_چهار_آبان#هفته_کتاب#نویسنده#فریدون_پوراحمدیان
دیدار و گفتگو با نویسنده و پژوهشگر شهرمان، آقای فریدون پوراحمدیان
محور اصلی این نشست: گفتوگو درباره ارزش و جایگاه کتاب و همچنین معرفی کتابهای ایشان در حوزه تاریخ و فرهنگ شهرمان بود.
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۹:۴۸
#ترویج_کتابخوانی#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۸:۳۹
#هفته_کتاب_و_کتابخوانی#بازدید#بیست_و_هفتم_آبان
دبیرستان حضرت معصومه(س) دوره دوم
دبستان عفت دوره دوم
دبیرستان علامه دوره اول
آموزش کتب مرجع
آموزش جستجوی کتاب
آشنایی با خدمات و فعالیتهای کتابخانه
جمع خوانی
بازی و سرگرمی
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۸:۴۸
#هفته_کتاب#معرفی_کتاب#هانا_نوروزیان#فضا
۲۹ آبان ماه ۱۴۰۴
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۱۰:۵۹
ویژه برنامه های
پنجشنبه ها
در کتابخانه
امروز پنجشنبه از چند منظر با سایر برنامه هایی که در پنجشنبه ها برگزار می کردیم تفاوت داشت
: اینکه در آخرین روز از هفته کتاب قرار داشت.
: عشق و انگیزه به ساختن کتاب در کودکان بی نظیر بود.
: حضور فرماندار درگز، جناب آقای مجتبی بزم آرا در کتابخانه غدیر و در جمع کودکان انرژی بخش بود.

: مشارکت خود جوش اعضا کودک برای معرفی کتابهایی که خوانده بودند قابل تقدیر بود.
۲۹ آبان ماه ۱۴۰۴
#هفته_کتاب_و_کتابخوانی#کتاب_سازی#معرفی_کتاب#کتابخانه_فرهنگسرای_اجتماعی#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
#هفته_کتاب_و_کتابخوانی#کتاب_سازی#معرفی_کتاب#کتابخانه_فرهنگسرای_اجتماعی#کتابخانه_غدیر_درگز
ble.ir/@ghadir_libraryeitaa.com/Ghadir_library
۱۳:۴۲
۱۸:۰۷
از "پنجشنبه ۶ آذرماه" کتابخانه غدیر در روزهای
از همراهی شما سپاسگزاریم.
#کتابخانه_غدیر_درگز
۱۱:۳۲
#مناسبتی#معرفی_کتاب#چای_خوش_عطر_پیر_مرد #شهادت_آیت_الله_سید_حسن_مدرس
مدرس، از شخصیتهای مهم و تاثیرگذار دوران معاصر است که هرگز در برابر ظلم سر خم نکرد. و تاثیر بسیاری بر جریانهای انقلابی پس از خود داشت. کسی که او را با ماجرای تمام قد ایستادنش برابر رضاخان میشناسیم.
برشی از کتاب
جوانها حسابی میخندیدند. کیف میکردند. مدرّس هیچی نمیگفت؛ ساکت بود. حتی نگاهشان نمیکرد. نمیخواست عصبانی شود. سر به زیر بود و سوار بر اسب جلو میرفت. یکی از جوانها گفت: «پیرمرد... آهای پیرمرد عبایت را میدهی باهاش ماهی بگیریم. آخر خیلی شکل تور ماهیگیری است.» این را که گفت با جوان دوم زدند زیر خنده. مدرّس تیز جوان اول را که این حرف را زده بود نگاه کرد. بلکه خجالت بکشد. اما جوان داشت از خنده غش میکرد. جوان دوم نگاه تیز مدرّس را دید: «پیرمرد اینطور نگاه نکن یک وقت وحشت میکنیمها؟»
و دوباره زدند زیر خنده. مدرّس دوست نداشت باهاشان درگیر شود. برای اینکه مبادا عصبانی شود اسبش را هی زد و اسب یورتمه رفت و چند قدم از جوانها جلو افتاد. دوتا جوان هم اسبشان را هی زدند و آمدند کنار مدرس. جوان اول گفت: «پیرمرد چرا فرار میکنی؟ ما که چیزی نگفتیم.»
جوان دوم گفت: «میدانی پیری ما این حرفها را که میزنیم منظوری نداریم فقط میخواهیم مسخرهات کنیم.»
و دوباره زدند زیر خنده. طاقت مدرّس طاق شد، رو به جوان دوم که این حرف را زده بود کرد: «برو جوان، این حرف را نزن من جای پدر تو هستم.»
جوان دوم گفت: «جدی میگویی پیرمرد؟ خوب اشکال ندارد آخه ما گاهی پدرمان را هم مسخره میکنیم.»
دوباره حسابی خندیدند. جوان اول گفت: «واقعاً که پیرمرد بامزهای است.»
مدرّس رو به او کرد: «خجالت بکش جوان مگر من همسن تو هستم.» جوان اول به جای جواب دادن به او گفت: «ببینم پیرمرد تو که آخوند هستی میتوانی یک روضه برای ما بخوانی؟ آخر میدانی ما خیلی روضه را دوست داریم.»
مدرّس ناراحت شد: «جوان، آدم که با همه چیز شوخی نمیکند.»
#کتابخانه_غدیر_درگز
https://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
مدرس، از شخصیتهای مهم و تاثیرگذار دوران معاصر است که هرگز در برابر ظلم سر خم نکرد. و تاثیر بسیاری بر جریانهای انقلابی پس از خود داشت. کسی که او را با ماجرای تمام قد ایستادنش برابر رضاخان میشناسیم.
جوانها حسابی میخندیدند. کیف میکردند. مدرّس هیچی نمیگفت؛ ساکت بود. حتی نگاهشان نمیکرد. نمیخواست عصبانی شود. سر به زیر بود و سوار بر اسب جلو میرفت. یکی از جوانها گفت: «پیرمرد... آهای پیرمرد عبایت را میدهی باهاش ماهی بگیریم. آخر خیلی شکل تور ماهیگیری است.» این را که گفت با جوان دوم زدند زیر خنده. مدرّس تیز جوان اول را که این حرف را زده بود نگاه کرد. بلکه خجالت بکشد. اما جوان داشت از خنده غش میکرد. جوان دوم نگاه تیز مدرّس را دید: «پیرمرد اینطور نگاه نکن یک وقت وحشت میکنیمها؟»
و دوباره زدند زیر خنده. مدرّس دوست نداشت باهاشان درگیر شود. برای اینکه مبادا عصبانی شود اسبش را هی زد و اسب یورتمه رفت و چند قدم از جوانها جلو افتاد. دوتا جوان هم اسبشان را هی زدند و آمدند کنار مدرس. جوان اول گفت: «پیرمرد چرا فرار میکنی؟ ما که چیزی نگفتیم.»
جوان دوم گفت: «میدانی پیری ما این حرفها را که میزنیم منظوری نداریم فقط میخواهیم مسخرهات کنیم.»
و دوباره زدند زیر خنده. طاقت مدرّس طاق شد، رو به جوان دوم که این حرف را زده بود کرد: «برو جوان، این حرف را نزن من جای پدر تو هستم.»
جوان دوم گفت: «جدی میگویی پیرمرد؟ خوب اشکال ندارد آخه ما گاهی پدرمان را هم مسخره میکنیم.»
دوباره حسابی خندیدند. جوان اول گفت: «واقعاً که پیرمرد بامزهای است.»
مدرّس رو به او کرد: «خجالت بکش جوان مگر من همسن تو هستم.» جوان اول به جای جواب دادن به او گفت: «ببینم پیرمرد تو که آخوند هستی میتوانی یک روضه برای ما بخوانی؟ آخر میدانی ما خیلی روضه را دوست داریم.»
مدرّس ناراحت شد: «جوان، آدم که با همه چیز شوخی نمیکند.»
#کتابخانه_غدیر_درگز
https://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
۵:۱۳
امروز چهارشنبه ۱۲ آذر
قراره با هم کتاب زیبای ماجرای باور نکردنی
#کتابخانه_غدیر_درگزhttps://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
۴:۳۴
#معرفی_کتاب#خواندن_مفید#کتابخانه_کانون_یادگیری#آموزش_کاردستی
قصه گویی از کتاب زیبای ماجرای باور نکردنی
۱۲ آذرماه
#کتابخانه_غدیر_درگزhttps://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
#کتابخانه_غدیر_درگزhttps://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
۵:۲۸
#کتابخانه_غدیر_درگز
۶:۴۷
#معرفی_کتاب#مناسبتی
فاطمه (علیها السلام)را از متن تاریخ می توان خواند.همان تاریخ که با پیامبری محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)مسیری دیگر در پیش گرفت.اما چه شد که پس از در گذشت پدر،تاریخ نیز میل بازگشت به گذشته در سر گرفت؟چه شد که دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)نا گزیر شد خطاب بخواند و حافظه ها را به یادآوری فرا بخواند؟و سر انجام چه شد که وصیت کرد مزارش پنهان بماند؟
شاید به جای آنکه فاطمه (علیها السلام)را از متن تاریخ بخوانیم،بهتر باشد او را بشنویم:
من فاطمه هستم؛دختر محمد(ص)
در بخشی از متن این کتاب می خوانیم:
فاطمه علیها السلام می توانست همه چیز را به خوبی و خوشی تمام کند.ولی مسیر تاریخ عوض می شد.معنای آیه ها از یاد می رفت .انسانیت،خدا،بندگی،کلماتی می شد پوچ و پوک.بیست و سه سال رنج محمد صلی الله علیه و آله و سلم هجده سال صبوری فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام همگی متلاشی می شد...
برگرفته از صفحه 173 کتاب
#کتابخانه_غدیر_درگز
https://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
فاطمه (علیها السلام)را از متن تاریخ می توان خواند.همان تاریخ که با پیامبری محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)مسیری دیگر در پیش گرفت.اما چه شد که پس از در گذشت پدر،تاریخ نیز میل بازگشت به گذشته در سر گرفت؟چه شد که دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)نا گزیر شد خطاب بخواند و حافظه ها را به یادآوری فرا بخواند؟و سر انجام چه شد که وصیت کرد مزارش پنهان بماند؟
شاید به جای آنکه فاطمه (علیها السلام)را از متن تاریخ بخوانیم،بهتر باشد او را بشنویم:
در بخشی از متن این کتاب می خوانیم:
فاطمه علیها السلام می توانست همه چیز را به خوبی و خوشی تمام کند.ولی مسیر تاریخ عوض می شد.معنای آیه ها از یاد می رفت .انسانیت،خدا،بندگی،کلماتی می شد پوچ و پوک.بیست و سه سال رنج محمد صلی الله علیه و آله و سلم هجده سال صبوری فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام همگی متلاشی می شد...
برگرفته از صفحه 173 کتاب
#کتابخانه_غدیر_درگز
https://eitaa.com/Ghadir_libraryhttps://ble.ir/ghadir_library
۹:۴۰