بله | کانال جان پناهِ شعࢪ!
عکس پروفایل جان پناهِ شعࢪ!ج

جان پناهِ شعࢪ!

۷۴عضو
آنقدر حافظ گُشودم در پیِ 'تو' شب به شبجانِ حافظ زین همه بی‌مهریَت آمد به لبundefinedundefined`

۲۱:۵۲

عاشورا، شکوهِ فریادی‌ست در میانه‌ی سکوت ظلم. روزی که حقیقت، تنها و تشنه بر خاک افتاد و زمان، شرم‌زده ایستاد. خون، بر نیزه رفت تا بماند عدالت، تا جاودانه شود آزادگی. و زینب، ایستاد بر ویرانه‌ی داغ، تا تاریخ بداند که عشق، هرگز بی‌صدا نمی‌میرد. و کربلا، هر سال تکرار می‌شود، نه برای سوگ، که برای بیداری. undefinedundefined

۸:۰۱

thumbnail

۹:۲۳

جان پناهِ شعࢪ!
undefined تصویر
لبخندت سرزمینِ پرستو‌هایِ سرگردان است! :)🩵undefined`

۹:۲۳

-به طعنه گفت رقیبم کجاست دلبرِ تو؟
به سینه کردم اشاره که جایِ ' او' اینجاست!undefinedundefined`

۹:۲۴

ای فلک پیرم درآمد تا که فهماندی به منخرجِ بیش اندازه‌یِ مِهر و محبت ابلهی‌ست!undefined`

۹:۲۴

thumbnail
_

۱۱:۱۰

برایم شعر بفرست حتیشعرهایی که عاشقانِ دیگرتبرای'  تو' می‌گویندمی‌خواهم بدانمدیگران که دچارِ تو می‌شوندتا کجایِ شعر پیش می‌روندتا کجایِ عشقتا کجایِ جاده‌ای که مندرانتهایِ آن ایستاده‌ام...!undefinedundefined`

۱۱:۱۰

اونجا که سحرِ رستگار میگه:
‹ چقدر ساده می‌شد
در این برف ردِ پایِ دو نفر بماند
اما غرورت...
اما غرورم...undefined‍🩹undefined` ›

۱۱:۱۱

بعد از آن نمی‌دانستم حرف هایی که میزنم نشانه‌ی چیست،من گم‌ شده بودم.جایی گم شده بودم که راهی برای دیگری نداشت.تا به حال انقدر دچار تناقض نشده بودم؛من نمی‌دانستم چه کسی هستم‌.

۷:۵۲

thumbnail
_

۷:۵۳

thumbnail
_

۹:۳۳

thumbnail

۹:۳۳

زمانه دوخت لبم را به ریسمانِ سکوت،
که عهد، عهدِ غم است و زمان، زمانه سکوت!🩶`
- شهریار

۹:۵۴

تقویمِ عمرم پُر شد از پاییز، بی‌تومن خسته‌ام از هرکس و هر چیز، بی‌تو؛؛

۹:۵۵

مثلِ نگاهِ خشک و پوچِ این مترسک
افتاده‌ام در گوشه‌یِ جالیز، بی‌تو...

۹:۵۵

امشب تمامِ فکر و ذهنِ من همین استشد کاسه‌یِ صبرم چرا لبریز، بی‌تو؟

۹:۵۵

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.