رهبرانقلاب امروز۱۴۰۴/۹/۱۲: یکی از بزرگترین گناهان فرهنگ سرمایهداری غرب این است که این همه کار خلاف را درباره زنان انجام میدهد اسمش را میگذارد آزادی!
۱۲:۴۱
می روید از خاک همین ویرانه ها روزیاین ریشه ای که در زمین غزه جاوید استدستان ما میسازد این ویرانگی ها راتا زندگیمان بر بساط عشق وامید است
میرویم اینک چون جوانه از دل خاکتمیسازم از امید روزی آشیانم این باغ را روزی بهاران سبز میسازدتا زنده ام من عاشقم آری جوانم
ملیحه بلندیان
میرویم اینک چون جوانه از دل خاکتمیسازم از امید روزی آشیانم این باغ را روزی بهاران سبز میسازدتا زنده ام من عاشقم آری جوانم
۸:۵۸
۱۰:۵۸
۷:۰۱
جمعه رو بذار برای امام زمانت🥺
۱۳:۳۰
بسم الله الرحمن الرحیم
"پیک سحر"
بی تو هر شب شبِ یلداست بیا پیک سحرفصل تاریکی و سرماست، بیا پیک سحر
بغض با حنجره ی ابر گلاویز شده ستخاک لبریزِ تمناست، بیا پیک سحر
در تب مرگ تن سرد زمین می سوزدوقت اعجاز مسیحاست، بیا پیک سحر
آه! آشفته شد از فکر خزان خواب بهار با تو هرشب شبِ رویاست، بیا پیک سحر
سنگ بر آینه ی قلب فلسطین زده اندو جهان مست تماشاست بیا پیک سحر
قحط عشق است کجا مانده ای ای مطلع نور؟بی تو هر شب شب یلداست بیا پیک سحر
محبوبه حمیدی
"پیک سحر"
بی تو هر شب شبِ یلداست بیا پیک سحرفصل تاریکی و سرماست، بیا پیک سحر
بغض با حنجره ی ابر گلاویز شده ستخاک لبریزِ تمناست، بیا پیک سحر
در تب مرگ تن سرد زمین می سوزدوقت اعجاز مسیحاست، بیا پیک سحر
آه! آشفته شد از فکر خزان خواب بهار با تو هرشب شبِ رویاست، بیا پیک سحر
سنگ بر آینه ی قلب فلسطین زده اندو جهان مست تماشاست بیا پیک سحر
قحط عشق است کجا مانده ای ای مطلع نور؟بی تو هر شب شب یلداست بیا پیک سحر
محبوبه حمیدی
۱۵:۱۴
۶:۴۵
بسمه تعالی
هادی اگر شوی که کسی گم نمی شود*
مانندتان به لطف ، تجسم نمیشود
یک سامراست قد تمام غریبیتتا غربت تو هست ،که هشتم نمی شود
آری غریب تر زتو و نام عسگریدر این همه غریبی تو گم نمی شود
هادی اگر شوی همه ی عالمین راتا هست نام تو که تلاطم نمی شود
مست ار شوم به نم اشک غربتتاین کم پیاله ها که سر خم نمی شود
باید پریدنی کنم اما به سوی تومقصد تویی، راه دلم گم نمی شود
*مصرع اول تضمین می باشد.
ملیحه بلندیان
هادی اگر شوی که کسی گم نمی شود*
مانندتان به لطف ، تجسم نمیشود
یک سامراست قد تمام غریبیتتا غربت تو هست ،که هشتم نمی شود
آری غریب تر زتو و نام عسگریدر این همه غریبی تو گم نمی شود
هادی اگر شوی همه ی عالمین راتا هست نام تو که تلاطم نمی شود
مست ار شوم به نم اشک غربتتاین کم پیاله ها که سر خم نمی شود
باید پریدنی کنم اما به سوی تومقصد تویی، راه دلم گم نمی شود
*مصرع اول تضمین می باشد.
ملیحه بلندیان
۱۶:۴۸
بسم الله الرحمن الرحیمعروج سرخ
وقت جان دادن در آغوش خدا ماوا گرفتدست هایش عطر دست حضرت سقا گرفت
آب از شرم عروج سرخ او در خون نشستروضه ی غربت برایش ماهی دریا گرفت
گریه بر طفل رضیع نینوا کرد آنقَدرتا که اجر روضه را از حضرت زهرا گرفت
او که در دریای دُر خیز وطن غواص بود؛پرچم سبز و سپید و سرخ را بالا گرفت
بی صدا بر شانه ی اروند زخمی جان سپردعطر پروازش تمام آسمان ها را گرفت
با شهادت تا به عرش کبریا پرواز کردعشق از هُرم نگاه آخرش گرما گرفت
محبوبه حمیدیتقدیم به شهدای غریب غواص #کربلای-چهار
وقت جان دادن در آغوش خدا ماوا گرفتدست هایش عطر دست حضرت سقا گرفت
آب از شرم عروج سرخ او در خون نشستروضه ی غربت برایش ماهی دریا گرفت
گریه بر طفل رضیع نینوا کرد آنقَدرتا که اجر روضه را از حضرت زهرا گرفت
او که در دریای دُر خیز وطن غواص بود؛پرچم سبز و سپید و سرخ را بالا گرفت
بی صدا بر شانه ی اروند زخمی جان سپردعطر پروازش تمام آسمان ها را گرفت
با شهادت تا به عرش کبریا پرواز کردعشق از هُرم نگاه آخرش گرما گرفت
محبوبه حمیدیتقدیم به شهدای غریب غواص #کربلای-چهار
۴:۳۱
دم شما گرم دانشمندان دهه هفتادی جمهوری اسلامی ایران

توی روزگاری که بعضیها تا سنگ جلوی پایشان میافتد، میگویند نمیشود و نمیتوانیم و قهر میکنند با کشورشان، شماها هستید و میسازید و برای ما افتخار و امید میآورید.سال ها قبل از شما، شاید بیشتر از سی سال قبل، افرادی مثل شهید طهرانیمقدم و سردار حاجیزاده و دوستانشان همینقدر جوان بودند و گفتند «نمیشود» نداریم. گفتند «فقط آدمهای ضعیف به اندازهی امکاناتشان کار میکنند.»کاری کردند از نداشتن تجهیزات سادهی دفاعی رسیدیم به پرتاب موشک نقطهزن و پرتاب ماهوارههای چندگانه به فضا. از آنها الگو گرفتید، روسفیدمان کردید. توی تلویزیون تیم شما را، مخصوصا شما دو خانم عزیز نخبه را به دخترهایم نشان میدهم و میگویم وقتی آقا میگویند به شماها امید دارم، یعنی این.
@bookishow
توی روزگاری که بعضیها تا سنگ جلوی پایشان میافتد، میگویند نمیشود و نمیتوانیم و قهر میکنند با کشورشان، شماها هستید و میسازید و برای ما افتخار و امید میآورید.سال ها قبل از شما، شاید بیشتر از سی سال قبل، افرادی مثل شهید طهرانیمقدم و سردار حاجیزاده و دوستانشان همینقدر جوان بودند و گفتند «نمیشود» نداریم. گفتند «فقط آدمهای ضعیف به اندازهی امکاناتشان کار میکنند.»کاری کردند از نداشتن تجهیزات سادهی دفاعی رسیدیم به پرتاب موشک نقطهزن و پرتاب ماهوارههای چندگانه به فضا. از آنها الگو گرفتید، روسفیدمان کردید. توی تلویزیون تیم شما را، مخصوصا شما دو خانم عزیز نخبه را به دخترهایم نشان میدهم و میگویم وقتی آقا میگویند به شماها امید دارم، یعنی این.
@bookishow
۱۷:۴۶
استاد عابدینی
۱۲:۲۰
این نامه را امام جواد در جواب نامه علی بن مهزیار نوشته اند...
میلاد امام جواد(ع) مبارکباد
۱۹:۰۲
بسمالله الرحمن الرحیم
خروش اروند
آسمان را هجوم برف شکافت، زوزه از سر گرفت گله ی بادنفس گرم بیستون یخ زد، پلک شیرین به روی هم افتاد
ولی آتشفشان غیرت داشت، به دلش مرزبان کشور عشقچشم سرخش خروش اروند و قامتش سرو تا ابد آزاد
تا مبادا کمین کند پاییز بر سر راه نوبهار وطنزیر لب با خودش تلاوت کرد، آیه ی «ان ربّک لبالمرصاد»
وطنم شور شرقی لیلا! دست نامحرم از شکوهت دورتار و پودم فدای عشقت آه، که تو شیرینی و منم فرهاد
برف بر روی برف میبارید، استخوان های سینه اش میسوختغزلی عاشقانه را اما، با نفس های آخرش سرداد:
«دوست دارم تو را نسیم بهشت، آفتاب همیشه هستی بخش مادر مهربانِ من ایران، جاودان نام سرفرازت باد
با صدای بلند میخواهم، باز فریاد عشق سر بدهم ای زمین تو آسمان پرور، خانه ات خاک میهنم آباد»
ناگهان خشم برف طغیان کرد، دست و پایش تمام بی حس شدشانه های ستبر او لرزید، بر دهانش بلور شد، فریاد...
جان خود را فدای میهن کرد، حاج قاسم به روی او خندیدبا شهادت به بی کران پر زد، بست با دست آسمان میعاد ....چند روزی گذشت و در بوران، مردی از جنس نور پیدا شددر نگاهش شکوه الوند و هُرم لبخند آخرش مرداد...
پشت عکس گرفته در دستش، ردَّ لبخند اشک پیدا بود:«نوگلم تازگی پدر گفته است، پسرم را مبر وطن از یاد...»
محبوبه حمیدی تقدیم به شهید مرزبان، رحیم مجیدی...
خروش اروند
آسمان را هجوم برف شکافت، زوزه از سر گرفت گله ی بادنفس گرم بیستون یخ زد، پلک شیرین به روی هم افتاد
ولی آتشفشان غیرت داشت، به دلش مرزبان کشور عشقچشم سرخش خروش اروند و قامتش سرو تا ابد آزاد
تا مبادا کمین کند پاییز بر سر راه نوبهار وطنزیر لب با خودش تلاوت کرد، آیه ی «ان ربّک لبالمرصاد»
وطنم شور شرقی لیلا! دست نامحرم از شکوهت دورتار و پودم فدای عشقت آه، که تو شیرینی و منم فرهاد
برف بر روی برف میبارید، استخوان های سینه اش میسوختغزلی عاشقانه را اما، با نفس های آخرش سرداد:
«دوست دارم تو را نسیم بهشت، آفتاب همیشه هستی بخش مادر مهربانِ من ایران، جاودان نام سرفرازت باد
با صدای بلند میخواهم، باز فریاد عشق سر بدهم ای زمین تو آسمان پرور، خانه ات خاک میهنم آباد»
ناگهان خشم برف طغیان کرد، دست و پایش تمام بی حس شدشانه های ستبر او لرزید، بر دهانش بلور شد، فریاد...
جان خود را فدای میهن کرد، حاج قاسم به روی او خندیدبا شهادت به بی کران پر زد، بست با دست آسمان میعاد ....چند روزی گذشت و در بوران، مردی از جنس نور پیدا شددر نگاهش شکوه الوند و هُرم لبخند آخرش مرداد...
پشت عکس گرفته در دستش، ردَّ لبخند اشک پیدا بود:«نوگلم تازگی پدر گفته است، پسرم را مبر وطن از یاد...»
۲:۲۲
تقریباً ۴۵ دقیقهای به اذان مغرب و عشا مانده بود. رفته بودم منزل حاجآقا به ایشان سری بزنم. تنها بودند؛ حتی حاجخانم هم نبودند. احوالپرسی همیشگی و خوشوبشی کردیم. حاجآقا از من خواستند چیزی برایشان بیاورم. میخواستند بگویند متکا را بیاور که کلمهاش یادشان نیامد! چند ثانیه کشید. مقداری که گذشت متوجه شدم و متکا را برایشان آوردم.
سرشان را انداخته بودند پایین. غرق فکر شدند. چند دقیقهای سکوت شد. رو کردند به من و بغضآلود و با صدای لرزان گفتند: « آدم گاهی اوقات کلمه به این سادگی که شاید هزاران بار در طول زندگی با آن سروکار داشته، یادش میرود، اگر روزی به ما گفتند که خدایت کیست و یادمان رفت آن موقع چه خاکی بر سر کنیم؟ اگر گفتند که امامت کیست و یادمان رفت، اگر گفتند کتابت چیست و یادمان رفت! آنجا باید چه کنیم؟»
آن بغض سنگین اشک شد و کمکم از چشمانشان سرازیر شد. این سؤال را تکرار کردند. گفتند: «چه کار کنیم؟»
فکر میکردم این پرسش مقدمه توضیحی است، اما دیدم ادامه دارد. باز هم مرتب از من پرسیدند. «به نتیجه ای رسیدی؟ فکر کردی؟» همزمان خودشان هم حال معنوی دیگری پیدا کرده بودند.
نزدیک اذان شد. از وضو که برگشتند دوباره با بغض و اشک پرسیدند: «خب! به نتیجه ای رسیدی چه کار کنیم؟» مبهوت مانده بودم. رفتند سمت چوبلباسی. عطرهای دمدستیشان را آنجا میگذاشتند. صدای اذان شان در خانه پیچید. وقتی نزدیک سجاده شدند، بغضشان ترکید. به پهنای صورت اشک میریختند.
گفتند: «شما که جوابی به این سؤال ندادی! اگر پرسیدند اسم خدایت کیست اگر یادمان رفت چه کنیم. اما فکر میکنم این «علی علی» گفتنهای ما در طول زندگی که هر جا توانستیم و از دستمان برآمد، مدام گفتیم «علی علی» این «علی علی» گفتنها ما را رها نمیکند. ما را ول نمیکنند.امیرالمؤمنین (علیه السلام) به جایش میآیند و جواب این «علی علی» گفتنها را میدهند. اگر هم یادمان برود به ما یادآوری میکنند.»
بعد بلافاصله گفتند: «اگر در این دنیا ایمانمان را امانت بدهیم دست امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شرطی که ایمان را خراب نکرده باشیم... بگوییم این امانت خدمت شما آن لحظه و جایی که من احتیاج دارم، این را به من برگردانید؛ بعید میدانم امیرالمؤمنین کسی باشد که بخواهد از امانت نگهداری نکند و حتماً آدم امینی است. مهم این است که ما ایمانمان را امانت دهیم. این علی علی گفتنها آنجا کار خودش را میکند.»
۲:۳۰
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
۵:۳۴
بازارسال شده از کشکول|محسن مهدیان
۴:۰۷
بازارسال شده از همشهری
رهبر انقلاب: انشاءاللّه به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
@HamshahriNews
@HamshahriNews
۹:۲۵
بازارسال شده از رادیو مقاومت
شماره ارتباط در فضای مجازی09399415409
۱۴:۳۷
بازارسال شده از رادیو فرهنگ
من این وطن را دوست دارم و بر این اعتقادم که "ایران آرزویِ اسلام است" و اسلام، اگر برای کشت و کار نیاز به زمین خوبی دارد، آن زمین خوب اینجاست. ایران، سرزمینِ اسلام است. ایران برای من یک موجودِ الهی است که بر بالِ فرشتگان نشسته است.« نادر ابراهیمی»#ایران
@radiofarhang
@radiofarhang
۵:۱۹
بازارسال شده از خانه صدا 📻
#فرزند_ایران #دین_ملت_کشور#خانه_صدا#فضای_مجازی_رادیو
۶:۵۴