۱_حدیثی که میگوید هرکسی به من حرفی بیاموزد تا آخر عمر مرا بنده خودش کرده برای من تقدس خاصی دارد! گاه و بیگاه سعی میکنم به یاد بیآورم که از چندنفر آموختهام و دعایشان کنم؛ که وسط این گیر و داری که نمیدانیم فردا دروازه جهنم توسط ابلیسِ مو زرد روبه ما باز میشود یا اف سی و پنجی بالای سرمان پرواز میکند، یا باید طبق روال بیدار شویم و خودمان را به آن راه بزنیم و زندگی "عادی" را پیش ببریم، کتابی با جلد آبیاش و اسم عجیب رویش نظر مرا به خود جلب میکند. "*رهش*"لبخندم کش میآید، این بار با کدام کلمه داستان گفته ای، نویسنده محبوب؟کتاب را دستم میگیرم و تا تمام نشود زمین نمیگذارم.همسایه. من نوشتار این کلمه را از آقای امیرخانی یاد گرفته ام. همسایه یعنی زیر سایه همدیگر باشید. یعنی صبح تا ظهر ما زیر سایه درخت بین دوخانه بنشینیم و ظهر تا عصر آنها. آنوقت ما میشویم "همسایه".
#خودنویس
#خودنویس
۷۴
۲۲:۱۶