۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۱۵:۰۵
۹:۳۷
۱۹:۳۶
صوت شکست اتحاد اراده.mp3
۰۷:۰۳-۱۶.۲۲ مگابایت
۷:۳۶
«ناسیونالیستهای آغلی» در برابر «بازگشت به خویشتن ملت مسلمان»
اگر علی شریعتی بود، چه صورتبندی از جامعه ایرانی در #دفاع_متعالی ارائه میداد؟
سجاد خدائیدر پیش، حین و پس از وقایع تاریخساز، میدان مفهومپردازی و نبرد افکار باز میشود. بعد دفاع متعالی دوازده روزه ملت مسلمان ایرانی نیز این آوردگاه و گفتاورزی نسبت به این دفاع باز شده است. از این باب خوب است آرای علی شریعتی را مرور کنیم که او چگونه خویشتن حقیقی جامعه ایرانی و رقبایش را در واقعه تاریخ ساز زمانهی خود صورتبندی کرده است:از پایههای اصلی نگاه شریعتی "#بازگشت_به_خویشتن" است. این ایدهی شریعتی، هم یک واقعیت در جامعه ایرانی و هم واکنشی به بیراههها - مانند باستانگرایی، نژادپرستی، تجدد، تحجر و استعمار- بوده است. آن خویشتنی که شریعتی دعوت به بازگشت میکند، بازگشت به یک سنت منحط و عقب مانده نیست، بازگشت به خویشتن اسلامی است که جمود را تبدیل به حرکت و جهل را تبدیل به آگاهی میکند؛ و در بُن خویشتن تاریخی و فطرت جامعه وجود دارد (شریعتی، بازگشت: ۴۴_۴۷). از نظر شریعتی روشنفکر در ایران چه مذهبی و چه غیر مذهبی باشد در مسیر مطالعات دربارهی "بازگشت به خویشتن" به بازگشت به فرهنگ اسلامی میرسد و این تفاهم مشترک هر دو قشر میشود، چون ایدئولوژی اسلامی فقط میتواند این جامعه را حرکت دهد (شریعتی، بازگشت: ۲۷).
حالا جامعه ایرانی -حتی جهان اسلام- دوباره متوجه خویشتن حقیقی خودش شده است، و ابراز ارادت به ولیفقیه مسلمین میکنند. در مقابل غربزدگان که به تعبیر شریعتی که راهبلدها و کوچهواکنها و پیشکار استعمار هستند، آمدند بازگشت به خویشتن اسلامی را متوقف کنند و اسلام را از سر راه استعمارشان بردارند و بیراهههایی مانند تجدد و بازگشت به #ناسیونالیسم_آغلی و نژادی را برجسته میکنند و این بازگشت به خویشتن مذهبی را تقیل دادند به یک جغرافیای محصور. شریعتی میگوید حتی ملیت در ایران هم براساس روح تشکیل شده است، نه خون: «این واژه در مبدأ آن در غرب به نژاد و وراثت فیزیولوژیک حکایت میکند، ولی در اینحا حکایت از اشتراک در شخصیت انسانی و محتوای معنوی را بیان میکند، تعریف ملیت در طول تاریخ در فرهنگ ایرانی، اصل اندیشیدن را به جای زاییدن نشانده است و روح را جانشین خون کرده است» (شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی_اسلامی: ۱۳۱). محور این روح ملی ایرانی را دیانت ایرانیان و قرائت اسلام ایرانی میداند.
@goftare_asr
حالا جامعه ایرانی -حتی جهان اسلام- دوباره متوجه خویشتن حقیقی خودش شده است، و ابراز ارادت به ولیفقیه مسلمین میکنند. در مقابل غربزدگان که به تعبیر شریعتی که راهبلدها و کوچهواکنها و پیشکار استعمار هستند، آمدند بازگشت به خویشتن اسلامی را متوقف کنند و اسلام را از سر راه استعمارشان بردارند و بیراهههایی مانند تجدد و بازگشت به #ناسیونالیسم_آغلی و نژادی را برجسته میکنند و این بازگشت به خویشتن مذهبی را تقیل دادند به یک جغرافیای محصور. شریعتی میگوید حتی ملیت در ایران هم براساس روح تشکیل شده است، نه خون: «این واژه در مبدأ آن در غرب به نژاد و وراثت فیزیولوژیک حکایت میکند، ولی در اینحا حکایت از اشتراک در شخصیت انسانی و محتوای معنوی را بیان میکند، تعریف ملیت در طول تاریخ در فرهنگ ایرانی، اصل اندیشیدن را به جای زاییدن نشانده است و روح را جانشین خون کرده است» (شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی_اسلامی: ۱۳۱). محور این روح ملی ایرانی را دیانت ایرانیان و قرائت اسلام ایرانی میداند.
۱۰:۴۱
۱۲:۴۴
Yadollah 03.mp3
۰۶:۳۷-۱۵.۲۱ مگابایت
۱۲:۴۸
۱۱:۳۷
Nazariyan 01.mp3
۰۷:۱۶-۱۶.۶۹ مگابایت
۸:۳۹
https://aparat.com/v/amjhm55
https://aparat.com/v/vaezqo1
۱۱:۰۲
اگر سیاست، فرایند کسب قدرت باشد. طرح امام برای سیاست این است که قیام للّه قدرت میآفریند. ایمان و عمل صالح نصرالله، چرخه قیامللّه را فعال کرد و برای خود نصرالله و سازمان حزبالله قدرت آفرین بود، و جامعه شیعه را از حضیض بیقدرتی به مهمترین بازیگر لبنان تبدیل کرد.
۷:۳۲
امروز یکی از دوستانم با آقای محمدقوچانی تماس گرفته بود و گفت: در این شرایط که جنگ است از شما انتظار می رود صحبت کنید، رسانه ما در خدمت شماست، این روزها که سلبریتی ها خفه خون گرفتند، اما از شما انتظار داریم صحبت کنید.جواب محمد قوچانی چه باشد، خوب است؟گفت: من هم مثل سلبریتی ها خفه خون گرفتم
پ.ن: شاید شما محمد قوچانی را نشناسید اما ایشان در تمام این سالها با روزنامه سازنگی و هممیهن و ... و ده ها رسانه دیگر طرح توسعه آمریکا محور بودند.من مخاطب مجلاتی بودم که آقای قوچانی و دوستانشان در می آوردندالحق و الانصاف کار تمیز انجام می دهند
اما آقای قوچانی شما یک عمر ما را با امر ملی سرویس کردیدشما می گفتید ما در دوگانه امت گرایی و ملی گرایی هستیم
از طرفی به شما حق می دهمچون شما و دوستانتان خیلی روی آمریکا حساب باز می کردید، یادمه بعد از جنگ دوازده روزه فرموده بودید که نسبت به غرب نا امید هستیداما این روزها حق دارید که کلا از زندگی نا امید باشیدچون هم کعبه آمال اقتصادی و فرهنگی شما، به شما حمله کرده است و هم مردم خود را نشناختیدبه ناحق دوگانه کاذب ملی گرایی و امت گرایی را راه انداختیدامروز اما کف خیابان خبری از این دوگانه ها نیست
بگذریم و بگذاریم این حرف ها را برای وقتی دگر، انشالله بعد از پیروزی اسلام عزیز
من با شخص کار ندارمخداوند ناظر است بر همه مااما با نظریات کار دارم با برخی از صورت بندی های کاذب که با واقعیت میدان منافات دارند، کار دارمبه راستی که مرحوم عماد افروغ درست می گفت: غرب زده ها، ذهن های اسیر هستند.انشالله که این موشک ها آنها را از زندان اوین مغزشان، بیرون بیاورند.
https://eitaa.com/neveshtanijat
۷:۳۱
بازارسال شده از غربزدگی
ایرنا خبرگزاری رسمی دولت در مصاحبهای تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا بگوید: آی مردم، این حضور در خیابانها باعث نشود که یادتان برود که شما و حکومت (!) در دو جبههاید و تا آخر مصاحبه هرچقدر که بتواند دوگانه مردم/حکومت را توی سر مخاطب میزند. مینویسد: «خطای استراتژیک زمانی است که حکومت گمان کند با یک اقلیت وفادار همیشه حاضر در صحنه و میدان و اقلیت موافق و همراه با ایدئولوژی حکومت میتواند غلبه بر بحرانهای داخلی و خارجی را تضمین و پیروزی و موفقیتاش را تامین کند.» پس اگر خیابانها و میدانهای ایران از مردم پر باشد باز هم اینها هیچ وقت «اقلیتی» بیش نیستند، چون بنا نیست جامعهشناسی کور ایرانی آنها را جز جماعتی اقلی چیزی بیشتر بپندارد.
غربزدهای که بعد از دو جنگ تمام عیار آن هم در یک سال علیه وطن هنوز دهانش از «نهادهای تاثیرگذار جهانی و بازیگران اصلی سیاست بینالملل و حتی نظام سیاست منطقهای» پر است و یحتمل با کمک هوش مصنوعی آرمانهای قرن نوزدهمی غربی را به خورد ما میدهد «ایران دیروز و امروز و ایران فردای همه ما به یک اخلاق سیاسی در سطح دولت و حکومت نیاز دارد که صادقانه، عاقلانه و عالمانه و بهروز باشد و به یک سیاست اخلاقی صلحگرایی نیاز دارد که بر خشونتگرایی، کینتوزی، نفرتپراکنی و حس انتقام جویی غلبه کند و سیاست حسن همجواری با همسایگان در منطقه را رعایت کرده، توسعه دهد و حفظ کند.» آرمانهایی که با جنگهای جهانی دود شدند و به هوا رفتند، ولی روشنفکر مریض ایرانی چون از هر طرف برود خود را ذوب در ولایت ایالاتمتحده می بیند، چارهای جز تکرار همانها نخواهد داشت. برای همین حکومتی که مستقل باشد و بخواهد در برابر زورگویی و تجاوز عریان بیاستد (آن هم حکومتی که در ۴۷ سال حیات خود آغازکننده هیچ جنگی نبوده است) از نظر اینها کماکان نیاز دارد که خود را تغییر دهد تا شاید بشود از ایران ونزوئلایی دیگر برای غارت اربابان اپستینی ساخت «ایران امروز همه ما نیازمند حکومتی است که بخواهد و بتواند با اعلام عفو همه زندانیان سیاسی و لغو پیگیری قضایی منتقدان، معترضان و اعلام پایبندی به موازین حقوق بشر، شهروندی جهانی، نظام انسانگرای حقوق و اخلاق دینی و اسلامی و نظامات حقوق شهروندی اسلامی و برقراری آشتی ملی یک برنامه فراگیر نجات ملی را با مشارکت حداکثری مردم استارت بزند، همین امروز و نه فردا و قبل از این که دیر شود.» چون غربزده ایرانی در بحران هویتی شکست ارباب گرفتار شده پیشنهادش آن است که حکومت همین الان همه چیزش را تغییر بدهد تا شاید بتواند از این فروپاشی هویتی نجات یابد.
جامعهشناس شما شاید گرین کارتش باطل میشود که از گفتن نام جنگ رمضان هم امتناع میکند و به زمستان تلخ 1404اکتفا میکند اما خبرگزاری رسمی دولت که حقوقش را هم از دولت میگیرد، از چه میترسد؟ با جنگش مشکل دارید یا با جنگِ رمضانش؟ رمضان هم یکی از ماههای خداست!
این خبرگزاری رسمی که گویا دستور کاری برایش تعریف شده که دوگانه «اکثریت و اقلیت» را در میانه جنگ به سبک غربزدگان خودتحقیر مطرح کند، فراموش کرده است که مگر اغتشاشگران دی ۱۴۰۴ چه تعداد بودند؟ اساسا با چه میزان و معیار همه معترضان به وضعیت اقتصادی (غیر از اغتشاشگران اسلحه بدست یا فریبخورده) در دسته اکثریت غیروفادار و غیرحاضر در صحنه گنجانده میشوند؟! بنابراین اینجا قاعدهای نانوشته ولی بسیار موثر هست: مردم تا زمانی مردماند که ما آنها را مردم بدانیم! و اگر ما از آن اقلیت اکثریتنما خوشمان نیامد، بهترین ویژگیهایشان که وفادار بودن و همیشه حاضر در صحنه بودن هست را به استهزا و تمسخر میگیریم تا شاید یک «دلواپس» دیگر یا «تندرو» دیگر از آنها بسازیم و ده سال با بازی در صفحه اول «سازندگی»، «هممیهن»، «اعتماد ملی»، «شرق» و ... نانی بخوریم.
چطور است که رسانه رسمی دولت خط فتنه ۸۸ را با رطب و یابس بافتن به اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ مرتبط میکند و نتیجه میگیرد که خواست اکثریت غیر از چیزی است که حکومت (!) دنبال آن است اما اگر مردم همیشه حاضر در صحنه وفادار 47 سال با شعارها و خواستهای مشابه که همگی ذیل «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» میگنجند، فریاد بزنند هیچجایی برای آنها نباید باز شود. دلیلش روشن است: به تعبیر عباس کاظمی وقتی اقلیت میدان را پر کرده باشند پس «پشتبامها وقتی مجال حضور در خیابان نیست باید جایگاه مهم تحلیل جامعهشناسانهقرار گیرد» و حالا که اینجور است کار جامعهشناس تحلیل رقاصهای پشتبامی است چون «از من میپرسید که مردم کیستند؟ و ما (همان اقلیت) مگر مردم نیستیم، البته که نیستید!».
۷:۰۴