حجت خدا!چرا سودای طوافِ تو در سر نپرورانموقتی مَثَل امام، مَثَل کعبه است و جانْ بیتابِ آمدنت. طواف امروز، تمرین شیعگیست.
۲۱ ذیالحجه ۱۴۴۵امامکعبه
۲۱ ذیالحجه ۱۴۴۵امامکعبه
۸:۱۱
میخواهم این طوافها را با خود به خانهام ببرم، به کوچههای شهر و سلامهای دیارم..میخواهم از یاد نبرم میعادگاه فقط اینجا نیست!و ادعای دوستداشتن تو، به طاعت از امر تو محقق است؛ورنه طائفِ رویْ از امرِ تو تافته را صدقی نیست.
۲۲ ذیالحجه ۱۴۴۵بیتاللهالحرامطواف
۲۲ ذیالحجه ۱۴۴۵بیتاللهالحرامطواف
۸:۱۴
خیالِ اسم و لقب برت ندارد؛پناه به خدااز حج تو آنگاه کهحجاب تو شود ..
۲۲ ذیالحجه ۱۴۴۵ ذکر خویشمرور حج
۲۲ ذیالحجه ۱۴۴۵ ذکر خویشمرور حج
۸:۲۳
آه غزه!من اینجا فهمیدمیادِ باران اشک تو، زمین بایر قلبها را زنده میکند؛و انقلاب سنگهای توی مشتِ تو اینجا،رمی شیطان بزرگ را به تصویر جهانیان میکشاند.حج اکبر اینجا با نام تو تحقیق میشود؛ و اذان مظلومیتِ تو اینجا روی لبهای حامیانت اقامه میآفریند.اقامهای بلند در قامت آدمهایی که تاب پنهان کردن مشت برائت در آستین ندارند و برای آمدن امام و ریشهکن شدن ظلم، همین مشتها را کاسه میکنند.نزدیکتر بیا غزه!صدای الله اکبر را میشنوی؟
۱۰ ذیالحجه ۱۴۴۵عید قربانحج اکبر
۱۰ ذیالحجه ۱۴۴۵عید قربانحج اکبر
۸:۵۹
به حطیم میرسم و زیر لب میگویم، آنچه مرا از تو دور میکند از من بگیر..تو هم بخواه..که دعای امام، عینِ استجابتِ حطیم است.
۲۹ ذیالحجه ۱۴۴۵جمعهحطیم
۲۹ ذیالحجه ۱۴۴۵جمعهحطیم
۹:۰۱
امروز، اول محَرم است؛اقتدا میکنم به کعبه وسیاهپوشِ غم تو میشوم.
۱ محرم ۱۴۴۶ مراسم تعویض کسوه کعبهصلیاللهعلیکیااباعبدالله
۱ محرم ۱۴۴۶ مراسم تعویض کسوه کعبهصلیاللهعلیکیااباعبدالله
۹:۳۶
خدا!بر آستان مغفرت تو فرود آمدهامبه اميد عفو تو آهنگ كردهامو به بخشايش تو سخت دل بستهام..
۱ محرم ۱۴۴۶نفسهای آخربیست صحیفه سجادیه
۱ محرم ۱۴۴۶نفسهای آخربیست صحیفه سجادیه
۹:۳۸
چند نفس بیش، میهمان خانهات نیستم؛تنگتر در آغوشم بگیر..
۱ محرم ۱۴۴۶نفسهای آخرمسجدالحرام
۱ محرم ۱۴۴۶نفسهای آخرمسجدالحرام
۹:۴۰
... و اگر نیامرزیدهای هم اکنون مرا بیامرزپیش از اینکه خانه تو را به سوی خانهام ترک کنم.اینک آغازگر بازگشتم هستم، اگر اجازهام دهیبیآنکه به تو و خانهات بیرغبت شده و جایگزینی برای تو و خانهات گرفته باشم ..
۲ محرم ۱۴۴۶آخرین نفسطواف وداع
۲ محرم ۱۴۴۶آخرین نفسطواف وداع
۱:۳۸
همیشه وداع سختترین اوقات است.
۲ محرم ۱۴۴۶آخرین نفسوداع
۲ محرم ۱۴۴۶آخرین نفسوداع
۱:۴۲
پُرکوهِ پرشکوهبه خدا میسپارمت
۲ محرم ۱۴۴۶مکه شهر دوستداشتنی من و خدا
۲ محرم ۱۴۴۶مکه شهر دوستداشتنی من و خدا
۲:۲۳
دلتنگ تو میشوم.دلتنگ پرواز ناگهانی و پرشتاب کبوترهایت به مقصد چشمهایم و ریزْ خندههای پنهانی که با دزدیدن آنیِ سر، در میان دستهایم شکوفا میشود؛دلتنگ پیالههای زمزم و نوشِ جرعههای شفا؛و طوافِ وقتِ زوال در پیچ و تاب رقص چترهای رنگارنگ که زیر بارش رحمتت به وجد میآید؛دلتنگ تو میشوم آری، به وقت سرک کشیدنهایم از لابه لای ستونها و دیوارهای بلند در جستجوی حظِّ تمام! تماشای بیت خدا .. و دلتنگِ ماندنها و بازنگشتنهای بلندم از کوه صفا و سخنهای بیحصاری که در خاطرش تا ابد به یادگار خواهد ماند.ای یادِ محترم؛ حضرتِ خوب!به حرمت دلتنگیهای بیبدیل، تو نیز یاد مرا به خاطر بسپار..
۸ محرم ۱۴۴۶یادبیتالله
۸ محرم ۱۴۴۶یادبیتالله
۲:۰۵
از ماجرای حسین که رسیدم به مهدیِ فاطمه،گفت این مهدی که میگویی چه وقت میآید؟گفتم روزی که دیر نیست؛و بازِ نگاهم بیدرنگ به میانهی رکن و مقام پر کشید..همین میانه میایستد و ندای او به وقت ظهور این خواهد بود:ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائمألا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقمألا یا أهل العالم إن جدّی الحسین قتلوه عطشاناألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین طرحوه عریاناألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین سحقوه عدوانا
عاشورا ۱۴۴۶رکن و مقامیا منتقم
عاشورا ۱۴۴۶رکن و مقامیا منتقم
۱۳:۰۳
آنگاه که شیرینترین جرعهی جانمنوشِ ملاقاتِ تو باشد؛دمِ بیبازدمِ مرگ،خواهش گوارای لحظههای عمرم میشود و شرک، از رخنه کردن در ساحتِ جانم سخت مأیوس..خاک، میعادگاه دیدارمان باشد یا آسمان،فرقی نمیکند که آغوش، آغوش بیمنتهای رحمانیت توست.
#سورهنوشت_انعام#ماهرمضان۱۴۴۶
#سورهنوشت_انعام#ماهرمضان۱۴۴۶
۲۱:۴۳
از عاشقی همان بس که شعلهی نگاهی بر دامانِ جانی بنشیـنَد و خاکستر بنشـانَد.اصلاً مرا با شعلههای آتش اخدودیان چه کار، آندم که نگاهِ تو از میانهی عرش بلند، شعله میکشد و بر جـانم مینشیـنَد.ستونهای آسمان اقتدا کردهاند به بلنـدای احاطهات، تا مگر شاهد آتش ایمـان در قلب من باشند؛ایمـانی که سخت گره خورده است به کتابِ تو، به پیامبرِ تو، و به نگاه تو..
#سورهنوشت_بروج#ماهرمضان۱۴۴۶
#سورهنوشت_بروج#ماهرمضان۱۴۴۶
۷:۵۱
پیش از او زمینی پست بودم،گره خورده در خاک، بیآسمان!همین که رسول در من قدم نهاد،مرتفع شدم، به بلندای آسمان، سزاوار سوگند پروردگار.طورِ تو نیز همیشه سینا نبوده است، آدمی!روزگاری همنشیـن نشیبها بوده، پایینآمده، پستتر از تمامــیِ طورهای بیرسول.همینکه قدمهای ایمان و فعل نیکو بر خاک او نشست، از جا بلند میشود. زنجیر از زمین گسسته و قامت به قیامِ آسمان بسته.که قیام او یادآور نیکوترین قیامهاست؛ احسن تقویم.
#سورهنوشت_تین#ماهرمضان۱۴۴۶#نوروز۱۴۰۴
#سورهنوشت_تین#ماهرمضان۱۴۴۶#نوروز۱۴۰۴
۱۰:۳۰
این ماه مبارک در میانِ ما به شایستگی زیست؛و به نیکی همنشین ما گردید؛و گرانمایهترین سودهای اهل جهان را به ما بخشید؛سپس چون زمانش به انجام رسید و مدتش به سر آمد، و شمار روزهایش پایان گرفت،از ما جدا شد..
#وداع_ماه_رمضان#چهلوپنج_صحیفه_سجادیه#بهار_۱۴۰۴
#وداع_ماه_رمضان#چهلوپنج_صحیفه_سجادیه#بهار_۱۴۰۴
۱۸:۰۸
اینک او را بدرود میگوییمهمچون بدرود گفتن کسی که فراغش بر ما دشوار است و رفتنش ما را دچار اندوه و وحشت میکند و عهدی نگهداشتنی و حرمتی رعایتکردنی و حقی گزاردنی از وی را بر ما لازم میگردانَد.پس میگوییم: سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا،و عید دوستان خدا..
#وداع_ماه_رمضان#چهلوپنج_صحیفه_سجادیه#بهار_۱۴۰۴
#وداع_ماه_رمضان#چهلوپنج_صحیفه_سجادیه#بهار_۱۴۰۴
۱۸:۰۸
خواستم دور تو بگردم؛ گفتی بیا طواف..
همیشه وداع سختترین اوقات است. ۲ محرم ۱۴۴۶ آخرین نفس وداع
وداع با ماه رمضان، همچون وداع با مکه است.همانقدر جانْسوز.همانقدر جانْکاه..
که هر دو ضیافت خدا بوده؛خوانگسترانیدهو آغوشْ پهناگشوده..
#عید_فطر#بهار_۱۴۰۴
که هر دو ضیافت خدا بوده؛خوانگسترانیدهو آغوشْ پهناگشوده..
#عید_فطر#بهار_۱۴۰۴
۱۸:۱۲
غم بزرگ، غم مهربان، غم متفاوت
حدیث زخم و نمک، سوز و مرهم متفاوت
تمام آینهها اسم اعظمند خدا راتو ای شکستهترین اسم اعظم متفاوت
میان اینهمه افسون و غمزهی متشابهکرشمههای تو آیات محکم متفاوت
کسی که عشق تو را دارد و کسی که ندارددو آدمند ولی در دو عالم متفاوت
صفوف سینهزنانت مُنظمند و مشوّشمنظمند و پریشان، منظم متفاوت
تو با تمام جهان فرق میکنی، تو که هستی؟
ضریح و تربت و آیین و پرچم متفاوت
چگونه میکشی و زنده میکنی، دل و جانمفدای چشم تو، عیسی بن مریمِ متفاوت
تو آمدی که جهان را از این ستم برهانی
خوش آمدی به جهان ای محرّم متفاوت
مهدی جهاندار
حدیث زخم و نمک، سوز و مرهم متفاوت
تمام آینهها اسم اعظمند خدا راتو ای شکستهترین اسم اعظم متفاوت
میان اینهمه افسون و غمزهی متشابهکرشمههای تو آیات محکم متفاوت
کسی که عشق تو را دارد و کسی که ندارددو آدمند ولی در دو عالم متفاوت
صفوف سینهزنانت مُنظمند و مشوّشمنظمند و پریشان، منظم متفاوت
تو با تمام جهان فرق میکنی، تو که هستی؟
ضریح و تربت و آیین و پرچم متفاوت
چگونه میکشی و زنده میکنی، دل و جانمفدای چشم تو، عیسی بن مریمِ متفاوت
تو آمدی که جهان را از این ستم برهانی
خوش آمدی به جهان ای محرّم متفاوت
۲۰:۱۶